مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی الگوها/معصومین علیهم‌السلام/اسوه حيات زيبا
اسوه حيات زيبا
اسوه حيات زيبا
جستاری بر فضایل اخلاقی حضرت فاطمه علیها السلام
نویسنده : محمد جواد مروجى طبسى
تنظیم و ویرایش : سایت راه برتر
تعداد بازدید کننده : 571

انسانهاى پاك سرشت در پى يك زندگى پاك و حيات طيب هستند كه زيباترين نماد آن را مى توان در زندگانى رهبران دينى جستجو كرد. حضرت فاطمه علیها السلام، از آن مربيان و معلمان اخلاق است كه بشر مى تواند زندگى او را به عنوان بهترين الگو براى رفتار و معاشرت خود قرار دهد. آن چه در پيش رو داريد اشاره اى است كوتاه و گذرا از ايمان، عبادت ترس  از خدا و روز قيامت و اخلاق و روش معاشرت او كه به اختصار از آن ياد مى شود.

 

1. تهجد و عبادت

در اين نه سالى كه فاطمه عليهاالسلام در خانه على بود اگر چه براى او يك دوران پر خاطره به حساب آمد، اما هرگز او را از هدف اصلى يعنى رسيدن به معبود و معشوق خود باز نداشت.

او همانند پدرش محمد مصطفى صلى الله عليه و آله جزو پيشتازان ميدان عبادت و بندگى خدا بود و به گفته حسن بصرى: لم يكن فى هذه الاءمة اءزهد و لا اءعبد من فاطمه عليهاالسلام؛ در اين امت عابدتر از فاطمه عليهاالسلام و زاهد تر از او نداريم!(1)

و همو گويد: وى آن قدر نماز مى خواند و خدا را عبادت مى كرد كه دو پاى مباركش ورم مى كرد. پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله اين حالت تحسين آميز و اعجاب برانگيز فاطمه عليهاالسلام را در اشكال مختلف بيان مى داشت:

 
الف) وجود فاطمه عليهاالسلام مملو از ايمان است

ابن شهرآشوب از محمد بن على بن الحسين روايت كرده كه روزى پيامبر صلى الله عليه و آله سلمان را براى رساندن پيامى به خانه فاطمه فرستاد سلمان گويد: پس از درنگى كوتاه پشت در خانه فاطمه عليهاالسلام به وى سلام گفتم. پس صداى فاطمه عليهاالسلام را از داخل خانه شنيدم كه قرآن مى خواند و در فضاى بيرون، دستاس در حال چرخيدن بود. گويد: به محضر پيامبر صلى الله عليه و آله برگشتم و ماجرا به او گزارش كردم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود: يا سلمان، ان ابنتى فاطمه عليهاالسلام ملاء الله قلبها و جوارحها ايمانا الى مشاشها... اى سلمان! خداوند قلب و اعضا و جوارح دخترم فاطمه عليهاالسلام را تا فرق سرش سرشار از ايمان كرده، دخترم خود را در اطاعت و عبادت خدا قرار داده و خداوند فرشته اى را به نام زوقابيل جبرئيل فرستاده تا به جاى او دستاس را بگرداند. (2)


ب) سلام فرشتگان به فاطمه عليهاالسلام

ابن عباس از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود: و اما دخترم فاطمه، پس او سيده زنان عالميان از اولين و آخرين است. هنگامى كه در محراب عبادت ايستد، هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقربين بر او سلام گفته و همان ندايى را كه به مريم مى گفتند به فاطمه عليهاالسلام مى گويند، كه: ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمين. (3)


