مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی الگوها/معصومین علیهم‌السلام/سيری در سيره فاطمی علیها السلام
سيری در سيره فاطمی علیها السلام
سيری در سيره فاطمی علیها السلام

تنظیم و ویرایش : سایت راه برتر
تعداد بازدید کننده : 547

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مظهر پاکی و الگوی جامعه اسلامي است؛ از اين رو سيره ايشان مي تواند براي انسان‌هاي حقيقت طلب، آموزنده باشد. آنچه در ذيل مي آيد سنت و سيره حضرت زهراي اطهر سلام الله علیها است.


الف) سيره فاطمي علیها السلام پيش از ازدواج

دفاع از رسول خدا صلی الله علیه وآله

عبد الله بن مسعود مي گويد: «روزي رسول خدا صلی الله علیه وآله در مكّه، مشغول نماز بود. جماعتي از قريش نيز بودند كه در ميان آنها ابوجهل بن هشام قرار داشت. ابوجهل گفت: چه چيز مانع شده كه يكي از شما به كشتارگاه فلان قوم برود و شكنبه شتري را بياورد و وقتي محمد صلی الله علیه وآله به سجده رفت، آن را روي كمر او بگذارد. عبد الله مي گويد: بدترين آن قوم برخاست، در حالي كه من او را مي ديدم و رفت و شكنبه اي را برداشت و روي كمر رسول خدا صلی الله علیه وآله گذاشت. عبد الله مي گويد: اگر من در آن روز، قدرتي داشتم از اين كار جلوگيري مي كردم. فاطمه علیها السلام آمد؛ در حالي كه در آن روز، كودك بود و آن كثافات را از پشت پدر كنار زد. سپس در برابر آنان ايستاد و به آنها اعتراض كرد. عبد الله بن مسعود مي گويد: به خدا سوگند! برخي را ديدم به حدي مي خنديدند كه از شدّت خنده روي هم مي افتادند... .«1


ب) سيره فاطمي علیها السلام پس از ازدواج

حضرت زهرا علیها السلام مصداق بارز انسان كامل بود؛ پس سيره ايشان مي تواند براي ديگران الگو باشد. اكنون به بخشي از سيره حضرت اشاره مي كنيم:


1. ايثار و از خود گذشتگي

اول: ايثار در مال

يكي از صفات حضرت فاطمه علیها السلام ايثار و گذشت است. ده ها روايت درباره ايثار و از خود گذشتگي آن بانو وجود دارد كه برخي را به اختصار بيان مي كنيم:
تازه مسلماني در مسجد مدينه از مردم كمك خواست. پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله به اصحاب خود نگريست. سلمان فارسي برخاست تا نياز آن بيچاره را برطرف سازد، هر جا رفت با دست خالی برگشت. با اميدي به طرف مسجد مي آمد كه چشمش به منزل حضرت فاطمه زهرا علیها السلام افتاد. با خود گفت: فاطمه علیها السلام سرچشمه نيكوكاري است. درب خانه را كوبيد و داستان عرب مستمند را شرح داد.
حضرت فاطمه زهرا علیها السلام فرمود: «يَا سَلْمَانُ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله بِالْحَقِّ نَبِيّاً إِنَّ لَنَا ثَلَاثاً مَا طَعِمْنَا وَ إِنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ قَدْ اضْطَرَبَا عَلَيَّ مِنْ شِدَّةِ الْجُوعِ ثُمَّ رَقَدَا كَأَنَّهُمَا فَرْخَانِ مَنْتُوفَانِ وَ لَكِنْ لَا أَرُدُّ الْخَيْرَ إِذَا نَزَلَ الْخَيْرُ بِبَابِي ؛ اي سلمان! سوگند به خداوندي كه حضرت محمد صلی الله علیه وآله را به پيامبري برگزيد، سه روز است كه غذا نخورديم و فرزندانم حسن و حسين از شدت گرسنگي بي قراري مي كنند و خسته و مانده به خواب رفته اند. اما من، نيكي و نيكوكاري را كه در خانه مرا كوبيده است، ردّ نمي كنم
آن گاه پيراهن خود را به سلمان داد تا در مغازه شمعون يهودي گرو بگذارد و مقداري خرما و جو قرض بگيرد. سلمان فارسي مي گويد: پس از دريافت جو و خرما به طرف منزل فاطمه علیها السلام آمدم و گفتم: دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله! مقداري از اين غذاها را براي فرزندان گرسنه ات بردار.
حضرت پاسخ داد: «يَا سَلْمَانُ هَذَا شَيْ ءٌ أَمْضَيْنَاهُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَسْنَا نَأْخُذُ مِنْهُ شَيْئا؛2 اي سلمان! اين كار را فقط براي خداي بزرگ انجام داديم و هرگز از آن چيزي برنمي داريم
حضرت زهرا علیها السلام جو را آرد كرد و با آن نان پخت و به سلمان فرمود: «خُذْهُ وَ امْضِ بِهِ إِلَى النَّبِيِّ صلی الله علیه وآله قَالَ: فَقَالَ لَهَا سَلْمَانُ: يَا فَاطِمَةُ خُذِي مِنْهُ قُرْصاً تُعَلِّلِينَ بِهِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ. فَقَالَتْ: يَا سَلْمَانُ! هَذَا شَيْ ءٌ أَمْضَيْنَاهُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَسْنَا نَأْخُذُ مِنْهُ شَيْئا...؛3  اين را بگير و نزد پيامبر ببر. سلمان گفت: اي فاطمه! يكي از اين نانها را بردار تا حسن و حسين را سير كني. حضرت فرمود: اي سلمان! اين كاري است كه با خداي عزّ و جلّ معامله كرده ايم و ما هيچ چيز از آن را برنمي داريم... .»
فاطمه زهرا علیها السلام، مظهر ايثار و از خود گذشتگي بود. وقتي سه روز پشت سر هم فقير و مسكين و يتيم به درب خانه او آمد و تقاضاي كمك كرد، حضرت از جمله كساني بود كه قرص نان خود را به آنان ايثار كرد و به همين سبب، خداوند متعال در شأن ايشان، آيه اي نازل كرد: «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً * إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»؛4 «و غذاي (خود) را با اينكه به آن علاقه و (نياز) دارند، به مسكين و يتيم و اسير مي دهند (و مي گويند) ما شما را براي خدا اطعام مي كنيم و هيچ پاداش و سپاسي از شما نمي خواهيم


