مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/انتظار و وظایف منتظران/برکات انتظار (4)
برکات انتظار (4)
برکات انتظار (4)

نویسنده : اصغر طاهرزاده
تعداد بازدید کننده : 269

موانع گذر از ظلمت آخرالزمان

وقتی متوجه شدیم گذر از ظلمت آخرالزمان بسیار مشکل است به اهمیت فرهنگ انتظار جهت عبور از ظلمات پی می‌بریم. در فضایی که ظلمات آخرالزمان همه‌ی زوایای زندگی انسان‌ها را فرا گرفته کسی نمی‌داند آن ظلمات چیست و کجاست تا تصمیم بگیرد از آن عبور کند، هرچه افراد فکر کنند در ذیل آن ظلمات به فکر ادامه می‌دهند و به همین جهت نمی‌دانند از چه‌چیز باید عبور کنند؛ چون تحت تأثیر فرهنگ ظلمانی آخرالزمان چیزی جز همان نوع فکر و اقتصاد و سیاست و تربیت را نمی‌شناسند و وقتی آمریکا کشور ما را جزء لیست شرارت قرار داده حتماً نگران می‌شوند چون جز ارزش‌های وضع موجود ارزش دیگری را نمی‌شناسد. آری! از چنین ظلماتی نمی‌توان خارج شد مگر آن که عالَم انسان از چنین عالَمی جدا شود و به افقی دیگر چشم بدوزد و این ممکن نیست مگر آن که وارد فرهنگ انتظار شویم و از افقی دیگر عالم را بنگریم، در آن صورت است که تازه معنی ظلمانی‌بودن زمانه معلوم می‌شود و ظلمات را می‌فهمیم و متوجه می‌شویم چرا امام «رضوان‌الله‌علیه» فرمودند: ردّ یا قبول آمریکا را می‌خواهیم چه کنیم؟ با پیداشدن چنین نگاهی جامعه‌ وارد جاده‌ای می‌شود که به پیروزی حق منجر خواهد شد و افراد جامعه از پیروزی بزرگ زمانه محروم نمی‌شوند.

در روزگاری که همه‌ی نگاه ها اسیر نگاه سطحی فرهنگ مدرنیته است و در چنین نگاهی حقیقت در حجاب است، چرا ما با نظر به مهدی علیه السلام در زمره پیروزمندان عالم وجود نباشیم؟ باید راه برون‌رفت از این ظلمات را با نور انتظارِ فرج به صحنه‌ی‌ زندگی‌ها وارد کرد و پیروزی این دوران را به نام خود رقم زد. در نگاه غربی به عالم، موجودات هر کدام مستقل و پراکنده‌اند، بدون آن‌که مظاهر اسماء الهی باشند و لذا در ارتباط با چنین عالمی یک نوع خستگی روحی به انسان دست می‌دهد، چون عالَم را نه به عنوان آیات الهی بلکه حجاب حق می‌بیند و در نتیجه چیزی در عالم نمی‌ماند که شایسته‌ی توجه باشد. در حالی که در نگاه دینی به جهان، جهان پر از معنا و مقصود است و همه‌‌چیز آثار خدایی دارد،

«آن‌هایی که جهان را سرد و بی‌عاطفه می‌یابند خودشان هم مثل آن می‌شوند» (46)

نادیده‌گرفتن وابستگی عالم به خدا، تفاوت عمده‌ی فرهنگ مدرنیته با فرهنگ انتظار است و به همین دلیل تا به مهدی علیه السلام نظر نشود از فرهنگ غربی آزاد نخواهیم شد، چیزی که در انقلاب اسلامی نسبت به کشور خود تجربه کردیم و معلوم شد باید حاکمیت تغییر کند تا دیدگاه‌ها شروع به تغییر نمایند وگرنه نظام حاکم، نگاه دینی به عالم را نگاهی خرافی و ابتدایی تبلیغ می‌کند و جایی برای حیات دینیِ فعّال در کشور باقی نمی‌گذارد، با این‌که در نگاه دینی ساحتِ غیبِ جهان بسیار واقعی‌تر از ساحت ظاهری آن است و راه انسان به آن سویی است که «یاد بگیرد چگونه انسان باشد».

