مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/انتظار و وظایف منتظران/منتظران و حجاب ظهور
منتظران و حجاب ظهور
منتظران و حجاب ظهور

نویسنده : اصغر طاهرزاده
تعداد بازدید کننده : 314

این نکته را تجربه کرده‌اید که وقتی انسان‌ها عقیده‌ی صحیح خود را از دست می‌دهند چگونه زندگی‌شان سیاه می‌شود. بعضی‌ها باورشان نمی‌آمد که چگونه عقیده‌ی صحیح، آن‌ها را در عرصه های مختلفِ زندگی نجات می‌داد و با از دست‌دادن آن عقیده با نحوه‌ای از زندگی روبه‌رو شدند که حالا می‌فهمند عقیده‌ی صحیح چه اندازه کنترل‌کننده و نجات‌بخش بود.
از جمله عقاید نجات‌بخش عقیده‌ی بزرگ انتظار است که به خودی خود برای انسان فرج است و موجب حفظ او می‌شود تا آن حدّی که مانع می‌گردد شیطان زندگی‌ را در دست بگیرد. شیطان در راستای عدوّ مبین بودنش بیکار نمی‌نشیند تا انسان در زیر سایه‌ی اعتقادی صحیح راحت جلو برود، شروع می‌کند به شبهه‌کردن. اگر نتوانیم از شبهات بگذریم و عملاً عقیده‌ی انتظار را از دست بدهیم یک‌مرتبه همه‌ی عالم برایمان تیره و تار می‌شود و امید و امیدواری از زندگی‌مان رخت بر می‌بندد. ولی اگر توانستیم با روحیه‌ی انقلابی به شبهاتش جواب دهیم با قدم‌های بلند‌تری آینده‌ی معنوی خود را طی می‌کنیم. همین‌طور که در مورد اعتقاد به معاد موضوع همین‌گونه است که با جواب گویی به شبهات مربوطه متوجه واقعیت بزرگی به نام ابدیت می‌شویم.
در مورد اعتقاد به وجود حضرت مهدی علیه السلام و ظهور آن حضرت و چگونگی تحقق فرهنگ مهدویت باید بتوانید به شبهات مربوطه جواب دهید تا افق تاریخ برایتان روشن و امیدوار کننده باشد و نه تنها حجاب ظهور مرتفع گردد بلکه هم‌اکنون زندگی‌ها همراه با فرج باشد و سایه‌ی سیاه ظلمات آخرالزمان بر ذهن و روان ما نیفتد. به این امید سؤالات را جواب می دهیم که با قدم‌های بلندتری به سوی فرج حرکت کنیم.

 