ج) منزلت خداوندى

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از عظمت فاطمه عليهاالسلام و از چگونگى عبادت و تهجد و راز و نيازش باز چنين پرده برداشته و نداى خداوند به فرشتگان را اين چنين بيان مى كند: يا ملائكتى انظروا الى امتى فاطمه عليهاالسلام سيدة امائى، قائمة بين يدى ترتعد فرائصها من خيفتى و قدا قبلت بقلبها على عبادتى و اشهدكم اءنى قد امنت شيعتها من النار؛ فرشتگانم به فاطمه عليهاالسلام بنگريد كه چگونه در مقابل من ايستاده و از ترس من اعضاى بدنش مى لرزد و من قلبش را به عبادت خودم مشغول كرده ام، شاهد باشيد كه من دوستان و شيعيان او را از آتش جهنم ايمن كردم. (4)


2. ترس از روز قيامت

حضرت زهرا عليهاالسلام به شدت از روز قيامت و سخنى آن نگران بود و از پدر بزرگوارش درباره چگونگى زنده شدن و احوال روز قيامت سؤ الات بسيارى مى نمود.

علامه مجلسى مى نويسد هنگامى كه آيه و ان جهنم لموعدهم اءجمعين لها سبعة ابواب لكل باب منهم جزء مقسوم (5) بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل گشت آن حضرت بشدت گريست و يارانش نيز بر اثر گريه آن حضرت گريستند اما كسى نمى دانست كه پيامبر صلى الله عليه و آله چرا مى گريد، و جبرئيل چه چيزى را بر او نازل كرده كه باعث گريه فراوان پيامبر صلى الله عليه و آله شده است و از طرفى هيچ كس ياراى سخن گفتن با آن را حضرت نداشت. ياران چون مى دانستند وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله نگاهش به فاطمه عليهاالسلام مى افتد شاد مى گردد، يكى از اصحاب به خانه فاطمه رفت تا وى را از اين ماجرا و گريه پيامبر صلى الله عليه و آله با خبر سازد، دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله با شنيدن اين خبر برآشفت و در حالى كه خود را به يك چادر كهنه كه دوازده جاى آن را با ليف خرما وصله كرده بود پوشانيده، خانه را به قصد مسجد و ديدار پيامبر صلى الله عليه و آله ترك گفت. همين كه سلمان فارسى چشمش به چادر فاطمه افتاد گريست و گفت واحزناه... بر تن دختران قيصر و كسرى لباسهاى سندس و ابريشم مى باشد اما دختر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فقط يك چادر پشمينه كهنه داشته باشد!!

هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد، با ديدن آن حالت از رسول خدا صلى الله عليه و آله خواست پدر را آرام كند بدين جهت گفت: اى رسول خدا سلمان از لباسى كه من دارم شگفت زده شده است و آن خدايى كه تو را به پيامبرى برانگيخت پنج سال است كه با على عليه السلام زندگى مى كنم و جز پوست گوسفندى كه روزها علف شترمان را روى آن مى ريزيم و شبها زيرانداز ما مى باشد چيز ديگرى نداريم، سپس فرمود: پدر جان جانم فدايت باد چه چيز تو را به گريه درآورده است؟!

پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ فاطمه عليهاالسلام آن چه را كه جبرئيل بر او نازل كرده بود بر دخترش تلاوت كرد.

فاطمه عليهاالسلام از شدت ترس و وحشت با صورت بر زمين افتاد در حالى كه مى فرمود: واى پس واى پس واى، واى بر كسى كه وارد دوزخ شود.

سلمان كه چنين ديد از وحشت گفت: اى كاش گوسفندى بودم كه گوشت مرا مى خوردند و پوست مرا پاره پاره مى كردند و هرگز نامى از آتش جهنم نمى شنيدم.

ابوذر گفت: اى كاش مادرم نازا بود و مرا نمى زاييد كه نام آتش را بشنوم.

