مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی الگوها/معصومین علیهم‌السلام/جايگاه امام رضا (ع) در علوم قرآنی و تفسير (1)
جايگاه امام رضا (ع) در علوم قرآنی و تفسير (1)
جايگاه امام رضا (ع) در علوم قرآنی و تفسير (1)

نويسنده : عباس مصلایی پور (1)
تعداد بازدید کننده : 361

جايگاه و نقش معصومان (عليهم السلام) در ترويج و توسعه فرهنگ و معارف قرآني، به ويژه تفسير قرآن كريم، نقش كليدي و اساسي است. اين مهم، همزمان با نقش اثرگذار رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در تفسير آيات قرآن و تربيت مفسراني گران قدر از صحابه، همچون اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) آغاز مي شود. اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) به عنوان يك شاگرد ويژه كه تمام مسائل وحي و شريعت را از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) آموخته بود، خود به تربيت مفسران پرداخت و به گونه اي در فرهنگ و دانش آن عصر نفوذ كرد كه هيچ يك از صحابه، داراي هر دانش و منصبي كه بودند، خود را بي نياز از وي نمي ديدند. پس از حضرت علي (عليه السلام)، بزرگ ترين مفسران صحابه مانند ابن عباس، ابن مسعود و ابي بن كعب، نه تنها به علم بي نظير آن حضرت اعتراف كرده اند، بلكه در بسياري از موارد، علم تفسير خود را وامدار ايشان مي دانند. ابن عباس مي گويد: « تمام آنچه را از تفسير فراگرفتم، از علي بن ابي طالب (عليه السلام) است.»(2) افزون بر آن، اين شيوه در خاندان امام علي (عليه السلام) ادامه مي يابد. پيشوايان از اهل بيت (عليهم السلام) به افاضه علوم و گسترش فرهنگ قرآني مي پردازند. از امام رضا (عليه السلام) در تفسير و توضيح آيات قرآن كريم، روايات فراواني رسيده است. از جمله نكات قابل توجه در روايات حضرت رضا (عليه السلام)، عنايت به آموزه هايي است كه امروزه با عناوين علوم قرآني و تفسير قرآن كريم معروفند و زمينه هاي فهم بهتر كتاب الهي را فراهم مي كنند. واكاوي روايات رضوي، به جهت تبيين جايگاه امام رضا (عليه السلام) در علوم قرآني و تفسير و تأثير آموزه هاي حضرت بر مباحث علوم قرآني و تفسير از اهداف نگارش اين مقاله است.

1. بيان مباني و اصول راهبردي تفسير قرآن كريم

يكي از نقش هاي مهم معصومان (عليهم السلام)، ارائه مباني و اصول راهبردي تفسير قرآن كريم است كه آنان همواره در سخنان و آموزه هاي تفسيري خود بدان اشاره كرده اند. اين مباني كه نقش تعيين كننده و اثرگذار در فهم و برداشت هاي قرآني دارد، كليد راهگشا براي مفسران است و براساس آن مي توان مفاهيم آيات را كشف كرد. برخي از صاحب نظران مباني تفسير را به دو دسته كلي مباني صدوري و مباني دلالي تقسيم كرده اند.(3)

1-1. مباني صدوري تفسير

مباني صدوري به آن بخش از مباني گفته مي شود كه صدور قرآن موجود را به تمام و كمال از ناحيه ي ذات اقدس حق تعالي به اثبات مي رساند.(4) مهم ترين مباني صدوري تفسير در احاديث رضوي به شرح زير است:

1-1-1. نزاهت قرآن كريم از تحريف

تحريف ناپذيري قرآن كريم، يكي از مهم ترين مباني قرآن شناختي است كه اثبات آن نياز به ادله قطعي دارد. امام رضا (عليه السلام) در روايتي فرموده است:«... لا يَخلُقُ من الازمنَةِ و لا يغِثٌ علي الالسِنةِ لأنَّهُ لمْ يُجْعَلْ لِزمانٍ دونَ‌زمانٍ بلْ جُعلَ دليلَ البُرهانِ و حُجةً علي كل إنسانٍ لا يأتيهِ‌الباطلُ من بينِ يديْهِ و لا منْ خَلْفِه تنزيلٌ من حَكيمٍ حَميدٍ... قرآن در زمان ها كهنه نمي گردد و بر زبان ها ترك نمي شود، زيرا قرآن براي زمان خاصي نيست، بلكه دليل روشن و حجتي بر همه انسان هاست. كتابي كه از پيش روي آن و از پشت سرش باطل به سويش نمي آيد وحي [ نامه ] اي است از حكيمي ستوده [ صفات ] » (5) از اين روايت مي توان صيانت قرآن كريم از تحريف را استنباط كرد.(6)

