مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی الگوها/معصومین علیهم‌السلام/رهنمودهای تربیتی امام موسی کاظم (ع)
رهنمودهای تربیتی امام موسی کاظم (ع)
رهنمودهای تربیتی امام موسی کاظم (ع)

تنظیم و ویرایش : سایت راه برتر
تعداد بازدید کننده : 194

تربیت یکی از مهمترین مقوله های مطرح و قابل توجه برای تحصیل کمالات روحانی و نفسانی می باشد که اهل بیت علیهم السلام نیز به آن بسیار سفارش نموده اند. مسئله تربیت از همان نوزادی و چه بسا از دوران بارداری آغاز می گردد. اگر بخواهیم اجتماعی سالم و امن داشته باشیم باید فرزندان خویش را درست تربیت کنیم تا جامعه ای سالم و با نشاط داشته باشیم. امامان معصوم ما برای هدایت صحیح ما در طی این طریق دستوراتی ارائه فرموده اند که ما را در این مسیر پُر فراز و نشیب دستگیری می کند. امام کاظم علیه السلام نیز جهت تربیت صحیح کودکان راهکارهایی توصیه فرموده اند که به برخی از آنان اشاره می نماییم.

 

كودک و وابستگى به والدین

پیوند عاطفى والدین و فرزندان از نشانه‏هاى خداوند است؛ پیوند ناگسستنى و بى ‏شائبه‏اى كه بر اساس محبت است نه نیاز و منفعت. وابستگى عاطفى فرزند به ‏والدین بیش از تعلق خاطر والدین به فرزند است. نیاز به عاطفه سراسر وجود كودك را فرا گرفته و او را به عنایت والدین نیازمند ساخته است. كودك توان ‏دورى از والدین را ندارد و هرگونه بى ‏توجهى پدر و مادر به این وابستگى، ‏مى‏تواند براى آینده كودك مشكل‏ آفرین باشد. متاسفانه امروزه برخى از والدین،- بى‏ آن كه ناگزیر باشند- ، فرزندان خود را به مهد كودك مى‏سپارند. هر چند مهد كودك بُعد اجتماعى شخصیت كودكان را پرورش مى‏دهد، اما هرگز پاسخگوى نیاز حیاتى ‏كودك به عاطفه نیست. بنابراین شایسته است والدین، در حد امكان، فرزندان خود را از حلاوت مهر مادرى و عطوفت پدرى محروم نسازند. توجه به وابستگى كودك چنان ‏مهم است كه حتى در محافل نباید میان پدر و فرزند كه كنار هم نشسته‏اند، فاصله‏ انداخت. امام كاظم (ع) مى‏فرماید:

" رسول خدا (ص) از فاصله انداختن بین پدر و فرزند نهى فرموده است." (1)

 

وفا به وعده

وفاى به وعده، حتى در برابر كفار، از صفات پسندیده و مورد توجه پیشوایان دین‏ است. این عمل مهم در برخورد با كودكان از اهمیت‏ بیشترى برخوردار است. كودكان ‏جز به تحقق وعده والدین نمى‏اندیشند، در وفاى والدین تردید ندارند و همواره به ‏انتظار لحظه موعود مى‏نشینند.هرگونه تأخیر و تخلف در وفاى به وعده آنها را مى‏آزارد و به تخریب روحیه اعتماد به والدین مى‏انجامد. افزون بر این، چنین ‏كردار ناپسندى غیرمستقیم درس پیمان ‏شكنى به آنان مى‏آموزد. كلیب صیداوى نقل ‏مى‏كند كه، امام كاظم(ع) فرمود: "اذا وعدتم الصبیان وفوا لهم ... ؛ هنگامى كه‏ به فرزندانتان وعده دادید، وفا كنید؛ همانا كودكان چنان مى‏پندارند كه شما به‏ آنها روزى مى‏دهید. خداوند متعال به خاطر هیچ چیزى به اندازه زنان و كودكان ‏خشمگین نمى‏شود." (2)

 

