مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/خانواده مهدوی/سبک زندگی مهدوی و فرهنگ خانواده (2)
سبک زندگی مهدوی و فرهنگ خانواده (2)
سبک زندگی مهدوی و فرهنگ خانواده (2)

نویسنده : مهدی نیلی پور
تعداد بازدید کننده : 2368

6. اصلاحگری

از ویژگی های دولت کریمه مهدوی، مبارزه با فساد و اصلاح گری و جهان سازی آن می باشد.
شهید مطهری درباره ی اصلاح و اصلاح طلبی می فرماید:
اصلاح یعنی سامان بخشیدن، نقطه ی مقابل افساد است که به معنی نابسامانی ایجاد کردن است... مورد استعمال اصلاح در قرآن گاهی رابطه میان دو فرد است (اصلاح ذات البین) و گاهی محیط خانوادگی است و گاهی محیط بزرگ اجتماعی است. قرآن کریم پیامبران را به عنوان مصلحان معرفی می کند و از زبان شعیب پیغمبر می فرماید: (إن اُریدُ إلاّ الاصلاح مَا استَطَعتَ...) (1)
«جز اصلاح تا آخرین حد توانایی منظوری دیگر ندارم.»
و برعکس ادعای اصلاح منافقین را به شدت تخطئه می کند و درباره ی منافقان می فرماید: (وَ إِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ‌ أَلاَ إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لاَ یَشْعُرُونَ‌.) (2)
« هرگاه به آنها گفته شود در زمین فساد نکنید می گویند ما فقط اصلاحگرانیم، آگاه باشید که همین ها مفسدانند اما نمی فهمند.»
اصلاح طلبی یک روحیه ی اسلامی است، هر مسلمانی به حکم اینکه مسلمان است خواه ناخواه اصلاح طلب و لااقل طرفدار اصلاح طلبی است. (3)
از نظر فساد و صلاح، اعضای یک جامعه به پنج گروه تقسیم می شوند:
1. صالحین:
کسانی که از منظر فردی، انسان هایی شایسته بوده، اما صلاحیت های آنها جنبه شخصی دارد و برنامه ای برای اصلاح جامعه و ایجاد تحولات ساختاری در نهادهای مدنی ندارند هرچند شایستگی های آنان تأثیرات اجتماعی داشته باشد.
2. مصلحین:
کسانی که علاوه بر اصلاح خویشتن و پرداختن به جنبه های شخصیتی خود و کسب وارستگی فردی، به اصلاح جامعه و دیگران نیز همت می گمارند؛ آنان برای ایجاد تحولات زیربنایی و بنیادین در جامعه تلاش می کنند و مسلماً چنین افرادی نزد خداوند متعال مقام والایی دارند و همه ی انبیاء و اولیای الهی حائز چنین درجه ای می باشند.
3. انسانهای بی تفاوت (و خنثی):
کسانی هستند که نه به اصلاح نفس خود می پردازند و نه فساد و صلاح جامعه برای آنان مهم است. به گواه تاریخ این گروه همیشه آلت دست طاغوت ها قرار می گرفتند و به تعبیری همیشه دیگران به جای آنان و برای آنان تصمیم می گرفته اند. چنین افرادی از خود استقلال رأی و اندیشه نداشته اند و گاهی ضرر وجود چنین افرادی از فاسدین و مفسدین کمتر نبوده است.
4. فاسدین:
افرادی هستند که به خاطر ابتلاء به معاصی و جهالت، از راه صلاح و خودسازی بازمانده اند، اما تلاش مستقیمی برای گسترش فساد در جامعه و مبارزه با مصلحین نمی کرده اند. این گروه نیز به خاطر اشتراکات فراوان با مفسدین غالباً در جنایات و فتنه های آنان شریک می شوند.
5. مفسدین:
کسانی هستند که علاوه بر فساد فردی کوشش می کنند از روش های گوناگون به ترویج فساد و تباهی در سطح اجتماعی دامن بزنند و با کسب ثروت های نامشروع، مناصب و پست های کلیدی، در توسعه ناهنجاری ها می کوشند؛ منافقین، یهودیان و مترفین در قرآن با این خصوصیت معرفی شده اند؛ آنان با دامن زدن به مفاسد می کوشند تا هم برای خود شریک جرم فراهم کنند و هم با صف بندی در برابر مصلحین و جبهه ی حق، راه را برای رسیدن به اهداف نامشروع دنیوی خود هموار کنند.
با توجه به این تقسیم بندی یاوران مصلح کل لازم است فاسد و مفسد نباشند و از بی تفاوتی منزّه بوده و نه تنها صالح که باید مصلح باشند تا بتوانند با مبارزه با طاغوت ها و مفسدین، زمینه ظهور مصلح جهانی را فراهم آورند.
فرهنگ انتظار و مهدویت آمیخته با شایستگی، شایسته سالاری، اصلاح طلبی و ترویج شایستگی در همه ی سطوح و در بین همه ی افراد است. فرهنگ مهدویت با تربیت نسل صالح و مُصلح و جلوگیری از بروز فساد و افساد در جامعه، ظهور مصلح بشریت را نزدیک و نزدیکتر می سازد.
قرآن کریم می فرماید: (أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ).‌ (4)
امام عصر(عج) نیز به عنوان پرچمدار این قافله ی صالح، نه تنها خود صالح است بلکه ابا صالح (پدر شایستگان و صالحان) و نه تنها مصلح جزء، بلکه مصلح کل است.
قرآن کریم عنایت ویژه ای به صالحین، مصلحین و طاغوت ستیزان دارد. قرآن، شرط ورود به حلقه ی صالحین (و مصلحین) را ایمان و عمل صالح می داند (5) و عضویت در این گروه در روز واپسین را آرزوی انبیاء می شمارد. (6)
قرآن کسانی که درصدد ایجاد اصلاحات واقعی باشند را از هلاکت مصون می داند و اصلاحگری را عامل نجات از عذاب الهی برمی شمرد، (7) پاداش اصلاحگران را محفوظ دانسته و به آنان بشارت اجر الهی (در دنیا و آخرت) می دهد. و این درحالی است که از رسالتهای یک خانواده آرمانی و اخلاقی تربیت نسل صالح و مصلح می باشد، در روایات از این خانواده ها به «بیوتات صالحه» یاد می شود و حضرت علی (ع) مالک اشتر را برای انتخاب کارگزاران سیاسی حکومت به انتخاب از چنین خانواده هایی سفارش می کنند.
با این تفصیل یک خانواده ی مهدوی لازم است:
* اولاً خود از صالحان و شایستگان باشند.
* و ثانیاً در تربیت نسل صالح و مصلح بکوشند.