دوم: ايثار و از خود گذشتگي در دعا

از امام حسن علیه السلام نقل شده است كه فرمود: «رَأَيْتُ أُمِّي فَاطِمَةَ علیه السلام قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا لَيْلَةَ جُمُعَتِهَا فَلَمْ تَزَلْ رَاكِعَةً سَاجِدَةً حَتَّى اتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ وَ سَمِعْتُهَا تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ تُسَمِّيهِمْ وَ تُكْثِرُ الدُّعَاءَ لَهُمْ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا بِشَيْ ءٍ. فَقُلْتُ لَهَا: يَا أُمَّاهْ ! لِمَ لَا تَدْعُوِنَّ لِنَفْسِكِ كَمَا تَدْعُوِنَّ لِغَيْرِكِ؟ فَقَالَتْ: يَا بُنَيَّ ! الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ؛5  مادرم فاطمه زهرا علیها السلام را مشاهده كردم كه شب جمعه در محراب عبادت ايستاده و تمام وقت در حال ركوع و سجود بود تا آنكه سفيدي صبح آشكار شد، از او مي شنيدم كه براي مؤمنين و مؤمنات دعا مي كرد و نام آنان را مي برد و برايشان بسيار دعا مي كرد؛ ولي براي خود هيچ گونه دعايي نمي كرد. به او عرض كردم: اي مادرم! چرا براي خودت دعا نمي كني، همان گونه كه براي ديگران دعا مي نمايي؟ حضرت فرمود: اي فرزندم! اول همسايه، سپس اهل خانه


2. عبادت

صدوق به سندش از ابن عباس نقل كرده است كه رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «فَأَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَهِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ إِنَّهَا لَتَقُومُ فِي مِحْرَابِهَا فَيُسَلِّمُ عَلَيْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَ يُنَادُونَهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ الْمَلَائِكَةُ مَرْيَمَ فَيَقُولُونَ: يَا فَاطِمَةُ ! إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ...؛6  و اما دخترم فاطمه؛ او بهترين زنان عالم از اولين و آخرين است. او هنگامي كه در محراب عبادت مي ايستاد هفتاد هزار ملك از ملائكه مقرب براو درود مي فرستادند و به آنچه مريم را خطاب مي كردند ندا مي دادند و مي گفتند: اي فاطمه! همانا خداوند تو را برگزيده و پاك كرده و تو را بر زنان عالم برتري داده است
در منابع اهل سنّت اين چنين آمده كه ابن عباس مي گويد: روزي پيامبر خدا صلی الله علیه وآله نشسته بود كه به ترتيب، امام حسن، امام حسين، حضرت فاطمه و حضرت علي علیهم السلام به حضورش رسيدند و در كنارش آرميدند. رسول خدا صلی الله علیه وآله از ديدن آنان شروع به گريه كرد و مصائب آتي و ستمهاي وارده را پس از رحلت خويش متذكر شد... . آن گاه درباره فاطمه چنين فرمود: و اما دخترم فاطمه، سرور زنان عالميان، از اولين و آخرين است. او پاره تن من و نور چشمم و ميوه دلم و روح و روان من است. فاطمه، حوري اي به صورت بشر است، هر گاه او در محراب عبادت، ظاهر شود و در پيشگاه خدا قرار گيرد، نورش بر ملائكه آسمانها مي تابد، همان گونه كه نور ستارگان بر اهل زمين مي درخشد، در آن حال خداوند به ملائكه اش مي فرمايد:
اي ملائكه من! بنگريد به فاطمه علیها السلام سرور زنان و كنيزانم كه چگونه در برابر من به عبادت ايستاده است؟ و چگونه از ترس و خشيت بر من مي لرزد؟ و با چه روح معنوي و حضور قلب من را پرستش مي كند؟ من شما ملائكه ام را گواه مي گيرم كه پيروان واقعي او را در آتش نمي سوزانم.7