مقداد مى گفت: اى كاش پرنده اى بودم كه بر من حساب و كتاب و عقابى نبودم و نام آتش را نمى شنيدم، على عليه السلام نى فرمود: اى كاش مادرم مرا نمى زاييد و نام آتش را نمى شنيدم، پس دست بر سر مى گذاشت و مى گفت: واى از دورى راه و كمى توشه در سفر آخرت. (6)
 

3. انس با قرآن كريم

توجه ويژه حضرت زهرا به قرآن كريم در طول زندگى خود درس ديگرى را به شيفتگان اين كتاب آسمانى مى دهد. گاهى اوقات كه امام على عليه السلام از مسجد به منزل مى آمد ملاحظه مى كرد، همان آياتى كه لحظاتى قبل بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده بر زبان فاطمه عليهاالسلام جارى است، با كمال تعجب مى پرسيد اين آيات از چه راهى به شما رسيده است در حالى كه لحظاتى بيش نيست كه اين آيات بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده؟!

فاطمه عليهاالسلام در پاسخ مى فرمود: فرزندت حسن آنها را برايم تلاوت كرده است. (7)

و در روايت ديگرى آمده است كه حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: حبب الى من دنياكم تلاوة كتاب الله و النظر فى وجه رسول الله صلى الله عليه و آله و الانفاق فى سبيل الله؛ سه چيز از دنياى شما را دوست دارم: تلاوت قرآن كريم، نگاه به چهره مقدس پيامبر صلى الله عليه و آله و انفاق در راه خدا. (8)

و پيش از اين گذشت كه وقتى سلمان فارسى جهت رساندن پيامى از پيامبر صلى الله عليه و آله به خانه فاطمه عليهاالسلام رفته بود، صداى قرآن خواندن فاطمه عليهاالسلام را از درون خانه شنيده و براى پيامبر صلى الله عليه و آله گزارش داد. (9)


4. دعا براى ديگران

حضرت فاطمه عليهاالسلام چگونه سخن گفتن با خدا و چگونه دعا كردن را به آيندگان آموخت، او هميشه دعا مى كرد و همه چيز از خدا مى خواست اما نه براى خود، فاطمه عليهاالسلام حتى در دعا كردن نيز ايثار مى كرد و همه را بر خود مقدم مى داشت.

امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود: مادرم فاطمه عليهاالسلام را در شب جمعه اى ديدم كه پيوسته در حال ركوع و سجود بود تا اين كه صبح دميد و شنيدم كه مؤ منين و مؤ منات را نام مى برد و بسيار براى آنان دعا مى كرد، اما نديدم حتى يكبار براى خودش دعا كند، از روى تعجب گفتم: مادر، چرا براى خودت دعا نمى كنى و از خدا چيزى نمى خواهى، همان گونه كه براى ديگران دعا مى كنى؟!

مادرم در پاسخ فرمود: يا بنى الجار ثم الدار، فرزندم اول بايد همسايه را در نظر گرفت. (10)


5. احترام فوق العاده به پيامبر صلى الله عليه و آله

بر پيامبر نازل گشت، حضرت فاطمه عليهاالسلام پدر را يا رسول الله خطاب مى كرد.

امام حسين عليه السلام از مادرش فاطمه زهرا نقل مى كند كه فرمودند:

از آن روزى كه اين آيه بر پيامبر نازل گشت، هيبت آن حضرت مانع شد كه او را پدر خطاب كنم، از اين رو مى گفتم: يا رسول الله. چون پيامبر اين برنامه را از من مشاهده كرد، فرمودند: دخترم! اين آيه در باره تو و اهل بيت تو نازل نگشته است، زيرا تو از من هستى و من از تو مى باشم، بلكه اين آيه درباره اهل جفا و متكبران نازل گشته كه احترام مرا نگه نمى دارند. دخترم! تو مرا با همان كلمه پدر خطاب كن كه براى آرامش قلب من بهتر و به خوشنودى خداوند نزديك تر است. سپس پيشانى مرا بوسيد و مقدارى از آب دهان خود به من ماليد كه از آن پس هرگز نياز به عطر پيدا نكردم. (11)

شيخ مفيد به نمونه ديگرى از احترام فاطمه عليهاالسلام به پيامبر صلى الله عليه و آله اشاره مى كند كه در بخش خواستگارى از فاطمه عليهاالسلام بيان شد.