وقتی توحید که اساس همه‌ی پدیده‌ها است به معرفتی مرده تبدیل شد، بشر مجاز خواهد بود هر چیزی را مستقل بداند و لذا ظلمات آخرالزمان امکان ادامه‌یافتن پیدا می ‌کند. پس سلوکی که منجر به حضور در اردوگاه انتظار می شود نیازمند پرورش عقل و قلب و نفس است تا بفهمیم همه‌ی موجودات عالم زنده‌اند، در آن صورت شرایطی پدید می‌آید که؛ «‌اَلحَجَرُ وَ الشَّجَرُ یَقُولُ: یا مُؤمِن تَحتِی کافِر اقتله». (47) سنگ و درخت می‌گویند: ای مؤمن! در بطن من کافری هست، او را به قتل برسان! لازمه‌ی رسیدن به چنین شعوری نزدیکی به حضرت مهدی علیه السلام است. این نگاه با نگاهی که همه‌ی عالم را اجسام مرده‌ می‌داند و به خود اجازه می‌دهد هرگونه تصرفی در آن بکند، فرق اساسی دارد. آیا می‌شود متوجه ضعف نگاه فرهنگ غربی نبود و خود را در وادی منتظران قرار داد؟ در نگاه ظلمانیِ آخرالزمان ما متوجه نیستیم که نمی‌توان بدون معرفت به خود و خدا، جهان را مورد مطالعه قرار داد، در حالی‌که همه چیز در بینش توحیدی با تفاوت درجاتی که دارند در وحدت هستند و خداوند همه‌ی اسماء الهی را به آدم آموخت تا انسان‌ها با خدا و مخلوقات احساس یگانگی کنند. ولی فرهنگ غربی از این موضوع در جهلِ مرکب است و علم به اسماء الهی را با انباشتن اطلاعات سطحی از پدیده‌های عالم یکی می‌داند.

 

وادی نظر به کیفیات عالم

وادی منتظران، وادی نظر به کیفیات عالم است که صورت الهی دارند و نه نظر به کمّیات که راه سلطه بر کثرت‌ها است. نفی مهدی علیه السلام به عنوان انسان کامل چیزی جز تحمیق عقل انسان نیست و موجب از هم پاشیدگی روانی روح و دل می‌شود، زیرا با نفی مهدی علیه السلام گوهر انسانیت نفی شده است. انسان‌ها با نظر به انسان کامل می‌توانند دلی شایسته پیدا کنند و در اعماق نفس خود با او مرتبط گردند، چنین ارتباطی نه قابل انتقال به دیگری است و نه با خواندن و مطالعه به دست می آید، باید راه انتظار را پیشه کرد آن هم انتظاری که مهدی علیه السلام، منتظَر آن انتظار باشد. این انتظار با سیر در خود و با پرورش قلب، وقتی با به فعلیت‌آوردن فضیلت‌ها همراه باشد، محقق می‌شود و عظمت موضوع از آن جهت است که شوقی که با انتظار پدید می‌آید هم قلب را پرورش می‌دهد و هم فضیلت‌ها را به فعلیت می‌رساند.

بسیاری از ملل می‌خواهند از وضع موجودِ عالم بگذرند ولی باید بدانند این کار همّتی بلند و سیر و سلوکی عظیم می‌طلبد که به کمک سه عاملِ ایمان به حقایق و سنن جاری در عالم و با شهود الهی و قلب مصفا و از همه مهم‌تر با روحیه‌ی انتظاری که منتظَر آن مهدی علیه السلام باشد، ممکن است وگرنه در عین طلب عبور از ظلمات فرهنگ غربی، همچنان سرگردان می‌مانند، چون یا نمی‌دانند باید به‌کلی از ظلمات دوران دل برکنند و یا اگر بخواهند دل برکنند نمی‌دانند تنها با روحیه‌ی انتظار چنین دل‌کندنی ممکن است. آن کسی که در ذیل فرهنگ غربی به معنویت رجوع می‌کند، به نحوی در چنگال سکولاریته گرفتار است و لذا نه زیارت او زیارت است و نه نماز او نماز. چون هنوز راه برون رفت از ظلماتِ مدرنیته را نمی‌شناسد. او می‌داند باید از چیزی بیرون بیاید، اما نمی‌داند آن چیز همین روح جهان مدرن است که مطلوب بشر قرار گرفته و نور امام زمان علیه السلام را در حجاب برده است. چگونه می‌شود کسی ارزش‌های غربی را به عنوان یک آرمان بپذیرد و باز در وادی انتظار وارد شود؟

 

انقلاب در إغماء

انقلاب اسلامی در بعضی زمان‌ها از بعضی جهات در اغماء فرو رفت چون گرفتار مذهبی‌هایی شد که روح مدرنیته را که روح تقابل با مهدی علیه السلام است، نفهمیدند. اینان در عین علاقمندی به انقلاب اسلامی، به جهت اصالت‌دادن به نگاه غربی به عالم، انقلاب را در اغماء بردند و از این قاعده غفلت کردند که «شکستن فرهنگ شرق و غرب بی‌شهادت میسر نیست».