هزینه‌ی رفع حجاب ظهور

سؤال: چه کنیم که عصر فرج را نزدیک نماییم و حجاب‌های بین جامعه و حضرت صاحب الزمان علیه السلام را بر طرف کنیم؟
جواب: ابتدا باید حجاب‌هایی را که مانع رسیدن فرج است بشناسیم. حجاب‌ها وَهمیاتی هستند که حقیقت ندارند ولی مانع می‌شوند تا قلب‌ها به سوی نور معنویات توجه کنند. مثل این که اگر من نسبت به شما حسادت بورزم، حجابی بین من و شما ایجاد می‌شود، حال اگر بخواهم حجاب حسادت را از بین ببرم کافی است متوجه شوم خداوند «رحمةٌ لِلْعالَمین» است، همان طور که توانسته است امکاناتی به شما بدهد اگر مصلحت من بود به من هم می‌داد. یک‌مرتبه احساس می‌کنم آن حسادت در منظر من از بین رفت و متوجه دروغین‌‌بودن آن حجاب می‌شوم، این نمونه است تا روشن شود حجاب‌هایی که مانع تجلی نور حقیقت است واقعی نیستند و ریشه در وَهمیات ما دارند ولی نورهای معنوی حقیقی‌‌اند و ریشه در واقعیت دارند. در مورد رفع حجابِ ظهور امام زمان علیه السلام هم باید حجاب‌ها را پیدا کرد. اگر به لطف الهی برسیم به این که حضرت صاحب الأمر علیه السلام به عنوان انسان کامل، یک حقیقت وجودی در مقام واسطه‌ی فیض‌اند، به این فکر فرو می‌رویم که باید حجاب‌هایی در بین ما و آن حقیقت باشد که مانع ظهور نور آن حقیقت بر افراد و جامعه می‌شوند و ابتدا باید آن حجاب‌ها شناخته شوند تا در رفع آن‌ها موفق شویم. در مثال فوق ملاحظه فرمودید چگونه توجه به «رحمةٌ لِلْعالَمین»بودنِ خداوند، حجاب‌ حسد را فرو ریخت، در مورد حجاب‌های بین جامعه‌ی مسلمین و ظهور حضرت نیز باید وَهمیاتی که فرهنگ مدرنیته ایجاد کرده، درست شناخته شود و به دروغ بودن آن‌ها پی ببریم و حقیقت را در جای دیگری دنبال نمائیم. از سخنان حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه به خوبی برمی‌آید که حجاب اصلی عدم ظهور را باید در ظلمات فرهنگ غرب جستجو کرد. متأسفانه بعضی از افرادی که در کنار امام‌ رضوان‌الله‌علیه وارد صحنه‌ی انقلاب اسلامی شدند پیام اصلی امام خمینی رضوان‌الله‌علیه را نگرفتند و نتوانستند از غرب بگذرند و عملاً خودشان حجاب حقیقت انقلاب اسلامی شدند و هنوز هم مانع آن می‌شوند تا انقلاب اسلامی مسیر خود را درست طی کند. در حالی که انقلاب اسلامی با داشتن دو شاخصه‌ی مهم، عامل فرو ریختن حجاب ظهور است، یکی این‌که می‌فرماینـد:
«شکستن فرهنگ شرق و غرب بی‌شهادت نیست»
و از این طریق فرهنگ شرق و غرب را حجاب ظهور حقیقت می‌دانند که باید فرو ریزد، دیگر این که می‌فرمایند:
«مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه‌ی شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است که خداوند بر همه‌ی مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.»
و از این طریق جهت‌گیری ما را در راستای عبور از غرب به سوی حاکمیت حضرت مهدی علیه السلام متذکر می‌شوند. آن‌هایی که فکر می‌کنند انقلاب اسلامی آمده است تا زندگیِ به شکل غربی را به ملت ایران برگرداند عملاً حجاب ظهورِ نور آن حضرت را غلیظ‌تر می‌کنند. حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه آنقدر موضوعِ عبور از ظلمات غرب را مهم می‌دانند که می‌فرمایند:
«مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلامِ ناب‌ محمدی‌ صلی الله علیه و آله در سراسر جهان به چوبه‌های دار می‌روند، مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب‌الله به اسارت گرفته می‌شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه‌ی اسلامی خود عمل کنیم».
ملاحظه می‌کنید که تا کجا برای این که یک ملت را به فرج برسانند حاضرند هزینه‌ بپردازند، آیا برکتی بالاتر از این هست که یک ملت می‌تواند برای ظهور حقیقت تا این حدّ پاک‌بازی کند؟ عده‌ای ساده‌اندیش آنقدر با غرب کنار می‌آیند که حاضرند در مقابلش به سجده بیفتند به امید آن‌که با رجوع به غرب مشکلاتشان حل شود و عده‌ای هم حاضرند سر خود را به چوبه‌ی دار بسپارند ولی در مقابل ظلمات دوران کوتاه نیایند. در کدام تجربه‌ی تاریخی به یاد دارید که مشکلات مردم با رجوع به غرب حل شده باشد؟ امام خمینی رضوان‌الله‌علیه چون غرب را خوب می‌شناختند و هزینه‌‌های مقابله با آن را پذیرفته بودند و به نور الهی، تمام امید خود را از آن فرهنگ بریدند، خداوند راه تحقق انقلاب اسلامی را بر قلبشان متجلی کرد و فرج ملت را نمایاند تا عصر فرج نزدیک شود.