6. سبقت در اسلام

حضرت زهرا عليهاالسلام به پيروى از سنت حسنه رسول خدا صلى الله عليه و آله بسيار اهميت مى داد.

در حديث آمده است كه شخصى گفت: بر حضرت فاطمه وارد شدم تا مرا ديد سلام كرد و در اين امر نيكو بر من پيشى گرفت، سپس فرمودند: چه چيز تو را به اين جا آورده است؟

عرض كردم: به جهت بدست آوردن خير و بركت.

فاطمه عليهاالسلام فرمودند: پدرم مرا خبر داد كه هر كس سه روز بر من و يا پدرم درآيد و سلام كند، خداوند بهشت را بر او واجب مى گرداند. (12)
 

7. تحمل سختى هاى زندگى

در روزهاى نخست شكل گيرى حكومت اسلامى در مدينه، مشكلات فراوان و طاقت فرسايى بر مسلمانان وارد شد. بسيارى از مهاجرين و انصار با تنگدستى روزگار مى گذراندند، به يقين با وجود اين حالت رقت بار كه براى حفظ اسلام و پيروى از پيامبر پيش آمده بود هرگز براى انسانهاى با تقوا و دين دار قابل قبول نبود كه خود در بهترين شرايط زندگى كنند و ديگر مسلمانان را به حال خود رها سازند.

بدين جهت حضرت زهرا عليهاالسلام كه از نزديك شاهد اين مسائل بود چگونه مى توانست چيزى بگويد در حالى كه على نيز يكى از همان تهى دستان بود كه همانند ساير مسلمانان زندگى مى كرد و اگر هم بر چيزى دست مى يافت، ديگران را بر خود مقدم مى داشت.

تا چند سال وضع به همين منوال سپرى شد، على و فاطمه زيراندازى به جز يك پوست گوسفند كه روى آن مى خوابيدند نداشتند، با اين حال فاطمه عليهاالسلام صبر كرد و سختى هاى زندگى را به خاطر خدا و پدر و شوهر خويش تحمل كرد پيامبر صلى الله عليه و آله ضمن با خبر بودن از وضع معيشتى على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام پيوسته دختر خود را به صبر و شكيبايى در برابر مشكلات زندگى فرامى خواند.

انس گويد: روزى فاطمه عليهاالسلام خدمت پدر آمده، عرض كرد يا رسول الله صلى الله عليه و آله من و پسر عمويم زيراندازى جز يك پوست گوسفند نداريم، كه شبها ما از آن استفاده نى كنيم و روزها علف شترمان را روى آن پهن مى نماييم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: دخترم صبر كن زيرا موسى بن عمران عليه السلام ده سال از روزهاى زندگى خود را سپرى كرد در حالى كه چيزى جز يك عباى قطوانيه نداشت. (13)

همچنين نقل شده است كه روزى پيامبر صلى الله عليه و آله و ابوبكر و عمر به دعوت ابوايوب به منزل او رفتند، حضرت مقدارى از گوشت را بر داشت و در قرص نانى گذارده به ابوايوب فرمودند: اين را به خانه فاطمه عليهاالسلام برسان؛ زيرا چند روز است كه از چنين غذايى استفاده نكرده است. (14)

جابر انصارى گويد: روزى پيامبر صلى الله عليه و آله چشمش به فاطمه افتاد در حالى كه عبايى از پشم شتر بر سر افكنده و با دو دست خود آرد مى كرد، و فرزند خود را نيز شير مى داد. پيامبر صلى الله عليه و آله از ديدن اين منظره متاءثر شده و در حالى كه اشك بر گونه هايش جارى بود، فرمودند: دخترم پيش از شيرينى آخرت تلخى دنيا را بچش.