3. تعظيم پدر

ابن مغازلي به سندش از حضرت زهرا علیها السلام نقل كرده است كه فرمود: «لمّا نزلت علي النبيّ صلی الله علیه وآله ««لَا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً»، قالت فاطمة علیها السلام: فتهيّبت النبي صلی الله علیه وآله أن أقول له: يا أبة ! فجعلت أقول له: يا رسول الله! فأقبل عليّ و قال لي: يا بنية ! لم تنزل فيك و لا في أهلك من قبل، أنت منّي و أنا منك، و إنما نزلت في أهل الجفاء و البذخ و الكبر، فقولي: يا أبة ! فإنّه أحبّ للقلب و أرضى للرب، ثم قبّل النبي صلی الله علیه وآله جبهتي...؛8 چون بر پيامبر صلی الله علیه وآله اين آيه نازل شد: صدا زدن و خواندن پيامبر صلی الله علیه وآله را در بين خود همانند صدا زدن يكديگر قرار ندهيد، فاطمه فرمود: هيبت پيامبر صلی الله علیه وآله مانع شد تا به او بگويم: اي پدرم، از اين رو به او عرض مي كردم: اي رسول خدا! حضرت به من رو كرد و فرمود: اي دخترم! اين آيه در حق تو و اهل بيتت از قبل نازل شده است، تو از من و من از تو هستم، بلكه اين آيه در حق اهل جفا، سركشان و متكبران آمده است. تو بگو: اي پدرم؛ زيرا اين گونه خطاب خوش تر براي قلب من و مورد رضايت پروردگار است. آن گاه پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله پيشاني من را بوسيد... .»


4. كمك به پدر

از امير المؤمنين علیه السلام نقل شده است كه فرمود: «كُنَّا مَعَ النَّبِيِّ صلی الله علیه وآله فِي حَفْرِ الْخَنْدَقِ، إِذْ جَاءَتْ فَاطِمَةُ وَ مَعَهَا كُسَيْرَةٌ مِنْ خُبْزٍ، فَدَفَعَتْهَا إِلَى النَّبِيِّ. صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وآله: مَا هَذِهِ الْكُسَيْرَةُ ؟ فَقَالَتْ: خَبَزْتُهُ قُرصاً لِلْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ، جِئْتُكَ مِنْهُ بِهَذِهِ الْكُسَيْرَةِ. فَقَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وآله: يَا فَاطِمَةُ! أَمَا إِنَّهُ أَوَّلُ طَعَامٍ دَخَلَ جَوْفَ أَبِيكَ مُنْذُ ثَلَاثٍ؛9 هنگام حفر خندق، ما همراه پيامبر صلی الله علیه وآله بوديم كه فاطمه علیها السلام آمد، در حالي كه تكه ناني به دستش بود و آن را به پيامبر صلی الله علیه وآله تقديم كرد. حضرت فرمود: اين تكه نان چيست؟ حضرت زهرا علیها السلام عرض كرد: آن قرص نان را براي حسن و حسين علیهماالسلام پخته بودم و اين قسمت را براي شما آوردم. پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: اي فاطمه! آگاه باش! اين اولين غذايي است كه بعد از سه روز، دخل شكم پدرت شده است
ابن كثير ذيل آيه «إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُم »؛10 مي گويد: ابي حازم نقل مي كند كه شنيدم از سهل بن سعد درباره جراحت رسول اكرم صلی الله علیه وآله در روز احد، سؤال شد و سهل در جواب گفت: صورت رسول خدا صلی الله علیه وآله زخمي شد و دندان رباعي آن حضرت شكست و كلاهخود بر سرش خورد شد. (در اين ميان) فاطمه خودن را (از چهره آن حضرت) مي شست و علي با سپر، آب مي ريخت. چون فاطمه ديد آب (نه تنها خون را نشست بلكه) بر شدت جريان خون افزود، قطعه حصيري بر گرفت و سوزانيد تا خاكستر شود، پس خاكستر را بر روي زخم گذارد تا آنكه خونريزي قطع شد.11


5. صدق در گفتار

حاكم نيشابوري به سندش از عايشه نقل كرده كه گفت: «مَا رَأَيْتُ أَحَداً كَانَ أَصْدَقَ لَهْجَةً مِنْ فَاطِمَة إِلَّا أَنْ يَكُونَ الَّذِي وَلَدَهَا؛12 من كسي را در گفتار، از فاطمه، راستگوتر نيافتم، جز كسي كه او را به دنيا آورد (پدرش).»