حاکم شدن چنین فرهنگی بر خانواده ها (و درنتیجه جامعه)، عامل مهمی جهت فراهم آوردن زمینه های ظهور حکومت اصلاحگرایانه مهدوی را فراهم می آورد و به عبارتی: « بهترین راه برای فراهم کردن زمینه ظهور مصلح کل، تربیت نسل صالح و مصلح در سنگر خانواده ها می باشد.»

 

7. سلامت و بهداشت روانی

رسول خدا (ص) می فرمایند: (الصِّحهُ والفَراغُ نِعمتانِ مَکفورتانِ.) (8)
«تندرستی و فراغ خاطر دو نعمت پوشیده و ناشناخته اند.»
یکی از هدایای الهی بر انسان و جامعه بشری، سلامت روانی و جسمی است و از طرفی یکی از مشخصات حکومت و فرهنگ مهدوی، تأمین و تضمین و گسترش سلامتی روانی و جسمی آحاد جامعه می باشد.
در دولت کریمه مهدوی که روزگار عدالت گستری و حکومت فضیلت ها و زیبایی هاست، به برکت حضور و ظهور امام عصر (ع) بیماریهای جسمی، روحی و روانی انسان از بین می رود. امام سجاد (ع) در این خصوص فرمودند:
(إذا قام قائِمُنَا أذهَبَ اللهُ عَن شِیعَتِنا العاهَه.) (9) «چون قائم ما قیام کند، خداوند بیماری و اندوه را از شیعیان ما برمی دارد.»
از سوئی یکی از وظایف و رسالتهای یک خانواده ی موفق وجود سلامت و بهداشت جسمی و روحی و تأمین و تضمین آن برای اعضاء خانواده می باشد، آری از این جهت نیز دنیای کوچک خانواده ی مهدی یاوران باید انعکاسی از ایده ی جهانی حضرت مهدی (ع) در کل جهان باشد و برای تحقق این منظور دو راهکار مؤثر پیشگیری و درمان وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد.

