مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/خانواده مهدوی/مهدویت و سبک زندگی اسلامی
مهدویت و سبک زندگی اسلامی
مهدویت و سبک زندگی اسلامی
در جستجوی سبک زندگی مهدوی
نویسنده : دکتر سیدرضی موسوی گیلانی
تعداد بازدید کننده : 670

تغییر رفتار، نخستین اقدام پیامبر اکرم در ایجاد تمدن اسلامی

به نظر می رسد که شکل گیری تمدن اسلامی در فرهنگ اسلامی به این صورت نبوده است که حضرت محمد (ص) صنف های متفاوت فرهنگی را جمع کند و برای هر گروه، جلسه ای جداگانه بگذارد و توصیه های خاصی متناسب با شغل شان ارائه دهد، البته وجود اصحاب سرّ و طرح سخنان گران‌بهای حکمی برای عده ای مخصوص در نزد پیشوایان دینی دلیل دیگری داشته است و آن این است که این دسته از سخنان برای توده‌ی مردم مناسب نبوده است و باید به افراد خاص گفته می شد، به همین جهت تا به امروز عرفان راه‌کاری خاص برای عده ای ویژه است و از عمومی شدن آن پرهیز می گردد؛ اما در دیگر عرصه های زندگی روش و شیوه پیامبر اسلام (ص) این چنین بوده است که ایشان در قدم نخست تلاش نمود تا با تکیه بر معارف و مبانی اسلامی، تحولی در انسان شناسی، معرفت شناسی، هستی شناسی و ارزش شناسی مسلمانان به وجود آورد و نخستین کاری را که پیامبر در شکل دهی تمدن اسلامی به آن همت گمارد، این است که تلاش نمود تا اندیشه، رفتار و احساس مسلمانان را تغییر دهد، به طوری که با این تحول، فرهنگ اسلامی بدون نظارت شخص پیامبر اسلام به سمت فرم و اسلوب خاصی رفت که به شکل گیری فرهنگ خاصی انجامید که گاه از آن به تمدن اسلامی تعبیر می گردد.

 

تعالیم اسلامی، جهت دهنده عناصر فرهنگی در مسلمانان

در واقع تعالیم اسلامی موجب جهت گیری و سمت و سویی شد که مسلمانان و یا به تعبیر عالمان دینی، متشرعه، هنر خاصی را برگزیدند، معماری خاصی را شکل دادند، در مناسبات و اقتصاد به سوی رفتار، خرید و فروش و تجارت خاصی حرکت کردند و در کلیه عناصر فرهنگ، جهت گیری ویژه ای پیدا نمودند که این امر با سنجش تمدن اسلامی با تمدن مسیحی و یا تمدن سکولار خود را بازمی نمایاند. به طور مثال مسلمانان در پاکی و نجاست، غذاهای حلال و حرام، تجارت درست و غلط و به تعبیر دیگر در معاملات و اقتصاد، جهت گیری خاصی دارند و بازار اسلامی با بازار غیر اسلامی متفاوت است و یا اینکه هیچ گاه مسلمانان در هنر، به سمت هنر تصویری، شمایل نگاری و برهنه نگاری نرفتند ولی به سمت هنرهای تزئینی گرایش داشتند، زیرا با مبانی دینی آنان سازگار بود و یا در هنرهای تجسمی، نمایشی، ادبی و موسیقایی، به سمت هنر ادبی گرایش بیشتری یافتند و دیگر هنرها را به اندازه ای که با موازین شرع ناسازگار نبود، قبول نمودند، به همین جهت حتی بعضی از هنرهای تجسمی همچون نقاشی و نگارگری در ذیل هنر ادبی یا کتاب آرایی شکل گرفت.
در واقع مسلمانان با پالوده شدن از اندیشه های پیش از اسلام و آراسته شدن به تعالیم اسلامی، خود می توانستند با تکیه بر علایق دینی، تکیه گاه های اسلامی و اندیشه‌های نبوی، هنر اسلامی را بدون آنکه پیامبر اسلام در زمان شکل دهی آنان حضور داشته باشد، شکل دهند. همان طور که در بسیاری از مسائل فقهی، نیز چنین است و فقها با تکیه بر عمومات و سخنان پیشوایان دینی، به شکل دهی فرهنگ اسلامی در طول تاریخ همت گماشتند. در واقع نه عمر پیامبر اسلام (ص) و نه وسعت مسائل انسانی و تمدنی متأخر از زمان پیامبر این امکان را به وجود می آورد تا پیامبر اسلام مستقیماً خود در این مسائل نظر دهند. به طوری که پیامبر جاده ای را صاف نمودند تا اندیشمندان دینی و توده مردم، خود با تکیه بر عمومات و مبانی دینی، در عرصه های متفاوت اظهار نظر کنند. به همین جهت عالمان دینی در طول تاریخ اسلامی، به ویژه در فرهنگ شیعی، که معتقد به مقوله اجتهاد و استخراج آراء دینی در عرصه های متفاوت است، توانستند، نگرش اسلامی را تبیین کنند.