6. مقدم داشتن علي علیه السلام بر ثروتمندان عرب

حضرت فاطمه علیها السلام خواستگارهاي ثروتمندي هم چون عثمان و عبد الرحمان بن عوف داشت؛ ولي پيامبر صلی الله علیه وآله همه را رد كرد و چون حضرت زهرا علیها السلام اهل كمال و معنويات بود تنها به هم كفو ايشان كه حضرت علي علیه السلام بود، پاسخ مثبت داد.
عبد الرحمان بن عوف به پيامبرخدا صلی الله علیه وآله چنين گفت: اي رسول خدا! اگر فاطمه را به همسري من در آوري، حاضرم فلان مقدار شتر، گوسفند، غلام، كنيز، طلا و نقره را مهريه اش قرار دهم.
برخي به نقل از «تذكرة الخواص» آورده اند كه عبد الرحمان بن عوف گفت: حاضرم صد شتر سياه و آبي چشم كه همگي آنها بارشان پارچه هاي كتان اعلاي مصري باشد، با ده هزار دينار، مهريه اش كنم.
عثمان گفت: من هم حاضرم همين مهريه را بدهم. پيامبر خدا صلی الله علیه وآله خشمناك شد، مشتي سنگريزه به طرف عبد الرحمان بن عوف پاشيد و فرمود: آيا مي پنداري بنده پول و ثروتم كه با پول و ثروت خويش بر من افتخار مي كني؟!


7. تسليم شوهر بودن

روزي ابوبكر و عمر، در بستر بيماري به عيادت حضرت زهرا علیها السلام آمدند و حضرت راضي نشد با آنها ملاقات كند. هنگامي كه آنان حضرت علي علیه السلام را واسطه قرار دادند؛ آن بانوي بزرگوار، به او مي گويد: «الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَ الْحُرَّةُ اَمَتِک ؛13 خانه، خانه تو، و من آزاد، كنيز توام


8. برطرف كردن همّ و غم از شوهر

از سيره حضرت زهرا استفاده مي شود كه زن بايد طوري با شوهرش رفتار كند كه همّ و غم را از دل شوهرش بزدايد؛ از اين رو نقل شده است كه حضرت علي علیه السلام فرمود: «وَ لَقَدْ كُنت انظر اليها فتكشف عنّي الغموم والاحزان بنظري إليها؛14 من به او نگاه مي كردم و با اين نگاه، غمها و حزنها از من دور مي شد
زن نبايد وقتي شوهرش وارد خانه مي شود، غمها را بر سر او فرو بريزد.


9. كمك كردن (تقسيم كار)
رسول گرامي اکرم صلی الله علیه وآله پس از سالها تحمل مشكلات و سفارش به بردباري، كارگري براي حضرت زهرا علیها السلام انتخاب و سفارشهاي لازم را ارائه فرمود. روزي مشاهده كرد كه كارگر منزل در حال استراحت و فاطمه زهرا علیها السلام مشغول كار است. علت آن را پرسيد. حضرت زهرا علیها السلام پاسخ داد: «اي رسول خدا! عَلَي يَوْمٍ وَ عَلَيْهَا يَوْمُ؛ اي رسول خدا صلی الله علیه وآله! (كار منزل را عادلانه تقسيم كردم) روزي به عهده من و روزي ديگر به عهده اوست.» سپس اشك در چشمان پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله حلقه زد و فرمود: خدا آگاه تر است كه رسالت را در كدام خانواده قرار دهد.15


10. تحمل فقر

روزي امام علي علیه السلام فرمود: فاطمه جان! آيا غذايي موجود است تا بياوري؟ حضرت فاطمه زهرا علیها السلام پاسخ داد: «وَ الَّذِي عَظَّمَ حَقَّكَ مَا كَانَ عِنْدَنَا مُنْذُ ثَلَاثٍ إِلَّا شَيْ ءٌ آثَرْتُكَ بِه ؛ سوگند به خداوندي كه حق و قدر تو را بزرگ شمرد! سه روز است كه غذاي كافي در منزل نداريم و همان مقدار ناچيز خوراكي را به شما بخشيدم و خود گرسنگي را تحمل كردم
امام علي علیه السلام فرمود: چرا اطلاع ندادي؟ پاسخ داد: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله نَهَانِي أَنْ أَسْأَلَكَ شَيْئاً فَقَالَ صلی الله علیه وآله لَا تَسْأَلِي ابْنَ عَمِّكِ شَيْئاً إِنْ جَاءَكِ بِشَيْ ءٍ عَفْواً وَ إِلَّا فَلَا تَسْأَلِيه؛16رسول خدا صلی الله علیه وآله مرا نهي فرمود كه چيزي از تو در خواست كنم و به من فرمود: چيزي از پسر عمويت درخواست مكن، اگر چيزي براي تو آورد، بپذير، وگرنه تو چيزي را درخواست مكن
امام علي علیه السلام پس از شنيدن سخنان و مشاهده ايثارگري فاطمه علیها السلام از منزل خارج شد و با وام گرفتن از دوستان، مشكلات خانواده را برطرف كرد.


