مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی الگوها/معصومین علیهم‌السلام/الگوی بی بدیل
الگوی بی بدیل
الگوی بی بدیل
حضرت فاطمه علیها السلام از منظر مقام معظم رهبری
گردآوری : سیدامیرحسین کامرانی راد
تنظیم و ویرایش : سایت راه برتر
تعداد بازدید کننده : 623

 

الگوی بی بدیل

 

من حقيقتاً، نه به عنوان تعارف، نه به عنوان يك حرفِ هزاران بار تكرار شده، واقعاً قاصرم؛ زبان قاصر است، دل قاصر است، ذهن قاصر است كه بخواهد از مقام بلند حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) تعريف و تجليل كند؛ اين موجود انسانى، اين دختر جوان، اين‌همه فضيلت، اين‌همه درخشندگى، اين‌همه كبريا و عظمت؛ كه كسى مثل پيغمبر وقتى فاطمه‌ى زهرا بر او وارد مي شد، «قام اليها»؛1 نه فقط بلند مي شد، بلكه بلند مي شد و به سمت او مي رفت. يك وقت يكى وارد اتاق مي شود، شما به احترامش بلند مي شويد؛ يك وقت كسى وارد اتاق مي شود، شما با اشتياق به طرفش مي رويد. اينها مگر شوخى است؟ اين بحثِ پدر - فرزندى نيست. پيغمبر خدا اين جور از فاطمه‌ى زهرا تجليل مي كند؛ رضاى او را رضاى خود، رضاى خود را رضاى خدا؛ سخط او را سخط  خود، سخط خود را سخط خدا اعلام مي كند؛ اينها مقامات فاطمه‌ى زهرا است. آن زندگى با اميرالمؤمنين، آن تربيت آن فرزندان. خب، مگر مي شود درباره‌ى اين بزرگوار، امثال ما حرف بزنيم؟

با همه‌ى اينها، اين بزرگوار الگوست؛ نكته اين است. ائمه‌ى ما(عليهم‌السّلام) كه بدون ترديد رتبه و مقامشان از ملك و فرشتگان مقرب خدا بالاتر است، جورى زندگى نكردند، جورى حرف نزدند، جورى مشى نكردند كه از دسترس ما خارج باشند؛ نه. به فرموده‌ى مرحوم علامه‌ى طباطبائى، مِثل آن كسى است كه روى قله‌ى كوه ايستاده است، به مردم مي گويد بيائيد اينجا؛ به سمت خود، به سمت قله، به سمت اوج فرا مي خواند. اينجورى نيست كه اينها مثل برجستگان دروغين دنياى مادى و داراى معنويتهاى قلابى، بروند توى برج عاج و اتاق شيشه‌اى بنشينند، كسى به اينها دسترسى نداشته باشد؛ نه، مي گويند بيائيد، بيائيد. راه همين است؛ ما بايد دنبال ائمه راه بيفتيم؛ زندگى آنها الگوى ماست. بله، «الا و انّكم لا تقدرون على ذلك»؛2 ما مثل آنها نمي توانيم حركت كنيم؛ ما لياقت اين را نداريم، طاقت اين را نداريم؛ اما مي توانيم آن راهى را كه آنها رفتند، مسير زندگى‌مان قرار بدهيم؛ اين را جهت قرار بدهيم، در اين جهت حركت كنيم. 3

 

 

الگوی همه ی ادوار تاریخ

 

درباره ی مقامات صديقه ی طاهره (سلام الله عليها) زبان و گفتار ما يارای بيان ندارد؛ نمی شود توصيف كرد؛ وصف او از حد اين قالبهای معمولی بيانی ما بالاتر است؛ اما با زبان هنر تا حدودی می شود ذهنها را نزديك برد؛ اين كه بنده روی مداحی و شعر و سرودهای اسلامی تكيه می كنم، به همين خاطر است. با بال و پر هنر می شود مقداری ذهن را نزديك كرد، ولی به حقيقت آنها در مقام توصيف نمی شود رسيد. البته كسانی كه دلها و عمل شان را پاك كنند، جسم و جان خودشان را تطهير كنند، تقوا و پرهيزگاری و پاكدامنی را پيشه ی خودشان كنند و خودشان را تربيت كنند و مقداری از اين آلودگی يی كه بنده و امثال بنده دچارش هستيم، خودشان را بيرون بياورند، چشمهايشان می تواند ببيند؛ اما باز آنها هم نمی توانند توصيف كنند، ليكن دلهای پاك و چشم دل بينای آنها می تواند انوار قدسيه ی اهل بيت و از جمله صديقه ی كبری (سلام الله عليها) را تا حدودی از نزديك ببيند و مقامات آنها را درك كند. ما نشانه هايی داريم. اين كه از قول پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است كه: «فداها ابوها»، خودش يك نشانه است. اين كه در روايت دارد كه وقتی فاطمه ی زهرا (سلام الله عليها) وارد خانه ی پيغمبر می شد، يا آن جايی كه پيغمبر نشسته بودند وارد می شد، «قام اليها» - حضرت پيش پای او بلند می شد؛ به طرف او می رفت - اين يك نشانه است؛ اينها عظمت است. اين كه همه ی دنيای اسلام از آن روز تا امروز - شيعه و سنی فرقی ندارد - اين بانوی بزرگوار را با چشم عظمت و جلالت نگاه می كنند، اين هم خودش يكی از آن نشانه ها و علامتهاست. امكان ندارد كه همه ی عقلا، علما و متفكران با نحله ها و عقايد مختلف در همه ی تاريخ يك امت و ملت، بر مدح و ستايش يك مركز متفق القول باشند. اين نيست مگر عظمت توصيف ناپذير آن مركز؛ اين خودش يك علامت است. همه ی اين عظمت ها مربوط به يك بانوی هجده ساله؛ يك دختر جوان است! بيشترين سنی كه برای فاطمه ی زهرا (سلام الله عليها)طبق تواريخ مختلف گفته می شود، از هجده سال است تا بيست ودو سال. از آن تكريمی كه اميرالمؤمنين برای ايشان قائل است، و از آن تكريمی كه در روايات و كلمات همه ی ائمه(عليهم السّلام) درباره ی فاطمه ی زهرا (سلام الله عليها) آمده، انسان می فهمد كه چه عظمت و شيفتگی يی در كلمات ائمه نسبت به فاطمه ی زهرا موج می زند. هر يك از ائمه شط خروشانی هستند كه فضای معرفت و استعدادهای بشری را سيراب و بارور كرده اند و همه ی اين جويبارها از اين چشمه سرازير می شوند؛ چشمه ی جوشان فاطمه ی زهرا (سلام الله عليها). روايات صادقين (عليهم السّلام)، عظمت حضرت رضا و موسی بن جعفر و ائمه ی بعدی، مقام والای حضرت بقيّةالله (ارواحنا فداه)، همه جويبارهای آن كوثرند؛ آن كوثر تمام نشدنی، آن چشمه ی جوشان؛ بركات فاطمه ی زهرا اينهاست.