 

سبک زندگی، محصول عمل به تکالیف دینی

سبک زندگی مساوی با مفهوم آداب دینی نیست، بلکه سبک زندگی در جوامع مسلمان بر اثر عمل به آداب، اخلاق و اعتقادات دینی به دست می آید و در نتیجه‌ی عمل به تعالیم دینی حاصل می شود. در واقع در سبک زندگی دینی می خواهیم بدانیم که آحاد و طبقات متفاوت اجتماعی در یک جامعه مسلمان از جمله کارگران، مهندسان، پزشکان و دیگر صنوف مسلمان در موقعیت های متفاوت از جمله کار، تفریح، لباس، غذا، مناسبات و روابط اجتماعی و خانوادگی و امثال آنها، چگونه عمل می کنند. بدیهی است که سبک زندگی مسلمان بر اثر اعتنا و توجه به دین شکل می گیرد. امروزه اگر سبک زندگی مطرح می شود و گاه دیده می شود که مرز سبک زندگی ما با سبک زندگی غربی مشخص نیست، به این جهت است که به سنت دینی به خوبی عمل نمی شود و آنگاه که محور امور زندگی بر اساس دین و اعمال دینی نباشد، قطعاً سبک زندگی هم شکل دینی به خود نخواهد نگرفت.
به طور مثال اعمال عبادی همچون نمازهای پنجگانه در روز، وضعیت رفتارهای انسان را در موقعیت های روزانه مشخص می کند و یا روزه و حج در دو ماه از سال، بخشی از کنش و رفتار آنان را جهت می بخشد و یا شعائر دینی همچون محرم، ایام شهادت، ایام تولد و مناسبت‌های دینی، بخشی از الگوی رفتاری شیعیان را تعیین می کند و بر سبک زندگی آنان تأثیر می گذارد، به طور مثال در سبک زندگی اسلامی، در ایام شهادت ازدواج صورت نمی پذیرد و یا در ایام ولادت پیشوایان دینی، جشن و سرور و ازدواج صورت می گیرد و مسلمانان رفتار خود را با این مناسبت ها جهت می بخشند.

 

اندیشمندان و وظیفه تبیین الگوهای زندگی

از جمله وظایف متفکران و اندیشمندان دینی در جامعه دینی به ویژه در عصر جدید طرح و تبیین نظری الگوهای زندگی است، به این معنا که باید در باره چگونگی تربیت کودکان و نوجوانان، شیوه شهرسازی و معماری، مناسبات خانوادگی، اجتماعی و سازمانی، خصوصیات فردی و جمعی و دیگر ساحت های زندگی بیندیشند و الگوهای درست زندگی را که مبتنی بر تعالیم و آموزه های اسلامی است، برای جامعه طرح نمایند.