11. تحمل كمبودهاي رفاهي

روزي حضرت زهرا علیها السلام خدمت پدر، از مشكلات زندگي و كمبودهاي رفاهي، سخن به ميان آورد و فرمود: «اِنِّي وَ ابْنَ عَمِّي مَا لَنَا فِرَاشٌ اِلَّا جِلْدُ كَبْشٍ نَنَامُ عَلَيْهِ بِاللَّيْلِ وَ نَعلِفُ عَلَيْهِ نَاضِحْنَا بِالنَّهَارِ؛ من و پسر عمويم چيزي از وسايل رفاهي نداريم، مگر پوست گوسفندي كه شبها روي آن مي خوابيم و روزها بر روي آن، شتر خود را علف مي دهيم
رسول گرامي اسلام صلی الله علیه وآله فرمود: «يَا بُنَيَّةَ اِصْبِرِي فَاِنَّ مُوسَي بْنَ عِمْرَانَ اَقَامَ مَعَ امْرَاَتِهِ عَشْرَ سِنِينَ لَهُمَا فِرَاشٌ اِلَّا عَبَادَةِ قَطْوَانِيَّةٌ؛17 دختر عزيزم، تحمل داشته باش، زيرا موسي بن عمران، ده سال با همسرش زندگي كرد و فرشي جز يك قطعه عباي قطواني نداشت


12. شكوه ها با پدر

حضرت زهرا علیها السلام مشكلات اقتصادي و سختيهاي بچه داري را با بردباري تحمل مي فرمود و نزد كسي افشا نمي كرد. گاهي رسول خدا صلی الله علیه وآله با اصرار مي پرسيد: چرا رنگ تو پريده است؟ چرا رنگ فرزندانم حسن و حسين علیهماالسلام پريده است؟ ناچار مي شد وضعيت زندگي را با پدر در ميان بگذارد و مي فرمود: «يَا أَبَتِ إِنَّ لَنَا ثَلَاثاً مَا طَعِمْنَا طَعَاماً وَ إِنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ قَدِ اضْطَرَبَا عَلَيَّ مِنْ شِدَّةِ الْجُوعِ ثُمَّ رَقَدَا كَأَنَّهُمَا فَرْخَانِ مَنْتُوفَانِ؛18 پدر جان! سه روز است كه غذا نخورده ايم و فرزندانم حسن و حسين از شدت گرسنگي بي تاب شده اند، هم اكنون مانند دو جوجه پركنده از گرسنگي به خواب رفته اند
سليمان بن بريده روايت كرده است كه رسول خدا صلی الله علیه وآله پرسيد: دخترم چرا نگران و ناراحتي؟ وي در جواب پدر عرض كرد: «قِلَّةُ الطُّعْمِ وَ كَثْرَةُ الْهَمِّ وَ شِدَّةُ السُّقْم؛ 19 فشار گرسنگي و كمي طعام و غذا، فراواني اندوه و شدت بيماري و گرفتاري، من را نگران كرده است


13. سفارش پدر به دخترش درباره درخواست از شوهر

 از حضرت زهرا علیها السلام نقل شده كه خطاب به حضرت علي علیه السلام عرض كرد: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله نَهَانِي أَنْ أَسْأَلَكَ شَيْئاً. فَقَالَ: لَا تَسْأَلِي ابْنَ عَمِّكِ شَيْئاً، إِنْ جَاءَكِ بِشَيْ ءٍ عَفْواً وَ إِلَّا فَلَا تَسْأَلِيهِ؛20  رسول خدا صلی الله علیه وآله مرا نهي كرده كه از تو چيزي بخواهم و فرموده: از پسر عمويت چيزي درخواست مكن؛ اگر چيزي براي تو آورد كه هيچ، وگرنه از او تقاضا مكن


