مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/انتظار و وظایف منتظران/امام زمان علمداری چون عباس می‌خواهد
امام زمان علمداری چون عباس می‌خواهد
امام زمان علمداری چون عباس می‌خواهد

تعداد بازدید کننده : 304

خدمتگزاری در محضر امام عصر علیه السلام شرایطی دارد که باید آن را دانست. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «اگر من دوران مهدی علیه السلام را درک می کردم خدمتگزاری او را می کردم». امامی که بنیان گذار مکتب تشیع است و همیشه اهل علم و عبادت، بزرگ ترین وظیفه و عبادت را در دوران امامت امام عصر علیه السلام خدمت گزاری به مولا علیه السلام می داند. این وظیفه هر شیعه و محب امام زمان علیه السلام را بیان نموده و مقصد ما را مشخص می سازد.
اما ویژگی و شرایط خدمتگزاری را می توان در کلام امام زمان علیه السلام جستجو کرد. امام زمان علیه السلام در فضیلت حضرت عباس علیه السلام (در زیارت ناحیه مقدسه) می فرمایند:

 

«سلام بر ابوالفضل العباس فرزند امیرالمؤمنین:
۱- آنکه جانش را نثار برادرش کرد
۲- و آنکه دنیا را وسیله آخرت قرار داد
۳- و آنکه فدای برادر شد
۴- و آنکه نگهبان بود و سعی فراوان کرد تا آب را به لب تشنگان برساند
۵- و آنکه دو دستش (در جهاد فی سبیل الله) قطع گردید
».

 

در این فراز امام زمان علیه السلام به پنج نکته و فضیلت اشاره می نمایند که به شرح هریک می پردازیم:

۱- جان فدایی برای برادر:

گذشتن از جان در راه مولا و امام از بالاترین فضائل است. آنقدر مهم ست که در فضیلت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برای شبی که به جای پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در بستر خوابید تا پیامبر جان سالم بدر برد آیه نازل شد. و محبان امام زمان علیه السلام باید تا حد جان و فدای خویش در راه امام حاضر باشند. البته این نکته قابل ذکر است که یاران امام حسین علیه السلام غربال شده و یاران واقعی در عاشورا در کنار امام مانده بودند.

 

۲- دنیا را وسیله آخرت قرار دادن:

آخرت گرایی و ساختن پل از دنیا برای وصول به آخرت ویژگی دوم حضرت عباس علیه السلام است. بسیاری از مردم گرفتار دنیا شده و از آخرت غافل شده اند و دنیازدگی و دنیاگرایی عامل مهم و بزرگی است که انسان را از خدا و امام زمان خویش دور می کند.
معاویة بن ابی سفیان با دنیا و پول افراد زیادی را از علی علیه السلام جدا کرد و برعلیه علی شوراند. آنان که در کربلا بر علیه امام زمان خویش ایستادند، اکثراً برای اهداف دنیوی مانند حکومت ری وغیره… آمده بودند. چه بسا یاران حضرت علی علیه السلام به خاطر دنیای خویش جنگ جمل را بر علیه او به راه انداختند. انحرافی که در ثقیفه به راه انداختند فقط برای دنیا بود. لذا برای رسیدن به خدا و ولایت باید پا روی دنیا گذاشت و این جز برای بعضی بر اکثریت سخت است. البته باید توجه نمود که دنیازدگی فقط در جمع آوری پول نیست بلکه موارد ذیل هم از مصادیق دنیاگرایی و دنیازدگی است:
الف- دنبال شهرت بودن
ب- دنبال پست و مقام و درجه بودن
پ- تخریب چهره دیگران برای رسیدن به هدف دنیایی خود
ت- تخریب وجهه دیگران در انتخابات
ث- برای پول و ریا و دنیا کار کردن
و…

 

۳- فدا شدن برای برادر:

فدا شدن برای برادر از ویژگی های دیگر حضرت عباس علیه السلام است. در فقره اول، مسئله نثار جان بود ولی این فقره اشاره به مطلق فدا شدن می نماید. فدا کردن آبرو، جان، مال، دین و… در راه امام علیه السلام. نقل شده که حضرت عباس علیه السلام در طول عمر به امام حسین علیه السلام مولا خطاب می کرد. فقط لحظه شهادت «برادر» خطاب کرد. از همه چیز گذشتن برای امام شرط مهمی دیگری برای خدمتگزاری مولاست. شب عاشورا شمر به حضرت عباس علیه السلام پیشنهاد امان داد که اگر به سپاه یزید بپیوندد در امان است و هرچه بخواهد به او می دهد. ولی حضرت ابالفضل جانفشانی در راه امام را برمی گزیند.