2-1-1. وحياني بودن الفاظ قرآن كريم

وحياني بودن الفاظ قرآن كريم، يكي ديگر از مباني صدوري تفسير قرآن كريم است. بررسي روايات رضوي، بيانگر اين مطلب است. براي نمونه، حسين بن خالد از امام رضا (عليه السلام) سؤال مي كند: اي پسر رسول خدا، به من خبر دهيد آيا قرآن خالق است يا مخلوق؟ حضرت فرمود: قرآن نه خالق است و نه مخلوق و لكن كلام خداوند عزوجل است.(7) اين حديث شريف، به وضوح ناظر بر پيشينه بحث غير زباني بودن وحي است. راوي از امام رضا (عليه السلام) مي پرسد: به من خبر بده كه قرآن خالق است يا مخلوق؟ امام (عليه السلام) به سؤال كننده مي فهمانند كه چنين بحثي از ريشه غلط است و در اثبات يا نفي آن ثمره اي وجود ندارد .لذا در يك جمله كوتاه، دستاورد غلط آن، يعني غير زباني بودن وحي را مردود شمرده و مي فرمايد: قرآن كلام خداست.

3-1-1. حادث بودن كلام الهي

حدوث يا قدم كلام الهي، از موضوعاتي بوده كه به ويژه بعد از پيدايش معتزله محل بحث با گروه هايي نظير محدثان قرار گرفت. در روزگار مأمون، با عنايت به گرايش وي به معتزليان، اين گروه از حمايت خليفه عباسي بهره برداري كردند.(8) ديدگاه اماميه، گرچه با معتزله از جهت حادث بودن كلام الهي موافقت دارد، اما در روايات رضوي به نكته اي اشاره شده كه نقطه تمايز شيعه و معتزله را نشان مي دهد و آن بي حاصل بودن اين بحث هاست.(9)
شايان ذكر است كه حضرت رضا (عليه السلام) با بهره گيري از آيات 113 سوره مباركه طه و نيز 2 سوره مباركه الانبياء بر حادث بودن كلام الله استدلال مي كنند. نيز حضرت خطاب به ابوقره بيان مي دارند كه تورات، انجيل، زبور، فرقان و تمامي كتبي كه خداوند براي جهانيان نازل فرموده نور، هدايت و تمامي آنها محدث است.(10)

4-1-1. جاودانه بودن قرآن كريم

قرآن كريم، آخرين كتاب آسماني براي هدايت بشر است؛ از اين رو،‌ بايد قوانين آن به گونه اي باشد كه تا روز قيامت بتواند نقش هدايتگري براي فرد و جامعه ايفا نمايد. لازمه اين مبنا، برخوردار بودن قرآن كريم از احكام جاودانه و انطباق با زمان هاي حال و آينده و نيز برخورداري از باطني عميق است. امام رضا (عليه السلام) به واسطه پدر بزرگوارش (عليه السلام)، روايتي از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است كه مردي از امام صادق (عليه السلام) پرسيد: چگونه است كه هرچه قرآن بيشتر مورد بررسي قرار مي گيرد بر تازگي آن افزوده مي شود؟ حضرت فرمود:« لأنَّ اللهَ تباركَ و تَعالي لمْ يجعَلهُ لِزمانٍ دونَ‌زمانٍ و لا لِناسِ دونَ ناسٍ فهوَ في كُلِّ زمانٍ جديدٌ و عندَ كلِّ قومٍ غضٌ إلي يَومِ القِيامة.» زيرا خداوند قرآن را براي زمان خاصي و مردم به خصوصي نازل نفرموده است. بنابراين قرآن در هر زمان جديد و تا روز قيامت نزد هر قومي تازه است(11). از اين روايت به خوبي مي توان به جاودانگي و طراوت قرآن و شكوفاتر شدن آن در هر عصر و زمان براي همه مردم تا روز قيامت پي برد.

2-1. مباني دلالي تفسير قرآن كريم

مباني دلالي، به آن دسته از مباني اطلاق مي شود كه فرآيند فهم مراد خداوند از متن را سامان مي دهند.(12)مهم ترين مباني دلالي تفسير، در احاديث رضوي به شرح زير است:

1-2-1. تأكيد بر قابل فهم بودن قرآن

امكان فهم صحيح قرآن كريم از جمله مباحثي است كه نظر انديشمندان ديني را به خود معطوف داشته است. ارجاع شاگردان يا سؤال كنندگان در مسائل اعتقادي به قرآن كريم، بر قابل فهم بودن قرآن كريم دلالت دارد. براي نمونه، فردي از امام رضا (عليه السلام) درباره توحيد سؤال كرد و ايشان چنين فرمودند: كسي كه سوره اخلاص را تلاوت كند و به آن ايمان آورد توحيد را شناخته است.(13) اين تشويق به ژرف نگري و استخراج معارف بلند توحيدي، قابل فهم بودن آيات را مي رساند. نيز احاديثي كه توصيه دارد متشابهات قرآن را بايد به محكمات عرضه ساخت، حاكي از امكان فهم قرآن است. مانند فرمايش حضرت رضا (عليه السلام):« منْ رَدَّ مُتشابهِ القُرآنَ إلي مُحكمهِ هُدِيَ إلي صِراطٍ مُستَقيم » (14). اين روايت ناظر بر سه سطح از فهم قرآن است: فهم احكام آيه محكم، فهم تشابه آيه متشابه، ارجاع متشابه به محكم جهت فهم آن.