14. فاطمه علیها السلام و پوشش بانوان

حضرت زهرا علیها السلام نماد پاكدامني بود و در سراسر زندگي اش قداست، پاكي جلوه گري مي كرد. حضرت علي علیه السلام مي فرمايد: روزي در محضر رسول خدا صلی الله علیه وآله نشسته بوديم. آن حضرت اين سؤال را مطرح كردند كه بهترين و شايسته ترين چيز براي زنان چيست؟ همگي در پاسخ آن درماندند. چون متفرق شديم، نزد حضرت فاطمه زهرا علیها السلام رفتم و جريان را گفتم. ايشان فرمود: «خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَال ؛ نيكوترين چيز براي بانوان، آن است كه مردان بيگانه را نبينند و مردان نيز آنان را نبينند
آن گاه نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله بازگشتم و پاسخ فاطمه را بيان كردم. آن حضرت فرمود: پاسخ را از چه كسي گرفتي؟ عرض كردم: از فاطمه علیها السلام. حضرت با شگفتي فرمود: به راستي كه او پارة وجود من است.21  حضرت موسي بن جعفر علیه السلام از پدران بزرگوارش روايت مي كند كه حضرت علي علیه السلام فرمود: مرد نابينايي اجازه گرفت و وارد منزل شد. حضرت فاطمه زهرا علیها السلام خود را از او پوشانيد. رسول خدا صلی الله علیه وآله پرسيد: او كه نابينا است، چرا خود را پوشاندي؟ پاسخ داد: او نمي بيند، اما من كه وي را مي نگرم؛ (افزون بر اين) حس بويايي كه دارد. پيامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود: گواهي مي دهم كه تو پاره وجود مني.»22
ذهبي از علماي اهل سنت آورده است كه حضرت علي علیه السلام به همسرش فاطمه زهرا علیها السلام فرمود: فاطمه جان! نيكوترين چيز براي زن چيست؟ پاسخ داد: او مردها را نبيند و آنان او را نبينند.23


ج) سيره فاطمي بعد از وفات پدر

1. عزاداري براي پدر

از امام علي علیه السلام نقل شده كه فرمود: «غَسَلْتُ النَّبِيَّ صلی الله علیه وآله فِي قَمِيصِهِ فَكَانَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام تَقُولُ: أَرِنِي الْقَمِيصَ، فَإِذَا شَمَّتْهُ غُشِيَ عَلَيْهَا. فَلَمَّا رَأَيْتُ ذَلِكَ غَيَّبْتُهُ؛24 من پيامبر صلی الله علیه وآله را در لباسش شستم. فاطمه مي فرمود: آن لباس را به من نشان ده و چون بوي آن را استشمام نمود غش كرد و چون از او چنين مشاهده كردم آن لباس را مخفي نمودم
از حضرت زهرا علیها السلام نقل شده است كه فرمود: «يَا اَبَتَاهُ إلَيّ جَبْرَئيل نَنْعاهُ، اِنْقَطِعَتْ عنّا أخْبارُ السَّماءِ، يَا اَبَتاهُ لا ينزِلُ الْوَحْيُ اِلَيْنا مِنْ عِنْدِ اللهِ أبَدا؛25 آه اي پدر! بعد از تو بايد شكوه هاي دل را به جبرئيل گفت. [با وفات تو] خبرهاي آسماني از ما قطع شد. آه اي پدر! ديگر براي هميشه از طرف خداوند، وحي فرستاده نمي شود


2. جواز سخن گفتن زن با نامحرم براي دفاع از حق

با آنكه از حضرت زهرا علیها السلام رسيده كه بهترين حالت براي زن، آن است كه نه او مرد نامحرم را ببيند و نه نامحرم او را، ولي وقتي حضرت علیها السلام در جامعه، انحراف مشاهد مي كند و مي بيند كه حق شوهرش حضرت علي علیه السلام ضايع شده است، از خانه بيرون مي آيد و در ملأ عام براي مردم سخن مي گويد.


3. مبارزه منفي حضرت زهرا علیها السلام

در منابع اهل سنت فراوان نقل شده است كه پس از ماجراي زشت تهاجم به خانه امام علي علیه السلام و جسارتهاي فراوان درون مسجد و غصب فدك، و بي اثر ماندن گواهي شاهدان و مباحث استدلالي حضرت زهرا علیها السلام و تداوم سياستهاي كودتايي سران سقيفه، حضرت زهرا علیها السلام در مبارزه منفي با آنان خطاب به ابوبكر فرمود: :وَ اللهِ لَا اُكَلِّمُكَ اَبَداً، وَ اللهِ لاَدعُوَنَّ اللهَ عَلَيْكَ فِي كُلِّ صَلَوةٍ؛26 سوگند به خدا! از اين پس هرگز با تو سخن نخواهم گفت. سوگند به خدا! شكايت تو را به خداوند خواهم نمود و در هر نماز، تو را نفرين خواهم كرد
و پس از آنكه آبها از آسياب افتاد و هر ظلمي كه خواستند روا داشتند، در روزهاي واپسين حيات دختر پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله ، براي جلب افكار عمومي، ابوبكر و عمر به فكر عيادت و دلجويي از حضرت فاطمه زهرا علیها السلام افتادند و به عذر خواهي، زبان گشودند و فكر مي كردند كه حضرت زهرا علیها السلام با آنان دشمني خصوصي دارد؛ ولي پاسخ قاطعي دريافت كردند كه فرمود: «لَا أُكَلِّمُكُمَا مِنْ رَأْسِي كَلِمَةً وَاحِدَةً حَتَّى أَلْقَى أَبِي وَ أَشْكُوَكُمَا إِلَيْهِ وَ أَشْكُوَ صُنْعَكُمَا وَ فِعَالَكُمَا وَ مَا ارْتَكَبْتُمَا مِنِّي؛27 سوگند به خدا! بعد از اين با شما دو نفر (عمر و ابوبكر)، حتي يك كلمه سخن نمي گويم تا به ملاقات خدا بشتابم و شكايت شما دو نفر را به خدا مي برم و توضيح خواهم داد كه شما با خدا (و دين او) با من چه كرديد و چه اعمالي را مرتكب شديد