كودكان و نماز

نماز ستون دین و سرچشمه همه نیكی هاست. هرچند این امر مهم همزمان با سن تكلیف بر انسان واجب مى‏شود؛ اما هر چه زودتر فرزندان با آن آشنا گردند، سریع تر تحت الطاف الهى قرار مى‏گیرند و شتابان تر در راه كسب فضایل اخلاقى گام خواهند گذاشت.
انسانى كه از كودكى با نماز آشنا و مأنوس شود، زودتر شیرینى عبادت و ارتباط با پروردگار را مى‏چشد و دیگر هرگز ذائقه دلش طعم تلخ گناه را نمى‏پسندد. از بُعد اجتماعى نیز نماز، نوجوان را به جماعت نیك ‏رفتاران و پسندیدگان پیوند مى‏دهد و از فرو رفتن در گرداب آشنایى با آلودگان و تبهكاران بازمى‏دارد. نماز در نوجوانى و قبل از تكلیف، تجربه‏اى شیرین و جذاب است و هنگام تكلیف، احساس‏ سختى فرایض را از انسان دور مى‏سازد. بدین جهت ائمه علیهم السلام فرزندان‏ خود را، قبل از سن تكلیف، با نماز آشنا مى‏ساختند. امام كاظم(ع) فرمود: " مروا صبیانكم بالصلاة اذا كانوا سبع سنین ..."؛ هنگامى كه فرزندانتان به سن هفت ‏سالگى رسیدند، آنها را به نماز فرمان دهید. (3)

 

فرزندان و بستر استراحت

اسلام به پیشگیرى از گناه اهمیت ‏بسیار مى‏دهد و براى از بین بردن زمینه‏هاى گناه تأكید مى‏كند. رعایت ‏حجاب، پرهیز از اختلاط زنان و مردان، كراهت ‏سخن گفتن بسیار با نامحرمان و ... از همین باب ‏است. جدا كردن بستر فرزندان در آستانه سن تمیز نیز بخشى از برنامه پیشگیرى‏ از گناهان است. امام كاظم (ع) می فرماید: " ... هنگامى كه فرزندانتان به ده سالگى ‏رسیدند، بسترشان را از هم جدا كنید." (4)

 

فرزندان و مسئولیت

مسئولیت دادن به ‏فرزندان از روش هاى مؤثر تربیتى است. مسئولیت، اگر متناسب با توان كودكان ‏باشد و در انجام دادن آن یارى شوند، اعتماد به نفسشان را تقویت مى‏كند و آنان ‏را براى پذیرش و به انجام رساندن مسئولیت هاى بزرگتر آماده مى‏سازد. علاوه براین، كودكان احساس مى‏كنند كه والدین براى آنها احترام قایلند و آنها را ناتوان نمى‏انگارند. پیشواى هفتم شیعیان، در فرصت هاى مناسب، به فرزندانش‏ مسئولیت مى‏داد. سلیمان جعفرى مى‏گوید: "هنگامى كه یكى از فرزندان امام كاظم(ع) در بستر مرگ بود، حضرت به فرزندش قاسم فرمود: بر بالین برادرت سوره صافات‏ بخوان. قاسم قرائت ‏سوره صافات را شروع كرد و چون به آیه «اهم اشد خلقا ام ‏من خلقناه ...؛ رسید، برادرش وفات یافت." (5)
آن حضرت همچنین، هم زمان با وصى اصلى قرار دادن حضرت رضا(ع) سه تن از فرزندانش (عباس، اسماعیل و احمد) را در مسئولیت وصایت ‏با امام هشتم(ع) همراه ساخت.

 

ناآرامى كودكان

برخى از كودكان بسیار شلوغ، پُرتحرك و ناآرامند؛ به هر كارى ‏دست مى‏زنند و چه بسا سبب آزار والدین مى‏شوند. برخى از والدین در برابر آنها موضع مى‏گیرند، لب به سرزنش مى‏گشایند و آنان را نابهنجار به شمار مى‏آورند؛ درحالى كه تحرك و ناآرامى كودكان معمولاً طبیعى است وكسانى كه در كودكى شلوغ و پرتحرك باشند، در جوانى آرام و بردبار خواهند شد. بنابراین بجاست والدین كمرهمت‏ ببندند و با صبر و حوصله، خود را براى گذر از این دوره حساس و چه بسا طاقت ‏فرسا مهیا سازند.
امام كاظم فرمود:" تستحب عرامه (6) الصبى فى صغره لیكون ‏حلیما فى كبره؛ ... ما ینبغى ان یكون الا هكذا؛ سزاوار است فرزند در كودكى‏ شلوغ و پرتحرك باشد تا در بزرگى صبور و بردبار شود؛ ... و جز این روا نیست. (7)

 