2-2-1. عنايت به بعد هدايتگري قرآن

آيات بسياري از قرآن بيانگر اين حقيقت است كه قرآن، كتاب هدايت است مانند آيات « ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ»(15)، « قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هُدًى وَ بُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ‌ »(16)، « طس تِلْکَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَ کِتَابٍ مُبِينٍ‌ هُدًى وَ بُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ‌»(17) اين ويژگي قرآن كريم يكي ديگر از مباني قرآن شناختي است كه در روايات امام رضا (عليه السلام) نيز به آن اشاره شده است. در روايتي ريان بن صلت از آن حضرت پرسيد: نظر شما درباره قرآن چيست؟ حضرت در جواب فرمود:« كَلامُ اللهِ لا تَتَجاوزوُهُ و لا تَطْلُبوا الهُدي في غيرهِ فتَضِلُّوا » قرآن كلام خدا است، از آن چه او گفته است، فراتر نرويد و هدايت را در غير او نجوئيد كه گمراه مي شويد(18). براساس اين روايت، عالم آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) نه تنها هدايت را در قرآن منحصر مي كنند، بلكه مطالبه آنرا در غير قرآن موجب ضلالت مي شمارند. محمد بن موسي رازي از پدرش روايت كرده كه يكي از روزها در محضر حضرت رضا (عليه السلام)، سخن از قرآن به ميان آمد. امام فرمود:« قرآن ريسمان محكم، دستاويز استوار و آيين برتر خدا در ميان بندگان است. به سوي بهشت راهبري مي كند و از دوزخ رهايي مي بخشد. در اثر گذشت زمان، كهنه نشده و با تكرار بر زبان ها از ارزش و اثربخشي آن كاسته نمي شود؛ زيرا خداوند، آن را براي زمان خاصي قرار نداده است، بلكه حجت و برهان براي همه انسان ها در سراسر زندگيشان است و نه از پيش رو و نه از پس، باطل به آن وارد نخواهد شد. فرود آمده اي از سوي خداوند حكيم و ستوده است. » (19) در حديث امامت كه از آن حضرت صادر شده، نيز آمده است كه ايشان مي فرمايد:« خداوند زماني پيامبرش را به سوي خود فرا خواند كه دين او را كامل و بر او، قرآن را نازل كرد، كتابي كه روشنگر همه چيز است و حلال و حرام و حدود و احكام و هر آن چه مردم بدان نيازمندند، در آن به طور كامل بيان شده است.(20)

2. روايات رضوي ناظر به علوم قرآني

احاطه كامل بر همه ابعاد قرآن كريم اعم از ظاهر و باطن، مطلق و مقيّد، عام و خاص، ناسخ و منسوخ و نظاير آن در حيطه انسان هاي عادي نيست و انحصار به معصوم (عليه السلام) دارد.(21) شخصي در مكه، خدمت امام رضا (عليه السلام) رسيد و گفت: شما از كتاب خدا چيزي تفسير مي كني، كه تاكنون شنيده نشده، امام فرمود: قرآن، قبل از اين كه بر مردم نازل شود بر ما نازل شده و قبل از اين كه براي مردم تفسير شود، براي ما تفسير شده است، حلال و حرام و ناسخ و منسوخ قرآن را ما مي شناسيم.(22) در آثار به جاي مانده از حضرت رضا (عليه السلام)، نمونه هايي وجود دارد كه ذيل علوم قرآني جاي مي گيرد. مهم ترين مباحث علوم قرآني مطرح شده در روايات رضوي به شرح زير است:

2-1. اسباب نزول

يكي از مباحث علوم قرآني كه در حوزه تفسير قرآن كريم از اهميت ويژه اي برخوردار است، مبحث سبب نزول است. واحدي در كتاب « ‌اسباب النزول » دانستن اين علم را به منظور تفسير قرآن كريم، لازم دانسته است، زيرا به گفته وي، فهم و تفسير قرآن بدون شناخت سبب نزول آيات، امري ممتنع و غيرممكن است.(23) بغوي و ابن تيميه نيز بر اين باورند كه شناخت سبب نزول، به فهم آيات كمك مي كند، به اين دليل كه علم به سبب، به علم به مسبب مي انجامد.(24) روايت ذيل از امام رضا (عليه السلام) بيانگر جايگاه ويژه اين علم است: ابراهيم بن عباس نقل مي كند:... امام رضا (عليه السلام) در هر سه روز يك مرتبه قرآن را ختم مي كرد و حضرت مي فرمود:« لوْ اُرَدْتُ انْ أختِمَهُ في اقربَ منْ ثلاثةٍ لخَتَمتُ و لكنّي ما مَرَرتُ بآيةٍ قَطُّ إلا فكَّرتُ فيها و في أيِّ شيءٍ أنزلتْ و في أيِّ وقْتٍ فَلِذلكَ صِرتُ أختمُ في كُلِّ ثَلاثة أيامٍ » (25) اگر مي خواستم كه قرآن را در كمتر از سه روز ختم كنم، ختم مي كردم، لكن از هيچ آيه اي عبور نمي كنم مگر اين كه درباره آن و اين كه درباره چه امري نازل شده و در چه زماني نازل شده فكر مي كنم، لذا قرآن را در هر سه روز ختم مي كنم. نمونه هايي از روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) كه ناظر به بيان سبب نزول است در بخش گونه هاي تفسيري خواهد آمد.

2-2. علم قرائت

علم قرائت نيز يكي ديگر از علوم قرآني است كه توجه به آن در برخي از روايات امام رضا (عليه السلام) ديده مي شود. عزيز بن مهتدي در روايتي از امام رضا (عليه السلام) پرسيد: سوره توحيد را چگونه بخوانم؟ حضرت فرمود:« كما يقرؤها الناس...»(26) همان گونه كه مردم مي خوانند. از اين روايت به خوبي مي توان جواز قرائات متعارف در زمان اهل بيت (عليهم السلام) را استنباط كرد. نويسنده البيان في تفسير القرآن نيز درباره جواز خواندن قراءات گوناگون در نماز پس از ذكر دو نمونه از اين دسته از روايات، قائل به جواز قراءات معروف در زمان معصومان (عليهم السلام) است. البته اگر آن قراءات شاذ و موضوع نباشد و معصومان (عليهم السلام) از آن قراءات منع نكرده باشند.(27) علاوه بر اين، قرائتي كه بيانگر معنايي غير از مراد و مقصود الهي از آيه اي باشد، محكوم به بطلان است. به عنوان نمونه امام رضا (عليه السلام) در روايتي درباره آيه « قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ...»(28) قائلان به قرائت « إنَّهُ عملَ غيرَ صالحٍ‌» را دروغگو دانسته است. حضرت فرمود:« كَذَبوا هوَ ابنُهُ و لكنَّ اللهَ عزّوجلّ نفاهُ عنهُ حينَ خالَفَهُ في دينه » (29) همان گونه كه مجلسي اين روايت را توضيح مي دهد اين قرائت بيانگر ولد زنا بودن پسر نوح است كه امام رضا (عليه السلام) آن را نفي كرده است. وي نيز احتمال مي دهد كه قرائت در روايت مذكور « عملُ غيرِ صالحٍ » باشد كه در اين صورت، حضرت نيز اين قرائت را نفي كرده است، زيرا امري موضوع و به دور از واقع است.(30)
ناگفته نماند كه در برخي از روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) الفاظ و يا عباراتي ميان آيات قرآن كريم آمده است و حضرت در انتهاي روايت فرموده است « هكذا نزلت » ( اين آيه اين چنين نازل شده است ) مانند روايت ذيل كه حضرت آيه « هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ...» را به صورت « هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ بالملائكة فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ...» قرائت كرده است.(31) بايد توجه داشت كه ذكر اين گونه الفاظ و عبارات از قبيل اضافات تفسيري است كه به منظور تبيين بهتر آيه از آن حضرت صادر شده است.(32)

3-2. سوره شناسي

برخي روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) ناظر به اطلاعاتي درباره بعضي از سوره ها و آيات قرآن كريم است. امروزه چنين اطلاعاتي در مباحث سوره شناسي مورد بررسي قرار مي گيرد. دو نمونه از چنين رواياتي از اين قرار است:

1-3-2. چگونگي نزول سوره انعام

امام رضا (عليه السلام) در روايتي كيفيت نزول سوره انعام را اين چنين بيان كرده است كه « نَزَلتْ سورةُ الانعامِ جُملةً واحدةً شَيَّعها سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ لَهُمْ زجَلٌ بالتَّسبيحِ و التَّهليلِ وَ التَكبيرِ فَمنْ قَرَأها سَبَّحوا لَهُ إلي يَومَ القِيامَةِ »(33) سوره انعام يكباره نازل گشت و آن را هفتاد هزار فرشته مشايعت مي كرد و صداي آنها به تسبيح و تهليل و تكبير بلند بود. هركس آن را قرائت كند، ملائكه براي او تا روز قيامت تسبيح مي نمايند. بر اين اساس، ايشان نزول اين سوره را نه به صورت نزول تدريجي، بلكه به صورت نزول يكپارچه دانسته است. آگاهي از چنين اموري كمك بسياري به فهم و تفسير قرآن كريم مي كند.