ما اين بزرگوار را خواسته ايم به عنوان  الگو  ميان خودمان مطرح كنيم. يك زن جوان، يك دختر جوان، كه زندگی اش، زندگی معمولی؛ لباسش، لباس فقرا؛ كارش در خانه جمع و جور كردن بچه ها و مديريت خانه و كدبانويی اين خانه ی كوچك و دستاس كردن است و آن كوه معرفت و دريای عظيم علم و دانش در وجود اوست.

قرآن چهار زن را اسم آورده كه اين چهار زن الگويند؛ دو الگوی نيكان عالم، دو الگوی بدان عالم. «ضرب الله مثلاً للّذين كفروا امرأة نوح و امرأة لوط»؛ زن نوح و زن لوط. «كانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين فخانتاهما»؛ اين دو نمونه ی زنانه برای مردمان كافر در طول تاريخ هستند. وقتی خدای متعال در قرآن می خواهد كفار - نمونه ی وجود كفرآميز و كفران كننده ی نعمت خدا - را معرفی كند، به جای فرعون و نمرود و افراد ديگر، دو زن را مثال می زند؛ زن نوح و زن لوط، كه درهای رحمت الهی به روی اينها باز و همه ی امكانات برای عروج و رفعت اينها آماده بود و دو پيغمبر، آن هم پيغمبری مثل نوح و لوط، شوهران اينها بودند كه در خانه ی آنها زندگی می كردند و حجت بر آنها تمام بود؛ اما اين دو زن قدر اين نعمت ها را ندانستند و «فخانتاهما»؛ به شوهرهايشان خيانت كردند. اين خيانت، لزوماً خيانت جنسی نيست؛ خيانتِ اعتقادی است؛ خيانتِ مسلكی است؛ راه را كج كردند. شوهرها با اين كه پيغمبر بودند و مقام عالی داشتند، به درد اين زنها نخوردند؛ «فلم يغنيا عنهما من الله شيئا». خدای متعال رودربايستی و رفاقت و خويشاوندی با كسی ندارد. اگر كسی را مورد محبت و لطف و رحمت قرار می دهد، با حساب و كتاب است؛ با تعاريف نيست؛ خدا قوم و خويش كسی نيست. اينها هم با اين كه شوهرهايشان پيغمبر بودند، اين شوهرهای پيغمبر نتوانستند اين دو زن را از شر غضب الهی نجات بدهند؛ اينها شدند نمونه ی كافران همه ی تاريخ.

در نقطه ی مقابل، باز خدای متعال دو زن را به عنوان نمونه ی مؤمنان ذكر می كند: «و ضرب الله مثل للّذين امنوا امرأة فرعون اذ قالت ربّ ابن لی عندك بيتا فی الجنّة و نجّنی من فرعون و عمله»؛ يكی زن فرعون و ديگری، حضرت مريم: «و مريم ابنت عمران». آن زن اول، قصر فرعونی او را مجذوب نكرد؛ زن پرورش يافته در بساط فرعونی، كسی كه زن فرعون است و لابد پدر و مادر و خاندانش هم از همين طواغيت بودند، در نهايت راحت و نعمت و رفاه و عزت ظاهری بود و زندگی می كرد؛ اما ايمان موسی دل او را برد و تصرف كرد؛ به موسی ايمان آورد. وقتی ايمان آورد و راه را شناخت، همه ی آن راحت و رفاه را كنار گذاشت و ديگر آن قصر باعظمت در مقابل او جاذبه يی نداشت؛ گفت: «ربّ ابن لی عندك بيتا فی الجنّة»؛ من خانه ی بهشتی را ترجيح می دهم؛ زندگی دنيا ارزشی ندارد. حضرت مريم هم: «و مريم ابنت عمران الّتی احصنت فرجها فنفخنا فيها من روحنا»؛ دامن خود را پاك و پاكيزه نگهداشت؛ اينها ارزشهای انسانی است.

اين چهار زن فقط نمونه و نماد برای زنها نيستند، بلكه نمونه و نماد برای همه ی زنها و مردها هستند. آن دو زن با اين كه باب رحمت جلوی آنها باز بود، به آن راه نرفتند و از آن استفاده نكردند؛ به معنويت به خاطر چيزهای پست و حقير - عواملش را قرآن ذكر نكرده، حتماً چيزی است مانند اخلاق بد و يا يك خصلت بد - پشت كردند؛ يك چيز كوچك اين دلهای ضعيف را به خودش جذب می كند و آنها را از راه حق منحرف می كند و می شوند نماد كفار و انسان ناسپاس در مقابل خدا. اما دو زن ديگر، نماد ارزشهايند. او برايش جاذبه ی معنويت و جاذبه ی سخن حق آن قدر زياد است كه به همه ی بساط و دستگاه فرعونی پشت پا می زند، اين يكی هم پاكيزگی و پاكدامنی و وارستگی دارد.

 فاطمه ی زهرا (سلام الله عليها) همه ی اين فضايل را با هم داراست. چون «و اصطفاك علی نساء العالمين» درباره ی مريم در قرآن هست و سيده ی نساء عالمين، در روايت هم دارد كه او سرور زنان عالم در زمان خودش بود، ولی فاطمه ی زهرا سرور زنان عالم در همه ی ادوار تاريخ است؛ اين الگوست. برادران عزيز! ما امروز به اين الگو احتياج داريم.

