مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی الگوها/معصومین علیهم‌السلام/حضرت فاطمه (س) از منظر پیامبر رحمت
حضرت فاطمه (س) از منظر پیامبر رحمت
حضرت فاطمه (س) از منظر پیامبر رحمت

نویسنده : عبدالکریم پاک نیا
تنظیم و ویرایش : سایت راه برتر
تعداد بازدید کننده : 558

یکی از روزهای شیرین و به یاد ماندنی زندگی رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت است. در این روز مبارک در خانه نبوت نوزاد دختری چشم به جهان هستی گشود که محفل نورانی پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) را بیش از پیش روشن ساخته و به زندگی پیامبر اکرم و حضرت خدیجه (علیهما السلام) طراوت و شادابی مضاعف بخشید. پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) آن چنان از وجود این مولود به شوق آمده بود که می فرمودند:

«و هی روحی هی بضعةٌ منّی و هی نور عینی و ثمرة فؤادی الّتی بین جنبیّ و هی الحوراء الانسیّة؛ این دختر پاره تن من، روشنایی چشمانم و میوه دلم، روح و جان من است. او فرشته ای است به صورت انسان.» (1)

در جمهوری اسلامی ایران، این روز خجسته و مبارک بنام روز زن و روز مادر نامگذاری شد تا بانوان متعهد و پاکدامن کشورمان با الگو قرار دادن حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) در تمام مراحل مادی و معنوی و اجتماعی از آن حضرت پیروی کنند تا به سر منزل مقصود برسند.

در گلستان رسالت گل زیبا زهراست                              

اسوه پاک زنان در ره تقوا زهراست

آید از دامن او پاکترین فرزندان                                    

الگوی مادر شایسته دنیا زهراست

خادم بیت شریفش شده جبریل امین                             

میوه قلب نبی ام ابیها زهراست

گهر عصمت و دریای کرم کوه وقار                                

معنی کوثر و محبوبه یکتا زهراست

هست مجموعه اوصاف خداوند جلیل                             

مظهر نور خدا آیت عظما زهراست

یگانه دختر رسالت که خداوند با عناوین کوثر، مشکاة، و از مصادیق عبادتگران نیمه شب، صالحین، به شمار آورده است از منظر حضرت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله) منزلت برجسته ای دارد. نقطه اوج عظمت فاطمه (علیها السلام) زمانی است که از کلام گهربار رسول خدا بشنویم که خداوند متعال وجود حضرت زهرا(علیها السلام) را علت و فلسفه خلقت قرار داده است. جابربن عبداللّه انصاری از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که آن حضرت یکی از احادیث قدسی را که خداوند متعال به پیامبر خاتم نازل کرده بود چنین نقل می کند:

«یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک ولولا فاطمه لما خلقتکما؛  ای احمد اگر تو نبودی هستی را خلق نمی کردم و اگر علی نبود ترا نمی آفریدم و اگر فاطمه نبود، شما دو نفر را خلق نمی کردم.» (2)

 

خلقت نور فاطمه (علیها السلام)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد خلقت نور فاطمه (علیها السلام) فرمودند:

نور فاطمه  (علیها السلام) قبل از آفرینش زمین و آسمان آفریده شده است. خداوند متعال قبل از آفرینش آدم فاطمه را از نور خود آفرید و نور فاطمه در زیر عرش الهی مشغول تسبیح و تقدیس و تهلیل و تحمید خداوند متعال بود. وقتی خداوند متعال مرا از نسل آدم آفرید نور فاطمه را به صورت سیبی در بهشت درآورد و جبرئیل آن را به من داد و گفت: یا محمد انّ هذه تفّاحةٌ اهداها اللّه عزّ و جلّ الیک من الجنّة؛ ای محمد، این سیب را از بهشت خداوند عزیز و جلال بر تو هدیه کرده است. من آنرا گرفته و بر سینه ام گذاشتم و جبرئیل گفت: آن سیب را بخور. وقتی که آنرا شکافتم از داخل آن نوری درخشید و من بیمناک شدم، جبرئیل گفت: ای محمد! آنرا بخور و نگران نباش. این نور در آسمان منصوره و در زمین فاطمه نامیده می شود. پرسیدم: ای دوست من جبرئیل چرا به این نامها موسوم گردیده است. پاسخ داد:در زمین «فاطمه» نامیده شده زیرا پیروان خود را از آتش جدا می کند و دشمنان خود را از دوستی اش محروم گردانیده است. و در آسمان «منصوره» نامیده شده زیرا دوستان خود را نصرت و یاری می کند و این تفسیر گفتار خداوند متعال است که می فرماید: و یومئذٍ یفرح المؤمنون بنصر اللّه ینصر من یشاء؛(3) در آن روز مؤمنان بخاطر یاری خداوند خوشحال می شوند و او هر که را بخواهد یاری می کند. مقصود از این نصرت، یاری فاطمه به شیعیان و دوستارانش می باشد.(4)

 

تولد محبوبه خداوند

در مورد ولادت حضرت زهرا (علیها السلام) گزارشهای مفصل و متعددی در جوامع حدیثی و موسوعه های تاریخی دانشمندان وجود دارد. امام صادق(علیه السلام) تولد حضرت فاطمه (علیها السلام) را این گونه روایت می کنند:

وقتی که تولد حضرت فاطمه (علیها السلام) نزدیک شد خدیجه به زنان قریش پیغام داد: «مرا در این مورد یاری کنید». آنان از یاری خدیجه خودداری کرده و گفتند: تو در ازدواج با محمد به حرف ما گوش نکردی و با ما مخالفت نمودی ما هم امروز از حمایت و پرستاری خود، ترا محروم خواهیم کرد.

خدیجه از این سخن ناراحت و دل شکسته گردید. امّا خداوند متعال برای قدردانی از تلاشها و زحمات حضرت خدیجه (علیها السلام)، چهار بانوی برگزیده بهشتی را به یاری آن یار فداکار و با ایمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاد. آنان آمدند امّا خدیجه از دیدن آن بانوان ناشناس، متحیّر و شگفت زده شد. یکی از آنان خود و همراهانش را معرفی کرد، و گفت: ای خدیجه! تعجب نکن! ما فرستادگان خداوند برای خدمت و پرستاری به سوی تو هستیم. من سارا و این آسیه ـ که همنشین تو در بهشت است ـ و آن دیگری مریم دختر عمران و چهارمین بانو، مادر تمام آدمیان و مادر ما حوّا، است.(5)

آنان همانند زنان دیگر، یکی سمت راست و یکی سمت چپ و سومی در مقابل و چهارمی پشت سر خدیجه قرار گرفت. فاطمه پاک و مطهر متولد شد و چون در زمین قرار گرفت نوری از وجودش درخشید و این نور نه تنها تمام خانه های مکه را روشن ساخت بلکه نقطه ای در شرق و غرب عالم نماند مگر اینکه از نور فاطمه (علیها السلام) به آنجا تابید.

در این حال، ده نفر حورالعین که هر یک طشت و ابریق بهشتی پر از آب کوثر، به همراه خود داشتند وارد خانه پیامبر شدند و فاطمه (علیها السلام) را با آب کوثر شستشو دادند و بعد، دو پارچه سفید و خوشبو آورده و نوزاد را به آن پیچیدند. فاطمه (علیها السلام) در اولین لحظات زندگی لب به سخن گشوده و کلمات دلنشین توحید را زمزمه کرده و گفت:

«اشهد ان لا اله الّا اللّه و انّ ابی رسول اللّه سید الانبیاء و ان بعلی سید الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط؛ گواهی می دهم بر این که جز خداوند یکتا، معبود دیگری نیست و پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  سرور پیامبران، همسرم سالار اوصیاء و پسرانم سرآمد پیامبرزاده گانند.» (6)

در حریم عفتش حوّا زجان خدمتگزار

مریم آنجا ایستاده با ادب در چاکری

 

ریحانه بهشتی

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به دختر دلبندش بیش از حد علاقه داشت و آن حضرت فاطمه (علیها السلام) را آنچنان مورد مهر و محبت قرار می داد که موجب شگفتی دیگران می شد.