2-3-2.ترتيب نزول

بحث نخستين و آخرين بخش هاي نازل شده قرآن، از جمله مباحث علوم قرآن است كه امروزه ذيل تاريخ يا علوم قرآن از آن ياد مي شود. حضرت رضا (عليه السلام) فرمود: از پدرم شنيدم كه از پدرش حكايت مي كرد: نخستين سوره اي كه نازل شد « بسم الله الرحمن الرحيم. اقرأ باسم ربك » و آخرين سوره اي كه نازل شد « إذا جاء نصرالله و الفتح » بود.(34)

4-2. فضائل و خواص سوره ها و آيات

ذكر فضائل و خواص سوره ها و آيات قرآن كريم، يكي ديگر از مباحث علوم قرآني است كه در برخي از روايات امام رضا (عليه السلام) بيان شده است. روايات ذيل بيانگر اين مطلب است:

1-4-2. بسمله

محمد بن سنان از حضرت رضا (عليه السلام) نقل مي كند كه حضرت فرمودند:« بسم الله الرحمن الرحيم » به اسم اعظم الهي از سياهي چشم به سفيدي آن نزديك تر است.(35)

2-4-2. سوره فرقان

امام رضا (عليه السلام) در روايتي به اسحاق بن عمار فرمود: قرائت « تبارك الذي نزل الفرقان علي عبده ... » ( سوره فرقان ) را ترك مكن، زيرا هركه اين سوره را هر شب بخواند خداوند هرگز او را عذاب نمي كند و از او حسابرسي نمي كند و جايگاهش در فردوس اعلي خواهد بود.(36)

3-4-2. سوره زلزال

ايشان در روايتي به نقل از پدران معصومش به نقل از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: هركه إذا زُلزِلَتِ ( سوره زلزال ) را چهار مرتبه بخواند مانند كسي است كه تمام قرآن را خوانده باشد.(37)

4-4-2. آية الكرسي

ايشان در روايت ديگري به نقل از اميرالمؤمنين (عليه السلام) به نقل از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: هركس آية الكرسي را صد مرتبه بخواند همچون كسي است كه خداوند را در طول حياتش عبادت كرده است.(38)

5-4-2. خواص قرائت صد آيه

احاديثي از حضرت رضا (عليه السلام) درباره شفابخشي و امان بخشي قرآن كريم وارد شده است. براي نمونه از حضرت نقل شده است: هنگامي كه از امري هراس داشتي، صد آيه از قرآن را به انتخاب خودت بخوان، پس سه مرتبه بگو:« اللهم اكشف عني البلاء »، خدايا اين بلا را از من بازگردان.(39)

5-2. حروف مقطعه

حروف مقطعه نيز يكي ديگر از مباحث علوم قرآني است. امام رضا (عليه السلام) در روايتي فرمود:« ... همانا خداوند تبارك و تعالي اين قرآن را با همين حروفي كه در ميان جميع عرب متداول است نازل كرده است » سپس فرمود:« قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ ...» (40) برخي از مفسران اين روايت را در ارتباط با حروف مقطعه دانسته اند.(41)

6-2. محكم و متشابه

محكم و متشابه يكي از مهم ترين مباحث علوم قرآني است. يكي از راه هاي صحيح تفسير قرآن كريم استفاده از آيات محكم براي فهم متشابهات قرآن كريم است؛ چنان كه خود قرآن، آياتش را بر دو قسم كرده: يكي، محكمات كه آنها اصل و مادر هستند و ديگري، متشابهات:«... مِنْهُ آيَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ...»(42)، مفهوم ام الكتاب و اصل بودن « هنّ امّ الكتاب »، مرجعيت محكمات را براي متشابهات روشن مي سازد. اين اصل از يك طرف به ما مي فهماند كه اولاً قرآن با قرآن قابل تفسير است. ثانياً به نوعي استقلال فهم قرآن را بيان مي دارد كه اگر جايي از قرآن ( مانند متشابهات ) براي انسان قابل فهم نبود، در جاي ديگر بايد به سراغ آن رفت. علامه طباطبايي رحمه الله پس از بيان رواياتي درباره تفسير متشابهات، مي نويسد: از روايات ارجاع متشابهات به محكمات، استفاده مي شود و تشابه در متشابهات قابل رفع است؛ زيرا محكمات مي توانند متشابهات را تفسير كنند.(43) امام رضا (عليه السلام) در روايتي لزوم ارجاع آيات متشابه به آيات محكم قرآن كريم را چنين بيان كرده است: هركس آيات متشابه قرآن را به آيات محكم آن برگرداند به راه راست هدايت شده است. همانا در اخبار ما مانند متشابه قرآن، متشابه و نيز مانند محكم قرآن، محكم وجود دارد، پس متشابه آن را به محكم آن برگردانيد و از متشابه آن پيروي نكنيد كه گمراه مي شويد.(44) از رهنمود امام رضا (عليه السلام) سه مطلب قابل استنباط است: الف: رد و ارجاع متشابهات به محكمات كه « تفسير » است نه « تأويل »، به معصوم اختصاص ندارد و مقدور ديگران نيز هست و مي توان با پيمودن مراتب علمي، كيفيت ارجاع مزبور را فراگرفت؛ برخلاف تأويل كه ويژه خدا يا خدا و راسخان در علم است. ب: تأويل، تفسير نيست وگرنه مقدور غير معصوم هم مي بود. ج: اين روايت تأييدي است بر وجود تشابه در ميان روايات.(45)
در دو نمونه روايات ذيل، تفسير امام رضا (عليه السلام) از آيه، براساس ارجاع آيات متشابه به آيات محكم است:
الف- ايشان در تفسير آيه « قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ‌ »(46) فرمود: يعني بقدرتي و قوتي.(47)
ب- در تفسير آيه « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ »(48) نيز فرمود: يعني مشرقه تنتظر ثواب ربها.(49).