فاطمه عليهاالسلام عرض كرد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله خداوند را در برابر نعمتهايش ستايش مى كنم و بر نعمتهاى ظاهرى اش شكر گزارم. (15)


8. پاسخ به پرسش هاى مذهبى

حضرت فاطمه عليهاالسلام به عنوان يك مبلغه دين از توان بالايى برخوردار بود.

از نظر علم جز با امام معصوم هرگز قابل مقايسه نيست و از نظر اخلاق و برخوردها بايد وى را با پدر بزرگوارش مقايسه كرد. آن حضرت روش ‍ برخورد با مردم و به خصوص كسانى كه در حوزه دين ابهاماتى داشتند، از پدرش ياد گرفته بود.
امام حسن عسكرى عليه السلام فرمودند: زنى نزد حضرت فاطمه شرفياب شد و گفت: من مادر ضعيفى دارم كه در مورد نماز دچار اشتباهى گرديده و مرا نزد شما فرستاده تا از شما مشكل او را سؤ ال كنم. حضرت فاطمه جواب مسئله او را داد. وى بار دوم و سوم آمد و پرسيد و پاسخ گرفت و اين عمل تا ده بار تكرار شد و باز هم فاطمه زهرا عليهاالسلام جواب سؤ ال او را بيان كرد. آن زن از اين همه رفت و آمدهاى پى در پى شرمنده شد و گفت: بيش از اين شما را به زحمت نمى اندازم و ديگر سؤ ال نمى كنم.

صديقه طاهره فرمودند باز هم بيا و هر چه سؤ ال دارى بپرس سپس ادامه داد اگر كسى را روزى اجير نمايند كه بار سنگينى را تا ارتفاعى بالا ببرد ولى در مقابل بعنوان اجر و مزد به وى صد هزار دينار طلا بدهند آيا در مقابل چنين اجرتى اين بار سنگين برايش دشوار خواهد بود؟ آن زن پاسخ داد: نه.

حضرت فرمودند: هر مسئله اى كه پاسخ مى دهم خداوند بيش از فاصله بين زمين و عرش كه پر از لؤ لؤ و جواهر شده باشد به من پاداش مى دهد. پس ‍ مسلم است كه تو هر قدر سؤ ال كنى براى من هيچ گونه ناراحتى ايجاد نخواهد كرد. از پدرم رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمودند: روز قيامت كه علماى شيعيان ما محشور مى گردند به ميزان دانش شان به آنان خلعت هاى گرانبهايى داده مى شود و ميزان خلعت ها با ميزان تلاشى كه براى ارشاد بندگان خدا نموده مناسبت دارد تا جايى كه به يكى از آنان هزار زيور از نور هديه مى دهند.

آن گاه منادى از سوى پروردگار ندا مى دهد: اى كسانى كه ايتام آل محمد را سرپرستى كرديد و اى آنان كه در هنگام نبود پدران اين ايتام كه ائمه اطهار باشند آنان را محافظت و مراقبت مى كرديد، اينان همان شاگردان شمايند، همان يتيمانى كه سرپرستى و نگهبانى شان نموديد و با علوم خود، آنان را شاداب و با طراوت كرديد، پس آنان به مقدار علمى كه به شاگردان خود داده ايد، از سوى خدا به آنان خلعت دهيد، پس آنان به شاگردان خويش به مقدار درسى كه به آنها در دنيا داده بودند خلعت مى دهند حتى برخى از اين شاگردان نيز به شاگردان خود خلعت مى دهند و از سوى خداى تبارك و تعالى امر مى شود كه به معلمان، دو برابر آن چه به شاگردان خود خلعت داده اند خلعت داده شود.

پس حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمودند: يك نخ از اين خلعت هاى آخرتى از آن چه كه خورشيد يك ميليون بر آن بتابد با ارزش تر است. (16)


9. التزام به تعهدهاى اخلاقى

بسيارى از انسان ها در موقع تبيين برخى از ارزش ها و طرفدارى از آن، خوب سخن مى گويند، اما نوبت به مرحله عمل مى رسد، معلوم مى شود كه همه اش حرف بوده و بس. اما اين اصل ارزشى يعنى تطابق گفتار و كردار در زندگى معلمان اخلاقى همچون فاطمه عليهاالسلام جايگاه بسيار مهم و ويژه اى دارد.

