مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی الگوها/معصومین علیهم‌السلام/احياگر جنبش علمی امام صادق (ع)
احياگر جنبش علمی امام صادق (ع)
احياگر جنبش علمی امام صادق (ع)

نويسنده : عزيزالله حسينی
تنظیم و ویرایش : سایت راه برتر
تعداد بازدید کننده : 286

هفتم صفر سال 128 هجري آسمان «ابواء»- منطقه کوچکي ميان مکه و مدينه- با شکفتن گلي ديگر از گلستان امامت عطرآگين گشت. موسي کاظم(ع) از مادري به نام «حميده خاتون» از بهترين بانوان عصر خويش متولد شد و پرورش يافت؛ همان بزرگواري که امام باقر(ع) در زمان ازدواج فرزند گرامي شان امام صادق(ع) با وي فرموده بود: «تو بانوي بزرگواري هستي که هم در دنيا ستوده خواهي بود و مدح و فضايل و ملکات ايماني تو در آخرت بر سر زبانها خواهد بود».

امام جعفر صادق(ع) ؛ پدر بزرگوار ايشان نيز امامي است که فرهنگ و ادبيات جهان تشيع با فرهنگ عملي آن امام همام گره خورده است.

 

ماجراي تولد

ابوبصير درباره چگونگي تولد موسي بن جعفر(ع) مي گويد: من همراه امام صادق(ع) بودم هنگام بازگشت از حج و در بين مکه و مدينه مشغول صرف صبحانه بوديم، پيکي از سوي همسر بزرگوار ايشان آمده و پيغامي را به حضرت داد، در آن هنگام امام بي درنگ برخاست و فرمود: «خداوند به من فرزندي عنايت کرد که در ميان مخلوقات پروردگار يکي از بهترين و يکي از آبرومندترين خلق خداست. اين فرزند بعد از من امامي براي خلق است. »

ابوبصير به نقل از امام صادق(ع) مي گويد: هنگامي که آن کودک متولد شد، دستهايش را بر زمين نهاد و سر به سوي آسمان بلند کرده و در پيشگاه خداي متعال آغاز به ستايش کرد که اين کار نشانه رسول خدا(ص) و اوصياي بعد از ايشان است.

امام کاظم(ع) در معرفي خود فرموده است: «اگر از من مي پرسيد من فرزند محمد مصطفي(ص) حبيب خدايم. از نسل اسماعيل ذبيح ا... و فرزند ابراهيم خليل. اگر از شهر من مي پرسي، من اصالتاً از شهر و دياري هستم که واجب است مسلمانان در طول عمر يک بار براي انجام وظيفه (انجام فريضه حج) بدانجا آيند. اگر از مفاخر من مي پرسي، از خانداني هستم که بينيِ گردن کشان و ستمگران را به خاک ماليده، باعث شدند مردم راه هدايت را بشناسند و به سوي توحيد روي آرند. اگر شهرت مرا خواهي، من از آل محمدم که خداي دستور داده است که در نماز بر ما درود فرستند».

 

ويژگي‌های اخلاقی

امام موسی کاظم(ع)، در علم و حلم، تواضع و مکارم اخلاق شهرتی بسيار داشت و دانش وصف ناپذير و صفات برجسته اخلاقی‌اش از او تنديسی از انسانی کامل ساخته بود. امام کاظم(ع)، بدان و بدانديشان را با عفو و احسان بی کران خويش تربيت می‌فرمود. شبها به طور ناشناس در کوچه هاي مدينه مي گشت و به مستمندان کمک مي کرد. مبالغي را در کيسه ها مي گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مي کرد. کيسه هاي موسي بن جعفر(ع) در مدينه معروف بود و اگر به کسي يک کيسه مي رسيد بي نياز مي گشت. با اين حال در اتاقي که نمازش را به جاي مي آورد جز بوريا و مصحف چيزي در آن يافت نمي شد، زيرا در دودمان مقدس و تقوي و در بيت رفيع زهد و عبادت پرورش يافته بود؛ دودماني که ايمان به خدا و عشق و علاقه به فضايل معنوي و خصايص انساني از در و ديوار و جوانب زندگي آن مي باريد و همگان شيفته و دلباخته عبادت و ستايش پروردگار بودند.
زيباترين ساعات زندگي ايشان هنگام خلوت کردن با آفريدگارش سپري مي شد و لذت بخش ترين اوقات عمر او را نماز و انجام فرايض الهي تشکيل مي داد. هنگام عبادت با تمام وجود و با تمام احساسات و عواطف خود، متوجه کمال مطلق و معبود بي همتا مي گشت و قطره وجود خود را به اقيانوس بي کران هستي بخش جهان پيوند مي داد، قطرات اشک شوق بي اختيار بر صورتش مي نشست و آرام آرام بر زمين مي غلتيد. پس از انجام فرايض و واجبات به مستحبات مي پرداخت، نافله شب را تا وقت فريضه صبح ادامه مي داد، سپس تا طلوع آفتاب به تعقيبات و دعاها مي پرداخت، تا هنگام زوال و وقت ظهر در اين حالت روحاني باقي مي ماند.