تفاوت آرى، تبعیض هرگز

تبعیض و تفاوت دو واژه نزدیك، ولى متفاوت‏ است. تبعیض بدین معناست كه در میان افراد هم پایه و همسان بى‏ دلیل فرد یا افرادى را برتر به شمار آوریم؛ ولى تفاوت عبارت است از برترى شایستگان. در سیره تربیتى امام كاظم (ع) تبعیض ممنوع، و تفاوت مجاز شمرده شده است. تبعیض ‏میان فرزندان بذر كینه و اختلاف و بدبینى به والدین را در دل كودكان ‏مى‏پراكند. امام كاظم (ع) از پدرانش چنین نقل مى‏كند: مردى یكى از دو فرزندش‏ را بوسید و دیگرى را رها كرد. رسول خدا (ص) [با ناراحتى] فرمود: چرا بین آن‏ها به ‏مساوات رفتار نمى‏كنى؟ (8)
تفاوت اگر بجا و منطقى باشد، موجب پیشرفت فرزندان ‏مى‏شود؛ زیرا حس رقابت ‏سالم را در آنها تقویت مى‏كند. امام كاظم(ع) در مواردى‏ میان فرزندانش تفاوت قائل مى‏شد. رفاعه از حضرت موسى بن ‏جعفر(ع) پرسید: اى‏ فرزند رسول خدا، مردى چند پسر دارد؛ آیا برتر شمردن یكى بر دیگران، درست‏ است؟
امام (ع) پاسخ داد: "نعم، لا باءس؛ قد كان ابى(ع) یفضلنى على عبدالله"؛ بله، مانعى ندارد؛ زیرا پدرم [حضرت صادق(ع)] مرا بر عبدالله، برادر بزرگترم‏ ترجیح مى‏داد. (9)
حضرت رضا(ع) نیز فرمود: پدر بزرگوارم اسماعیل را، با آن كه‏ از عباس كوچكتر بود، در سرپرستی صدقه اموال بر عباس مقدم داشت. (10)
شیخ مفید مى‏نویسد: " احمد بن ‏موسى شخصى بخشنده، بزرگوار و با ورع بود، امام كاظم (ع) او را دوست مى‏داشت، بر دیگران مقدم مى‏شمرد و مزرعه خود را به او بخشید." (11)
تفاوت نهادن میان فرزندان امرى بسیار ظریف و حساس است و نیاز به كمال دقت و ظرافت دارد؛ زیرا ممكن است فرزندان آن را تبعیض پندارند. پس والدین باید به موارد زیر دقت داشته باشند:
1- هنگامتفاوت نهادن میان فرزندان، به گونه‏اى رفتار كنند كه كسى آن راتبعیض به شمار نیاورد.
2- دقت كنند كه سبب برترى فرزندى كه برتر مى‏شمارند، كاملاً آشكار باشد.
3- در صورت امكان، امتیاز فرزند برتر را، با عباراتى ‏سازنده، بیان كنند.
امام هفتم (ع) در مواردى حضرت رضا(ع) را بر دیگران ترجیح‏ مى‏داد، او را الگوى دیگر فرزندان معرفى مى‏كرد و وجه برترى‏اش را آشكار مى‏ساخت.
اسحاق بن ‏موسى(ع) مى‏گوید: امام كاظم(ع) به فرزندانش مى‏فرمود: "برادرتان على(ع) دانشمند آل محمد (ص) است، درباره دینتان از او بپرسید وآنچه بیان مى‏كند، به خاطر بسپارید. همانا که ابوجعفر(ع) به من فرمود: دانشمند آل محمد در شمار فرزندان تو خواهد بود. كاش وى را درك مى‏كردم. بى‏تردید او همنام امیرمومنان [على] است." (12)

 