امروز دستگاه های تبليغاتی دنيا برای گمراه كردن انسانها دائم الگو جلوی چشم نسلهای بشر در همه ی دنيا می آورند. البته الگوها كم جاذبه و ناموفق است، اما دست بردار نيستند؛ هنرپيشه می آورند، نويسنده می آورند، آدمهای پرهياهوی خوش ظاهرِ بدون باطن می آورند، هيكلهای پوچ و بی معنا را می آورند و مرتب نمايش می دهند، تا بتوانند به وسيله ی اين الگوها، انسانها را به سمتی حركت بدهند و به راهی بكشند. آنها برای اين كار، پولها خرج می كنند و فيلمهای هاليوودی و چيزهايی از اين دست كه می بينيد و می شنويد و می دانيد، اغلبش جهت دار است. با اين كه می گويند هنر بايستی فارغ از سياست و جهت گيری سياسی باشد، رفتار خودشان بعكس است و اين جوری نيست؛ مستكبران عالم هنر، سينما، فيلم، شعر، نوشتن، مغز و استدلال و فلسفه را در راه منافع استكباری و چپاولگری خودشان استخدام كرده اند؛ همين چيزی كه امروز مظاهر سرمايه داری دنياست؛ قدرت نظامی اش امريكاست، قدرتهای اقتصادی اش هم شركتهای پشت سر دولت امريكايند. آنها از همه ی امكانات استفاده می كنند برای الگوسازی، ملتها هم دستشان خالی است و  الگو  و نمونه يی كه بتوانند در مقابله ی با آنچه كه آنها می آورند، از خودشان نشان بدهند، ندارند. ما دستمان پُر است، ما زنان بزرگی داريم؛ اگر حالا بخواهيم وارد وادی مسأله ی زن بشويم. زنان باعظمتی در تاريخ اسلام هستند كه اوج و قله ی اين عظمت ها، فاطمه ی زهرا، صديقه ی كبری (سلام الله عليها) است. حضرت زينب و حضرت سكينه هم ماجراهايشان ماجراهای شگفت آور برای انسانهای متفكر و باهوش و خردمند و اهل فكر است. امام حسن و امام حسين را گفته اند: «سيّدی شباب اهل الجنّة». با اين كه اينها هميشه جوان نبودند و اين دو بزرگوار به سنين پيری و كهولت هم رسيده اند، اما «سيّدی شباب» به آنها گفته اند؛ يعنی جوانی اينها بايد به عنوان يك الگو هميشه در مقابل چشم جوانهای دنيا باشد. جوانی خود پيغمبر و جوانی اميرالمؤمنين هم همين جور است.4

 

 

معجزه‌ى اسلام

 

حضرت فاطمه‌ى زهرا(سلام‌اللَّه‌عليها) در عمر كوتاه خود به مقامى ميرسد كه سيده‌ى نساء عالمين است؛ يعنى از همه‌ى زنان بزرگ و قدّيس طول تاريخ برتر است. اين چه عاملى است، اين چه نيروئى است، اين چه قدرت متحول‌كننده‌ى عميق درونى است كه از يك انسان در اين مدت كوتاه، ميتواند يك چنين اقيانوس معرفت و عبوديت و قداست و عروج معنوى بسازد؟ خود اين، معجزه‌ى اسلام است.

يك جنبه‌ى ديگر، نسل مبارك اين بزرگوار است كه تطبيق سوره‌ى كوثر با فاطمه‌ زهرا(سلام‌اللَّه‌عليها) - اگر در آثار حديثى ما هم نيامده باشد - يك تطبيق مصداقى درست است؛ اين همه بركات بر خاندان پيامبراکرم(صلی الله علیه و آله)، بر يكايك ائمه‌ى هدى (عليهم‌السّلام)! عالم پُر است از نغمه‌هاى دلنواز فردى و اجتماعى و دنيائى و اخروى كه از اين حنجره‌هاى پاك برخاسته؛ حسين‌بن على، زينب كبرى، امام حسن مجتبى، امام صادق، امام سجاد(علیهم السلام)؛ هر كدام از ائمه، ببينيد چه غوغائى است در عالم معرفت، در عالم معنويت، در بزرگراه هدايت از كلمات اين بزرگواران و درسهاى آنها و معارف آنها! اين نسل فاطمه‌ى زهراست.5

 

 

مجمع همه‌ خیرات

 

این خیر کثیرى که خداوند متعال در سوره‌ى مبارکه‌ى کوثر مژده‌ى آن را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) داد و فرمود: «انّا اعطیناک الکوثر» - که تأویل آن، حضرت فاطمه‌ى زهرا (سلام‌ اللَّه‌ علیها) است - درحقیقت مجمع همه‌ى خیراتى است که روزبه‌روز از سرچشمه‌ى دین نبوى، بر همه‌ى بشریت و بر همه‌ى خلایق فرو مى‌ریزد. خیلى‌ها سعى کردند آن را پوشیده بدارند و انکار کنند، اما نتوانستند؛ «واللَّه متمّ نوره و لو کره الکافرون».

ما باید خودمان را به این مرکز نور نزدیک کنیم؛ و نزدیک شدن به مرکز نور، لازمه و خاصیتش، نورانى شدن است. باید با عمل، و نه با محبت خالى، نورانى بشویم؛ عملى که همان محبت و همان ولایت و همان ایمان، آن را به ما املاء مى‌کند و از ما مى‌خواهد.

با این عمل، باید جزو این خاندان و وابسته‌ى به این خاندان بشویم. این‌طور نیست که قنبرِ درِ خانه‌ى على (علیه‌السّلام) شدن، کار آسانى باشد. این‌گونه نیست که «سلمان منّا اهل‌البیت» شدن، کار آسانى باشد.