سؤال: زمینه‌ی ظهور تامّ را چگونه فراهم کنیم؟
جواب: اولاً: باید تلاش کنیم در ظلمات آخرالزمان ارتباط‌مان با عالم ملکوت‌ قطع نشود و این در حال حاضر با پایداری بر خط امام خمینی‌ رضوان‌الله‌علیه محقق می‌شود. ثانیاً: هرگز تقابل با فرهنگی که حجابِ نور ظهور است فراموش نگردد و همواره به فکر تصرف جهان توسط حضرت مهدی علیه السلام باشیم زیرا صاحب این جهان حضرت ولی‌الله علیه السلام می‌باشند، هیچ‌کسِ دیگر صاحب جهان نیست در نتیجه باید روشن شود چرا باید جهان را به نفع دین تصرف کرد و نه به نفع شخص یا گروه خاص. تمرکز بر روی این دو موضوع موجب می‌شود ظهور حضرت علیه السلام و حاکمیت ایشان را امری منطقی و بلکه ضروری بدانیم.

 

سؤال: چگونه نیاز به ظهور حضرت مهدی علیه السلام را تا مغز استخوان‌ جامعه بکشانیم در حالی‌که احساس می‌شود اکثراً نمی‌دانند چقدر به وجود مبارک حضرت نیاز دارند؟
جواب: همین‌طور که می‌فرمائید واقعاً آن‌طور که شایسته است روشن نشده که خداوند برای اداره‌ی جهان انسان‌های معصومی را پرورانده تا همه‌ی استعدادهای عالم و آدم در اوج شکوفائی خود قرار گیرند و لذا نه می‌دانند از چه شرایطی محروم‌اند و نه می‌دانند به چه ظلماتی گرفتار می‌باشند. این هم از آفات ظلمات آخرالزمان است که مردم در عین گرفتاری در انواع مصیبت‌ها، نمی‌دانند باید به کجا نظر بیندازند تا تلاش‌های آن‌ها در مسیر اصلاح امور باشد. آن‌که می‌فهمد عدم حضور امام زمان علیه السلام در عالَم چه ضایعه‌ی بزرگی است، در دعای ندبه ناله سر می‌دهــد کـه: «فَلْیَبْکِ الْباکُونَ، وَ اِیّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النّادبون، وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتُذْرَفِ الدُّمُوع، وَلْیَصْرُخِ الصّارِخُون، وَ یَضِجَّ الضّاجُّون، وَ یَعِجُّ الْعاجُّون» در نداشتن ظهور امام در حاکمیت جامعه، جا دارد که گریه‌کنندگان به جدّ اشک بریزند و ناله کنندگان بنالند و ضجّه بزنند. و آن‌که می‌فهمد وجود مقدس حضرت چه برکاتی دارد، ناله سر می‌دهد: «اَیْنَ بابُ اللهِ الَّذی مِنْهُ یُؤْتی، اَیْنَ وَجْهُ اللهِ الَّذی اِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْاَوْلِیاء» کجاست آن دریچه‌ی الهی که از طریق آن می‌توان به خدا رسید، کجاست آن جمال و وجهِ الهی که اولیاء خدا به سوی او نظر دارند.