4. افشاگري و سرزنش مردم

پس از آنكه براي ابوبكر بيعت گرفتند و مردم، سكوت و انزوا را برگزيدند. حضرت زهرا علیها السلام فرمود: «مَا رَأَيْتُ كَالْيَوْمِ قَطُّ حَضَرُوا أَسْوَأَ مَحْضَرٍ وَ تَرَكُوا نَبِيَّهُمْ صلی الله علیه وآله جِنَازَةً بَيْنَ أَظْهُرِنَا وَ اسْتَبَدُّوا بِالْأَمْرِ دُونَنَا؛28 من هرگز روزي همانند امروز نديدم كه امت اسلامي، زشت ترين صحنه ها را پديد آوردند، جنازه رسول خدا صلی الله علیه وآله را در برابر ما وا گذاشتند و خودسرانه و مستبدانه، ديگران را به جاي ما نشاندند


5. دعا براي شيعيان

اسماء مي گويد: در لحظه هاي پاياني زندگي حضرت فاطمه زهرا علیها السلام متوجه شدم كه چنين دعا مي كند: «الهي و سيدي اسألك بالذين اصطفيتهم و ببكاء ولديّ في مفارقتي ان تغفر لعصاة شيعتي و شيعة ذريتي؛29 بار خدايا! اي مولاي من! از تو مي خواهم به حق كساني كه آنان را برگزيدي و به گريه فرزندانم در فراق من، اينكه گناهكاران از شيعيان من و شيعيان ذريه او را ببخشي


6. گريه بر مظلوم

فاطمه زهرا علیها السلام در لحظه هاي غمبار احتضار خويش به شدت گريست. امام علي علیه السلام پرسيد: چرا گريه مي كني؟ پاسخ داد: »أبكي لما تلقي بعدي؛30 به خاطر آنچه پس از من به تو خواهد رسيد مي گريم


7. اوج عفت و حجاب

اسماء مي گويد: حضرت زهرا علیها السلام در روزهاي آخر عمرش به من فرمود: «إِنِّي قَدِ اسْتَقْبَحْتُ مَا يُصْنَعُ بِالنِّسَاءِ إِنَّهُ يُطْرَحُ عَلَى الْمَرْأَةِ الثَّوْبُ فَيَصِفُهَا لِمَنْ رَأَى فَلَا تَحْمِلْنِي عَلَي سَرِيرٍ ظَاهِرٍ اسْتُرِينِي سَتَرَكِ اللَّهُ مِنَ النَّار؛31 من بسيار زشت مي دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ روي تابوت سر باز مي گذارند و روي آن پارچه هايي مي افكنند كه حجم بدن را براي بينندگان نمايش مي دهد. مرا بر روي تابوت آن چناني نگذار و بدن مرا بپوشان كه خدا تو را از آتش جهنم باز دارد
اسماء گفت: در سرزمين حبشه تابوتي براي جنازه مي سازند كه بدن آنان را مي پوشاند آن گاه با چوب و شاخه درخت، آن را ساخت. حضرت فاطمه زهرا علیها السلام با خوشحالي فرمود: اي اسماء! براي تابوتي مثل اين تهيه كن تا مرا بپوشاند كه خداوند تو را از آتش دوزخ بپوشاند. 32
حضرت زهرا علیها السلام به حضرت علي علیه السلام عرض كرد: «أُوصِيكَ يَا ابْنَ عَمِّ! أَنْ تَتَّخِذَ لِي نَعْشاً فَقَدْ رَأَيْتُ الْمَلَائِكَةَ صَوَّرُوا صُورَتَه ؛33  اي پسر عمو! وصيت مي كنم كه تابوتي براي من درست كني، همان گونه كه ملائكه، شكل آن را به من نشان دادند
از امام صادق علیه السلام نقل است كه فرمود: نخستين كسي كه در اسلام براي او تابوت قرار داده شد، حضرت فاطمه علیها السلام بود.
بدون ترديد، وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا علیها السلام و سيره رفتار و گفتار آن گرامي براي تمام زنان مسلمان، مايه مباهات و اسوه كامل است؛ بانوي بزرگواري كه حضرت خاتم الانبيا صلی الله علیه وآله در ستايش او فرمود: دخترم فاطمه علیها السلام سرور بانوان بهشتي است. آري، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام جلوه اي كامل از تمام كمالات است كه يك زن در طول حيات خود ممكن است به آن مايل شود.

