مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد فردی/دین شناسی/روزه درمانی در کلام امام علی علیه السلام (1)
روزه درمانی در کلام امام علی علیه السلام (1)
روزه درمانی در کلام امام علی علیه السلام (1)

نویسنده : حجت الاسلام اصغر بابایی
تنظیم و ویرایش : سایت راه برتر
تعداد بازدید کننده : 376

درآمد:

روزه تشریع و اختراع بزرگ خداوند است و قدمت طولانی دارد . از تورات و انجیل فعلی برمی آید که روزه، در میان یهود ونصاری و ملل دیگر مرسوم و معمول بوده است.

خود حضرت موسی (علیه السلام) چهل روز روزه داشته است . همچنین از انجیل برمی آید که خود حضرت مسیح هم چهل روز روزه داشته است . پس روزه و رمضان، دو برادر کلانسال هستند در میان بشریت و از آوازه بلندی برخوردارند.

روزه اثرات فردی، اجتماعی، تربیتی، بهداشتی و درمانی زیادی را در جوامع بشری ببار آورد و ببار می آورد و اثرات مادی و معنوی فراوانی را در وجود انسان می گذارد.
پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) در حدیث بسیار معروفی می فرماید: «صوموا تصحوا ؛ روزه بگیرید تا سالم شوید.»

خوشبختانه بعد از گذشت حدود هزار و چهار صد سال، تازه دنیا دارد بر سر عقل می آید و بحث «روزه درمانی » را مطرح می کند، هرچند هر کس نمی تواند به عمق و فلسفه روزه، بطور دقیق پی ببرد.

امروزه در بحث‌های روان شناسی، بحث «فراروان » مطرح است ولی بطور یقین، غیر از انسانهای کامل و مؤمنین واقعی، کسی نمی تواند این کلام حضرت امیر (علیه السلام) را درک کند که فرمود: «صوم النفس امساک الحواس الخمس عن المآثم و خلو القلب من جمیع اسباب الشر» روزه جان یعنی چه؟ و چه کسی می تواند آن را درک و سپس عمل بکند؟!

به هر حال، در این نوشتار کوتاه سعی شده به این پرسش پاسخ دهیم که:

آیا روزه اثرات درمانی دارد یا خیر و گستره آن تا کجاست؟ لذا در این مقاله در چند عنوان بحث نمودیم که عبارتند از:

1 - درآمد، 2 - تعریف، اهمیت و ضرورت، 3 - انواع روزه، 4 - فلسفه روزه، 5 - سوژه های تربیتی روزه و رمضان، 6 - خداحافظ رمضان، 7 - جشن روزه دار و عید واقعی و 8 - نتیجه و در پایان کتابنامه.

تعریف، اهمیت و ضرورت:

در فرهنگ قرآن، از روزه به «صوم » تعبیر شده است . صوم در لغت به معنای برخاستن است بی آنکه بعد از آن کاری شود.

نزد بعضی صوم به معنای نگاه داشتن است . هر یک از دو معنا مناسبت دارد با معنای شرعی و آن نگاه داشتن خود است بر وجه شرع در روز از آنچه در شرع او را مفطر خوانند با نیت. (1)

در جای دیگر آمده: صوم به معنای روزه. همچنین است صیام.

اصل آن امساک از مطلق فعل است، خوردن باشد، یا گفتن، یا رفتن.

صوم اسلامی امساک مخصوصی است از طعام و چیزهای دیگر که از طلوع فجر شروع شده و با رسیدن شب به پایان می رسد. (2)

در التبیان از صوم چنین تعریف شده است:

«الصوم فی الشرع هو الامساک عن اشیاء مخصوصة علی وجه مخصوص ممن هو علی صفات مخصوصة و من شرط انعقاد النیة(3)؛ روزه در شرع، عبارت است از: 1 - خودداری کردن از خوردن اشیاء خاص و ویژه، 2 - بر وجه مخصوص، 3 - از کسانی که دارای خصوصیات ویژه هستند، 4 - به شرط بستن نیت.»

به هر تقدیر در رساله عملیه آمده:

روزه آن است که انسان برای اطاعت فرمان خدا، از اذان صبح تا مغرب، از چیزهایی که روزه را باطل می کند خودداری نماید .