سؤال: چگونه بعد از چشیدن نیاز ظهور حضرت زمینه‌ی فرهنگی ظهور را فراهم کنیم؟ چه حجاب‌هایی باید زدوده شود؟
جواب: بزرگ‌ترین حجاب، حجاب مفاهیم و اعتباریات و مشهورات است که این‌ها به جای «وجود» و «حقیقت» می‌نشینند و طوری به بشر القاء می‌شود که گمان می‌کند حقیقتی در عالم نیست و رجوع به وجود را نمی‌فهمد و گرفتار نومینالیسم می‌شود و به باطن اسامی نظر ندارد. تا رجوع به «وجود» و حیات حضوری شروع نشود هنوز غلبه با ظلمات آخرالزمان است و مدارس ما برای دجّال سرباز تربیت می‌کنند و نسبت به حقیقت انقلاب اسلامی بیگانه‌اند به طوری‌که باید در داخل کشور اسلامی با انرژی زیاد از اسلام و انقلاب محافظت کنیم، ولی اگر ساحت علم حضوری بر ساحت علم حصولی غلبه یافت چشم‌ها به قلبی دوخته می‌شود که با قرآن متحد است و عملاً انسان‌ها امام خود را پیدا کرده‌اند و شوق اُنس با او همه را بی‌قرار می‌کند و به‌خوبی می‌فهمند فرهنگ غرب حجاب حقیقت است.
نمونه‌ی اصالت‌دادن به فرهنگ غربی را در بین مذهبی‌ها در بنیان‌گذاران و طرفداران انجمن حجّتیه و یا نهضت آزادی می‌توانید ملاحظه نمایید و دیدید که بر خلاف ادعاهایشان، فرج را در هر چه بیشتر غربی‌شدن جستجو می‌کنند و نه برگشتِ به «حق» که همان وجود مطلق است. راستی چرا پیروان نهضت آزادی این‌قدر که به فرهنگ آمریکائی متمایلند یک هزارمش هم به فرهنگی که امام خمینی رضوان‌الله‌علیه و انقلاب اسلامی متذکر آن است تمایل ندارند؟ راز آن را در نوع رجوعی که آن‌ها به عالم دارند و اصالت‌دادن به علم حصولی بدون توجه به ساحت حضور- که این عین غرب‌زدگی است- باید جستجو کرد. مذهب از طریق این آقایان طوری مطرح می‌شود که مؤیّد فرهنگ غرب خواهد بود و اگر امام زمان‌ علیه السلام هم تشریف بیاورند باید همین برنامه‌ها را اجرا کنند که آمریکا طلایه‌دار آن است و گرنه به حضرت حجت‌ علیه السلام اَنگ تروریست بودن خواهند زد، چون فرهنگ موجود جهان را قبول ندارند. این است حجاب اصلی ظهور که باید زدوده شود و وقتی این حجاب شناخته شد فرج حقیقی شروع می‌شود. تفاوت جوهری انقلاب اسلامی که با روح حضرت خمینی رضوان‌الله‌علیه زنده است با فرهنگ غربی و مذهبی‌هایی مثل نهضت آزادی در رجوع و عدم رجوع آن‌ها به «وجود» است، چیزی که در فرهنگ غربی در حجاب رفته و رخ نمی‌نمایاند و فقط با رفع حجابِ غربی و ظهور «وجود» است که نور بقیةالله علیه السلام طلوع می‌کند. (1)

 

اتحاد وَلایت با وِلایت

آنچه ما به دنبال آن هستیم اتحاد و یگانگی بین وِلایت و وَلایت است و این ممکن نیست مگر با حاکمیت امام معصوم. زیرا اولاً: بهترین شرایط برای زندگی صحیح و همراه با معنویت در صورتی محقق می‌شود که حکم خدا در تمام مناسبات جامعه حاکم باشد. ثانیاً: کسی بر جامعه حاکم باشد که تجلی تامّ و تمام نور الهی است. حکومت مطلوب با این دو خصوصیت، شرایط مناسب را برای زندگی و شکوفایی به‌وجود می‌آورد. «وَلایت» و محبوبیت انسانِ معصوم موجب می‌شود تا دل‌ها مجذوب او باشند و انسان‌ها مشتاق رعایت دستور او گردند و به این معنی همه‌ی انسان‌ها «وِلایت» و سرپرستی او را بپذیرند، به‌شدت مایلند او فرمان دهد و آن‌ها عمل کنند زیرا وجود مقدس امام نمایاننده‌ی جمال حق است و دل‌ها با باطن خود طالب یگانگی با او می‌باشند و از آن جهت که حرف حق را می‌زند همه با جان و دل سخن او را پذیرا می‌باشند. خداوند با طرح غدیر نشان داد چنین نظامی را جهت اداره‌ی جامعه برای بشریت برنامه‌ریزی کرده و فرهنگی می‌تواند بشر را نجات بدهد که در آن فرهنگ، وِلایت و وَلایت متحد باشد. در زمان غیبت هم براساس همان فرهنگ، وِلایت حق توسط فقیهی اِعمال می‌شود که دارای سجایای اخلاقی خاص باشد. به تعبیر امام عسکری علیه السلام «فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِکَ لَا یَکُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ لَا جَمِیعَهُم‏»؛ (2) هرکس از فقیهان که نَفْس خود را پاس دارد و دین خود را حفظ کند و به مخالفت با هواهاى خویش برخیزد و فرمان خداى را اطاعت کند، بر عموم مردم است که از او تقلید کنند. و البته بعضى از فقیهان شیعه چنین خصوصیاتی دارند و نه همه‌ی آنان‏. یعنی در عین این‌که فقیهی که باید امور مسلمین را در دست گیرد معصوم نیست ولی طوری است که می‌توان به او دل بست و فرهنگ آخرالزمانی که می‌تواند حجاب ظلمانی آخرالزمانی را از بین ببرد، یعنی ولایت فقیه ، از این سنخ است.
اگر فرهنگ اتحاد وِلایت و وَلایت که با تحقق ولایت فقیه طلوع کرده با تمام وجود محافظت نشود ظلمات آخرالزمان با تمام غلظت حاکم خواهد شد و دیگر فرق نمی‌کند ظاهر اسلامی در میان باشد یا نباشد زیرا در زمان غیبت نیز باید رجوعِ به حق سراسر مناسبات بشر را پر کند تا شرایط حاضر مرحله‌‌گذاری باشد برای حاکمیت امام معصوم و اتحاد تشریع با تکوین.

