مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/خانواده مهدوی/تعادل و تعالی، ثمره سبک زندگی منتظرانه
تعادل و تعالی، ثمره سبک زندگی منتظرانه
تعادل و تعالی، ثمره سبک زندگی منتظرانه
گفت‌وگو در باب سبک زندگی مهدوی
گفت‌وگو با حجت الاسلام علی صدوقی
تعداد بازدید کننده : 2078

اشاره: شاید بتوان گفت که آموزه انتظار، مهم ترین مقوله ای است که نوع تفسیر از آن، در سبک زندگی شیعیان در عصر غیبت امام زمان (عج) تأثیر بسزایی دارد. برای روشن شدن بیشتر این موضوع گفتگویی را با حجت الاسلام و المسلمین علی صدوقی از کارشناسان اخلاق و تربیت در مرکز تخصصی مهدویت قم، انجام داده ایم که مفاد آن در اختیار شما گرامیان قرار می گیرد.

 

* فکر می کنید آموزه انتظار چقدر می تواند در سبک زندگی ما تأثیرگذار باشد؟

انتظار مفهومی است جامع و کامل که می تواند همه زندگی انسان را تحت پوشش قرار داده و او را بر اساس مبانی اسلام تربیت نموده و زمینه تجلی هویت اخلاقی را در او پدید آورد. لذا درک چیستی این مفهوم و اهدافی که تعقیب می کند و نیز شناخت قلمرو آن، برای کسانی که می خواهند نظام زندگی خویش را بر اساس این مفهوم شکل داده و زندگی خویش را سازمان دهی نمایند، امری است بسیار ضروری که عدم توجه به آن در دراز مدت بحران هایی را در زندگی انسان پدید می آورد که نتیجه آن عدم تعادل و سپس عدم تعالی اوست.

اما برای درک چیستی «انتظار» و نقش آن در سبک زندگی باید بدانیم این واژه چه نسبتی با دین دارد؟ آیا جزء آن است که در این صورت نگاه حداقلی به این مفهوم داریم و یا این که همه دین است که در این صورت یک نگاه حداکثری به این مفهوم شده است، چون در این نگاه تمامیت دین با مفهوم انتظار توضیح داده می شود و هویت انسان مسلمان و بالاتر، انسان مؤمن با آن، معناپذیر می گردد.

 

* چه طور می شود نگاه حداکثری به انتظار داشت و آن بر تمام دین منطبق کرد؟

اگر امامت و ولایت رکن رکین هویت ماست و اگر دین با ولایت می تواند در عرصه های مختلف زندگی خود را آشکار نماید، پس باید این امامت به تمام معنی ظهور یابد تا حقیقت دین متجلی و به تبع آن راه و رسم زندگی شفاف شود. بنابراین تجلی دین به عنوان نقشه راه زندگی، وابسته به امام معصومی است که می تواند راهبر زندگی انسان باشد چرا که از سویی از خطا و گناه دور است و از سوی دیگر هدف زندگی که درک مراتبی از عبودیت الهی است و راه رسیدن به آن و موانع رسیدن و طریق عبور از موانع جهت درک آن هدف متعالی را می شناسد. پس باید منتظر ظهور چنین امامی بود و برای ظهور چنین امامی قیام کرد. این تلاش و قیام و جنب و جوش و خروش متعالی در مفهومی به نام انتظار تجلی می یابد که روح حاکم بر زندگی مسلمان آزاده ای است که در عصر غیبت معصوم علیهم السلام خود را ملتزم به تلاش و حرکتی قانون مند در جهت ظهور آن راهبر در عصر غیبت نموده است و عاشقانه و خالصانه در مسیر رضایت ولی خدا حرکت می کند تا زمینه های ظهور مهیا گردد.

این تلاش، وظیفه یک انسان مؤمن است. بنابراین مفهوم انتظار جزء لاینفک ایمان است و نمی توان فردی را مؤمن یافت که منتظر نباشد یا فردی را منتظر یافت که مؤمن نباشد. پس مؤمن، منتظر است و تمامی صفات و ویژگی های انسان منتظر را داراست. با این حساب باید بپذیریم که دین، بدون لحاظ مفهوم انتظار، هویت و اعتبار ندارد و اگر ملتزم به صفات منتظران برای مؤمنان شدیم پس وارد حریم ارزش های انتظار شده ایم. این، همان نگاه جامع و کامل به مفهوم انتظار است که در سبک زندگی ما تغییراتی جدی به وجود خواهد آورد.

 

* به نظر می آید با این نگاهی که شما به مفهوم انتظار دارید و آن را منطبق بر تمام ایمان می دانید، قائل به تعریف خاصی از انسان منتظر هستید. این طور نیست؟

بله، منتظر شخصیتی است که وظیفه دارد بر اساس مبانی اسلام ناب محمدی (ص) تلاش در جهت توسعه ظرفیت وجودی خویش و ارتقای سطح مقاومت خود در مقابل فتنه های زمانه (یعنی بحران های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی بحران های زیست محیطی همچون زلزله، سیل و غیره) و نیز آلودگی های اخلاقی پنهان و آشکار، زمینه ای را در خود ایجاد کند که بتواند در هر موقعیت به صورت مستمر در جهت اصلاح و ارتقای خود و دیگران در راستای ظهور، قیام و حاکمیت امام معصوم اقدامات بایسته و شایسته را انجام دهد.

