مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/خانواده مهدوی/خانواده مهدوی (2)
خانواده مهدوی (2)
خانواده مهدوی (2)

نویسنده : همایون صدوقی
تنظیم و ویرایش : سایت راه برتر
تعداد بازدید کننده : 636

در قسمت اول این مقاله گفتیم که خانواده کوچک ترین نهاد اجتماعی است که نقش بالنده و اساسی در تکوین جامعه دارد. خانواده زمینه ی ساختارهای هوّیتی و عاطفی جامعه ی فردا را مهیّا می نماید. خانواده با التزام عملی به اصول اعتقادی خویش، زمینه ساز جامعه ی کلان فردا است که باید روابط اجتماعی، عاطفی، سیاسی و فرهنگی آن در جهت ارزش های بایسته نظام قرار گیرد. و همچنین نقش آن را در جامعه پذیری افراد، بررسی و تفاوت جامعه امروز را با جامعه گذشته بیان کردیم؛ دراین قسمت اصول دیگر خانواده مهدوی را بیان خواهیم کرد.

با توجّه به این مطالب، بایستی تعاریف زیر را بیان کنیم تا بتوانیم به اصول حاکم مدّنظر خود برسیم:
 

1. تعریف خانواده چیست؟

اصل اوّل حاکم بر خانواده، اصل تعریف خانواده است: خانواده مجموعه ای از افراد است که وظیفه دارد تحت سرپرستی پدر خانواده در مسیر رضایت ولی خدا، خود را شکل و ارتقاء داده و در تعامل با محیط اطراف نیز از خود پاسداری نموده و بر اساس باورهای خود در رشد و شکوفایی جامعه نیز تأثیر گذار باشد.
با این تعریف از خانواده باید اصول دیگر را نیز پذیرفت.

2. نقش پدر

پدر به عنوان سرپرست خانواده باید در مسیر رضایت ولیّ خدا گام های اساسی را جهت رشد و شکوفایی استعدادهای اعضای خانواده بر دارد. پس رضایت ولیّ خدا یک مؤلفه ی اساسی است که عدم توجّه به آن، نه تنها مشکلی را حل نمی کند، نظام خانواده را نیز مخدوش می نماید. رضایت ولیّ خدا در متن زندگی، روح حاکم بر زندگی است که در حضور مستمرّ امام تجلّی می یابد. اگر این حضور خوب احساس شود و سرپرست خانواده با درک واقع بینانه از آن ، تصمیم به تسّری آن به اعضای خانواده را داشته باشد، گام اساسی در جهت تشکیل خانواده ی مهدوی، برداشته شده است.

پس تعریف بیان شده در اصل، اوّلین تعریف یک خانواده مهدوی است که می توانیم به این گونه نیز اصل اول را تبیین نماییم که:

خانواده ی مهدوی، خانواده ای است که با درک حضور ولیّ خدا در متن زندگی، سعی دارد رفتار خویش را با رضایت ولیّ خدا انطباق داده و خود را در مسیر اهداف آن سالار مکتب عشق و آن یار غایب از نظر، به شکوفایی برساند تا در مقابل اهریمنان انس و جنّ، مقاوم باشد و خانواده را نیز در مسیر حق راهبری نماید.

3. قبول عبودیّت پروردگار

قبول عبودیت پروردگار باید روح حاکم بر زندگی اعضای خانواده باشد. عبودیّت خدا اعضا را در یک مسیر روشن راهبری می کند و به هویّت می رساند.

4. اصل تحوّل و دگرگونی ارادی اعضای خانواده

انسان خواه ناخواه در مسیر نظامی که خداوند هستی طرّاحی نموده، در حرکت است و تحوّل و دگرگونی امری است دائمی و مستمر که همه افراد جامعه را شامل می شود؛ امّا گاهی این تحوّل ارادی می شود و آن وقتی است که اعضای خانواده، جدّی تر خویشتن خویش را با دستورات الهی همراه نمایند و خود را در مقابل عوامل تأثیر گذار رها نکنند و این وقتی است که اعضای خانواده با شناخت و معرفت به خدا و رسول پاک او، معرفت به امام خویش نیز داشته باشند؛ زیرا در غیر این صورت، هم رشدی نخواهند کرد و هم روز به روز به قهقرا و عقب گرد، تنزّل خواهند کرد.

5. ارتقای سطح آگاهی خانواده

ارتقای سطح آگاهی خانواده با توجّه به اصل 4، باید اعضای خانواده با اصول و اهداف ارزشی آشنا گردند؛ زیرا در غیر این صورت، ممکن است ضمن تبعیّت از خرافات و الزامات غلط که از تعصّبات کور نشئت می گیرد، تسلیم بی چون و چرای عوامل تأثیر گذار منفی در جامعه شوند که هویّت و ساختار شخصیت او را جریحه دار نمایند.