7-2. اعجاز قرآن

در فرازي از حديثي كه محمد بن موسي رازي از پدرش در مورد منزلت و فضيلت قرآن از حضرت امام رضا (عليه السلام) ذكر نموده و پيش تر در بحث هدايتگري قرآن، سخن رفت، چنين آمده است:« ذكر الرضا (عليه السلام) يوما القرآن فعظّم الحجه فيه و الآية و المعجزة في نظمه »؛ او اگرچه سخن امام رضا (عليه السلام) درباره دلايل اعجاز و نظم قرآن را ذكر نمي كند، ولي اين عبارت وي دلالت دارد كه آن حضرت، اين مسئله را بسيار بااهميت دانسته و از آن به عظمت ياد كرده است.(50)

3. روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) در سويه هاي مختلف

تأمل در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام)، بيانگر اين مطلب است كه سويه هاي مختلف اعم از اخلاقي، اعتقادي، فقهي و... در روايات تفسيري ايشان ديده مي شود. از اين ميان، سويه هاي زير برجسته تر است:

1-3. سويه روايي در تفسير قرآن كريم

اگرچه امام رضا (عليه السلام) به مراد و مقصود آيات قرآن كريم احاطه كامل داشته است و خود به عنوان يكي از منابع متقن تفسير قرآن كريم است، لكن گاه در تفسير آيات قرآن كريم برخي از روايات تفسيري امامان پيش از خويش را ذكر كرده است. اين امر مي تواند بيانگر نكات قابل توجهي باشد:
الف- ذكر چنين رواياتي از ائمه (عليهم السلام) موجب احياء‌ و ترويج مكتب تفسيري اهل بيت (عليهم السلام) شده و از اين طريق، تفسير درستي از آيات قران به مردم عرضه مي شود.
ب- مردم با آگاهي از چنين رواياتي به علم و فهم عميق اهل بيت (عليهم السلام) پي برده و به منظور بهره وري از علوم آنان به روايات ايشان روي مي آورند.
ج- در عصر امام رضا (عليه السلام) كه دوران غربت اماميه و رواج فرقه هاي منحرف شيعه مانند فطحيه، اسماعيليه، واقفيه و امثال اينها بوده، شنيدن روايات ائمه گذشته، از ابوالحسن الرضا (عليه السلام) موجب روي آوردن اهل اين فرقه ها به امام رضا (عليه السلام) و پذيرفتن مكتب اماميه مي شد.

2-3. سويه ولايي در تفسير قرآن كريم

مراد از اين رويكرد آن است كه امام رضا (عليه السلام) با توجه به ضرورت تبيين ولايت، امامت و لزوم تبيين جايگاه معصومان (عليهم السلام) به منظور هدايت مردم در تفسير برخي از آيات توجه مخاطبان را به بعد ولايي آيات جلب كرده است. تأمل در روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) بيانگر اين حقيقت است كه ايشان به منظور تحقق اين هدف، از طريق تأويل برخي از آيات و يا از طريق بيان لايه هاي باطني قرآن كريم به مسئله امامت، ولايت و جايگاه معصومان (عليهم السلام) و در برخي از موارد به ذكر منكران، دشمنان و منحرفان از امامت معصومان (عليهم السلام) و جايگاه آنها پرداخته است. نمونه هايي از روايات تفسيري امام رضا (عليه السلام) كه ناظر به اين رويكرد است در دو بخش تبيين آيات از راه بيان مصاديق و بيان بطون آيات خواهد آمد.

