مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/خانواده مهدوی/سبک زندگی مهدوی
سبک زندگی مهدوی
سبک زندگی مهدوی

نویسنده : اصغر طاهرزاده
تعداد بازدید کننده : 2664

حقیقتاً وقتی زندگی وسعت لازم را پیدا می‌کند که زندگی را به افقی متصل کنیم که حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» با آن تمدن خاص در میان می‌آید، حقیقتاً انتظار ظهور حاکمیت عالى‏ ترین شخصیت هستى، و نشانه ‏ى بلوغ بشریت است. باید تلاش کرد تا این انتظار زنده و با طراوت بماند به ‏خصوص که ائمه‏‌ى معصومین (ع) تأکید کرده‌‏اند «أَلَیْسَ انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَج ؛ آیا انتظار فرج به خودى خود از فرج محسوب نمى‌شود و برکات فرج را به همراه ندارد؟» لازمه‏‌ى انتظار حقیقى، معرفتى خاص است و اگر با معرفتى صحیح همراه شود، برکات فوق‏ العاده‏‌اى به همراه دارد و مانع مى‌گردد که انسان‏‌ها گرفتار اکنون زدگى شوند و سرنوشت خود را به دوران حاکمیت ظلمات آخرالزمان بسپارند. ما بیش از آن‏ که به آگاهى از «حوادث ظهور» نیازمند باشیم به معرفت نسبت به «قواعد ظهور» محتاجیم تا معلوم شود انتظارِ فرج شرایط تحقق ظهور است.

نکته‌ى مهم دیگرى که باید به آن پرداخته‏ شود، معرفت نسبت به ظلمات آخرالزمان است؛ و نوع ظلماتى که مانع ظهور حضرت صاحب الامر (عج) شده باید روشن شود و از آن مهم‌تر معلوم شود که با چه نوع روح و روحیه‏‌اى مى‌‏توان از آن ظلمات عبور کرد؛ زیرا ممکن است انسان‌‏ها منتظر چیزى باشند که از جنس ظلمات آخرالزمان است و یک نوع رجوع به دجّال حیله‏ گر محسوب شود.

علت تحقق انقلاب اسلامى، فرهنگ انتظار بود و در زیر سایه‌ى آن فرهنگ، ملّت ایران توانست قدمى جهت نزدیک ‏شدن به هدف نهایى بردارد و سرنوشت تاریخى خود را بهبود بخشد و به همان اندازه از استعدادهاى معنوى عالم بهره‌مند شود. پیروزى انقلاب اسلامى در زمانه‏‌اى که بسیارى پذیرفته بودند دوره‌‏ى حاکمیت دین گذشته‏ است، نشان داد عقیده به انتظار فرج یک عقیده‌‏ى واقع بینانه و منطقى است. حضور تاریخى در اردوگاه و خیمه‌‏ى حضرت قائم (عج) در اثر انتظارِ حاکمیت امام معصوم، از ظریف‌ترین نکاتى است که باید به آن‏ پرداخته‏ شود تا روشن گردد به واقع اگر انتظار با معرفتى صحیح انجام گیرد، در همین زمان، جان انسان را به شکوفایى مطلوب مى‌‏کشاند و از تمام بیست و هفت حرف علمى که در زمان ظهور به صحنه مى‏‌آید بهره‌مند مى‏‌گردد. چون در همین زمان توانسته ‏است از خداى لیبرال دموکراسى به خداى مهدى (عج) که خداى حضورى و وجودى است، رجوع کند.