گويند: وقتى كه قرار شد پيامبر صلى الله عليه و آله يك اسير زن را به فاطمه هبه كند تا در كارهاى خانه او را كمك نمايد، رسول خدا صلى الله عليه و آله يكى از اسراى ساحل بحر را خانه دخترش فرستاد و سفارش فرمودند: تا با او مدارا شود.

هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام اين سفارش را از پدر شنيد، به پدر گفت: اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! كارهاى خانه يك روز با من باشد و يك روز با او و در مرحله عمل نيز چنين كرده و تا آخر بدان پاى بند بود. سلمان گويد: روزى فاطمه عليهاالسلام نشسته بود: و در برابرش دستاس گذارده بود، و جو آرد مى كرد و دست هاى آن حضرت زخمى شده بود، از سوى ديگر حسين عليه السلام در گوشه خانه از گرسنگى به خود مى پيچيد، عرض كردم: اى دختر رسول الله صلى الله عليه و آله! دستهايت زخم شده است. چرا بعضى كارها را به فضه واگذار نمى كنى؟!

فرمودند: پدرم به من سفارش كرده كه كارهاى خانه يك روز با من باشد و يك روز به عهده او، و ديروز نوبت او بوده است. سلمان گويد: عرض كردم... اجازه دهيد يا جو را آرد كنم و يا حسين عليه السلام را آرام نمايم؟

فرمودند: من به آرام كردن حسين عليه السلام شايسته ترم، تو جو را آرد كن. مقدارى از جو را آرد كردم تا اين كه صداى اقامه پيامبر صلى الله عليه و آله به گوش رسيد، در نماز جماعت پيامبر صلى الله عليه و آله شركت نمودم و پس از نماز، ماجرا را براى على نقل كردم.

حضرت گريان به خانه رفت اما مدتى نگذشت كه شاد و خندان به مسجد برگشت. پيامبر صلى الله عليه و آله جريان را از على عليه السلام پرسيد، در جواب فرمودند: بر فاطمه عليهاالسلام وارد شدم ديدم به پشت خوابيده و حسين هم روى سينه اش به خواب رفته است و آسياب و هم بدون آن كه كسى آن را بگرداند مى چرخد.

رسول خدا فرمودند: مگر نمى دانى در روى زمين فرشتگانى است كه در حال گردش اند و تا روز قيامت، محمد و آل محمد را خدمت مى كنند. (17)

روشن است كه فاطمه عليهاالسلام از اول مى توانست چنين قرارى را نگذارد و اگر گذاشت، گاهى بخاطر رسيدگى بيشتر به فرزندان و يا در حالات ويژه به تعهد خود عمل نكند و يا درخواست كمك بنمايد، چرا كه او نه سوگند ياد كرده بود و نه از لحاظ شرعى ملزم به رعايت چنين تعهدى بوده؛ زيرا اين مسئله فقط يك تعهد اخلاقى بود، اما مى بينيم كه حضرت هرگز اين اين عهد را نشكست و تا آخر به آن پاى بند بود.


10. خوشحالى از كم شدن بار مسئوليت

آورده اند روزى على و فاطمه عليهاالسلام به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده درخواست كرده تا برنامه زندگى و خدمات در خانه را براى هر يك معين بفرمايد.

پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه عليهاالسلام را به خدمت در درون خانه گماشت و آن چه مربوط به بيرون از خانه بود به على واگذار كرد. فاطمه كه از اين تقسيم صحيح و حساب شده بسيار خوشحال گشته بود، گفت: فلا يعلم ما داخلنى من السسرور الا الله باكفائى رسول الله صلى الله عليه و آله تحمل رقاب الرجال؛ فقط خدا مى داند، چقدر خرسندم از اين كه مى بينم رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا از كارهايى كه فقط از عهده مردان بر مى آيد معاف داشت. (18)

نا گفته نماند اين تقسيم بدان معنا نبود كه ديگر على در منزل دست به هيچ كارى نزند و يا فاطمه عليهاالسلام در كارهايى كه مربوط به تاءمين معاش و زندگى است به على عليه السلام كمك نكند، بلكه بر اساس برخى از روايات، هم على عليه السلام در خانه به كمك زهرا عليهاالسلام مى شتافت و گاهى خانه را جارو مى زد و گاهى فاطمه براى تاءمين معاش به كمك على عليه السلام مى شتافت و در مقابل ريسيدن پشم براى مردم، قدرى جو مى گرفت و از آن نانى تهيه مى كرد.
 

11. خدمت بى منت

در طول سالى كه فاطمه عليهاالسلام در خانه على عليه السلام بود با داشتن چهار فرزند خردسال (جز در سال هاى آخر كه خادمه اى براى آن حضرت معين شد) تمام كارهاى خانه را خودش انجام مى داد. فاطمه عليهاالسلام علاوه بر بچه دارى خود از چاه آب مى كشيد و جو آسياب مى كرد، اما اظهار خستگى نكرده، و هرگز به خاطر چنين كارهايى بر شوهر منت نگذاشت و يا از كار كردن در خانه استنكاف نكرد و از زير بار مسئوليت شانه خالى ننمود.

فاطمه عليهاالسلام آن محبوبه خدا و پيامبرى است كه اميرمؤ منان عليه السلام درباره فضايل و سجاياى اخلاقى اش به مردى از بنى سعد فرمودند: آيا مايلى مطلبى را از خودم و از فاطمه عليهاالسلام براى تو بگويم، او محبوبترين و عزيزترين خلق در نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بود. او آنقدر با مشك آب از چاه كشيد تا آن كه در سينه اش اثر گذاشت و آن قدر با دستاس آرد كرد، تا آن كه هر دو دستش سفت و سخت شد، و آن قدر خانه را نظافت كرد، تا آن كه پيراهنش غبار آلود شد، و آن قدر آتش در زير ديگ روشن كرد كه لباسش سياه رنگ گرديد و اين كارهاى دشوار به وى آسيب فراوان وارد مى آورد. روزى به فاطمه عليهاالسلام گفتم: چه خوب است نزد پدرت رفته و از آن حضرت بخواهى كه خدمتگزارى برايت معين نمايد تا اين خدمات را انجام دهد.

فاطمه عليهاالسلام نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت ولى گروهى در نزد آن حضرت نشسته بودند، لذا از گفتن حاجتش خوددارى كرد و برگشت. (19)
 

پی نوشتها:
1. ربيع الاءبرار، ج 2، ص 104.
2. مناقب آل ابى طالب، ج 3، ص 338.
3. امالى صدوق، ص 437.
4. بحارالاءنوار، ج 43، ص 172.
5. سوره حجر، آيه 44.
6. بحارالاءنوار، ج 43، ص 88.
7. مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 8.
8. اخلاق حضرت فاطمه، ص 17.
9. مناقب آل ابى طالب، ج 3، ص 338.
10. علل الشرايع، ص 215.
11. بحارالاءنوار، ج 43، ص 93.
12. اخلاق فاطمه، ص 62.
13. احقاق الحق، ج 10، ص 400.
14. همان.
15. سفينة البحار، ج 1، ص 571.
16. اخلاق فاطمه، ص 106، بحار الاءنوار، ج 2، ص 3.
17. الخرايج و الجرايح، ج 2، ص 530.
18. بحار الاءنوار، ج 43، ص 81.
19. اخلاق فاطمه، ص 36، ذخائر العقبى، ص 50.
منبع: سبطین