 

8. پاکی دلها از کینه و دشمنی

از جمله ره آوردهای حکومت مهدوی برای بشریت، شستشوی دلها از کدورت ها، دشمنی ها، تعارضات و کینه هاست، چرا که اساساً ریشه بسیاری از فتنه ها قبل از برقراری حکومت امام زمان (ع) کینه ها و دشمنی هاست.
حضرت علی (ع) فرمود:
(سَببَ الفِتَنٌ الحِقدُ.) (10) «علت فتنه ها، کینه توزی است.»
نیز حضرتش علت فتنه ها را کینه معرفی نموده و به پاک کردن دل از آن امر کرده و می فرمایند: (طَهِّروا قلوبَکُم مِنَ الحِقدِ فَإنَّهُ داءٌ مُوبیٌّ.) (11)
«دلهای خود را از کینه پاک کنید آن دردی مهلک است.»
پاک بودن دلها از کینه و یکدلی از سویی جزء زمینه های تحقق حکومت مهدوی است. به گونه ای که امام زمان (عج) یکدلی شیعیان خویش را عاملی برای تحقق ظهور می دانند و در ضمن توقیعی به شیخ مفید (ره) می فرمایند:
(وَلَو أنَّ أشیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللهُ لطاعَتهِ علی اجتماعٍ منَ القلوب فی الوفاء بِالعهدِ علیهِم لَما تأخّرَ عَنهُمُ الیُمنُ بِلقائنا و لَتَعجَّلَت لَهمُ السَّعادهُ بمشاهَدَتِنا...) (12)
«اگر شیعیان ما - که خداوند ایشان را در طاعتش موفق بدارد- در وفای به عهدی که با ایشان داریم یکدل می شدند. دیدار ما از آنان به تأخیر نمی افتاد و به زودی سعادت مشاهده ی ما نصیبشان می گشت.»
و از سوئی این یکدلی و یکرنگی از نتایج درخشان دولت با برکت مهدوی است، زیرا با گذر از دوران غیبت و ظهور دولت حق، آفتاب گرم وجود امام، سردی ارتباطات و کینه ها را ذوب می کند، به طوری که نه تنها محبت در میان تمامی انسانها رواج پیدا می کند و کدورتها محو می گردد، بلکه عداوت میان حیوانات نیز از بین می رود. حضرت علی (ع) در همین زمینه می فرمایند:
(لَو قام قائمنا لأنزلَتِ السَّماءُ قَطرَها و لأخرجَتِ الأرضُ نَبَاتَها و لَذهَبتِ الشَّحناءُ مِن قلوبِ العباد وَاصطلَحَتِ السِّباعُ و البَهائمُ حَتّی تَمشی المَرأهُ بینَ العراقِ إلی الشّام لا تَضعُ قَدمَیها إلاّ عَلَی النَّباتِ و علی رأسِها زینَتُها لا یَهِیجُهَا سَبعُ و لا تَخافُهُ.) (13)
«زمانی که قائم ما قیام کند. آسمان نزولات خود را فرو ریزد و زمین گیاهانش را برویاند و کینه و دشمنی از دلهای بندگان رخت بربندد و درندگان و چرندگان با هم بسازند. چندان که زنان زیور به سر عراق را تا شام می پیمایند و جز بر گیاه و سبزه گام نمی نهند و هیچ درنده ای آنان را آشفته و هراسان نمی کند»
در کنار توجه به این مؤلّفه دولت کریمه مهدوی، توجه به یکی از مهم ترین مؤلّفه های خانواده با سعادت و موفق ضروری است و آن پاکی دلها از کینه ها و کدورت هاست.
تأکید بر عطوفت ورزی و یکدلی در محیط خانواده و در تنظیم روابط خانواده از جمله سفارشات معصومین (ع) است، پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:
(قولُ الرّجُلِ لِلمرأهِ أنّی اُحبّکَ لا یذهبُ من قلبِها أبداً.)
«اینکه مرد به همسرش بگوید: « من تو را دوست دارم.» هیچگاه از (ذهن و) دلش بیرون نمی رود.»
یک خانواده مهدوی موظف است با یکدلی و تعمیق ارتباطات عاطفی بین اعضاء خانواده و دیگر دوستان اهل بیت (ع) بکوشد تا از این راه با وحدت قلوب زمینه ظهور امام عصر (عج) را فراهم آورد.