راوى از حضرت صادق (ع) مى‌پرسد: چه مى‌فرمایید درباره‌ى کسى که در حال انتظارِ حضرت قائم (عج) بمیرد؟ حضرت فرمودند:«هُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ کَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِى فُسْطَاطِهِ‏، ثُمَّ سَکَتَ هُنَیْئَةً ثُمَّ قَالَ هُوَ کَمَنْ کَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) ؛ مقام او مانند مقام کسى است که در خیمه‏‌ى حضرت قائم باشد، سپس کمى تأمل کرده و فرمودند: مانند کسى است که در کنار رسول خدا (ص) بوده است.» وقتى توحیدِ خدا را شناختیم و متوجه شدیم معنى توحید یعنى نفى غیر خدا، به‏ خوبى متوجه مى‌شویم سیر عالم به سوى ظهورِ هر چه بیشترِ توحید است و لازمه‏‌ى آن ظهور، حاکمیت انسانِ موحدِ کامل است که نه ‏تنها در درون نفس خود در مقام توحید محض مستقر است، از بیرون نیز به حاکمیت توحید مبادرت مى‏‌ورزد. عمده آن است که متوجه حضور توحید الهى در عالم باشیم و به نحوه‏‌هاى متفاوت ظهور آن توحید نظر کنیم، کسى مى‌‏تواند منتظر حاکمیت انسان کامل باشد و زندگی خود را در ذیل انتظار آن حضرت شکل دهد که متوجه باشد خداوند جهان را رها نکرده تا هرکس با میل خود بر آن حکومت کند بلکه فرصتى به بشر داده ‏تا در این فرصت، تلاش شود حضرت ولى الله اعظم (عج) امکان حاکمیت بر عالم و آدم را پیدا کنند.

کافى است زمینه‌‏هاى فتوح آخرالزمانى را بشناسیم تا به خوبى با حجاب‏‌هاى ظهور درگیر شویم و إن‏‌شاءالله به ظهور تامِّ حاکمیت امام نایل گردیم. وقتى روشن شود امام زمان (عج) جنبه‌ى متعالى هر انسانى است، انتظار معنى خاص خود را پیدا مى‏‌کند و در آن حال، نه تنها انسانِ منتظر هم اکنون قلب خود را متوجه قطب عالم امکان مى‏ نماید و با او زندگى مى‏‌کند بلکه تلاش مى‏‌نماید تا ظهورِ او در عالم و آدم هر چه بیشتر شدت یابد و افق بشریت به ‏کلّى دگرگون شود و از توجه به خاک، به انس با افلاک تغییر جهت دهد. و این است آن نوع از سبک زندگی که با نگاه مهدوی به زندگی‌ها برمی‌گردد. زیرا زندگى بدون ولایت الهى و حاکمیت اولیاى الهى همیشه با یأس و شکاکیت و از خود بیگانگى همراه است و درمان چنین بحران‏‌هاى روحى را در رجوع به انسان کامل از یک طرف و تلاش براى حاکمیت او از طرف دیگر باید جستجو کرد، تا شور و شعفِ خاص که در عارفانِ حماسه ‏ساز هست به جامعه برگردد.

دل‏ آگاهى پارسایانه حالتى است که با انتظار حاکمیتِ امام معصوم (ع) نصیب انسانِ منتظر مى‏‌شود و نه تنها صحنه‏‌ى جان انسان از اراده‌هاى شیطانى تطهیر مى‌گردد بلکه قلب انسان ظرفیت پذیرش القائات رحمانى را توسط حضرت صاحب الامر (عج) پیدا مى‏‌کند و این اساسى‏‌ترین برکتى است که در انسانِ منتظر به وقوع مى‌پیوندد.

موضوع بسیار حساسى در مباحث معرفتى مهدویت، آن است که عزیزان بدانند اگر مى‏ خواهند به واقع نسبت به آخرالزمان و پایان تاریخ تحقیقى همه جانبه داشته باشند باید به ‏جاى بحث از «حوادث ظهور» به «قواعد ظهور» بپردازند، تا معلوم شود حضرت در چه شرایطى قیام خواهند کرد و لذا باید زمینه‏‌اى فراهم کنیم که آن شرایط را بشناسیم و تا آن‏جا که مى ‏توانیم آن شرایط را ایجاد نماییم.

هنر اصلى ما در دنبال کردن سبک زندگی مهدوی در تبیین مقام بقیت الله است که صاحب اصلى آن حضرت مهدى (عج) هستند و تا این مقام درست تبیین نشود و تا انسان‏‌ها در خود چنین مقامى را احیاء نکنند زمانه‌ى ظهورِ نور بقیت اللّهى مهدى (عج) فراهم نمى‏‌گردد. توصیه‏‌ى اصلى ما این است که رفقاء از خود بپرسند اگر مهدى (عج) همان بقیت الله است و در حال حاضر غائب است آیا به این معنى نیست که معنى بقیت الله غائب است و تا عالَم بقیت اللّهى در جان ما ظهور نکند مهدى (عج) ظهور نمى‏‌کند؟

