مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد اجتماعی/رسانه‌های جمعی/رژیم صهیونیستی چگونه فضای مجازی را نظامی می‌کند؟
رژیم صهیونیستی چگونه فضای مجازی را نظامی می‌کند؟
رژیم صهیونیستی چگونه فضای مجازی را نظامی می‌کند؟
سیطره بر پایگاه‌های اینترنتی
تعداد بازدید کننده : 411

انقلاب‌های مردمی که جهان عرب و منطقه خاورمیانه از سال 2011 میلادی شاهد آن بود، شاهد تحولات مهمی در عرصه های مختلفی از جمله فکری و بیان اعتراض‌ها و ادامه فعالیت بود و یکی از مهمترین ابزارهای مورد استفاده در این انقلاب ها صرف نظر از مثبت یا منفی بودن آنها، بهره برداری از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بود. این موضوع موجب شد تا جهانیان دریابند، وسایل ارتباط جمعی تنها ابزارهایی برای ارتباط اجتماعی نیستند، بلکه دارای نقش‌هایی بسیار مهم و راهبردی در عرصه‌های سیاسی هستند.

به همین دلیل در دوره پس از انقلاب‌های عربی حالتی از بیم و هراس از فضای مجازی یا به اصطلاح Digital Utopianis در عرصه بین‌الملل ایجاد و موجب شده تا برخی از سیاستمداران و کارشناسان عرصه سیاسی به این باور برسند که فضای مجازی این توان را دارد، عموم مردم را در عرصه سیاست تلفیق و ادغام کند و ملل را بیش از پیش در تعیین سرنوشت خویش فعال کند و نظام هایی دموکراتیک به معنای واقعی کلمه نه تنها در کشورهای عربی، بلکه در سراسر جهان بنا کند.

با این حال همین ابزارها از سوی برخی از رژیم های سرکوبگر و دیکتاتور برای تحریف حقایق و از بین بردن آگاهی و بیداری مردمی مورد استفاده قرار گرفتند و رژیم صهیونیستی نیز به عنوان یکی از رژیم‌های فعال در عرصه بین‌الملل از این مقوله برکنار نبود.

در این راستا «اد کانتسمن»، استاد علوم ارتباطات و اطلاعات دانشگاه منچستر و «ربکا ال استین»، استاد مردم شناسی دانشگاه دوک انگلستان پژوهش مشترکی را تحت عنوان «نظامی کردن فضای مجازی: سیطره اسرائیل بر پایگاه‌های اجتماعی اینترنتی» انجام داده و آن را در قالب کتابی تالیف و با کمک دانشگاه استانفورد در آوریل 2015 میلادی منتشر کردند که در آن توضیح داده اند، رژیم صهیونیستی چگونه توانسته است، از پایگاه‌های اجتماعی اینترنتی جهت خدمت به اهداف نظامی‌اش در چارچوب نزاع و درگیری حیاتی و وجودیش با فلسطینی‌ها استفاده و بهره‌برداری کند.

 


 

مفهوم نظامی کردن فضای مجازی

نظامی کردن فضای مجازی به این معناست که از فضای مجازی و ابزارها و تکنولوژی‌ها و پایگاه‌های ارتباط جمعی اینترنتی بهره‌برداری نظامی صورت گیرد، حال این بهره‌برداری می‌تواند، از سوی دولت‌ها یا توسط کاربران عادی صورت گیرد.

به اعتقاد این دو پژوهشگر انگلیسی رژیم صهیونیستی و همچنین شهروندان این رژیم از این فضا به صورتی گسترده جهت اعلام جنگ‌ها، صدور بیانیه‌ها، رد و تکذیب اتهامات، دفاع از اقدامات خشونت آمیز صهیونیست‌ها در اراضی اشغالی، تلاش برای ادامه بقا و انتشار تصاویر و ویدئو کلیپ‌هایی از عرصه‌های درگیری استفاده و بهره‌برداری کرده‌اند.