موقعیت اجتماعى فرزندان

فرزندان ‏تا وقتى به بلوغ شرعى، عقلى و اجتماعى دست نیافته‏اند، به مراقبت والدین و هدایت آنها نیاز دارند. فراهم ساختن زمینه مساعد براى دستیابى فرزندان به جایگاه اجتماعى مناسب، بخشى از وظایف والدین در برابر فرزندان است. آنها باید براى رسیدن به این ‏هدف، فرزندشان را در انتخاب شغل مناسب یارى دهند. چه بسیار فرزندانى كه بر اثر بى ‏توجهى والدین به مشاغل پَست و منفى تن داده‏اند و به خاطر محروم بودن از راهنمایی هاى سودمند والدین، از موقعیت هاى ارزشمند و شایسته اجتماعى محروم‏ شده اند، سرانجامشان به رذالت و پستى گراییده است و مایه ننگ و خوارى والدین‏ گردیده اند. امام كاظم(ع) فرمود:
" شخصى [با فرزندش] خدمت رسول خدا (ص) آمد و گفت: اى رسول خدا، حق این فرزند برمن چیست؟
حضرت فرمود: نام نیكو برایش انتخاب كن، او را ادب بیاموز و در موقعیتى نیك ‏قرار ده." [جایگاه اجتماعى مناسب برایش فراهم ساز] (13)
در حدیث دیگرى ‏مى‏فرماید: شخصى همراه فرزندش خدمت پیامبر(ص) رسید و گفت: یا رسول الله، من ‏به فرزندم نوشتن آموختم، او را به چه كارى بگمارم؟
حضرت فرمود: او را به كارى كه خشنودى خداوند در آن است‏ بگمار و از پنج ‏شغل‏ بازدار: سیائى، صائغى، قصابى، حناطى و نحاسى.
مرد پرسید: "سیاء" كیست؟
فرمود: كسى كه كفن مى‏فروشد و براى امتم آرزوى مرگ مى‏كند. همانا نوزاد امت ‏من، نزد من از آنچه خورشید بر آن مى‏تابد، محبوب‏ تر است. "صائغ" كسى است كه در پى زیان (14) امت من است؛ "قصاب" ذبح مى‏كند تا آن جا كه رحمت از قلبش مى‏رود؛ "حناط" كسى است كه غذا را احتكار مى‏كند، همانا اگر خداوند محتكر را در حال دزدى ‏مشاهده كند، بهتر است از این كه او را چهل روز در حال احتكار ببیند؛ اما " نحاس"- برده ‏فروش- جبرئیل نزدم آمد و فرمود: اى محمد، بدترین امت كسانى‏اند كه مردم را مى‏فروشند.

 

والدین و موعظه فرزندان

هرچند روش غیرمستقیم و زبان عمل از زبان گفتار نافذتر است و معصومان علیهم السلام بیش از آنچه مى‏گفتند، با كردار خود، مردم ‏را ارشاد مى‏كردند؛ ولى پند مستقیم نیز در سیره آنها بسیار مشاهده مى‏شود.
امام كاظم (ع) بعضى از فرزندانش را چنین اندرز مى‏دهد:" فرزندم! بپرهیز از این كه خداوند تو را در گناهى كه از آن نهى‏ات كرده، ببیند؛ بپرهیز از این كه ‏پروردگار تو را از اطاعتى كه بدان فرمانت داده، دور مشاهده كند. بر تو باد به تلاش و كوشش.هرگز خود را از كوتاهى در عبادت خداوند تهى مشمار؛ زیرا خداوند چنان كه شایسته است عبادت نمى‏شود؛ و از مزاح بپرهیز كه نور ایمانت را مى‏برد و تو را سبك مى‏سازد؛ و از اندوه و كسالت دور باش، كه از بهره دنیا وآخرتت جلوگیرى مى‏كنند.» (15)

 

مسافرت خانوادگى

مسافرت هاى خانوادگى مى‏تواند اثر تربیتى بسیار داشته باشد؛ زیرا:
1. باعث نشاط و شادابى اعضاى خانواده مى‏شود.
2. سبب استمرار نظارت پدر، كه در حیات تربیتى فرزندان ضرورى است، مى‏گردد؛ این امر، به ویژه امروزه كه پدران به سبب مشاغل زیاد در خانه كمتر حضور دارند، بسیار مهم است.
3. زمینه بروز استعدادها و شناخت نقاط ضعف و قوت كودكان را فراهم مى‏آورد.
4. میدان مناسبى براى تجلى اخلاق اجتماعى و تمرین صفات پسندیده‏اى چون همكارى، تعاون، نوع دوستى، ایثار و گذشت‏ به شمار مى‏آید.
5. چنانچه سفر، زیارتى باشد سبب تحكیم اعتقادات و توجه به معنویات مى‏شود.