چرا که فاطمه (علیها السلام) خلاصه وجود پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) نسیم آرام بخش پدر، کوثر قرآن، سرور بانوان جهان، ریحانه بهشتی، یادگار خدیجه، همسر علی و مادر حسنین بود. وقتی به پیامبر گفته شد: شما فاطمه را در آغوش می گیری بسیار می بوسی و این همه عطوفت و مهربانی برایش ابراز می داری در حالی که به سایر دخترانت این همه اظهار محبت نمی کنی؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

نطفه فاطمه از غذاهای بهشتی است من بوی بهشت از وجود او استشمام می کنم.(7)

وقتی عایشه در مورد علاقه زیاد پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) به دخترشان فاطمه (علیها السلام) اعتراض کرد، حضرت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله) فرمودند:  

ای عایشه! هنگامی که در شب معراج مرا به آسمانها بردند، داخل بهشت شدم جبرئیل مرا به نزد درخت طوبی برد و از میوه های آن درخت خوردم و خداوند متعال از همان میوه های درخت طوبی وجود فاطمه را خلق کرد هر وقت او را می بوسم و می بویم بوی دلپذیر درخت طوبی و عطرهای بهشتی به مشامم می رسد.(8)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همواره به حضرت زهرا (علیها السلام) می فرمودند:

«یا فاطمة انّ اللّه تبارک و تعالی لیغضب لغضبک و یرضی لرضاک؛ فاطمه جان! به راستی که خدای تبارک و تعالی به خاطر خشم تو خشم می گیرد و به خاطر خشنودی تو خشنود می شود.» (9)

 

سرور زنان عالم

خورشید اسلام از روزی که از جزیرة العرب طلوع کرده و آسمان انسانیت را روشنائی بخشید بر احیای حقوق انسانها تأکید کرده و از منظر معنوی فرقی میان زن و مرد قرار نداد و با ندای وحیانی فرمود که:

«من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثی و هو مؤمنٌ فلنحییّنه حیاةً طیّبةً و لنجزینّهم اجرهم باحسن ماکانوا یعملون؛ هر کس از مرد یا زن عمل صالحی انجام دهد قطعاً او را با زندگی پاکیزه ای حیات حقیقی می بخشیم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می دادند پاداش خواهیم داد. (10)

آئین متعالی اسلام از حقوق از دست رفته بانوان چنان دفاع کرد که یک زن را از ذلت بردگی مردان و حقارت و پستی، که به عنوان کالا به او نگریسته می شد به عالیترین مقام انسانی رسانید.

وجود حضرت زهرا (علیها السلام) مصداق عینی این حقیقت است که اسلام او را برترین بانوی عالم و سرور زنان بهشتی معرفی می کند در این مورد به چند سخن از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بسنده می کنیم:

1ـ یکی از همسران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفته است: روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نشسته بود که فاطمه (علیها السلام) به سوی آن حضرت آمد و سوگند به خدائی که معبودی جز او نیست او مانند رسول خدا راه می رفت چون حضرت او را دید دوبار فرمودند:  دخترم خوش آمدی، دخترم خوش آمدی! سپس فرمودند:

«اما ترضین ان تأتی یوم القیامة سیّدة نساء المؤمنین؛  آیا راضی؛ نیستی که در روز قیامت سرور بانوان اهل ایمان باشی.» (11)

2ـ سعید بن جبیر از ابن عباس نقل می کند که روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مورد اهل بیت خود سخنانی بیان کرد تا این که به فاطمه رسید و در ستایش از دخت ارجمند خویش فرمودند:  