 

ایران اسلامی و فرصت استثنایی اجرای سبک زندگی دینی

از طرف دیگر علاوه بر طرح تئوریک و نظری از جانب اندیشمندان و عالمان دینی، نیازمند آن هستیم که نهادها و سازمان هایی متولی باشند تا به اجرای طرح ها و الگوهای نظری زندگی بپردازند که این بخش از فعالیت ها تنها در جوامعی قابلیت اجرای کامل دارد که برخوردار از حکومت دینی باشند و حاکمان دغدغه های دینی خاص داشته باشند. به طوری که در جوامع امروز که بسیاری از حاکمان کشورهای اسلامی، سکولار هستند و چه در مقام نظر و یا در مقام عمل عرصه دین و اخلاق را از عرصه سیاست و حکومت جدا می دانند؛ طبعاً کشوری همچون ایران که بر خلاف این تفکر می اندیشد، از فرصتی استثنائی و منحصر به فرد برخوردار است، زیرا شاید کمتر کشوری همچون ایران باشد که حاکمان و آنان که در عرصه عملیاتی کردن تئوری ها هستند، ارتباط تنگاتنگی با متفکران و اندیشمندان داشته و دست نیاز به سوی آنان دراز کنند تا به طرح مدل ها و الگوهای نظری بپردازند؛ از این رو می توان گفت که ایران فرصت و شرایط خوبی را دارد تا بتواند در آن به تربیت نسل هایی از انسان ببردازد که در آینده می توانند با الگو و سبک زندگی دینی به حیات خود ادامه دهند. همان طور که امروزه در بعضی از کشورهای توسعه یافته دیده می شود که فرزندان پس از تولد در محیط هایی که برای آنان آماده شده است و نحوه زیست مشخصی را برایشان تعیین می کنند، تربیت می یابند و بسیاری از گرایش ها، علایق، هنجارها و ارزش های خود را ناخودآگاه از الگوهایی اقتباس می کنند که دیگران برای آنان تهیه کرده اند. در جامعه شیعی ایران می توان توقع داشت که متفکران به طرح سبک زندگی شیعی در عرصه های متفاوت فرهنگ بپردازند، به طوری که پس از بیست سال میتوان تصور نمود که فرزندان این جامعه و نسل آینده که نیمی از جمعیت دو دهه بعد را تشکیل می دهند، بر اساس آن الگو تربیت شوند.

 

مهدویت، تبیین گر فکر و اندیشه شیعی

امروزه در عصر غیبت امام مهدی (عج) باید به دنبال الگویی از سبک زندگی شیعی بود که مبتنی بر باور داشت به مسأله انتظار و بازگشت امام باشد. شیعه در عصر غیبت با یکی از جدی ترین مفاهیم حیات طولانی تاریخ امامت یعنی مهدویت و غیبت گره خورده است و دو مفهوم مهدویت و غیبت، با مفهوم سوم یعنی انتظار، ارتباط تنگاتنگ دارد، به گونه ای که این سه مفهوم سبک فکر و زندگی شیعه را تبیین نموده است. اعتقاد به حقانیت و مشروعیت امام مهدی (عج) و انتظار بر شکل گیری جامعه توحیدی که مبتنی بر حاکمیت ایشان است، تنها عامل مشروعیت بخشی به کلیه جریان های فکری و اجتماعی در عصر غیبت است و این امر اولین اصل و مبنای فکری شیعه در ارائه سبک زندگی شیعی است. بنابراین با استخراج عناصر اصلی ایده مهدویت و پرورش الگوهایی مبتنی بر این فکر می توان نحوه زیست شیعیان را تعیین نمود و نسلی را پرورش داد که اعتقاد به امامت و مهدویت از مولفه های اساسی فکر او است و نه تنها در شعائر و مناسبات بلکه در اهداف و آرمان های خود به سوی امام معصوم توجه و گرایش دارد و جهت زندگی خویش را به سمت انسان کامل معطوف می سازد.
 

منبع: ماهنامه امان، شماره 45

www.harfeakhar.com