 

۴- سعی در انجام مأموریت:

این هم از نکته های بارز و بسیار با ارزش زندگی ابالفضل علیه السلام است. گاهی انسان باید در راه مولا طلب علم کند، گاهی نشر علم کند، گاهی باید بجنگد، گاهی باید نگهبانی بدهد. انسان خدمتگزار، انسانی است که مولا یش هرچه به او دستور داد به نحو احسن انجام دهد. حضرت عباس علیه السلام علمدار لشکر اسلام است. ولی وقتی امام علیه السلام از ابالفضل آب می خواهد این مأموریت را هم به نحو احسن انجام می دهد.
بعضی خدمتگزار امام هستند تا وقتی که پست و مقام عالی باشد ولی اگر کاری سخت و یا در حد افراد کوچک باشد از انجام آن معذورند. ولی این معنای اصلی خادم بودن نیست. بلکه خادم آن است که هرچه امام دستور داد باید اطاعت کند واین در عباس علیه السلام متجلی بود.

 

۵- قطع شدن دست ها

اگرچه قطع شدن دستهای ابالفضل علیه السلام شاید به ظاهر یک جانبازی ساده به نظر برسد ولی در واقع نقطه عطفی در فرهنگ جانبازی است.
روایت شده؛ هنگامی که وسایل غارت شده از شهدای کربلا را به شام نزد یزید بردند در میان آنها پرچم بزرگی بود، یزید و حاضران دیدند همه پرچم سوراخ شده و صدمه دیده ولی دستگیره آن سالم است. پرسید: این پرچم را چه کسی حمل می کرد؟ گفته شد: عباس بن علی علیه السلام آن را حمل می کرد. یزید لعنه الله علیه از روی تعجب و تجلیل از آن پرچم بلند شد و نشست، بلند شد و نشست و برای بار سوم بلند شد و نشست و گفت: «به این پرچم بنگرید که بر اثر صدمات و ضربات، هیچ جای آن سالم نمانده جز دستگیره آن که پرچمدار آن را با دست حمل می کرده است». یعنی سالم ماندن دستگیره نشان می دهد که پرچمدار تیرها و ضرباتی را که بر دستش وارد می شده را تحمل نموده و پرچم را رها نمی ساخته است. سپس یزید گفت: «ناسزا بر تو زیبنده نیست ای عباس، این است معنای وفاداری برادر نسبت به برادرش».
آری در این روایت نکاتی نهفته است.
الف- شجاعت و اطاعت از امام تا حدی که اجازه ندهد علم بر زمین بیفتد
گاهی علم، علم جنگ است. ولی گاهی انسان علمدار فرهنگ است. علمدار تکنولوژی و علم است. در هر زمینه ای نباید تا آخرین نفس علم را بر زمین گذارد.
ب- پایداری و پایفشاری در راه تا آخرین حد جانبازی
پ- حضرت عباس علیه السلام تا لحظه ای که سوار اسب بوده اند به هر قیمتی که ممکن بوده است آن پرچم را سرپا نگه داشته اند تا امید امام حسین علیه السلام ناامید نشود.

 

دو نکته:

الف- حضرت عباس علیه السلام محصول و تربیت شده پدری همچون علی علیه السلام و مادری چون ام البنین علیهاالسلام است. و مادران ما اگر می خواهند خادم امام زمان علیه اسلام باشند باید همانند ام البنین علیهاالسلام باشند. حضرت ام البنین علیهاالسلام بعد از اینکه به خانه حضرت علی علیه السلام وارد شد اولین کاری که انجام داد این بود که کنار بستر حسنین رفت و از آنان تفقد نمود.
روزی به علی علیه السلام فرمود: از این پس مرا به نام فاطمه صدا نزن. حضرت سئوال نمودند: چرا؟ ام البنین سلام الله علیها فرمودند: چون وقتی شما نام مرا صدا می زنید بچه ها یاد مادرشان می افتند و حالشان تغییر می کند. حضرت نام ایشان را ام البنین گذاشتند. و روزی که کاروان از مدینه می خواست خارج شود حضرت ام البنین به حضرت عباس علیهما السلام سفارش کرد: پسرم اول برادرانت را به میدان بفرست سپس خودت برو. پسرم با شجاعت بجنگید و مرا پیش حضرت زهرا سلام الله علیها روسفید نمایید.
آری از زنی که اینگونه خادم ولایت است فرزندی چون عباس تربیت می شود.
ب- ابالفضل علیه السلام یک شیعه واقعی و الگوی همه ماست. نکته ای را خادمان امام زمان علیه السلام باید بدانند و آن اینکه تا آخرین نفس حتی برای یک لحظه نباید پرچم امام زمان علیه السلام را زمین گذاشت
.

منبع: سایت حرف آخر