اهمیت:
اهمیت روزه آن قدر زیاد است که با زندگی و زنده ماندن انسان عجین است . روزه زباله ها و مواد اضافی و جذب نشده بدن را می سوزاند، و در واقع بدن را «خانه تکانی » می کند.

ضرورت:

در این برهه از زمان، بخاطر مصنوعی گشتن زندگی و خوردنیها و نوشیدنی‌های شیمیایی زا، زندگی و محیط زیست بشر، با خطر جدی مواجه گشته است.

یکی از بهترین راه درمان این همه بیماری‌های جسمی و روانی «روزه درمانی» است که به روزه شکم، جسم را درمان بخشیم و با روزه نفس، جان و روان خود را.

یکی از فقره های دعای ماه رمضان که دعای بین المللی هم هست این است که: «اللهم اشف کل مریض ؛ خدایا تمام بیماران جهان را شفاببخش.»

به امید روزی که جهانیان به خاطر درمان بیماری جسمشان هم که شده سراسیمه به روزه درمانی روی بیاورند و عظمت های اسلام را قطره ای بنوشند.

انواع روزه:

روزه به عبارات مختلف، تقسیمات مختلفی را به خود اختصاص می دهد.

تقسیمات روزه در فقه عبارت است از:

1 - روزه واجب، 2 - روزه حرام، 3 - روزه مستحب، 4 - روزه مکروه.

روزه های واجب عبارتند از:

1 - روزه ماه رمضان، 2 - روزه قضاء ماه رمضان، 3 - روزه کفاره، 4 - روزه قضای پدر [یا مادر] بر پسر بزرگتر، 5 - روزه های نذر و عهد، 6 - روزه های استیجاری.

روزه های حرام عبارتند از:

1 - عید فطر (اول شوال)، 2 - عید قربان (دهم ماه ذی الحجة)، 3 - روزه های ضرری، 4 - روزه های مستحبی زن و فرزند اگر حق شوهر از بین برود و باعث اذیت پدر و مادر شود جایز نیست.

روزه های حرام دیگر نیز هست که در کتابهای مفصل گفته شده است.

روزه های مکروه عبارتند از:

1 - روزه روز عاشورا، 2 - روزی که انسان شک دارد روز عرفه است یا روز عید قربان، 3 - روزه میهمان بدون اجازه میزبان.

روزه های مستحب:

روزه تمام روزهای سال، غیر از روزهای حرام و مکروه که در بالا بیان گشت، مستحب است، ولی بعضی از روزها تاکید بیشتری دارد . که برای توضیح بیشتر به رساله عملیه، به همین بخش مراجعه نمائید.

تقسیم روزه به اعتبار دیگر:

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: «صیام القلب عن الفکر فی الآثام افضل من صیام البطن عن الطعام(4)، روزه دل از [برای] اندیشه در [ترک] گناهان، بهتر از روزه شکم است از غذا خوردن و آشامیدن.»

در این حدیث شریف به دو نوع روزه اشاره شد:  1- روزه جان و 2 - روزه جسم.

روزه جسم مرحله نازله روزه است و گستره آن محدود به زمان خاص می باشد. روزه جسم و شکم آسان است و هر کس با اراده اندک می تواند از عهده آن برآید.

نخوردن و نیاشامیدن چند ساعت، چیزی نیست که برای یک انسان متدین مشکل ساز باشد . انسان توانایی دارد چندین روز، چیزی نخورد و نیاشامد و در عین حال زنده و سالم بماند.

آنچه مهم است، روزه جان است که دامنه بسیار گسترده دارد و در عین حال بسیار سخت و دشوار است. چیزی نیست که هر کس بتواند به آسانی بدان دسترسی پیدا کند و یا به صرف دست یازیدن به روزه جسم و شکم، بتواند بدان دست یابد.

ملازمه ای بین روزه جسم و روزه جان وجود ندارد. روزه جسم و شکم، تنها می تواند مقدمه ای برای رسیدن به مرحله روزه جان باشد . رفع و دفع از خطورات ذهنی، خیالات، شبهات، انگیزه ها و غرضها، شهوات عملی و . . . ، چیزی نیست که به صرف روزه جسم بدست آید.

در مرحله روزه دل، تمام اعضا و جوارح انسان روزه دار است.