آری هرکسى بهره‌‏اى از نور بقیت اللّهى دارد که اگر آن را نادیده بگیرد نمى‌تواند منتظر حضرت مهدى (عج) باشد و از برکات انتظار بهره‏‌مند شود، و برعکس، اگر عالم بقیت اللّهى هر کس ظهور کرد شدت انتظار مهدى (عج) به اوج خود مى‌رسد و عملًا ظهور محقق مى‌گردد. بنده در کتاب‌هایی که در مورد فرهنگ مهدویت نوشته‌ام از عالم بقیت اللّهى و آزادشدن از زمان که رمزالرموز ورود به عالم بقیت اللّهى است سخن گفته‌ام و و به نظرم در آن جا روشن شده چگونه باید از زمان آزاد شد و به بقاى الهى باقى گشت. با تبیین عالم بقیت اللّهى و آزادشدن از «زمان» که ناشى از «حرکت» است، جایگاه وجودى فرهنگ مدرنیته در عالم روشن مى‏‌شود و این‏ که چرا فرهنگ مدرنیته همان ظلمات آخرالزمان است و چگونه با حرکت‏‌هاى افراطى که در این فرهنگ ایجاد شده انسان‏‌ها از باقى‏ ماندن در زیر سایه‏‌ى بقاى الهى محروم شده‌‏اند.

بحث از آن است که چگونه عالم بقیت اللّهى به سراغ ما خواهد آمد و این‏ که باید به انقلابى جهانى فکر کرد که به جهانى غیر از جهان موجود نظر دارد و تا روح بقیت اللّهى مدّ نظر ما نباشد هرگز نمى‌‏توانیم به جهانى دیگر فکر کنیم و لذا هرگز نمى‏‌توانیم به انقلاب جهانى حضرت بقیت الله اعظم (عج) که ماوراء استضعاف و استکبارِ انسان‏‌ها، به قرب الهى رجوع دارد و شیطان را در آن فضا مى‌میراند، بیندیشیم و سبک زندگی مهدوی را شروع کنیم. راز ظهور و خفاى نور بقیت الله (عج) باید روشن شود تا بتوان لحظه ‏لحظه‌ى تاریخ بشریت و به ‏خصوص دوران‏‌هاى مختلف انقلاب اسلامى را بر اساس نقش حضرت مهدى (عج) تحلیل کرد و تا روشن شود چرا در بعضى زمان‏‌ها حضرت مهدى (عج) ظهور بیشترى داشته و در بعضى زمان‏‌ها در خفا رفته است.

مسلم گفت‌وگو از حضرت صاحب‏ الزمان (عج) به نحو صحیح و با تصور واقعى، موجب آمادگى براى انتظار حقیقى و تحقق آن و در نتیجه ظهور با برکت حضرت مى‏‌شود و لذا بر هر مسلمان معتقد به وجود و ظهور آن حضرت لازم است که در راستاى معرفى صحیح فرهنگ مهدویت و انتظار، هیچ ‏گونه کوتاهى به خود راه ندهد. فروپاشى کمونیسم و سقوط لیبرالیسم در دره ابتذال و خودکامگى امپریالیسم، دفتر تمامى تئورى‏‌هاى سیاسى اجتماعى را که مدعى اصلاح آینده بشر هستند فرو بست و به همین جهت قرن اخیر را قرن فقر تئورى‌‏ها مى‌دانند و معتقدند هرگز بشر تا این اندازه دچار ضعف تئورى نبوده است، زیرا دیگر حرفى براى گفتن ندارد، و این است که به ‏خوبى احساس مى‌‏شود اگر بشریت به خود آید زمینه براى ظهور حجت خدا (عج) فراهم‏ است. غفلت از معرفت و تصور صحیح از حجّت حى خداوند (عج)، موجب در پرده ‏شدن آن حضرت و عامل ادامه سرگردانى جهان خواهد بود. حال چه این غفلت به جهت ضعف تئوریک باشد، و چه به جهت انحراف از موضوع، و تقلیل‏ دادن مطلب در حدّ جشن پانزده شعبان. و به‏ واقع اگر تا این حدّ از نظر معرفتى از موضوع مهدویت و انتظار غفلت نمى‌شد، وضع مسلمین تا این اندازه بحرانى نبود و تنها چاره نجات جهان در حال حاضر روى‏ آوردن و آویختن به دامن حجّتى است که به تمامى در برابر حجّت‌‏هاى غیر الهى و غیر حقیقى مى‏‌ایستد، و از تمامیت فرهنگ معنوى حمایت مى‏‌کند.