على بن ‏جعفر، برادر امام كاظم (ع) مى‏گوید: چهار مرتبه در کنار حضرت كاظم(ع) بودم و حضرت همراه خانواده‏اش به سمت‏ حج مشرف بودند. این سفرها گاه‏26 روز، زمانى 24 روز و گاه 21 روز به درازا مى‏كشید. (16)

 

تربیت از تولد تا مرگ

امام (ع) هنگام تولد فرزندش امام رضا علیه السلام كلمات زیباى اذان و اقامه را در گوشش‏ زمزمه فرمود و روان نورسیده خود را با آواى توحید صفا بخشید. نجمه مادر حضرت‏ رضا(ع) مى‏گوید: هنگامى كه وضع حمل كردم پسرم - على بن‏ موسى- دست هایش را بر زمین قرار داده، سر را سمت آسمان بلند كرد و لبهایش را حركت داد، گویا سخن ‏مى‏گفت. پدرش موسى بن ‏جعفر(ع) بر من وارد شد و فرمود: اى نجمه، كرامت ‏پروردگارت گوارایت ‏باد. آنگاه نوزاد را، كه در لباس سفید پیچیده بودم، به ‏حضرت دادم. امام (ع) در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند؛ سپس آب فرات خواست و كامش را با آب فرات آشنا نمود؛ سپس او را به من داد و فرمود: بگیرش كه او در روى زمین بقیة الله است. (17)

حضرت حتى در لحظات پایانى عمرش نیز به تربیت فرزندانش ‏مى‏اندیشید. آن بزرگوار در وصیت ‏نامه‏اش نكات تربیتى مهمى به یادگار نهاده، مى‏فرماید: ... درباره صدقات و اموال و فرزندان وصیت مى‏كنم ابراهیم و عباس و اسماعیل و ام احمد و على را، به ویژه در امر زنان؛ و پسرم على(ع) در امر آنها مختار است نه پسران دیگرم. همچنین در صدقه و ثلث پدرم و درباره اهل بیتم او اختیار دارد ... من داراى اموالى هستم كه برای صدقه قرار داده‏ام؛ فرزندم على بدان ‏آگاه و راست‏ گفتار است و باید بدین وصیت عمل كند. و اگر از برخى از فرزندانم ‏به عنوان وصى نام بردم، براى احترامشان بوده تا در اجراى وصیت‏ شركت كنند. فرزندان و همسرانم هر یك در همان خانه‏اى كه هستند، اقامت و با مقدارى ثابت ‏از صدقات معین زندگى كنند ... هیچ یك از فرزندانم حق شوهردادن دخترانم را ندارند، مگر به فرمان رضا(ع). اگر رضا ناخشنود بود و كسى بدین كار اقدام كرد، با خداوند و رسول و ولى‏اش‏ مخالفت كرده و در مقام جنگ با حق برآمده است. اگر فرزندم رضا صلاح دانست، آنها را شوهر مى‏دهد و اگر نخواست نگه مى‏دارد. (18)

این مطلب اشاره ای اجمالی، به نقطه نظرات امام موسی بن جعفرعلیهماالسلام در باب تربیت فرزندان داشت. امید است پویندگان راه حق از این فرمایشات گهربار توشه ای برگیرند و در زمان مقتضی از آن استفاده نمایند.

 

پي‌نوشت‌ها:

1- الكافى، ج‏6، ص 50.
2- مستدرك الوسائل، ج‏3، ص 558.
3- همان.
4- حیاة الامام موسى بن ‏جعفر(ع)، ج 2، ص 430.
5- صبى عارم: بین العرام بالضم اى شرس (مجمع البحرین، ج‏6، ص‏113) و الشرس‏ هو السیى‏ء الخلق، بین الشرس (همان، ج 4، ص 78)؛ عرم عرامه: اشتد و خرج عن‏الحد (المنجد) در برخى كتب عرامه را تحمل سختى و مشقت كودك معنا كرده‏اند كه ‏به نظر مى‏رسد صحیح نباشد.
6- الكافى، ج‏6، ص 51.
7- مسند امام كاظم (ع)، ج 1، ص 481.
8- همان، ج‏3، ص‏7.
9- عیون اخبارالرضا(ع)، ص‏27.
10- الارشاد، ج 2، ص 244.
11- كشف الغمه، ج‏3، ص‏107.
12- الكافى، ج‏ 6، ص 48.
13- در نسخه تهذیب و استبصار« دین‏» امتى ذكر شده. (تهذیب، ج‏6، ص 362 / استبصار، ج‏3، ص‏96.)
14- مسند امام كاظم (ع)، ج 2، ص 391.
15- تحف العقول، ص‏306.
16- بحارالانوار، ج 48، ص 100.
17- عیون اخبارالرضا، ص‏1716.
18- بحارالانوار، ج 48، صص‏276- 280.