3-3.سويه كلامي در تفسير قرآن كريم

امام رضا (عليه السلام) در دوراني زندگي مي كرد كه عصر شكوفايي تمدن اسلامي بود و ترجمه كتب يونانيان، روميان و جز اين دو بسيار انجام مي شد. از طرف ديگر تشكيك در اصول و عقائد از ناحيه ملحدان و نصاري و قائلان به تجسيم از اهل حديث نيز امري شايع بود. بر اين اساس در آن دوران فرصت مناظره با داشمندان مذاهب مختلف براي آن حضرت مهيا شد.(51) درواقع، دوران امام رضا (عليه السلام) دوران شيوع مناظره ها و احتجاج ها بين زعماي اديان، مذاهب اسلامي و غير اسلامي بوده است كه در بسياري از مباحث كلامي به ويژه در مباحث اصول دين بين آنها جدال و نزاع علمي بشدت اتفاق مي افتاده است.(52) اگرچه در كتب تاريخي همچون الكامل في التاريخ ابن اثير، تاريخ الاسلام ذهبي و البداية و النهاية ابن كثير اين مناظره ها گزارش نشده است، لكن در جوامع روايي شيعه گزارش هايي از احتجاج ها و مناظره هاي آن امام با متكلمان و دانشمندان اديان گوناگون ثبت شده است.(53) بر اين اساس مناظره ها و سؤال هاي كلامي مسلمانان و غيرمسلمانان از يك سو و نياز جدي به دفاع از دين و تبليغ قرآن در آن دوران حساس از سويي ديگر سبب مي شد كه آن حضرت در پاسخ به سؤال هاي كلامي به آيات قرآن كريم بسيار استناد و استدلال نمايد. لذا رويكرد تفسير كلامي در برخي از روايات امام رضا (عليه السلام) به خوبي ديده مي شود. برخي از مباحث كلامي مطرح شده در آن دوران از اين قرار است:

1-3-3. عدم امكان توصيف و رؤيت خدا

ابوهاشم جعفري در روايتي از امام ر ضا (عليه السلام) درباره « امكان توصيف خداوند » سؤال كرده كه حضرت در پاسخ به آيه « لاَ تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ يُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ »(54)‌استناد كرده و در ادامه فرموده است:« إنَّ اوهامَ القُلوبِ اكبرُ منْ ابصارِ العُيون فهوَ‌لا تُدركهُ الاوهامُ و هو يُدركُ الاوهام»(55)

2-3-3. علم خداوند به اشياء‌پيش از خلقت

حسين بن بشار در روايتي درباره « علم خداوند به اشياء قبل از خلقت » از آن حضرت سؤال كرده كه ايشان در پاسخ به آيات « هذَا کِتَابُنَا يَنْطِقُ عَلَيْکُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‌ »(56)،‌ « بَلْ بَدَا لَهُمْ مَا کَانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ‌ »(57) و « قَالُوا أَ تَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ‌»(58) كه دلالت بر علم الهي به اشياء پيش از خلقت داشته، استناد كرده است.(59)

3-3-3. دفاع از عصمت انبياء (عليهم السلام)

امام رضا (عليه السلام) به علت موقعيت خاص سياسي و اجتماعي، بيشتر مورد سؤال و جواب قرآني قرار گرفته است، چون گاهي به عنوان آزمايش، جلسات و مناظرات بحث و گفتگو تشكيل مي شد و امام (عليه السلام) پاسخگوي شبهات قرآني و معارف اسلامي مي گرديد. يكي از شبهات و سؤال هاي مطرح شده در آن دوران شبهه پيرامون آياتي است كه در ظاهر به عدم عصمت برخي از انبياء الهي اشعار دارد. بر اين اساس امام رضا (عليه السلام) به منظور دفاع از عصمت أنبيا به تفسير اين آيات پرداخته است. مانند روايت علي بن محمد بن جهم از ايشان در مجلس مأمون درباره عصمت انبيا (عليهم السلام) (‌ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 196)كه در سطور آينده به بخشي از اين روايت اشاره مي كنيم.

4-3-3. موضوع جبر و اختيار

يكي از موضوعات كليدي و پيچيده در دانش كلام، مسئله جبر و اختيار است. اين مسئله از سده هاي نخستين مورد بحث و چالش هاي فراواني ميان متكلمان بوده است. اماميه به عنوان كهن ترين فرقه اسلامي درباره اين موضوع، هم با معتزله و هم با اشاعره اختلاف ديدگاه دارد. امام رضا (عليه السلام) در روايتي به منظور رد نظر قائلان به جبر و تفويض به آيه « مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ مَا أَصَابَکَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ...»(60)‌استناد كرده است.(61)

5-3-3. مسئله « تكليف ما لا يطاق »

امام رضا (عليه السلام) در پاسخ به سؤالي پيرامون « تكليف ما لا يطاق » به استناد آيه « ... َ مَا رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ »(62) اين امر را مردود دانسته است.(63)

ادامه دارد...