بنده پس از تدوین کتاب «مبانى معرفتى مهدویت» در رابطه با «براهین وجود و چگونگى حضور و ظهور حضرت حجت (عج) در هستى» مجموعه مباحثى را عرضه کرده‌ام برای «تبیین مقام واسطه‌ی فیض ‏بودن وجود مقدس حضرت صاحب‏ الامر (عج)» و معتقدم انسان‏‌هاى هوشیار و متوجه سنن الهى به کمک ابواب گشوده خداوند و واسطه‌‏هاى فیض ربّانى، از بندهاى پیچیده‏ شده بر قلب و ذهن و زبان خود مى‏‌رهند و وارد مجلس انس با خدا مى‌شوند و از پایگاه بصیرت توحیدى، زندگى و تاریخ را تحلیل نموده و عمل خود را بر آن اساس شکل مى‌دهند و تاریخ جدید جهان را شروع مى‌‏نمایند، و لذا ضرورت توجه به واسطه‌ی فیض عالَم، یعنى حضرت صاحب ‏الامر (عج)، ضرورتى است که غفلت از آن، غفلت از همه زندگى در ابعاد فردى و اجتماعى است. معرفت به مقام امامى که تجلى جامع اسماء حُسناى الهى و آیت غیب‏ الغیوب پروردگار و خاتم اوصیاء و کعبه‌ آمال همه انبیاء و اولیاء و واسطه‌ی فیض خدا است، و بدون او هستى در هم مى‏‌ریزد و زمین اهلش را فرو مى‌‏برد، چرا باید این‏چنین ساده مطرح باشد که مجبور باشیم براى طرح چنین عقیده‌‏اى بزرگ در موضع دفاعى قرار گیریم؟ و دشمنان این عقیده تصور نمایند حرفى براى گفتن دارند. گویا شیطان همه سواره ‏نظام و پیاده ‏نظام خود را بسیج کرده تا این حقیقت بزرگ به فراموشى سپرده شود، چرا که مرگِ او با ظهور حضرت (عج) رقم خورده است. شیطان از خداوند تا روز قیامت مهلت مى‏‌خواهد، ولى خداوند تا روز «معلوم» به او مهلت مى‌‏دهد: «قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ* قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ* إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» امام صادق (ع)؛ «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ‏» را عصر ظهور معرفى مى‏‌کنند. پس عصر ظهور، عصرِ شکستن شیشه عمر شیطان است. از همین رو؛ شیطان سرسخت‌ترین دشمن امام زمان (عج) به ‏شمار مى‌‏رود و تمام تلاش او براى تخریب این حقیقت بزرگ و به تأخیر انداختن ظهور آن‏ حضرت است، و لذا شیعیان باید براى مقابله با شیطان و اعوان و انصار او به منطق عقل و نقل معتبر مجهز گردند تا به خوبى شرایط ظهور آن وعده بزرگ خدا را محقق نمایند.

در موضوع مهدویت یک کار؛ طرحِ متون روایى بسیار ارزشمندى است که وجود مقدس حضرت ولى‏‌ عصر (عج) را مطرح مى‏‌کند - اعم از روایات مربوط به وجود مقدس آن حضرت، یا روایات مربوط به چگونگى و شرایط ظهور آن حضرت - و کار دیگر؛ تحلیل در مورد آن متون و روشن ‏نمودن جایگاه حضرت از نظر روایات است، بیش از سه دهه است که غرب با استعداد شیطانى خود متوجه مسأله مهدویت شده است و براى به انحراف‏ کشیدن آن از طریق منابع و روایات مسیحى و یهودى و از جمله مطالعات اسلامى، تلاش پى‌‏گیر نموده است، و عملاً با تأسیس صدها سایت و ساخت فیلم و انتشار کتاب، در صدد است موضوع مهدویت را به حجاب ببرد و با بازدارى مردم براى رسیدن به بلوغ معنوى، براى ادامه حیات شیطانى خود، ظهور حضرت را به تأخیر اندازد و این‏جاست که منتظران واقعى باید همه همت خود را جهت خنثى‏ کردن آن حیله‌ها به ‏کار گیرند و به کمک ائمه معصومین (علیهم السلام)، تصور صحیح و مؤثرى از مهدویت و فرهنگ انتظار داشته باشند تا إن‌شاءالله در عین دفع ظلمات آخرالزمان، هرچه زودتر از برکات ظهور آن حقیقت بزرگ برخوردار شویم.