دخترم فاطمه، سرور بانوان عالم از اولین تا آخرین است او پاره تن من، روشنائی چشمانم، میوه دلم، روح و جانم است که تمام وجودم را فرا گرفته، فاطمه انسانی فرشته خو است هرگاه در محراب عبادتش در پیشگاه الهی به نماز می ایستد نور او برای ملائکه آسمان می درخشد همچنانکه ستارگان آسمان بر اهل زمین نور افشانی می کنند در آنحال خدای بزرگ به فرشتگانش می فرماید: ای فرشتگان من به بنده ام فاطمه بنگرید که چگونه در پیشگاهم به راز و نیاز ایستاده است خوف و شوق من به تمام وجودش لرزه انداخته و با قلب و دل به عبادت من روی آورده است شما گواه باشید به خاطر او تمام پیروانش را از آتش جهنم امان دادم.(12)

3ـ زمانی که حضرت فاطمه (علیها السلام) بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد می شد، آن حضرت به او خوشامد می گفت دست های او را می بوسید و در جای خود او را می نشاند. وقتی هم که پیامبر به خانه فاطمه می رفت او نیز به استقبال پدر می شتافت و خوشامد می گفت و دست های پدر ارجمندش را می بوسید.(13)

4ـ ابوثعلبه خشنی می گوید: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هرگاه از سفر بر می گشت اول نزد فاطمه (علیها السلام) می رفت، فاطمه نیز با مشاهده پدر می ایستاد و به استقبالش می شتافت پدر را در آغوش می گرفت و میان دو چشم پدر را می بوسید.(14)

 

مقام حضرت فاطمه (علیها السلام) در قیامت

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از مقام معنوی و شکوه حضرت زهرا (علیها السلام) در روز قیامت خبر داده و فرمودند:

دخترم فاطمه در روز قیامت سوار بر یک شتر بهشتی به محشر می آید پوشش آن شتر از حریر و لجامش از لؤلؤ تازه است. روی آن قبه ای از نور است که بیرونش از درون و درونش از بیرون دیده می شود درون آن را عفو الهی و بیرونش را رحمت واسعه اش فرا گرفته بر روی آن تاجی از نور است که هفتاد پایه دارد که به درّ و یاقوت آراسته است و چون ستاره درخشان در آسمان روشنی می دهد. در سمت راست فاطمه زهرا (علیها السلام) هفتاد هزار فرشته و در سمت چپش هفتاد هزار فرشته در حال حرکتند جبرئیل در حالی که افسار مرکب مجلل فاطمه (علیها السلام) را در دست دارد با صدای رسا به اهل محشر اعلام می کند که:«غضّوا ابصارکم حتّی تجوز فاطمة بنت محمّدٍ؛ ای اهل محشر چشمان خود را فرو بندید تا فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و آله) بگذرد. تمام پیامبران، رسولان، صدیقان و شهیدان که در آنجا حضور دارند چشمان خود را فرو می بندند تا فاطمه از میان جمعیت عبور کرده و مقابل عرش خداوند توقف می کند. به تنهائی از شترش پایین می آید و به درگاه خداوند عرضه می دارد: بارالها! ای مولای من، بین من و کسانی که به من ستم کردند و فرزندانم را کشتند خودت داوری کن!

از سوی خداوند بزرگ ندا می رسد: یا حبیبتی و ابنة حبیبی سلینی تعطیی و اشفعی تشفّعی فوعزّتی و جلالی لاجازنی ظلم ظالمٍ؛ ای حبیبه من و دختر حبیب من! هر چه دوست داری از من بخواه تا برایت عطا کنم برای هر کسی می خواهی شفاعت کن که پذیرفته خواهد شد به عزت و جلالم قسم که ستم ستمگر را نادیده نخواهم گرفت.