 

9. مسئولیت پذیری و درد مردم داشتن (و احساس مسئولیت نسبت به آینده)

ایده مهدویت عمدتاً ناظر به مقوله آینده نگری و تضمین سعادت نسل های آینده بشری می باشد، دکترین مهدویت مبشّر آینده ای روشن برای فردای بشریت است، آینده ای زیبا با مؤلفه های عدالت، محبت، امنیت، تربیت و شکوفایی استعدادها. مهدویت یعنی احساس مسئولیت بین المللی و جهانی نسبت به انسان امروز و فردا و دغدغه اصلاح بشریت داشتن، رنج بشریت را احساس نمودن و از قالب «من» در آمدن و به «ما» اندیشیدن و به عبارت ساده تر، مهدویت یعنی طرحی جهانی برای شکوفایی انسانیت؛ بر این اساس ارتباطی تنگاتنگ بین فرهنگ و ایده مهدویت و انسجام، استحکام، اصالت و رسالت خانواده وجود دارد، چرا که یکی از مهمترین اهداف ازدواج مسئولیت پذیری نسبت به نسل آینده با تشکیل خانواده، تربیت نسل آینده، بسترسازی و ایجاد کانون پذیرایی برای نسل آینده همراه با سعادت، سلامت، عدالت، امنیت و دیانت است. در ازدواج اساساً انسان از قالب تنگ «خود گرایی» درآمده و به دنیای بزرگ «دگرگرایی» پا می گذارد. کانون خانواده «من» پرور نیست بلکه جمع محور و «ما» پرور است.
شهید مطهری درخصوص این ویژگی و رسالت خانوادگی می فرمایند:
«ازدواج تنها برای این نیست که زن و مرد از مصاحبت یکدیگر لذت بیشتری ببرند، ازدواج و تشکیل کانون خانوادگی ایجاد کانون پذیرائی نسل آینده است. سعادت نسل های آینده بستگی کامل دارد به وضع اجتماع خانوادگی. دست توانای خلقت برای ایجاد و بقاء و تربیت نسل های آینده، علایق نیرومند زن و شوهری را از یک طرف و علایق پدر و فرزندی را از طرف دیگر به وجود آورده است.» (14)
*«یک خصایص اخلاقی هست که انسان جز در مکتب تشکیل خانواده نمی تواند آنها را کسب کند. تشکیل خانواده یعنی یک نوع علاقمند شدن به سرنوشت دیگران. تا انسان زن نگیرد و بچه پیدا نکند و آن بچه شدیداً عواطف او را تحریک نکند و مثلاً در مواقعی که مریض می شود و او را به هیجان نیاورد، یا مثلا لبخند بچه در او اثر نگذارد، [علاقمند شدن به سرنوشت دیگران در او پدید نمی آید] با مطالعه کتاب، این امر در او پیدا نمی شود.
تجربه نشان داده است که اخلاقیون و ریاضیت کش ها که این دوران را نگذرانده اند، تا آخر عمر یک نوع خامی و یک نوع بچگی در آنها وجود داشته است ویکی از علل اینکه در اسلام ازدواج یک امر مقدس و یک عبادت تلقی شده همین است.»
*«ازدواج اولین مرحله خروج از خود طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است. بعد از ازدواج وقتی می خواهیم کار کنیم، برای من تنها نیست، آن «من» تبدیل به «ما» می شود به طوری که انسان آنقدر به سرنوشت خانواده علاقه مند است که به سرنوشت شخص خودش نیست، و رنج می برد تا آنها در آسایش باشند. این یک درجه از «خود» است.» (15)
*«ازدواج اولین قدمی است که انسان از خودپرستی و خود دوستی به سوی غیر دوستی برمی دارد. تا قبل از ازدواج، فقط یک «من» وجود داشت و همه چیز برای «من» بود. اولین مرحله ای که این حصار شکسته می شود، یعنی یک موجود دیگری هم در کنار این «من» قرار می گیرد و برای او معنی پیدا می کند، کار می کند، زحمت می کشد، خدمت می کند نه برای «من» بلکه برای او، ازدواج است (در ازدواج ملاک عشق است. ازدواج بی محبت را نمی گویم). بعد که دارای فرزندان می شود، دیگر «او» اوها می شود، و گاهی آنچنان «او» ها می شود که کم کم این «من» بیچاره فراموش می شود و همه اش می شود «او» و «او» ها. و اینها قدم های اولی است که انسان از حالت«من» و خودخواهی خارج می شود و به سوی غیردوستی می رود و «او» هم مورد توجهش قرار می گیرد. (16)