گوش انسان روزه دارد. چشم و نگاه انسان روزه دارد. زبان انسان روزه دارد. ذهن انسان روزه دارد. نفس کشیدن و نفسها روزه دارند. در خوردن و خوابیدن و در خلوت و جلوت روزه دارند.

در حدیثی دیگر، امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند:

«صوم النفس امساک الحواس الخمس عن سائر المآثم و خلو القلب من جمیع اسباب الشر(5)؛ روزه جان، خودداری کردن حواس پنجگانه از باقیمانده گناهان است و خلوت و آسوده ماندن دل از تمام اسباب پلید.»

اگر «جان » انسان روزه باشد، حواس پنجگانه، برای همیشه حواسش جمع خواهد بود وبه سوی پلیدیها و پلشتیها، پا نخواهد نهاد.

این نماز و روزه و حج و جهاد
هم گواهی دادنست از اعتقاد
(6)

امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام(7)؛ روزه جان از خوشیهای (پست) دنیا سودمندترین روزه ها است.»

سرچشمه تمام بیماریهای روانی، شبهات علمی واخورده است و شهوات عملی.

 

برای مبارزه با این نوع بیماری‌های خطرساز و خانمانسوز چه باید کرد؟

آیا با «سلاح‌های هسته‌ای » می توان آن را مهار کرد؟ بطور یقین جواب این سؤال منفی است و اگر تمام سلاح‌های گرم و سرد موجود در دنیا را بر سر «شهوات عملی» فرو نشانند، نه تنها شعله آتش آن خاموش نمی شود بلکه آتش آن شعله ورتر خواهد گشت. سرطان پنهانی است که با هیچ دارویی درمان نیابد.

تنها راه معقول مبارزه با آن، «سیر و سلوک علمی و عملی» است و این بدست نمی‌آید مگر از راه دین خداپسند و آن دین خداپسند، دین اسلام است که دارای شاخ و برگ‌های بی‌شماری است.

روزه یکی از شاخ و برگهای دین اسلام است که در درمان بیماریهای روانی بسیار نقش آفرین است، همان طوری که به اعتراف دوست و دشمن، در درمان بیماری‌های «تن » نقش بسزایی دارد.

در بخشی از کتاب «روزه روش نوین برای درمان بیماری‌ها» آمده:

«امساک و روزه اختیاری و منظم، آثار مخصوصی در بدن پدید می آورد که بیماری‌های غیر قابل علاج از نظر پزشکان را بهبودی می‌بخشد. همان بیماری‌هایی که اگر تمام داروها و وسایل پزشکی جهان را در اختیار پزشکان قرار دهید آنها را قابل علاج نمی‌دانند.» (8)

خلاصه:

چرا یک طبیب روسی براساس تجربیات و بدعت، بحث «روزه درمانی» را مطرح کرد و روزه درمانی هم نمود ولی مسلمانان از منابع و مبانی بزرگ اسلامی چنین استفاده هایی را نبردند و از غریبه ها، سبقت نگرفتند؟!

آیا از کلام زیبای حضرت امیر (علیه السلام) «روزه درمانی و درمان هر بیماری» بدست نمی‌آید؟! معنای دقیق و عمیق این حدیث نورانی چه می‌تواند باشد؟!
«صوم النفس امساک الحواس الخمس عن سائر المآثم و خلو القلب من جمیع اسباب الشر» یعنی چه؟
آیا با عمل به این حدیث زیبا تمام بیماری‌های روانی و فراروانی درمان نمی‌گردد؟! آیا در صورت عمل به این گونه روایات، جوامع انسانی به مدینه فاضله تبدیل نمی‌گردد؟!

 

 

قسمت بعدی این مقاله : روزه درمانی در کلام امام علی علیه السلام (2)


پی‌نوشت‌ها:

1. بحارالانوار، ج 96، ص 255.
2. ابوالفتح الجرجانی، سید امیر، تفسیر شاهی او آیات الاحکام، ج 1، تهران: نوید، 1362، ص 225.
3. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 4، تهران: دارالکتب الاسلامیه، سوم، 1361، ص 165.
4. التبیان، ج 1، ص 114.
5. غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 416، چاپ بیروت.
6. همان.
7. مثنوی معنوی، دفتر پنجم، 183.
8. غرر الحکم، همان.

منبع: حوزه نت