 

ستیز با دجّال آخرالزمان

ستیز با دجّالِ آخرالزمان در صورتی ممکن است که بفهمیم دجّال چگونه شخصیتی است، آیا یک نوع بی‌فکری در عین قیافه‌ی علم و اندیشه‌داشتن نیست؟ اگر ظاهرش هم حکایت از کودنی‌اش بکند که نمی‌تواند فریب‌کاری کند؟ دجّال با توجه به شرایطی که ما داریم هرگز نمی‌آید با اسلام و ولایت فقیه به طور مستقیم مقابله کند بلکه با طرح حاکمیت دو گانه و جدایی «وَلایت» از «وِلایت»، ولایت را به مسئولان اجرایی می‌سپارد و سعی می‌کند جامعه را از طریق نهادهایی اداره کند که بالأخره در دل فرهنگ غربی روئیده‌اند و ولیّ فقیه را هم به امور تشریفاتی می‌گمارد، به این بهانه که ولیّ فقیه نباید در امور اجرایی دخالت کند و عملاً طرحی برای کشور ایران می‌ریزد که از کشور ژاپن الگوگیری شده که یک پادشاه دارد با مسئولیت‌های تشریفاتی و آمریکا هر طور خواست بر دولت‌مردان آن کشور إعمال نفوذ می‌کند. در حالی‌که فرهنگ انتظار درست برعکس آن را طلب می‌کند و درصدد است با اتحاد وِلایت و وَلایت برای فقیه و عبور از فرهنگ غربی، حجاب ظهور حاکمیت امام معصوم را بشکافد و تاریخ جدیدی را شروع کند نه این‌که ایران به اسم انقلاب اسلامی در ذیل فرهنگ غربی قرار گیرد.
بدون ظهور حضرت بقیة‌الله علیه السلام بشر قادر نخواهد بود که نه در ظاهر و نه در باطن و نه در اول و نه در آخرِ عالَم تصرف کند، تنها در انتظار چنین شرایطی است که در زمان غیبت نیز می‌توان عملی انجام داد و ولایت فقیه را مقدمه برای تحقق آن آرمان به حساب آورد. رهایی بشر از دست خود با ظهور حضرت و با طلب و تمنای همگانی نسبت به آن ظهور به انجام می‌رسد. در آن صورت است که همه‌چیز به اصل خود برمی‌گردد، این طور نیست که تصور شود بدون حضور حضرت می‌توان به نتایج اصلی رسید. با توجه به این امر باید آرزوی همه‌ی انسان‌ها‌ ظهور وجود مقدس حضرت باشد، چیزی که در حضرت روح الله رضوان‌الله‌علیه ملاحظه کردید. حضرت امام خمینی‌ رضوان‌الله‌علیه با آن‌همه همّت و اراده زمینه را آماده کردند تا کسی ظهور کند که صاحب هستی است و می‌تواند در هستی تصرف بکند.
تا وقتی پرده‌ی ظهور غلیظ است ما به ساحت حضور که زمینه‌ی ظهور حجت خداست وارد نمی‌شویم. فرج با رجوع به حقیقت شروع می‌شود و این با درگیرشدن با حجاب ظهور وارد مرحله‌ی‌ اصلی خود می‌گردد و با فرهنگ‌سازی و رجوع به فرهنگ حضوری و «وجودی» اهل البیت علیهم السلام طلوع می‌کند.