 

10. دوستی، عشق و محبّت

با نگاهی به زندگی و روابط بشریت امروز، می توان دریافت که یکی از نیازهای اساسی او، محبت و عشق حقیقی و پایدار بر اساس پشتوانه های الهی انسانی نه با انگیزه های شهوانی، هوسرانی و منفعت جویانه است.
جهان امروز، جهان جنگ و خونریزی و جهانی است که در آن برای اداره بزرگ ترین و خطرناک ترین جنگ های تاریخ، آمادگی نظامی وجود دارد. بیشترین هزینه های کشورهای پیشرفته و حتی کشورهای درحال توسعه، هزینه های نظامی است و این درحالی است که سخت ترین درد بشریت امروز، ابتلاء به استعمار و بی رحمی، وحشیگری، استبداد نظامی، استیلاء طلبی نظامی و نظامی گری و اشغال است. امروزه روابط انسانی و روابط میان دولت ها و حکومت ها، بر اساس قدرت نظامی و توان تسلیحاتی و بر اساس داشتن خطرناکترین سلاحها و جنگ افزارها، تنظیم می گردد و اگر از محبت و عشق نیز سخنی گفته می شود با انگیزه های منفعت جویانه، فریب کارانه و بر اساس اصل لذّت پرستی است.
در نقطه ی مقابل یکی از مؤلّفه های حکومت مهدوی، رفع هراس از جهان، مبارزه با قلدری ها و ناامنی ها و دشمنی ها و تبدیل روابط خصمانه به یک روابط دوستانه بر اساس محبت و عشق و دوستی خالصانه و انسانی و بلکه الهی است، چرا که اساساً امام مظهر دوستی و دوستی آفرینی و منبعی سرشار از عشق است. او موجودی دوست داشتنی و انسانی حامل رحمت برای انسانیت و همه جوامع بشری است، زیرا محبت خالص و بی شائبه، یک نیاز کلیدی برای انسان است. حضرت رضا (ع) در ضمن روایتی طولانی، در معرفی شخصیت امام می فرمایند:
(الإمام الامینُ الرَّفیق و الوالدُ الشَّقیقُ والأخُ الشَّقیقُ و مفزَعُ العِباد فیِ الدَّاهِیَهِ.) (17)
«امام یاری امین و پدری مهربان و برادری دلسوز و پناهگاه بندگان در حوادث ناگوار است.»
شهید مطهری در مورد این نیاز و تأثیرات آن می فرمایند:
«بشر به اکسیر محبت نیکان و پاکان سخت نیازمند است که محبت بورزد و محبّت پاکان او را با آنها همرنگ و هم شکل قرار دهد...تأثیر نیروی محبت و ارادت در زایل کردن رذائل اخلاقی از دل، از قبیل تأثیر مواد شیمیائی بر روی فلزات است. مثلاً یک کلیشه ساز با تیزاب اطراف حروف را از بین می برد نه با ناخن و یا سر چاقو و یا چیزی از این قبیل. اما تأثیر نیروی عقل در اصلاح مفاسد اخلاقی مانند کار کسی است که بخواهد ذرات آهن را از خاک با دست جدا کند، چقدر رنج و زحمت دارد؟ اگر یک آهن ربای قوی در دست داشته باشد ممکن است با یک گردش همه آنها را جدا کند. نیروی ارادت و محبت مانند آهن ربا صفات رذیله را جمع می کند و دور می ریزد.» (18)
بر این اساس به یک نقطه ی تلاقی دیگر و به یک وجه مشترک دیگری بین فرهنگ مهدویت و فرهنگ خانواده می رسیم، چراکه یکی از کارکردهای مهم نظام خانواده تبادل عشق و محبت و تشکیل کانونی برای دوست داشتن و دوست داشته شدن، محبّ بودن و محبوب بودن است. شهید مطهری (ره) در توضیح این کارکرد خانواده می فرمایند:
«وجود زن باید از وجود مرد عواطف و احساسات بگیرد تا بتواند فرزندان را از سرچشمه فیاض عواطف خود سیراب کند. مرد مانند کوهسار است و زن به منزله چشمه و فرزندان به منزله گل ها و گیاه ها. چشمه باید باران کوهساران را دریافت و جذب کند تا بتواند آن را به صورت آب صاف و زلال بیرون دهد و گل ها و گیاه ها و سبزه ها را شاداب و خرم نماید. اگر باران به کوهساران نبارد یا وضع کوهسار طوری باشد که چیزی جذب زمین نشود، چشمه خشک و گل ها و گیاه ها می میرند. پس همان طوری که رکن حیات دشت و صحرا، باران و بالاخص باران کوهستانی است، رکن حیات خانوادگی احساسات و عواطف مرد نسبت به زن است. از این عواطف است که هم زندگی زن و هم زندگی فرزندان صفا و جلا و خرمی می گیرد.» (19)