حضرت امام خمینی‌«رضوان‌الله‌علیه» با شناخت روح غربی روشن فرمود: روح تشیع، روحی است که هیچ سنخیتی با فرهنگ غرب ندارد و به همین جهت نظرها را به شرایط حاکمیت امام معصوم علیهم السلام انداخت و خودِ ایشان با ورود به عالم انتظار منور به نوری شدند که می‌توانستند به‌خوبی حق را از باطل تمیز دهند. در چنین صورتی است که انسان متوجه می‌شود کدام برنامه، برنامه رجوع به مهدی علیه السلام و کدام برنامه، برنامه حجابِ ظهور مهدی علیه السلام است. انسان با معرفت به فرهنگ اهل البیت علیهم السلام در عالَم انتظار قرار می‌گیرد و به کمک آن فرهنگ، توجه خود را به افق‌های بسیار متعالی می‌اندازد و دل را می‌شکافد و فرج را محقق می‌کند. بشر با روحیه‌ی انتظار، جهانِ موجود را آتش زده و از اصالت خارج می‌کند؛ زیرا به مجرد آن‌که نگاه انسان به جایگاه وجودی و تاریخی حضرت مهدی علیه السلام معطوف شد، در مقابل خود متوجه دنیایی می‌گردد که با ظهور حضرت محقق می‌شود و این است راز این‌که با روحیه‌ی انتظار جهان موجود آتش می‌گیرد و حجابِ بین انسان و روز موعود سوزانده می‌شود. انسان منتظِر دائماً جهتِ جان خود را به سوی امام حاضر و حیّ می‌اندازد و همواره در ایمانی تازه و زنده به‌سر می‌برد.

ایمانی که با انتظارِ فرج همراه است، همیشه تازه است، همچنان‌که خدای چنین ایمانی همواره تازه است و مقامش، مقام «کُلَّ یوْمٍ هُوَ فِی شَأْن» (48) می‌باشد و همواره در ایجاد است و هر لحظه جهانی نو خلق می‌کند. در ایمان به چنین خدایی انتظارِ ایجاد جهانی جدید که در آن مهدی علیه السلام ظهور می‌کند، بسیار منطقی و دلگرم کننده است. آن‌کس که نتوانسته با امامِ حیّ و حاضر به‌سر برد، ایمانش از حرارت لازم برخوردار نیست تا بدون وقفه او را جلو ببرد، گاهی فیلش هوای هندوستان می‌کند و چند روزی مسلمان انقلابی می‌شود ولی دوباره سست می‌گردد. چنین شخصیتی است که وقتی آمریکا به عراق حمله کرد می‌گوید: «من می‌ترسم». در حالی‌که ایمان به خدای مهدی علیه السلام که هر روز جهانی جدید خلق می‌کند جای ترس از آمریکا را باقی نمی‌گذارد. امام زمان‌ علیه السلام با همه‌ی کفر درگیر می‌شوند و لذا اگر کسی می‌ترسد نباید وارد چنین اردوگاهی شود و خود را در جای منتظِران جا بزند. فرهنگ انتظار مخصوص کسانی است که می‌خواهند انسان را از ظلمت آخرالزمان به سوی نور حقیقی سیر دهند و این سیر بی‌شهادت میسر نیست و در همین رابطه حضرت رضا علیه السلام می‌فرمایند:

«لَوْ قَدْ خَرَجَ قَائِمُنَا علیه السلام لَمْ یَکُنْ إِلَّا الْعَلَقُ وَ الْعَرَقُ وَ النَّوْمُ عَلَى السُّرُوج‏» (49) چون قائم ما قیام کند، جز خون و عرق و خفتن بر روی زین اسب‌ها، چیز دیگری نیست.