ما جامعه‌ى موالیان و شیعیان اهل‌بیت(علیهم‌السّلام)، از آن بزرگواران توقع داریم که ما را جزو خودشان و از حاشیه‌نشینان خودشان بدانند؛ «فلان ز گوشه‌نشینان خاک درگه ماست». دلمان مى‌خواهد که اهل‌بیت درباره‌ى ما این‌طور قضاوت کنند؛ اما این آسان نیست؛ این فقط با ادعا به دست نمى‌آید؛ این، عمل و گذشت و ایثار و تشبه و تخلق به اخلاق آنان را لازم دارد.6

 

 

قلّه‌ فضائل اسلامی

 

خودِ الگوی فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله علیها) که در دوران کودکى، در بعد از هجرت پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه، در داخل مدینه و در همه‌ى قضایاى عمومى آن روز پدرش‌ -که مرکز همه‌ حوادث سیاسى اجتماعى بود - حضور داشت، نشان‌دهنده‌ نقش زن در نظام اسلامى است. البته فاطمه‌ زهرا (سلام‌الله علیها) قلّه‌ این فضائل است.7

 

 

هدیه الهی

 

وقتى كه پسران نبىّ‌اكرم(صلی الله علیه و آله) در مكه يكى پس از ديگرى از دنيا رفتند، دشمنان شماتت گر اسلام و پيامبر - كه ارزشهايشان منحصر در مال و ثروت و فرزند و جاه و جلال دنيايى بود - پيامبر را شماتت كردند و گفتند تو ابتر هستى - يعنى بى‌دنباله - و با مرگ تو، همه چيز از آثار و نشانه‌هاى وجود تو تمام خواهد شد! خداوند متعال سوره کوثر را بر پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نازل كرد، تا هم قلب پيامبر را تسلّى دهد، هم حقيقتى را براى آن بزرگوار و براى مسلمانان روشن كند؛ لذا فرمود: «انّا اعطيناك الكوثر»؛ ما به تو كوثر بخشيديم؛ آن حقيقت عظيم و كثير و فزاينده.

مصداق كوثر براى نبىّ‌اكرم(صلی الله علیه و آله)، چيزهاى گوناگون است. يكى از برجسته‌ترين مصاديق كوثر، وجود مقدّس فاطمه زهراست كه خداوند متعال در اين وجود مبارك، دنباله معنوى و مادّى پيامبر را قرار داد. برخلاف تصوّر دشمنان ملامتگر، اين دختر بابركت و اين وجود ذى‌جود، آن‌چنان مايه بقاى نام و ياد و مكتب و معارف پيامبر شد كه از هيچ فرزند برجسته و باعظمتى، چنين چيزى مشاهده نشده است. اوّلاً از نسل او يازده امام و يازده خورشيد فروزان، معارف اسلامى را بر دلهاى آحاد بشر تابانيدند؛ اسلام را زنده كردند، قرآن را تبيين كردند، معارف را گسترانيدند، تحريفها را از دامن اسلام زدودند و راه سوء استفاده‌ها را بستند. يكى از اين يازده امام، حسين‌بن‌على عليه‌السّلام است كه پيامبر طبق روايت فرمود: «انا من حسين8 و حسين سفينة النّجاة و مصباح الهدى».9 با آن همه آثار و بركاتى كه در آن شخصيت، در آن شهادت و بر آن قيام در تاريخ اسلام مترتّب شده است، او يكى از ذراره‌هاى فاطمه زهراست. يكى از اين خورشيدهاى فروزان، امام باقر، و يكى ديگر امام صادق عليهماالسّلام است كه معارف اسلامى، مرهون زحمات آنهاست. نه فقط معارف شيعى كه ائمّه معروفِ اهل سنّت، يا بى‌واسطه، يا باواسطه، بهره‌مندان از فيض دانش آنها هستند. اين كوثر فزاينده روزبه‌روز درخشنده‌تر، نسل عظيم پيامبر را در تمام اقطار اسلامى پراكند و امروز هزاران، بلكه هزاران هزار خاندانهاى مشخّصِ شناخته شده در همه دنياى اسلام، نمودار بقاى نسل جسمانى آن بزرگوارند؛ همچنان كه هزاران مشعل هدايت در دنيا نمودار بقاى معنوى آن مكتب و آن وجود مقدّسند. اين كوثر، فاطمه زهراست. سلام خدا بر او، درود همه انبيا و اوليا و فرشتگان و آفريدگان پروردگار بر او تا روز قيامت.10

 

 

برترين زن صديق

 

ارزش فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) به عبوديت و بندگى خداست. اگر بندگى خدا در فاطمه‌ى زهرا(سلام‌اللَّه‌عليها) نبود، او صديقه‌ى كبرى‌ نبود. صدّيق يعنى چه؟ صدّيق كسى است كه آنچه را مى‌انديشد و مى‌گويد، صادقانه در عمل آن را نشان دهد. هرچه اين صدق بيشتر باشد، ارزش انسان بيشتر است؛ مى‌شود صدّيق؛ «اولئك مع الذين انعم اللَّه عليهم من النبيين و الصديقين». «صدّيقين» پشت سر «نبيين»اند. اين بزرگوار صديقه كبرى‌ است؛ يعنى برترين زن صديق. اين صديق بودن به بندگى خداست. اگر بندگى خدا نمى‌كرد، صدّيقه‌ى كبرى‌ نمى‌شد. اساس، بندگى خداست. نه فقط فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها)، بلكه پدر فاطمه هم - كه مبدأ و سرچشمه‌ى فضائل همه‌ى معصومين اوست و اميرالمؤمنين و فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) قطره‌هايى هستند از درياى وجود پيغمبر - ارزشش پيش خدا به خاطر عبوديت است؛ «اشهد ان محمداً عبده و رسوله»؛ اول، عبوديت اوست؛ بعد رسالت او. اصلاً رسالت - اين منصب والا - به او داده شد، به خاطر عبوديت؛ چون خدا صنيعِ دست و مخلوقِ خود را مى‌شناسد. مگر در زيارت حضرت زهرا عرض نمى‌كنيم: «امتحنك اللَّه الذى خلقك قبل ان يخلقك»؟ در علم خداى متعال معلوم است كه عمل من و شما چيست. ما در مقابل گناه و هوس و پول و نام نيك قرار مى‌گيريم؛ آيا به‌خاطر به‌دست آوردن اينها حاضريم از شرف و ايمان و تكليفِ خود و امر و نهى الهى درباره‌ى خود صرف‌نظر كنيم يا نه؟ اين اختيار ماست. چه راهى را انتخاب خواهيم كرد؟ وقتى گفتن سخنى براى انسان ضرر مادى دارد، وقتى حركتى هوس‌هاى گناه‌آلود انسان را برآورده مى‌كند، ما سر دو راهى قرار مى‌گيريم. كدام راه را انتخاب خواهيم كرد؟ راه هوس و گناه و پول را، يا راه پاكدامنى و تقوا و بندگى خدا را؛ يكى از اين دو را انتخاب خواهيم كرد. انتخاب و اختيارِ ماست، اما خداى متعال مى‌داند كه ما چه راهى را اختيار خواهيم كرد؛ اين در علم الهى هست. اگر شما انسانى هستيد كه اين قدرت در شما وجود دارد كه در مقابل كوهى از ارزش‌هاى مادى و برآورنده‌ى هوس‌ها محكم بايستيد و تكان نخوريد، خداوند براى شما شايستگى‌هايى در نظر مى‌گيرد. «و مريم ابنة عمران التى احصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا»؛ خداى متعال بيهوده به مريم اين‌قدر لطف نمى‌كند. اين، كلام قرآن است. او با همه‌ى وجود پاكدامنى خود را حفظ كرد، لذا شايسته‌ى اين شد كه مادر عيسى‌ شود. حضرت يوسف در عين جمال و جوانى و برخوردارى از عزت مادى در خانه‌ى عزيز مصر، روى هوس خود پا گذاشت؛ لذا شايسته‌ى مقام والايى شد كه خدا به او داد؛ يعنى پيغمبرى. خدا اين را مى‌داند كه اين بنده چنين جوهرى دارد و اين‌چنين اراده‌ى خود را صرف راه او خواهد كرد؛ لذا براى او مسؤوليت‌هاى بزرگ و سنگين ديگرى - كه هر كدام باز به نوبه‌ى خود اجرهاى بزرگى دارد - در نظر مى‌گيرد. «امتحنك اللَّه الذى خلقك قبل ان يخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة»؛ خداى متعال مى‌داند كه فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) در دوران زندگى چگونه انتخاب و اختيار خواهد كرد و چگونه قدم خواهد برداشت. عبوديت خدا معيار است. اين شد براى ما خط روشن.11