 

پی‌نوشت‌ها:

1) صحيح بخاري، بخاري، دار الجيل، بيروت، بي‌تا، ج‏1، ص‏69؛ صحيح مسلم، مسلم نيشابوري، دار القلم، بيروت، 1987 م، ج‏3، ص‏1418.

2) احقاق الحق، تستري، بي‌تا، بي‌جا، بي‌تا، ج‏10ف ص‏321.

3) مقتل الحسين، خوارزمي، دار الانوارالمهدی، قم، 1418 ق، ج‏1، ص‏73 ـ 76، فصل پنجم.

4) انسان / 8 و 9.

5) بحار الأنوار، مجلسي، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1983 م، ج‏43، ص‏81.

6) امالي صدوق، شيخ صدوق، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، بيروت، 1988 م، ص‏437؛ مجلسی، بحار الانوار، ج‏43، ص‏24.

7) فرائد السمطين، جويني، مؤسسة المحمودي للطباعة و النشر، بيروت، 1978 م، ج‏2، ص‏34، ش 371.

8) مناقب الامام علي بن ابي طالب(ع)، ابن مغازلي، المكتبة الاسلامية، تهران، 1494 ق، ص‏365.

9) ذخائر العقبي، احمد طبري، دار المعرفة، بيروت، بي‌تا، ص‏471.

10).

11) تفسير القرآن ا لعظيم، ابن كثير دمشقي، ج‏1، ص‏426.

12) مستدرك حاكم، حاكم نيشابوري، دار المعرفة، بيروت، بي‌تا، ج‏3، ص‏160.

13) بحار الأنوار، ج‏43، ص‏197، باب 7.

14) مناقب خوارزمي، خوارزمي، مكتبة نينوي الحديثة، تهران، بي‌تا، ص‏353.

15) مقتل الحسين، خوارزمي، ص‏69؛ احقاق الحق، تستري، ج‏10، ص‏277.

16) احقاق الحق، تستري، ج‏10، ص‏314؛ البداية و النهاية، ابن كثير، ج‏6، ص‏111.

17) سنن ابن ماجه، ابن ماجه، دار الكتب العلميه، بيروت، بي‌تا، ج‏2، ص‏3؛ تذكرة الخواص، ابن جوزي، ص‏316، و 16، ذخائر العقبي، طبري، ص‏34 و 49.

18) احقاق الحق، تستري، ج‏10، ص‏320 و 321.

19) مناقب خوارزمي، خوارزمي، ص‏106؛ تاريخ دمشق، ابن عساكر، دار الفكر، دمشق، بيروت، 2000 م، ج‏1، ص‏242.

20) البداية و النهاية، ابن كثير، دار الاحياء التراث العربي، بيروت، 1408 ق، ج‏6، ص‏111.

21) حلية الاولياء، ابو نعيم اصفهاني، دار الكتاب العربي، بيروت، 1987 م، ج‏2، ص‏40؛ مقتل الخوارزمي، خوارزمي، ج‏1، ص‏62؛ مجمع الزوائد، نور الدین هيثمي، دار الكتب العربيه، بيروت، 1988 م، ج‏4، ص‏255، و ج‏9، ص‏202.

22) مناقب، ابن مغازلي، ص‏380، ح 428.

23) احقاق الحق، تستري، ج‏1، ص‏258؛ الكبائر، ذهبي، ج‏1، ص‏176.

24) بحار الأنوار، مجلسي، ج‏43، ص‏157.

25) الطبقات الكبري، ابن سعد، دار الفكر، بيروت، 1994 م، ج‏2، ص‏311.

26) همان، ابن قتيبية، ج‏1، ص‏14 ـ‌ 30.

27) الامامة والسياسة، ص‏13؛ صحيح مسلم، مسلم، ج‏2، ص‏72.

28) الامامة و السياسة، ج‏1، ص‏12 ـ 14.

29) ذخائر العقبي، طبري، ص‏53.

30) همان، ص‏92.

31) همان، ص‏53.

32) طبقات الكبري، ج‏8، ص‏28؛‌ كنز العمّال، متقي هندي، ج‏13، ص‏686، ح 37756.

33) بحار الأنوار، ج‏43، ص‏192.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره163.