توجه درست و دقیق به حجّتِ حى خداوند (عج) به خودى خود احیاء فرهنگى است که مى‏‌تواند مبانى و صورت فرهنگ مدرنیته را به نقد بکشد و جایگاه تاریخى آن را به‏ خوبى نمایان کند و این کار از هیچ ‏یک از عناصر فرهنگى گذشته و حال به ‏جز فرهنگ انتظار و مهدویت برنمى‌آید و لذا است که با طرح درست مهدویت مى‌‏توان با سرعتى غیر قابل تصور از حجاب ظلمات مدرنیته گذشت و جبهه ظهور مقدس حضرت صاحب‏ الامر (عج) را گشود و سبک زندگی مهدوی را شروع کرد.

اگر روزى جامعه ما به درجه‏ اى از خودآگاهى تاریخى برسد که از عمق جان تمنّاى تجدید حیات فرهنگ ناب محمدى (ص) در آن شعله‏‌ور شود، فرهنگ مهدویت و توجه به حضرت مهدى (عج) - به عنوان جان مایه تفکر دینى و شیعى - تنها نقطه اتکاء ما براى برگشت به هویت اصیل‏ مان مى‏‌باشد و لذا است که عاقلانه‌ترین کار براى نجات جامعه، احیاء هرچه دقیق‌تر فرهنگ مهدویت است، شرایط ظهور حضرت مهدى (عج) به‏ قدرى عجیب و عظیم است که اندیشه‌‏هاى زیادى را جهت درک آن شرایط به خود مشغول مى‌‏کند تا انسان متوجه شود چگونه با ظهور آن حضرت، ابعاد پنهان و باطنى عالم به ظهور مى‌‏آید و سنگ و درخت با یاران مهدى (عج) سخن مى‏‌گویند. بیش از آن‏ که تصور شود حضرت مهدى (عج) از عالم غیب به عالم شهود مى‌آید باید به این نکته توجه شود که عالم شهود نیز آن چنان صعود مى‏‌کند که مى‏‌تواند ظرف ظهور ابعاد غیبى حضرت مهدى (عج) گردد. وقتى حضرت سجاد در وصف منتظران حضرت مهدى (عج) مى‌‏فرمایند: «الْغیبةُ عِنْدَهُم بِمَنْزِلَةِ الْمُشاهده ؛ غیبت نزد آن‏ها همانند مشاهده است»، مى‏‌فهمیم زمانه جهت ظهور مهدى (عج) باید آنچنان اوج بگیرد که دیگر عالم ماده حجاب بین انسان‌‏ها جهت رؤیت عالم غیب نباشد و این مى‏‌رساند که ضرورى است معارف خاصى به میان آید که بتواند انسان‏‌ها را به حضور عالم غیب سیر دهد تا زمینه‏‌ى ظهور آن حضرت فراهم گردد. اعتقاد به توحید و نافذبودن توحید، اقتضا مى‌‏کند که متوجه باشیم توحید الهى همچنان تاریخ را درمى‏‌نوردد و جلو مى‌آید و روز به روز بیشتر ظهور مى‏‌کند تا منجر به توحیدى‏‌ترین شرایط و حاکمیت موحدترین انسان شود و در نتیجه در آخرالزمان انسان‏‌ها با تجلى کاملى از توحید الهى رو به ‏رو خواهند شد و این یعنى ظهورِ ابعاد باطنى عالم هستى و پشت‏ کردن به ظلماتى که مانع تجلى چنین توحیدى است. این‏ها از نکاتى است که به‌عنوان شروع سبک زندگی مهدوی خوب است مد نظر عزیزان باشد.

منبع: سایت حرف آخر