 

11. دانش محوری

از برترین کمالات یک انسان تکامل طلب، دانش اندوزی (20) و دانش پژوهی، دوستی علم و عالم، ترویج علم و تنظیم امور فردی و اجتماعی بر اساس مطالعات دقیق و علمی است. پیامبر اکرم (ص) در روایتی می فرمایند:
(أُغذُ عالماً أو مُتَعلِّماً أو مُستَمِعاً أو مُحِبّاً لَهُم و لا تَکُن الخامِسَ فَتَهلِکَ.) (21)
«هر بامداد، یا دانشمند یا دانش آموز یا گوش دهنده به علم و یا دوستدار ایشان (علم و علماء) باش و پنجمین کس مباش که هلاک می گردی.»
نقشه فرهنگی دوره ی طلائی حکومت مهدوی که نقطه ی اوج تکامل بشری است بر اساس عوامل تکاملی انسان، همچون وفور دانش، عقلانیت، خردورزی، محبت، عشق و... طراحی شده است.
دوران حکومت امام زمان (ع) دوران انفجار علمی است، چنانچه امام صادق (ع) فرمودند: (العِلمُ سَبعهٌ وَ عِشرونَ حَرفاً فجمیع ما جاءَت بِهِ الرُّسلُ حَرفان فَلَم یَعرِفِ النّاسُ حَتّی الیومِ غیرَ الحَرفَین فاذا قام قائمنا أخرَجَ الخَمسهَ والعشرینَ حَرفاً فَبثَّها فیِ النّاسِ و ضمَّ إلیها الحَرفَین حَتّی یَبُثَّها سَبعَهً و عِشرینَ حَرفاً) (22)
«علم و دانش، بیست و هفت حرف است و همه آنچه پیامبران آورده اند، تنها دو حرف آن است و مردم تا کنون جز با آن دو حرف (حرف های دیگر) آشنایی ندارند. و هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون آورده، آن را بین مردم نشر و گسترش می دهد و آن دو حرف را نیز ضمیمه می کند و مجموع بیست و هفت حرف را در میان مردم منتشر می سازد.»
در کنار فرهنگ مهدویت یکی از رسالت های هر خانواده، علم اندوزی و تشویق یکدیگر به دانش پژوهی و ارتقای سطح علمی و تبدیل خانه به مکتب خانه و محیطی آکادمیک می باشد، چنانچه حضرت علی (ع) می فرمایند:
(مُرُوا أولادَکم بِطَلَبِ العلم.) (23)
«فرزندانتان را به علم آموزی امر کنید.»
در روایات آموزش این موارد به فرزندان سفارش شده است:
1. قرآن آموزی و آموختن سواد و کتابت
پیامبر (ص) فرمودند: (حَقُّ الوَلدِ عَلی والدِهِ أن یُعلِّمَهُ الکتابَ.) (24)
«حق فرزند بر پدر این است که (پدر) او را کتاب (قرآن یا کتابت) بیاموزد».
2. آموزش روایات معصومین (ع)
امام صادق (ع) فرمودند:
(بادِرُوا أحداثَکُم بِالحَدیثِ قَبلَ أن تَسبِقَکُم إلیهمُ المُرجِئهُ.) (25)
«به جوانانتان حدیث بیاموزید قبل از آنکه (مکتب انحرافی) مرجئه بر شما نسبت به آنها پیشدستی کنند.»
3. آموزش حرفه و صنعت
(عنه (ص) - لمّا سُئلَ عَن حقِّ الوَلدِ -...و تَضَعَهُ مَوضِعاً حَسَناً.) (26)
«پیامبر (ص) در پاسخ به سئوال از حق فرزند فرمود:... و اینکه شغل و حرفه ی خوب به او بیاموزی.»
بر همین اساس یکی از رسالت های خانواده های مهدوی و زوج های امام زمانی، علم اندوزی و تربیت فرزندان علم دوست و عالم دوست است.
راهکارهای علم محوری در خانه و خانواده:
1. اختصاص یک اتاق برای مطالعه و کار علمی در کنار اختصاص اتاقهایی به نام اتاق خواب، پذیرایی یا نشیمن.
2. فضا سازی مثبت خانه جهت علم اندوزی وتهیه لوازم مطالعه همچون میز مطالعه، چراغ مطالعه و ایجاد فضای سکوت و آرامش
3. اختصاص بخشی از هزینه ی خانوار جهت خرید کتابهای مناسب و مجلات علمی و دینی و تهیه کتب مهدویت
4. عادت دادن خود و فرزندان به مطالعه.
5. عادت دادن خود و فرزندان به تحصیل، کار علمی، پژوهش و کسب مدارج بالای علمی.
6. احترام به علم و عالم و ارتباط با دانشمندان
7. مطالعه زندگی نامه ی فرهیختگان و عالمان.
8. ترتیب دادن سفرهای علمی خانوادگی، مانند بازدید از دانشگاهها، حوزه های علمیه، مراکز علمی و پژوهشی، کتابخانه ها و دیدار عالمان فرزانه و اندیشمند.
ادامه دارد...