در این لحظه حضرت زهرا (علیها السلام) به خداوند عرضه می دارد: الهی و سیّدی ذرّیتی و شیعتی و شیعة ذرّیتی و محبّی و محبیّ ذرّیتی؛ ای آقا و مولای من! ذریّه، فرزندان و شیعیانم و پیروان فرزندانم و دوستدارانم و دوستداران ذریّه ام را نجات بده و به فریادشان برس.

از سوی خدا ندا می رسد: این ذرّیة فاطمة و شیعتها و محبّوها و محبّو ذرّیتها؛ ذریّه و شیعیان و دوستداران فاطمه و دوستداران فرزندان فاطمه (علیها السلام) کجایند؟

آنان همگی حاضر می شوند و در حالی که فاطمه زهرا (علیها السلام) در پیشاپیش آنان در حرکت است و فرشتگان رحمت گرداگرد آنان حلقه زده اند به سوی بهشت روانه می شوند.(15)

این نوشتار را با نقل سروده ای سرور آفرین از علّامه بزرگوار کمپانی (رحمت الله علیه) به پایان می بریم.

علّامه محقق آیت اللّه شیخ محمد حسین کمپانی (رحمت الله علیه) در مورد عظمت و جلال حضرت فاطمه (سلام الله علیها) سروده زیبایی دارد که بخشهایی از آن اشعار دل انگیز را به خوانندگان گرامی تقدیم می کنیم:

 

آیینه حق نما

دختر فکر بکر من، غنچه لب چو واکند

از نمکین کلام خود حق نمک ادا کند

ناطقه مرا مگر روح قُدُس کند مدد

تا که ثنای حضرت سیّده نساء کند

فیض نخست و خاتمه، نور جمال فاطمه

چشم دل ار نظاره در مبدأ و منتها کند

صورت شاهد ازل، معنی حسن لم یزل

وَهم چگونه وصفِ آیینه حق نما کند

مطلع نور ایزدی، مبدأ فیض سرمدی

جلوه او حکایت از، خاتم انبیاء کند

لیله قدر اولیاء، نور نهار اصفیاء

صبح جمال او، طلوع از افق علا کند

بضعه سید بشر، امّ ائمه غرر

کیست جز او که همسری باشه لافتی کند؟

وحی نبوتش نسب، جود وفتوتش حسب

قصه ای از مروتش سوره «هل اتی» کند

لوح قدر به دست او، کلک قضا به شصت او

تا که مشیّت الهیّه چه اقتضا کند

در جبروت حکمران، در ملکوت قهرمان

در نشآت کن فکان، حکم به ما تشاء کند

عصمت او حجاب او، عفت او نقاب او

ستر قدم حدیث از آن سرو از آن حیا کند

نفخه قدس بوی او، جذبه انس خوی او

منطق او خبر ز«لاینطق عن هوی» کند

قبله خلق روی او، کعبه عشق کوی او

چشم امید سوی او، تا به که اعتناء کند

متاب رو، از در او به هیچ سو مفتقرا

ز آن که مس وجود را فضّه او طلا کند

 

پی نوشت ها:

1.الفضائل، ص 8، بشارة المصطفى، ص 197.
2.شفاء الصدور، ص 225.
3.سوره روم، آيه 4 و 5.
4.معانى الاخبار، ص 396، بحارالانوار، ج 43، ص 4. با تلخيص.
5.الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 525.
6.امالى شيخ صدوق، مجلس 87، ص 593.
7.علل الشرايع،ج 1، ص 183.
8.تفسير عياشى، ج 2، ص 212.
9.دلائل الامامه، ص 52.
10.سوره نحل، آيه 97.
11.امالى طوسى، ص 333.
12.ارشاد القلوب، ج 2، ص 295.
13.امالى طوسى، ص 400.
14.المناقب، ج 3، ص 332.
15.امالى صدوق، ص 17؛المناقب، ج 3، ص 327.

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 307.