 

 

فرشته نجات انسانها

 

زندگى فاطمه زهرا(سلام‌اللَّه‌عليها) به خاطر عظمت و شگفتيهاى فراوانى كه در آن هست، شبيه اسطوره‌هاى تاريخ است. حقيقتاً چشم ما نمى‌تواند مقامات معنوى آن بزرگوار را ببيند - «تو بزرگى و در آيينه كوچك ننمايى» - ما نمى‌توانيم آن قامت رسا و آن عظمت را حتّى در چشم كوته‌بين ذهن خودمان تصوير كنيم؛ ليكن همان چيزى كه چشمان سطحى‌نگر ما مى‌بيند، خيلى باعظمت است. يعنى آن زندگى كوتاه چه در دوران كودكى، چه در دوران نوجوانى و چه در دوران تأهّل و ازدواج و خانه‌دارى اين‌قدر پُرمغز است! مگر هر كسى مى‌تواند همسر اميرالمؤمنين باشد؟ عظمت على آن‌گونه است كه كوههاى عظيم را در مقابل خود آب مى‌كند. نَفْس همسرى اميرالمؤمنين، يك نشانه بزرگ عظمت است؛ ليكن شما ببينيد تعامل اين زن و شوهر چگونه است و دو بزرگِ خارج از ابعاد ذهن انسان، چگونه با هم حرف مى‌زنند؛ چگونه زندگى مى‌كنند؛ چگونه اين زندگىِ الگو و نمونه تاريخ را اداره مى‌كنند و چگونه هركدام نقشى به عهده مى‌گيرند! اينها تصادفى نيست. نقش آن شوهر در دوران مبارزات و جنگها اين است كه نفر اوّل و خطشكنِ درجه يك و گره گشاى اوّل و آخر باشد. در دوران بعد از رحلتِ پيغمبر، اين نقش تغيير پيدا مى‌كند. همان شجاعت، همان قدرت و همان عظمت وجود دارد؛ منتها در نقش ديگرى ظهور مى‌كند. مگر هركسى مى‌تواند آن حادثه عظيم بعد از پيغمبر را تحمّل كند؟ اما على تحمّل كرد و اين همان شجاعت خيبر و همان قدرت اُحد است كه در اين‌جا طاقت مى‌آورد. بعد، دوران خلافت است كه هر كلمه كلمه و هر قدم به قدم آن، اثرى در تاريخ اسلام و تاريخ بشر گذاشته است. آن‌گاه نقش همخوان با اين شخص، نقش فاطمه زهرا(سلام‌اللَّه‌عليها) است. اگر آن مظلوميت عظيم و جانسوز در تاريخ خود را نشان نمى‌داد، حقايق اسلام آن‌چنان كه بعداً آشكار شد، آشكار نمى‌شد. اينها تصادفى نيست. همه اينها طرّاحى شده با تدبير الهى است؛ منتها كسانى براى اين ميدانها و اين نقشهاى دشوار انتخاب مى‌شوند كه جوهر آنها، جوهر برگزيده خداست. در بين همه انسانهاى طول تاريخ، خداى متعال انتخاب مى‌كند: «امتحنك اللَّه الّذى خلقك قبل ان يخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة».12 ميدان، ميدان امتحان است. ميدان كارِ تصادفى نيست. ميدان امتياز دادنِ بيخودى نيست. خداى متعال بيخودى به كسى امتياز نمى‌دهد. اين جوهر، اين اراده قوى، اين عزم راسخ، اين گذشت و فداكارى در فاطمه زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) كار را به آن‌جا مى‌رساند كه او سنگ الماسى مى‌شود كه همه اين چرخها بر روى آن مى‌چرخد. دشوارترين چرخها را بايد بر روى سخت‌ترين پايه‌ها و قاعده‌ها بچرخانند. اين چرخ عظيم تاريخ اسلام و امتحانهاى دشوار، در همان دوران كوتاه، بر روى دوش فاطمه زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) بود. خدا او را انتخاب كرد و او توانست بشريّت را نجات دهد. فاطمه زهرا(سلام‌اللَّه‌عليها) فرشته نجات انسانها در طول تاريخ است. براى همين هم هست كه ائمّه (عليهم‌السّلام) اين‌قدر براى آن بزرگوار تكريم و حرمت قائلند و نسبت به او اظهار خشوع مى‌كنند. هيچ مقامى از اين بالاتر وجود دارد؟ 13

 

 