باید اعضای خانواده با امام زمان (عج) آشنا شوند و این آشنایی نه در حدّ اطّلاعاتی از شناسنامه و اسم و رسم آن عزیز باشد؛ زیرا کافی نیست. اعضای خانواده باید باور کنند او اوّلا زنده است و ثانیاً حاضر است و غیبت او نه به منزله ی عدم حضور که به معنای عدم ظهور است. او ظاهر نیست؛ امّا حاضر است.

آنها باید بدانند هر لحظه امام زمان (عج) از احوالات انسان با خبر است و هر وقت بخواهد و اراده کند، می داند آنچه را که باید بداند. پس با این آگاهی و با آن درک عبودیّت حضرت حق، اعضای خانواده به آگاهی مطلوب و آزادی نسبی از غیر خدا دست می یابند. و از بحران های اجتماعی خلاصی می یابند. و به مقام صبر و ایستادگی رسیده و نیز به بالندگی ، نشاط، اطمینان، آرامش و تلاش در جهت اشاعه ی ارزش های الهی دست می یازند.

6. اصل ارتقاء سطح سلامت جسمی و روشی خانواده مبتنی بر فرهنگ مهدویت

اصل فوق به استناد مبانی اسلام باید تعریف شود. وقتی می گوییم فرهنگ مهدویّت؛ یعنی اسلام، یعنی قرآن و عترت (ع)، یعنی تمامیت دین خدا، فرهنگ اسلامی یعنی فرهنگی که باید رضایت ولیّ خدا همراه باشد. سلامتی جسمی نیز باید در جهت رضایت او باشد؛ یعنی این که از طریق حق به حقیقت و حق برسیم؛ یعنی هم در مسیر اطاعت از امام (ع) گام برداریم و هم در نیل به مقصد، در مسیر او باشیم و رضایت او را طلب نماییم، در تغذیه خویش دقّت کنیم؛ روزی حلال را بخوریم و بیاشامیم و همچنین در مصرف میانه رو باشیم و در انفاق و بخشش، متناسب با ظرفیّتی که داریم، اقدام نماییم. طوری انفاق نکنیم که طاقت آن را نداشته باشیم.

بدیهی است اگر خوراکی ، متناسب با حلال و حرام تعریف شود و حتی از شبهات بپرهیزیم، می توانیم گام های اساسی را برداریم و از نظر روحی و روانی نیز به آرامش، سکینه و اطمینان قلبی برسیم که این همه را وقتی به ما می دهند که ما از کانال انتقال غذا به روح که جسم است، مراقبت نماییم و حق او را ادا کنیم.

اهداف کوتاه مدّت و بلند مدّت

اهدافی را که باید در مسیر زندگی با لحاظ اصول بالا مدّ نظر قرار دهیم، عبارتند از :

1. اصلاح و ارتقای سطح تفکّر و تعاملات اعضای خانواده با یکدیگر و دیگران، مبتنی بر رضایت ولیّ خدا (ع)؛

2. زمینه سازی جهت رشد و شکوفایی استعدادهای اعضای خانواده و نیز استمرار ارادی حرکت انسان به سوی پروردگار؛

3. انتظام و انسجام زندگی از نظر مادّی و فرهنگی بر اساس ارزش های اسلامی مبتنی بر تفکر و فرهنگ مهدوی؛

4. مراقبت از خود و تلاش در جهت اصلاح جامعه بر اساس اصول حاکم بر باورهای فرهنگی خانواده.

اهداف فوق اهداف کلانی است که باید هر یک از آنها به تفصیل مورد بحث و مداقّه قرار گیرد. در غیر این صورت، در حدّ کلان و به صورت «شعار» باقی می ماند؛ زیرا جمله ی معروفی هست که می گوید: می دانیم «خوب» چیست؛ بگو چگونه خوبی را پیاده کنیم؟

رویکرد حاکم بر زندگی مهدوی

رویکردها، جهت و روح حاکم بر زندگی هستند که زندگی بر اساس آنان شکل می گیرد و هویّت می یابد. رویکرد زندگی مهدوی یک چیز بیشتر نیست و آن تلاش در جهت کسب رضایت ولیّ خدا است. این تلاش ، تلاش مقدّسی است که با درک حضور امام زمان (عج) شکل گرفته و عینیّت می یابد.
بیاییم زندگی خوبی را با رضایت آن عزیز همراه نماییم؛ زیرا او آگاه است. پس اشتباه ندارد و او آزاد از غیر خدا است ؛ پس گناه نمی کند. آری. او عزیز و دوست داشتنی است؛ زیرا از ما به ما آگاه تر و از ما به ما مهربان تر است.

قسمت قبلی این مقاله

منبع: مجله امان، شماره 10