با وجودی که از این فضا در عرصه سیاست‌های اشغالگری و تجاوز به این گستردگی استفاده نمی‌شد، اما طی انقلاب‌های مردمی جهان عرب استفاده از این فضا به شکلی گسترده و چشم‌گیر افزایش یافت تا طی دوره تجاوز رژیم صهیونیستی به نوار غزه در سال های 2012 و 2014 میلادی این روند بیش از پیش افزایش یابد. به گونه ای که به اعتقاد کانتسمن و استین:

شکل آشکار و عیان استفاده از این فضا طی تجاوز رژیم صهیونیستی به نوار غزه در سال 2012 میلادی قابل مشاهده بود که طی آن نظامیان صهیونیستی حاضر در عرصه‌های درگیری با استفاده از تلفن‌های همراه خود اقدام به انتشار تصاویر و فیلم‌هایی از درگیری‌ها در شبکه‌های فیس بوک و توئیتر و اینستاگرام کرده و سخنگویان نظامی هر دو طرف درگیر در جنگ با استفاده از شبکه‌های اجتماعی اینترنتی اقدام به انتشار بیانیه‌ها و تصریحات و اظهارات خود و بخش‌ها و مقاطعی از جنگ در یوتیوب کردند و این جدای از استفاده صدها هزار شهروند اسرائیلی و فلسطینی از این شبکه های اجتماعی اینترنتی جهت پیگیری روند درگیری‌ها و اعلان مواضعشان در قبال درگیری‌ها بود.

 


 

این موضوع موجب شد، بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی بر این جنگ نام «اولین جنگ فضای مجازی» را گذاشتند، چون در این جنگ رژیم صهیونیستی بیش از هر زمان دیگری از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی اینترنتی از جمله اینستاگرام استفاده کرد و نظامیان این رژیم با استفاده از این ابزار اقدام به انتشار تصاویری از خود کردند.

 

تحول سیطره نظامی بر اطلاعات

این دو پژوهشگر در ادامه به بیان تحول نظامی شدن عرصه مجازی می‌کنند و این تقسیم‌بندی را در این عرصه قائل می‌شوند:

 

1- انتفاضه فلسطینی سال 2000

سرآغاز استفاده و بهره‌برداری از فضای مجازی به اواسط سال 2000 میلادی باز می‌گردد، هنگامی که رژیم صهیونیستی اقدام به هک کردن تعدادی از پایگاه‌های اینترنتی حزب الله در لبنان و جنبش حماس در نوار غزه کرد و به تبع آن نیروهای حزب الله و حماس نیز اقدام به هک کردن پایگاه‌های اینترنتی وابسته به رژیم صهیونیستی کردند.
 

2- حرب لبنان 2006

مرحله دوم استفاده از فضای مجازی در جنگ‌ها به سال 2006 میلادی و تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان بازمی‌گردد که طی آن نظامیان رژیم صهیونیستی و رزمندگان حزب الله با استفاده از Google Earth اقدام به شناسایی و شناساندن مناطق مورد حمله دو طرف و بیان میزان خسارات و خرابی‌های به بار آمده ناشی از آن کردند. این موضوع موجب شد تا رژیم صهیونیستی با جدیت بیشتری به فکر استفاده و بهره‌برداری از فضای مجازی برای اهداف نظامی کند.

 

3- ناوگان آزادی 2010

سومین بهره‌برداری از فضای مجازی توسط شرکت کنندگان در ناوگان آزادی در سال 2010 جهت شکست محاصره نوار غزه رخ داد. هنگامی که شرکت کنندگان در ناوگان آزادی اقدام به پخش مستقیم تجاوز نظامیان رژیم صهیونیستی به آنها در عرشه کشتی این ناوگان کردند. در مقابل اگرچه رژیم صهیونیستی تلاش کرد، با ایجاد شبکه‌ای در یوتیوب تصاویر منتشر شده را تکذیب کند، اما موفق به این امر نشد، بلکه بالعکس کذب ادعاهای این رژیم بیش از پیش ثابت شد.

سه فیلم منتشر شده در یوتیوب توسط شرکت‌کنندگان در ناوگان آزادی از حمله نظامیان رژیم صهیونیستی به آنها به پر بازدیدترین فیلم‌های این شبکه اینترنتی تبدیل شدند و موجب شد تا بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان تاکید کنند که در عرصه جنگ الکترونیکی و فضای مجازی اسرائیل متحمل شکست بزرگی شد.

 

4- تجاوز نظامی به نوار غزه 2012

رژیم صهیونیستی با انتشار بیانیه‌ای در پایگاه توئیتر آغاز تجاوز خود به نوار غزه را در سال 2012 را اعلام کرد که در نوع خود اولین شمرده می‌شد و پس از آن در بیانیه‌ای دیگر از ترور «احمد الجعبری»، یکی از فرماندهان نظامی جنبش حماس در نوار غزه خبر داد.