الگوی زن مسلمان

 

اميرالمؤمنين درباره فاطمه زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) فرمودند: «ما اغضبنى و لا خرج من امرى» 14 يك‌بار اين زن در طول دوران زناشويى، مرا به خشم نياورد و يك‌بار از دستور من سرپيچى نكرد. فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها با آن عظمت و جلالت، در محيط خانه، يك همسر و يك زن است؛ آن‌گونه كه اسلام مى‌گويد. در محيط علم هم يك دانشمند والاست. آن خطبه‌اى كه فاطمه زهرا (سلام اللَّه عليها) در مسجد مدينه، بعد از رحلت پيغمبر ايراد كرده‌است، خطبه‌اى است كه به گفته علاّمه مجلسى، «بزرگان فصحا و بلغا و دانشمندان بايد بنشينند كلمات و عبارات آن را معنا كنند!» اين‌قدر پرمغز است! از لحاظ زيبايى هنرى، مثل زيباترين و بلندترين كلمات نهج‌البلاغه است. فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌عليها مى‌رود در مسجد مدينه، در مقابل مردم مى‌ايستد و ارتجالاً حرف مى‌زند! شايد يك ساعت، با بهترين و زيباترين عبارات و زبده‌ترين و گزيده‌ترين معانى صحبت‌كرده‌است.

آن عبادتش؛ آن فصاحت و بلاغتش؛ آن فرزانگى و دانشش؛ آن معرفت و حكمتش؛ آن جهاد و مبارزه‌اش؛ آن رفتارش به عنوان يك دختر؛ آن رفتارش به عنوان يك همسر؛ آن رفتارش به عنوان يك مادر؛ آن احسانش به مستمندان، كه وقتى پيغمبر پيرمردِ مستمندى را به درِ خانه اميرالمؤمنين فرستاد كه «برو حاجتت را از آنها بخواه»، فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها تخته پوستى را كه حسن و حسين روى آن مى‌خوابيدند و به عنوان زيرانداز فرزندان خود در خانه داشت و چيزى جز آن نداشت، به سائل داد و گفت «ببر بفروش و از پول آن استفاده‌كن!» اين، شخصيت جامع‌الاطراف فاطمه زهراست. اين، الگوست.  الگوى زن مسلمان  اين است.  15

 

 

ستاره درخشان عالم خلقت

 

درباره فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها)، هرچه بگوييم، كم گفته‌ايم و حقيقتاً نمى‌دانيم كه چه بايد بگوييم و چه بايد بينديشيم. به قدرى ابعاد وجود اين انسيّه حوراء، اين روح مجرّد و اين خلاصه نبوّت و ولايت براى ما پهناور و بى‌پايان و درك ناشدنى است كه حقيقتاً متحيّر مى‌مانيم. مى‌دانيد كه همزمانى و هم‌عصرى از عواملى است كه مانع از شناختِ درستِ شخصيتها مى‌شود. ستارگان درخشان عالم بشريّت غالباً در زمان حياتشان به‌وسيله هم‌عصرانشان شناخته نشده‌اند؛ مگر عدّه كمى از برجستگان كه انبياء و اولياء باشند؛ آن هم به‌وسيله عدّه معدودى. امّا فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها)چنانند كه در زمان خودشان، نه فقط پدر و همسر و فرزندان و شيعيان خاصّشان، بلكه حتّى كسانى كه شايد رابطه صميمانه و گرمى هم با ايشان نداشتند، زبان به مدح آن بزرگوار گشودند. اگر به كتابهايى كه درباره فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها)به‌وسيله محدّثين اهل سنّت نوشته شده است، نگاه كنيد، روايات بسيارى را مى‌بينيد كه از زبان پيامبراکرم(صلی الله علیه و آله) در ستايش صدّيقه طاهره عليهاسلام صادر شده است و يا رفتار پيغمبر با آن بزرگوار را نقل مى‌كنند. بسيارى از اين روايات، از زبان كسانى است كه از آن قبيل بوده‌اند؛ مثل بعضى از زوجات پيغمبر و ديگران. اين حديث معروف از عايشه است كه گفت: «واللَّه مارأيت فى سمته و هديه اشبه برسول‌اللَّه من فاطمة»؛ هيچ كس را از لحاظ هيأت، چهره، سيما، درخشندگى و حركات و رفتار، شبيه‌تر از فاطمه به پيغمبر اكرم نديدم. «وكان اذا دخلت اليه، اذا دخلت على رسول‌اللَّه قامت قام اليها»؛ وقتى كه فاطمه زهرا بر پيغمبر وارد مى‌شد، آن حضرت برمى‌خاست و مشتاقانه به سمت او مى‌رفت. اين معناى تعبيرِ «قام اليها» است. اين‌طور نبود كه وقتى فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها) وارد اتاق مى‌شود، پيغمبر جلو پاى او فقط بلند شود. قام‌اليها؛ برمى‌خاست و به سمت او مى‌رفت. در بعضى از اين نقلها، باز از همين راوى اين‌گونه آمده است: «وكان يقبلها و يجلسها مجلسة»؛ فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها) را مى‌بوسيد، دست او را مى‌گرفت و مى‌آورد در جاى خودش مى‌نشاند. اين مقام فاطمه زهراست. انسان درباره اين دختر چه بگويد؟ درباره اين موجود باعظمت چه بگويد؟