 لینک قسمت‌های دیگر این مقاله :

سبک زندگی مهدوی و فرهنگ خانواده (1)

سبک زندگی مهدوی و فرهنگ خانواده (3)

پی نوشت ها:
1. هود/ 88.
2. بقره/ 11.
3. نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر، ص 6، با تلخیص و تصرف.
4. انبیاء / 105.
5. عنکبوت/ 9.
6. شعراء/ 83.
7. هود/ 117.
8. نهج الفصاحه، ص 548.
9. مشکاه الأنوار، ص 79.
10. میزان الحکمه، ح 4052.
11. همان، ح 4047.
12. بحار، ج 53، ص 176.
13. میزان الحکمه، ح 1241.
14. اخلاق جنسی، ص 35.
15. تعلیم و تربیت از نگاه اسلام، ص 168.
16. تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام، ص 266.
17. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 678.
18. جاذبه و دافعه علی (ع)، ص 70.
19. نظام حقوق زن در اسلام
20. قرآن در این زمینه در سوره نمل آیه 15 می فرماید: (وَ لَقَدْ آتَیْنَا دَاوُدَ وَ سُلَیْمَانَ عِلْماً وَ قَالاَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنَا عَلَى کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ‌.) « ما به داود و سلیمان، دانشی عظیم دادیم و آنان گفتند: ستایش از آن خداوندی است که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری بخشید.
21. بحار الانوار، ج 1، ص 195.
22. بحار الانوار، ج 52، ص336.
23. میزان الحکمه، ح 22751.
24. مستدرک، ج 15، ص 169.
25. التهذیب، ج 8، ص111.
26. میزان الحکمه، ح 22738.

منبع: نیلی پور، مهدی؛ خانواده مهدوی، اصفهان: مرغ سلیمان، چاپ سوم