تا چنین فکری مطرح است که در کنار جهانِ کفر امکان زندگی دینی هست، حجاب‌ها غلیظ و غلیظ‌تر می‌شوند و سرگشتگی‌ها فراوان‌تر می‌گردد. به امید آن‌که راه ارتباط با ملکوت عالم هرچه بیشتر گشوده شود تا انتظار معنی خود را بیش از پیش پیدا کند. (3) در آخر، استغاثه‌ی حضرت صادق علیه السلام را در طلب رؤیت حضرت صاحب الامر علیه السلام خدمت عزیزان عرضه می‌کنم تا معلوم شود آن کسی که معنی ظهور حضرت را می‌فهمد چه اندازه مشتاق ظهور خواهد بود.
امام‌صادق علیه السلام عرضه‌ می‌دارند: «سَیِّدِی غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقَادِی وَ ضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهَادِی وَ ابْتَزَّتْ مِنِّی رَاحَةَ فُؤَادِی سَیِّدِی غَیْبَتُکَ أَوْصَلَتْ مُصَابِی بِفَجَائِعِ الْأَبَدِ وَ فَقْدُ الْوَاحِدِ بَعْدَ الْوَاحِدِ یُفْنِی الْجَمْعَ وَ الْعَدَدَ فَمَا أُحِسُّ بِدَمْعَةٍ تَرْقَى مِنْ عَیْنِی وَ أَنِینٍ یَفْتُرُ مِنْ صَدْرِی عَنْ دَوَارِجِ الرَّزَایَا وَ سَوَالِفِ الْبَلَایَا إِلَّا مُثِّلَ بِعَیْنِی عَنْ غَوَابِر أَعْظَمِهَا وَ أَفْضَعِهَا وَ بَوَاقِی أَشَدِّهَا وَ أَنْکَرِهَا وَ نَوَائِبَ مَخْلُوطَةٍ بِغَضَبِکَ وَ نَوَازِلَ مَعْجُونَةٍ بِسَخَطِک‏» (4) اى آقاى من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و راحتی را بر من تنگ ساخته و آسایش قلبم را از من سلب نموده است. اى آقاى من! غیبت تو اندوه مرا به سختی‌های پایدار پیوند داد و فقدان یک سختى بعد از سختی دیگر شمارش آن‌ها را ناممکن کرده، من دیگر اشکى را که از دیدگانم بر گریبانم روان است و ناله‏ اى را که از مصائب و بلایاى گذشته از سینه ‏ام سر مى‏ کشد احساس نمى ‏کنم، جز آنچه را که در برابر دیدگانم مجسّم است و از همه‌ی گرفتاری‌ها بزرگ‌تر و جانگدازتر و سخت ‏تر و ناآشنا تر است، ناملایماتى که با غضب تو در آمیخته و مصائبى که با خشم تو عجین شده است.

 

پی‌نوشت‌ها:
1- در مورد رابطه‌ی بین «وجود» و «یهدی الی الحق» که فرهنگ اهل البیت علیهم السلام است به بحث «امام و ایصال الی‌المطلوب» از کتاب «آنگاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود»، از همین مؤلف رجوع فرمائید.
2- بحارالأنوار، ج‏2، ص 88.
3- موضوع معرفت نفس یکی از راه‌هایی است که معنی ملکوت و «وجود» در آن روشن می‌گردد و عاملی است در جهت این‌که تصور صحیح حضور باطنی حضرت در هستی و نحوه‌ی ظهور آن حضرت مفهوم گردد.
4- کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص 353.

منبع: سایت حرف آخر