عزيزان من! عظمت فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها)، در سيره آن بزرگوار آشكار است. يك مسأله اين است كه ما چه شناختى از فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها)داريم؟ اين يك حرف است. بالأخره دوستان اهل بيت (علیهم السلام)، در طول زمان، تا آن‌جا كه توانستند سعى كردند به حقِ‌ّ دختر پيغمبر، فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها) معرفت پيدا كنند. چنين هم نيست كه كسى خيال كند همان‌طور كه در زمان ما، اين بزرگوار اين‌قدر در دلها عزيز و در چشمها شيرين است، هميشه همين‌طور بوده است. امروز بحمداللَّه دورانِ اسلامى است، دورانِ حكومت قرآن است، دورانِ حكومت علوى و حكومت اهل بيت(علیهم السلام) است و آنچه در دلهاست، بر زبانها جارى مى‌شود. قديمى‌ترين دانشگاه اسلامى در دنياى اسلام - مربوط به قرن سوم و چهارم - به نام فاطمه زهرا (سلام اللَّه عليها) است. نام دانشگاه معروف «الازهر» در مصر از نام فاطمه(سلام اللَّه عليها) گرفته شده است. در گذشته به‌نام فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها)دانشگاه تأسيس مى‌كردند. حتّى خلفاى فاطمى كه بر مصر حكومت مى‌كردند، شيعه بودند. قرنهاست كه شيعه سعى كرده به حقِ‌ّ اين بزرگوار معرفت پيدا كند. اين، يك مسأله است. مسأله ديگر اين است كه ما بايد راه را از همه ستارگان بياموزيم؛ «و بالنّجم هم يهتدون». 16 انسان عاقل اين‌گونه است. از ستاره بايد استفاده كرد. ستاره در آسمان است و مى‌درخشد. آن‌جا عالمِ عظيمى است. مگر اين ستاره همينى است كه من و شما مى‌بينيم؟ بعضى از ستارگان كه در آسمانند و مثل يك نقطه سوسو مى‌زنند، كهكشانى هستند. گاهى يك ستاره بزرگتر است از كهكشان راه شيرى كه ميلياردها ستاره داخل آن است! - قدرت الهى كه حدّ و اندازه‌اى ندارد - ولى من و شما آن را يك ستاره كوچكِ درخشان مى‌بينيم. خوب؛ مقصود از اين مطالب چيست؟ مقصود اين است انسان عاقلى كه خدا به او چشم داده است، بايد از اين ستاره براى امرى در زندگى استفاده كند. قرآن مى‌گويد: «و بالنّجم هم يهتدون»؛ به وسيله آن راه را پيدا مى‌كنند.

عزيزان من! اين ستاره درخشان عالم خلقت، فقط همان نيست كه به چشم ما مى‌آيد. فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها) بسيار بالاتر از اين حرفهاست. ما فقط درخشندگى‌اى مى‌بينيم؛ ولى بسيار بزرگتر از اين حرفهاست. امّا من و شما چه استفاده‌اى مى‌كنيم؟ همين قدر كه بدانيم او زهراست، كافى است؟ در روايتى خواندم كه درخشندگى فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها) باعث مى‌شود تا چشمان كرّوبيان ملأاعلى‌ خيره شود: «زَهَر نورها للملائكة السّماء». 17 براى آنها مى‌درخشد. ما از اين درخشندگى چه استفاده‌اى بكنيم؟ ما بايد از اين ستاره درخشان، راه به‌سوى خدا و راهِ بندگى را كه راه راست است و فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها) پيمود و به آن مدارج عالى رسيد، پيدا كنيم. اگر مى‌بينيد خدا خميره او را هم خميره متعالى قرار داده است، به اين دليل است كه مى‌دانست اين موجود در عالم مادّه و عالم ناسوت، خوب از امتحان بيرون خواهد آمد؛ «امتحنك اللَّه الذى خلقك قبل ان يخلقك فوجدك لمااْمتحنك صابره»؛ قضيه اين است. خداى متعال حتّى اگر لطف ويژه‌اى درباره آن خميره مى‌كند، بخشى مربوط به اين است كه مى‌داند او از عهده امتحان چگونه برخواهد آمد؛ والّا بسيار كسان خميره خوب داشتند. مگر همه توانستند از عهده برآيند؟ اين بخش از زندگى فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها)، آنى است كه ما براى نجات خودمان به آن احتياج داريم. حديث از طرق شيعه است كه پيغمبر به فاطمه(سلام اللَّه عليها)فرمودند: «يا فاطمه اننّى لم اغنى عنك من‌اللَّه شيئا»؛ يعنى اى عزيز من! اى فاطمه من! نمى‌توانم پيش خدا تو را از چيزى بى‌نياز كنم. يعنى خودت بايد به فكر خودت باشى، و او از دوران كودكى تا پايان عمر كوتاهش به فكر خود بود. شما ببينيد آن حضرت چگونه زندگى كرده است! تا قبل از ازدواج كه دختركى بود، با آن پدرِ به اين عظمت كارى كرد كه كنيه‌اش را امّ‌ابيها - مادرِ پدر - گذاشتند. در آن زمان، پيامبر رحمت و نور، پديدآورنده دنياى نو و رهبر و فرمانده عظيم آن انقلاب جهانى - انقلابى كه بايد تا ابد بماند - در حال برافراشتن پرچم اسلام بود. بى‌خود كه نمى‌گويند امّ‌ابيها! ناميدن آن حضرت به اين كنيه، به دليل خدمت و كار و مجاهدت و تلاش اوست. آن حضرت چه در دوران مكّه، چه در دوران شعب‌ابي طالب - با آن‌همه سختيهاكه داشت - و چه آن هنگام كه مادرش خديجه از دنيا رفت و پيغمبر را تنها گذاشت، در كنار و غمخوارِ پدر بود. دلِ پيغمبر در مدّت كوتاهى با دو حادثه وفات خديجه و وفات ابيطالب شكست. به فاصله كمى اين دو شخصيّت از دست پيغمبر رفتند و پيغمبر احساس تنهايى كرد. فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها) در آن روزها قدبرافراشت و با دستهاى كوچك خود غبار محنت را از چهره پيغمبر زدود. امّ‌ابيها؛ تسلّى بخش پيغمبر. اين كُنيت از آن ايام نشأت گرفت.