مقالات مرتبط :

جايگاه امام رضا (ع) در علوم قرآنی و تفسير (2)

جايگاه امام رضا (ع) در علوم قرآنی و تفسير (3)

 

پی‌نوشت‌ها:

1. دانشيار دانشگاه امام صادق (عليه السلام) 2. ابن شهر آشوب، 1379ق، ج2، ص 43.
3.براي نمونه نك: شاكر، 1382ش، 40.
4.شاكر، 1382ش، ص 40.
5.فصلت، 42؛ ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 130؛ بحراني، 1416ق، ج1، ص 65.
6.نك: جوادي آملي، 1382ش، ص 24.
7.ابن بابويه، 1362ش، صص 545-546.
8.نك: طبري، بي تا، ج7، صص 200-203.
9.براي نمونه نك: ابن بابويه، 1362ش، صص 545-546.
10.طبرسي، 1403ق، ج2، ص 405.
11.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 87؛ بحراني، 1416ق، ج1، ص 66.
12.شاكر، 1382ش، ص 42.
13.كليني، 1365ش، ج1،‌ص 91.
14.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 290.
15.بقره، 2.
16.نحل، 102.
17.نمل، 1-2.
18.ابن بابويه، 1398ق، ص 224.
19.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 130.
20.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 216.
21.جوادي آملي، 1379ش، ج1، ص 90.
22.حويزي، 1415ق، ج4، ص 595.
23.واحدي، 1411ق، ص 10.
24.بغوي، 1420ق، ج1، ص 13؛ سيوطي، بي تا، ص 342.
25.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 180؛ حرعاملي، 1409ق، ج6، ص 217.
26.بحراني، 1416ق، ج5،‌ص 801.
27.خويي، بي تا، ص 167.
28.هود، 46.
29.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 75؛ عياشي، 1380ق، ج2، ص 151.
30.نك: مجلسي، 1404ق، ج11، ص 321.
31.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 126.
32.نك: طباطبايي، 1417ق، ج2، ص 105.
33.قمي، 1404ق، ج1، ص 193؛ بحراني، 1416ق، ج2، ص 395.
34.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 6؛ بحراني، 1416ق، ج1، ص 69.
35.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 5.
36.ابن بابويه، 1364ش، ص 109؛ طبرسي، 1372ش، ج7، ص 250.
37.صحيفة الرضا (عليه السلام)، 1406ق، ص 66؛ ثعلبي، 1422ق، ج10، ص 263.
38.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 65.
39. طبرسي، 1412ق، ص 363.
40.إسراء، 88؛ ابن بابويه، 1361ش، ص 44.
41.نك: مكارم شيرازي، 1374ش، ج1، ص 64.
42.آل عمران، 7.
43.طباطبايي، 1417ق، ج3، ص 68.
44.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 290؛ حويزي، 1415ق، ج1، ص 318.
45.جوادي آملي، 1379ش، ج13، ص 214.
46.ص، 75.
47.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 120.
48.قيامه، 22-23.
49.ابن بابويه، 1398ق، ص 116؛ طبرسي، 1403ق، ج2، ص 409.
50.ابن بابويه، 1378ق، ج2، ص 130.
51.سبحاني، بي تا، ص 147.
52.قرشي،‌1372ش، ص 101.
53.به عنوان نمونه: نك: ابن بابويه، 1398ق، ص 417 باب ذكر مجلس الرضا علي بن موسي (عليه السلام) مع أهل الأديان و أصحاب المقالات مثل الجاثليق و رأس الجالوت و رؤساء الصابئين و الهربذ الأكبر و ما كلم به عمران الصابي في التوحيد عند المأمون؛ ابن بابويه، 1378ق، ج1، صص 179، 154 و 191 باب ذكر مجلس الرضا (عليه السلام) مع أهل الأديان و أصحاب المقالات في التوحيد عند المأمون، باب في ذكر مجلس الرضا (عليه السلام) مع سليمان المروزي متكلم خراسان عند المأمون في التوحيد و باب ذكر مجلس آخر للرضا (عليه السلام) عند المأمون مع اهل الملل و المقالات و ما اجاب به علي بن محمد بن الجهم في عصمة الأنبياء و طبرسي، 1403ق، ج2، ص 415 ذيل احتجاج الرضا (عليه السلام) علي أهل الكتاب و المجوس و رئيس الصابئين و غيرهم.
54.انعام، 103.
55.كليني، 1365ش، ج1، ص 99؛ ابن بابويه، 1398ق، ص 112.
56.جاثيه، 29.
57.انعام،28.
58.بقره، 30.
59.ابن بابويه، 1378ق، ج1، ص 118.
60.نساء، 79
61.حميري، بي تا، ص 155؛ كليني، 1365ش، ج1،‌ص 160؛ ابن بابويه، 1398ق، ص 338.
62.فصلت، 46.
63.ابن بابويه، 1378ق، ج1،‌ص 124؛ طبرسي، 1403ق، ج2، ص 413.

منبع: ايزدی، مهدی و...‌[ ديگران]، (1392)، ابعاد شخصيت و زندگی حضرت امام رضا (ع)، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، چاپ اول.