 

سيره علمی

امام موسي کاظم(ع) در علم و دانش نيز سرآمد بود؛ هنوز کودکي بيشتر نبود که فقهاي مشهوري چون ابوحنيفه از او مسأله مي پرسيدند و کسب علم مي کردند. ايشان از همان کودکي در مجلس درس پدر، که مؤسس و رئيس دانشگاه جعفري است، شرکت مي جست و روح و جانش را از سرچشمه علوم و معارف اصيل اسلامي سيراب مي کرد. در بحثهاي علمي حضور مي يافت و در ميان بهت اطرافيان، فردي کهنه کار و قوي، اهل بحث و منطق و قادر به اثبات مباحث دشوار و معضل علمي بود و اين موجب محبوبيت آن حضرت نزد امام جعفر صادق(ع) و اصحاب گرديده بود.

ايشان پس از پدر نهضت علمي او را دنبال کرد و پيروانش را که پراکنده شده بودند، از نو گرد هم آورد و به مجلس درس آنها سر و سامان داد. البته وضعيت براي اين اقدام امام مساعد نبود، اما او از هر فرصتي براي تحقق اين هدف سود مي جست و لحظه اي از تلاش و کوشش باز نايستاد و در راه تکامل جنبش علمي و نهضت فرهنگي اسلام تلاش کرد و صدها محدث، مفسر و مبلغ تربيت نمود و به کمک آنها توانست از مکتب تشيع پاسداري کند و حرکت آن را تداوم بخشد.

امام کاظم(ع) مردم را به تفکر و تعقل دعوت مي کرد و متذکر مي شد هر چيزي راهنمايي دارد و راهنماي عقل، تفکر است و از نشانه هاي تفکر، سکوت و خاموشي است. اين خود سبب مي شود افراد کمتر سخن بگويند و بيشتر بينديشند تا حقايق را به دست آورند. ايشان در اين خصوص مي فرمايد: «آدمي از سوي خدا دو حجت دارد: حجت ظاهر و حجت باطن. حجت ظاهر، خدا و انبيا و ائمه اند و حجت باطن، عقل است».

يادگارهاي علمي و فکري امام موسي بن جعفر(ع) که در کتابهاي حديث و فقه و کلام و تفسير ثبت گرديده است يکي از بهترين و غني ترين ميراثهاي علمي است که اصول زندگي و روشهاي تربيتي و معارف ماوراءالطبيعه را با محکم ترين و استوارترين بيانها در اختيار پويندگان آن معارف قرار مي دهد و اسرار آفرينش را با عالي ترين بيانات توضيح مي دهد که امروز علم با آن همه پيشرفت و ترقي فراتر از آن گام ننهاده است.

يکي از يادگارهاي علمي و کلامي امام کاظم(ع) ، حديث شريف «عقل» است که مباني کلامي و فلسفي مستحکمي دارد.

صدر المتألهين- در شرح و تقريط حديث شريف عقل که امام(ع) به يکي از ياران خود بنام «هشام بن حکم» القاء فرموده است، چنين مي نويسد: «اين حديث عقل در برگيرنده بزرگترين مشخصات و ويژگيهاي عقل است که در محتويات خود معارف عاليه اي از قرآن مجيد را دارد اين حديث شريف محتوي معارف پر ارج الهي است که همانند آن را در چندين مجلد از کتابهاي عرفا و دانشمندان صاحب نظر نمي توان پيدا نمود. جامعيت حديث از آن نظر است که اشاراتي به علم ماوراءالطبيعت فلکيات، روان شناسي، اخلاق، سياست مدني، تربيتي و... دارد و از نظر مواعظ و پند و اندرز سرشار و غني است».

امام موسي بن جعفر(ع) بعد از رحلت پدر عاليقدرش مدير دانشگاه وسيع و بزرگي بود که از پدر به ميراث مانده بود. دانشگاهي که مديريت علمي آن به امام واگذار گرديد، در حال توسعه و گسترش و در برگيرنده هزاران دانشجو و استاد بود که در کلاسهاي مختلف آن از مکتب پر فيض امام صادق(ع) دانش آموخته و اکنون مشغول گذراندن مدارج عالي تري از دانش و فضيلت بودند.

گروههاي متعددي از متکلمان و فقيهان، فيلسوفان و محدثان، مفسران و مورخان، اديبان و شاعران و ديگر طبقات مختلف علمي اکنون متوجه مقام علمي الهي امام موسي بن جعفر(ع) گرديده اند و از کمالات و فضايل و دانش بي پايان او بهره مند مي شدند و گرد شمع وجود او را فرا مي گرفتند تا مباني مکتب فکري و علمي اسلامي را غني تر و پربارتر سازند و نور درخشان اسلامي را روشن تر و تابان تر نمايند.

امام موسي بن جعفر(ع) دانشمندترين و با فضيلت ترين مردم عصر خود بود و علم و دانش او همانند انبيا از منبع پر فيض الهام و کرامت الهي سرچشمه گرفته بود و در مکتب تربيتي خاندان رسالت و طهارت(ع) تکميل و سرشار گرديده بود.