 

* منظور از «هر موقعیت» که در تعریف انسان منتظر، عنوان کردید، چیست؟

مرادم از موقعیت آن است که اولاً خود فرد در چه وضعیتی به سر می برد و ثانیاً در چه فضایی قرار دارد؛ یعنی موقعیت خودش چگونه است؛ پیر است یا جوان، نوجوان، سالم، آزاد و یا زندانی؟ همچنین در چه موقعیت مکانی و زمانی است؟ آیا در شرایط خفقان حاکمیت طواغیت است یا در شرایط ویژه حکومت امام معصوم یا نائب او، در محیط و فضای رفاهی است یا در شرایط ناهنجار رفاهی و غیره؟

 

* شما در معرفی انسان منتظر از دو واژه «اصلاح» و «ارتقا» به عنوان ثمرات سبک زندگی منتظرانه استفاده کردید؛ ممکن است مقصودتان را از این دو واژه، واضح تر بیان کنید؟

منتظر، یک مصلح است و وظیفه دارد به اصلاح خود و جامعه به صورت مستمر بپردازد و اصلاح وقتی است که ما و دیگران مریض هستیم و باید به سلامت بیندیشیم. آن گاه وقتی فرد اصلاح شد و به تمام سلامت رسید، می توان به ارتقای سلامت او اندیشید. ارتقای بعضی، تلاش ویژه در جهت واکسینه کردن فرد در مقابل بحران ها است، به طوری که مقاومت او در مقابل بحران ها به صورت بالنده رشد نماید.
حقیقت آن است که ما در اصلاح، به دنبال ایجاد «تعادل» و در ارتقا، به دنبال ایجاد «تعادلی» در شخصیت فرد هستیم. برای اصلاح خود، باید خود و ضعف ها و قوت ها را بشناسیم و در جهت حذف ضعف ها و تقویت قوت ها قدم برداریم و برای ارتقای خویش نیز باید با درک واقع بینانه از موقعیت شخصیتی و هویتی خویش نسبت به ارتقای آن کوشش نماییم. یک منتظر در ارتباط با دیگران، از پدر و مادر، فرزندان، اعضای خانواده، اقوام، همسایگان، امت اسلامی و رهبر زمانه (ولی فقیه) و جامعه جهانی و نیز دشمنان اسلام و انسانیت، نمی تواند بی تفاوت باشد. منتظر از خوبی ها متأثر است و در مقابل بدی ها مقاوم و در جهت رشد جامعه، نقش تأثیرگذار دارد.

 

* راهکار پیشنهادی شما برای استقامت در مسیر و وظایفی که گفتید، چیست؟

برای پایداری در این مسیر که همان عبودیت خداست، باید با امام زمان خویش، بیعت مستمر داشته باشیم، البته بیعت با امام باید به صورت مستمر باشد. چطور در نماز اگر استمرار نیت نباشد نماز از قاعده خارج شده و دیگر نماز نیست چون باطل است. در زندگی ما نیز اگر دوام بیعت با امام نباشد، دیگر زندگی انسانی نیست و با بی هویتی و پوچی و مسخ انسان همراه است. بیعت امام یعنی درک حیات طیبه؛ یعنی درک زیبایی های زندگی؛ یعنی لذت بردن حقیقی از زندگی، آرامش و طمأنینه واقعی و حرکت دائمی به سوی رشد و بالندگی و در یک کلمه درک مراتبی از عبودیت الهی در راستای حیات طیبه و بالاخره یعنی متعالی زندگی کردن. پس حافظ این بیعت باشیم تا برای همیشه، متعالی باشیم، متعالی بیندیشیم و متعالی زندگی کنیم.

 

* در نگاه شما سبک زندگی آرمانی در تعاملات جامعه شیعی عصر غیبت چگونه است؟

جامعه آرمانی عصر غیبت، جامعه ای است که تمامی تعاملات و روابط شهروندانش بر اساس فرهنگ انتظار تعریف شده است و همه، هم سو و هم جهت با این فرهنگ متعالی در جهت تحقق اهداف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تلاش می کنند و جامعه و محیط را بر اساس سلامت اصیل ارتقا می دهند. در این جامعه، روابط انسانی در قالب اخوت و برادری تعریف می شود که البته ملاک آن ایمان است، نه خون و نژاد و قومیت. در این صورت است که دل ها با یکدیگر جمع شده و همه استعدادها، توان و امکانات جامعه، در مسیر تحقق ظهور، ساماندهی می شود.

اعضای این جامعه دو وظیفه بزرگ بر دوش دارند:

اول آن که خود را در راستای مبانی امامت و مهدویت و در یک کلمه در جهت تثبیت هویت دینی درخویش فربه کرده و جامعه را توسعه دهند و دوم، زمینه های لازم برای جذب افراد جهت عضویت در این جامعه را مهیا نمایند. همین امر ایجاب می کند که همه اولاً خود را با اسلام اصیل، انطباق دهند و زندگی خویش را درجهت درک مراتبی از عبودیت الهی مبتنی بر رضایت ولی و حجت خدا، مدیریت نماید و ثانیاً درجهت حرکت به سوی آرمان شهر واسطه یعنی همان جامعه منتظر، حرکت نماید و ثالثاً ازطریق شناسایی و جذب استعدادهای توان مند در عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اقدامات بایسته و شایسته را انجام دهد.

 

منبع: ماهنامه امان، شماره 45

www.harfeakhar.com