به همین ترتیب جنبش حماس نیز در بیانیه‌ای در یوتیوب اقدام به تهدید نظامیان رژیم صهیونیستی در صورت حمله زمینی به نوار غزه کرد، این موضوع موجب شد تا رسانه‌های بین‌المللی از ظهور و شکل‌گیری عرصه جدیدی از جنگ‌ها آن هم در فضای مجازی و تحت عنوان «جنگ توئیتر» سخن بگویند و این جنگ را اعلام اولین جنگ در عرصه فضای مجازی و در پایگاه اجتماعی توئیتر و اولین جنگ در فضای مجازی بین اسرائیل و حماس توصیف کنند.


 

مکانیسم‌های نامتعارف محکومیت‌ها

کانتسمن و استین در ادامه پژوهش خود به موضوع بسیار مهم دیگری اشاره می‌کنند که رسوایی‌های منتشر شده در پایگاه‌های اجتماعی اینترنتی و فضای مجازی را در برمی‌گیرد و بخش قابل توجهی از آنها به تجاوزات رژیم صهیونیستی اختصاص دارد و به مثابه مستنداتی در محکومیت اسرائیل تبدیل می‌شوند و می‌توان آنها را علیه این رژیم و در محکومیت آن استفاده کرد که نمونه بازر این فیلم‌ها را می توان در خصوص تجاوز نظامیان رژیم صهیونیستی به ناوگان آزادی مشاهده کرد که با محکومیت‌های گسترده‌ای در عرصه بین‌المللی مواجه شد.

انتشار چنین رسوایی‌هایی موجب شد تا فلسطینی‌ها بیش از پیش از فضای مجازی برای مورد خطاب قرار دادن افکار عمومی جامعه بین‌المللی در زمینه تجاوزات صورت گرفته توسط رژیم صهیونیستی علیه آنان استفاده کنند که بروز اختلاف شدید و گسترده بین جناح‌های مختلف صهیونیستی که موافق و مخالف شهرک‌سازی بودند، را درپی داشت. این موضوع باعث شد تا رژیم صهیونیستی توجه بیشتر و جدی‌تری به فضای مجازی و ایجاد محدودیت‌هایی در استفاده از تلفن‌های همراه توسط نظامیانش هنگام انجام عملیات‌های نظامی اعمال کند.

 

بازتاب‌های نظامی کردن فضای مجازی

یکی از بازتاب‌های نظامی کردن فضای مجازی انتشار گسترده و بی‌سابقه برخی فیلم‌ها جهت بهره‌برداری از آنها علیه طرف دیگر بود، در حالی که برخی از آنها دارای مصداقیت نبودند، به همین دلیل شک و تردیدها در زمینه صحت فیلم‌ها و تصاویر منتشر شده در این شبکه‌ها بیش از پیش افزایش یافت.
 


 

رژیم صهیونیستی تلاش کرد، از این موضوع نهایت بهره‌برداری را انجام دهد و در این راستا مدعی شد که فیلم منتشر شده درباره به شهادت رساندن «محمد الدره»، کودک 12 ساله فلسطینی توسط نظامیان این رژیم طی انتفاضه دوم فلسطینی‌ها صحت و اعتبار ندارد.

دامنه تکذیب صحت این فیلم‌ها توسط رژیم صهیونیستی به سال 2012 و تجاوز این رژیم به نوار غزه نیز کشیده شد و این رژیم تلاش کرد، با انتشار تصاویر و فیلم‌هایی در پایگاه‌های اجتماعی اینترنتی آمار و ارقام منتشر شده در خصوص شهدا و مجروحان فلسطینی را تکذیب و ادعا کند که تصاویر این شهدا در جای دیگر و نه در جریان تجاوز به نوار غزه گرفته شده است.

در این راستا جناح راستگرای رژیم صهیونیستی سعی کرد، با استفاده از این فضا کذب ادعاهای فلسطینی‌ها در زمینه حق ایشان در کشور فلسطین و اقدام این رژیم به کشتار بزرگ طی سال‌های گذشته و آواره کردن فلسطینیان در سال 1948 را اثبات و به این طریق از مسئولیت خود در قبال قضایای مربوط به آوارگان فلسطینی شانه خالی کند.

منبع: حرف آخر