علي بن ابي حمزه يکي از سران و ارکان گروه واقفيه مي گويد: در سال آخر عمر امام صادق(ع) نزد فرزندش، موسي بن جعفر(ع) رفتم و پرسيدم: «سن شما چقدر است؟»

فرمود: «19 سال»

گفتم: «پدرتان رازي را با من در ميان گذاشته است. آيا مي توانيد بگوييد آن راز چيست؟»

فرمود: «آري» و سپس تمام مطلب را بي کم و کاست بيان فرمود. علي بن ابي حمزه در جايي ديگر مي گويد: نزد حضرت موسي بن جعفر(ع) بودم که 30 غلام را که از حبشه براي او خريده بودند، به محضرش آوردند. يکي از آنها که نيکو سخن مي گفت با امام سخن گفت.

امام(ع) نيز با همان زبان جواب وي را گفت. آن غلام و نيز تمام جمع از اين مسأله شگفت زده شدند. آنان گمان کردند امام زبانشان را نمي فهمد. ايشان به آن غلام گفت: من به تو پولي مي دهم و تو به هر يک از اين غلامان 30 درهم بپرداز. غلامان از محضر امام خارج شده به هم مي گفتند: او - امام موسي کاظم(ع) - بليغ تر از ما به زبان خود ما سخن مي گويد و اين نعمتي است که خداوند به ما ارزاني داشته است.

علي بن ابي حمزه گويد: به آن حضرت عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! چنين ديدم که شما با اين حبشي ها با زبان خودشان سخن گفتيد؟! آن حضرت فرمود: آري. گفتم: در ميان آنها تنها به آن غلام امر کرديد؟! فرمود: بلي به او گفتم که در حق ساير بردگان نيکي کند و به هر يک از آنها ماهيانه 30 درهم بپردازد، چون او وقتي به سخن آمد از ديگران داناتر مي نمود، او از تبار پادشاهان آنها بود. پس او را بر ديگران گماردم تا به نيازهاي آنها رسيدگي کند. افزون بر اين او غلامي راستگوست. سپس فرمود: شايد تو از اينکه من با آنان به زبان حبشي سخن گفتم در شگفت شدي؟ گفتم: به خدا سوگند آري. فرمود: تعجب نکن! امام به منزله درياست که آنچه نزد اوست هيچ گاه تمام نمي شود و شگفتيهاي او بيش از شگفتيهاي درياست.

 

کانون حکمت و انديشه

امام صادق(ع) در تصديق دانش و آگاهيهاي علمي فرزند بزرگوار خويش مي فرمايد: فرزندم موسي به حدي آمادگي علمي دارد که اگر از تمام محتويات قرآن از او پرسش نمايي با دانش و علم کافي که دارد به تو پاسخ قانع کننده اي مي دهد. او کانون حکمت، فهم، معرفت و انديشه است.

در وسعت و تبحر علمي او کافي است که در نظر آوريم که دانشمندان و محدثان در فنون مختلف اسلامي از وي حقايقي نقل کرده اند که کتابها و دفاتر خود را با آنها پر ساخته اند بحدي که آن حضرت با لقب «عالم» شهرت يافته است.
عصر امام(ع) از نظر علم و دانش، يکي از درخشان ترين اعصار اسلامي بوده است، دانش و هنرهاي گوناگون در آن عصر پا بر پلکان اعتلاء نهاده بود. عصر طلايي دانشها و هنرهاي ظريف در دنياي اسلام آغاز گشته بود، در چنين عصري که ديوانها و کتابهاي دانشمندان ايران، يونان و هند به زبان تازي ترجمه مي شد و فلسفه و ادبيات و ديگر شاخه هاي علوم آن روز در اوج اعتلاي نسبي خود بود، پيشواي هفتم ما را در محافل علمي دانشمندان و مجامع بحث و گفتگو و مناظره، عالم و دانشمند مي ناميدند، تا آنجا که اين عنوان در شمار القاب آن حضرت در آمده بود و اين موضوع خود مي رساند که وجهه علمي و فکري او در ميان ناباوران امامت نيز پذيرفته شده بود.

شيخ مفيد که خود از جمله پيشگامان علم حديث و فقه و تاريخ در قرن چهارم مي باشد در کتاب خود مي نويسد: روايات متعدد و فراواني در زمينه هاي مختلف علمي از وجود امام ابوالحسن(ع) روايت گرديده است که نشان مي دهد او فقيه ترين و دانشمندترين فرد روزگار خود بوده است. ابن حجر هيثمي از دانشمندان اهل تسنن، مي گويد: موسي کاظم(ع) وارث علوم و دانشهاي پدر و داراي فضل و کمال او بود. وي در پرتو عفو و گذشت و بردباري فوق العاده اي که از خود نشان داد، «کاظم» لقب يافت و در زمان وي هيچ کس در معارف الهي و دانش و بخشش، به پاي او نمي رسيد.


منابع:
1 - بحارالانوار، ج 48
2 - سيماي پيشوايان در آينه تاريخ، مهدي پيشوايي
3 - تاريخ بغداد، ج 13
4 - مستدرک الوسائل، ج 10
منبع : روزنامه قدس