شما ببينيد اين درياى شخصيت و مجاهدت چه درياى عظيمى است! بعد رسيد به دوران اسلام. بعد رسيد به ازدواج با على‌بن‌ابيطالب(علیه السلام)؛ همان على‌بن ابيطالب كه مصداق كامل يك بسيجىِ فداكار انقلاب است. هفته بسيج است؛ بسيجى يعنى اين. يعنى همه وجودش وقف اسلام است. وقف است براى آنچه پيغمبر مى‌خواهد و خدا را خشنود مى‌كند. اميرالمؤمنين(عليه‌الصّلاة و السّلام) هيچ مايه‌اى براى شخص خود نگذاشت. در آن ده سال - ده سال حيات پيغمبر – اميرالمؤمنين)عليه‌الصّلاةوالسّلام) هر كارى كه كرد، براى پيشرفت اسلام بود. اين كه مى‌بينيد مى‌گفتند فاطمه زهرا و اميرالمؤمنين و فرزندانشان گرسنه ماندند، علّتش همين است. والّا اين جوان اگر به فكر كاسبى بود، مى‌توانست بهتر از هر كاسبى، به كسب بپردازد. اين همان على است كه بعدها در دوران پيرى‌اش چاه مى‌كنْد؛ چاهى كه مثل گردن شتر، آب از آن بيرون مى‌زد. آن‌وقت، هنوز دست و رويش را از گرد و غبار كار نشُسته، مى‌نشست و وقف نامه چاه را مى‌نوشت! آن حضرت از اين كارها زياد كرده است. چقدر نخلستانها آباد كرده بود. چرا بايد اميرالمؤمنين(عليه‌الصّلاة و السّلام)، در جوانى گرسنه بماند؟ در روايت است كه فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها) خدمت پيغمبر رفت.آن‌قدر گرسنگى كشيده بود كه پيغمبر زردى گرسنگى را در صورت او مشاهده كرد؛ دل پيغمبر سوخت و براى دخترش دعا فرمود. همه تلاش اميرالمؤمنين (عليه‌الصّلاةوالسّلام) در راه خدا و براى پيشرفت اسلام بود. آن حضرت براى خودش كارى نمى‌كرد. اين، همان مصداق كامل بسيجى است.

 من به بسيجيانِ عزيزِ فعّالِ اين كشورِ علوى و فاطمى عرض مى‌كنم:  اميرالمؤمنين (عليه‌الصّلاةوالسّلام) را الگوى خودتان قرار دهيد كه بهترين و بزرگترين الگو براى بسيجيان مسلمان در همه عالم، على‌بن‌ابي طالب(عليه‌السّلام) است. آن وقت، فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها) از بين آن همه خواستگار، اين جوان پاك‌باخته همه چيز در راه خدا داده را انتخاب كرد كه دائم در ميدانهاى جنگ بود. شوخى كه نيست! دخترِ رهبرِ با عظمت اسلام و حاكم مقتدر زمان است؛ اين همه خواستگار دارد؛ در بين اين خواستگارها، پولدار هست، شخصيت‌دار هم هست. اما خدا از بين اين همه، على را براى فاطمه انتخاب كرده بود و فاطمه هم به انتخاب الهى راضى و از آن خشنود بود. بعد، چنان با اميرالمؤمنين عليه‌الصّلاةوالسّلام زندگى كرد كه آن حضرت با همه وجود از او راضى بود. كلماتى كه اين بزرگوار در روزهاى آخرِ عمر خود به اميرالمؤمنين(عليه‌الصّلاةوالسّلام) فرمود، شاهد و حاكى از اين معناست. حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) صبر كرد؛ آن فرزندان را تربيت نمود؛ به آن دفاع جانانه از حقِ‌ّ ولايت پرداخت؛ در راهش آن زجر و شكنجه را متحمّل شد و بعد هم با آغوش باز به استقبال آن شهادت بزرگ رفت. اين فاطمه زهرا (سلام اللَّه عليها) است.

... بحمداللَّه دلهاى جوانان ما با ياد فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها) روشن و منوّر است. من اين را احساس مى‌كنم. انسان احساس مى‌كند كه در اين ده پانزده سال اخير، جوشش عشق به فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها)در دل اين امّت مؤمن و انقلابى و مخلص و حزب‌اللَّه، بسيار زياد شده است. نام آن بزرگوار و توسّل به آن، در جبهه‌ها بود، در دوران جنگ بود، در دوران صلح و سازندگى هم هست، در آمادگىِ در مقابله با دشمنان هم بحمداللَّه هست. اين توسّل، توسّل خوب و باارزشى است و اين روح جهاد فى‌سبيل‌اللَّه، به هر شكلى كه ممكن شود، همانى است كه فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها)آن را دوست مى‌دارد. اين، مژده‌اى به جوانان بسيجى كشور است كه هم فاطمه زهرا (سلام اللَّه عليها) را دوست مى‌دارند، و هم برطبق خواست و ميل او حركت مى‌كنند و هم راه او را مى‌روند كه راه خدا و راه عبوديّت است. «وان‌اعبدونى هذا صراط مستقيم». 18

 پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، در دنيا و آخرت دستهاى ما را از دامن فاطمه زهرا(سلام اللَّه عليها)جدا مفرما. دلهاى ما را به نور زهراى اطهر هدايت كن. پروردگارا! محبّت او را در دلهاى ما روزبه‌روز بيشتر كن. ما را با عشق به خاندان پيغمبر بميران و در قيامت با عشق به خاندان پيغمبر زنده كن. 19

 

پی‌نوشت‌ها:

1. فضائل الخمسة، ج 3، ص 127

2. نهج البلاغه، نامه‌ى 45

3. بیانات مقام معظم رهبری در سالروز میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)، 91/2/23

4. بیانات مقام معظم رهبری در سالروز میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)، 83/5/17

5. بیانات مقام معظم رهبری در سالروز میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)، 86/4/14

6. بیانات مقام معظم رهبری در سالروز میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)، 70/5/10

7. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار گروه کثیری از بانوان، 79/6/30

8. كامل الزيارات، ص 53

9. در بحارالانوار، ج‌36، ص 205، تعبير بدين‌گونه است: «ان الحسين‌بن على فى السماء اكبر منه فى الارض، فانه مكتوب عن يمين عرش‌اللَّه: مصباح هدى و سفينة النجاة و امام غير و هن و ...»

10. بیانات مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران، 78/7/9

11. بیانات مقام معظم رهبری در سالروز میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)، 84/5/5

12. امام صادق (علیه السلام)-  التّهذيب: ج 6 ص 10

13. بیانات مقام معظم رهبری در سالروز میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)، 77/7/19

14. بحار الانوار: ج 43، ص 134.

15. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از زنان، 71/9/25

16. نحل - 16

17. فرازى از حديث نبوى - امالى شيخ صدوق - مجلس 24 - ص 99.

18. يس – 61

19. بیانات مقام معظم رهبری در سالروز میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)، 73/9/3

منبع : سایت الگوها (www.olgooha.com)