وقتی روشن شد سیر از ظلمت آخرالزمان به سوی نورِ حقیقی فقط با فرهنگ انتظار محقق می‌شود، متوجه می‌شویم پس باید به خدایی رجوع کرد که بر پیامبران تجلّی کرده، خدایی که تمام وجود مؤمنان را به شور و حرارت و انقلاب می‌کشاند. خدای فرهنگ انتظار یعنی خدای انقلابِ بر ضد ظلم و با رجوعِ به مهدی علیه السلام چنین خدایی بر قلب‌ها تجلی می‌کند و تنها چنین خدایی است که انسان‌ها را از پوچی‌های زمانه می‌رهاند و به حضور حق می‌برد و یک تنه به مقابله با همه‌ی کفر می‌کشاند، همان‌طور که رسول خدا صلی الله علیه و آله یک بار نگفتند که من تنهایم و می‌ترسم. در زمان غیبتِ امام مهدی‌ علیه السلام خدای مهدی علیه السلام نیز از زندگی‌ها غایب است مگر برای منتظران حضرت که به آن خدا چشم دوخته‌اند، آن خدا همان خدای خمینی«رضوان‌الله‌علیه» است که فرمود:
«انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه‌ی شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت-ارواحنا فداه- است که خداوند بر همه‌ی مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.»

 

برکات خدای مهدی علیه السلام

آن‌گاه که فرزندانتان می‌پرسند به چه دلیل خدا و قیامت و نبوت و امام هست؟ باید متوجه ظلماتی بشوید که این‌ حقایق نورانی و بدیهی را به حجاب برده و شور روحانیِ انسان منتظِر را با غفلت از فرهنگ انتظار، از فرزندانتان گرفته و خانه‌ی شما را محل تفریح و رفاه غافلانه کرده است. در فضایی که نور امام زمان‌ علیه السلام و شور انقلابی آن در حاشیه باشد برای فرزندانمان صدها سؤال اعتقادی پیش می‌آید چون خدای حی و حاضر غایب است، خدایی که با حضرت مهدی‌ علیه السلام و با انتظار، ظهور می‌کند.

اعتقاد و نظر به خدای مهدی، بزرگراه ارتباط با فیض اقدس است و اکنون آن راه بسته شده و با رجوع به امام آن نور آخرالزمانی در مقابل ظلمات زمانه طلوع می‌کند و همه‌ی حجاب‌ها را می‌شکافد و شرایطی ناگفتنی بین انسان و خدا برقرار می‌کند و این اصل و اساس تشیع است که با حبّ اهل البیت علیهم السلام همراه است و در نمونه‌هایی مثل اویس قرنی جلوه کرد، اویسی که هرگز پیامبر صلی الله علیه و آله را ندید ولی با نور محبت حضرت و نظر به مقام نوری آن حضرت زندگی می‌کرد. رسول خدا‌ صلی الله علیه و آله به ظاهر از منظر اُویس غایب بودند ولی اویس به‌خوبی با نور رسول خدا صلی الله علیه و آله و خدای محمد صلی الله علیه و آله زندگی می‌کرد، مسیری که انسانِ منتظر مهدی علیه السلام می‌تواند طی کند و در غیاب مهدی علیه السلام با نور مهدی علیه السلام و خدای او زندگی نماید.

نهضت امام خمینی‌«رضوان‌الله‌علیه» با همه‌ی خصوصیات روحانی و انقلابی‌اش، آغاز راه انکشاف نور حضرت بقیة‌الله علیه السلام است. این راه با ظهور حضرت افتتاح می‌شود و گشایشی تامّ و تمام پیدا می‌کند به شرطی که با روحیه‌ی انتظار، تسلیم ظلمات آخرالزمان نشویم و با شناخت آثار مخرب آن ظلمات با تمام وجود عزم عبور از آن را داشته باشیم. امام«رضوان‌الله‌علیه» به ما آموختند با به‌صحنه‌آمدن قلب‌های ایمانی و روحیه‌ی انقلابی، همه‌ی عالمِ کفر عقب خواهد نشست و چنین دینی منجر به انقلابی عمیق در جان‌ها خواهد شد. انقلابی که ذات اصلی آن رجوع به باطن و نظر به حقیقت غیبی عالم دارد و نظر به حضرت مهدی علیه السلام آسان‌ترین و شدنی‌ترین شکل رجوع به حقیقت است.

 

مقالات مرتبط :

برکات انتظار (1)

برکات انتظار (2)

برکات انتظار (3)

 

پی‌نوشت‌ها:

46- پروفسور ویلیام چیتک، علم جهان، علم جان، ص 106.
47- معجم احادیث الامام مهدی، ج3، ص122.
48- سوره‌ی الرّحمن، آیه‌ی 29.
49- غیبت نعمانی، ص 285.

منبع: سایت حرف آخر