مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/انتظار و وظایف منتظران/برکات انتظار (3)
برکات انتظار (3)
برکات انتظار (3)

نویسنده : اصغر طاهرزاده
تعداد بازدید کننده : 342

 خیانت عظیم

ما قبل از انقلاب اسلامی می‌خواستیم منتظر بمانیم تا امام زمان علیه السلام تشریف بیاورند و فکر می‌کردیم حدّ مسلمانی همان‌قدر است. امام خمینی‌ رضوان‌الله‌علیه آمدند و روشن فرمودند باید به‌کلی فرهنگ استکباری را نفی کرده و در راستای چنین تقابلی از شهیدشدن هراسی به خود راه ندهیم تا در اردوگاه حضرت صاحب الأمر علیه السلام قرار بگیریم. وجود مبارک حضرت امام زمان‌ علیه السلام، جهان را تصرف می‌کنند چون جهان از آن ایشان است و از کسی هم اجازه نمی‌گیرند و امام خمینی رضوان‌الله‌علیه به عنوان نایب امام زمان‌ علیه السلام در همان راستا معتقد به ایجاد یک حکومت جهانی هستند و جهت ورود به فرهنگ انتظار راه را نشان دادند زیرا که فرج در پیمودن چنین راهی است، ایشان در راستای درست پیمودن راه می‌فرمایند:

«مسائل اقتصادی و مادی، اگر لحظه‌ای مسئولین را از وظیفه‌ای که بر عهده دارند، منصرف کند خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد». (35)

پس غفلت از مقابله با جهان استکباری اولاً: خطری بزرگ پیش می‌آورد و جهت روحی و تربیتی جامعه را از حماسی‌بودن به خوشگذرانی و رفاه‌طلبی تغییر می‌دهد. ثانیاً: خیانتی عظیم است، چون به هدف اصلی انقلاب اسلامی پشت شده است. توجه دارید که این حرف‌ها حرف یک جوان احساساتی نیست و به همین جهت باید حقیقتی پشت این حرف‌ها باشد.

معلوم است که ملت ایران به عنوان منتظران حضرت مهدی علیه السلام برای طلوع نور باید کار بزرگی انجام دهند و اگر کوتاه بیاییم نه تنها مشکلات همچنان پای بر جا می‌ماند بلکه خیانت کرده‌ایم، زیرا با شروع انقلاب اسلامی شرایط جهت نازک‌کردن پرده‌ای که بین ما و امام زمان‌ علیه السلام قرار دارد به‌خوبی فراهم شده، و باید در نفی ظلماتِ روح استکباری و ایجاد حکومت جهانی اسلام فعالیت‌ها را شروع کرد. این به معنی درگیری نظامی با جهان استکبار نیست. کافی است با روحیه‌ی انتظار، به چیزی بالاتر از آنچه غربِ استکباری زندگی نامید، چشم‌ بدوزیم و از این راه ظلمات زمانه را نفی نمائیم که این بزرگ‌ترین قدم و سخت‌ترین آن است و کم هزینه هم نیست.

به خوبی روشن است که هر اندازه به امام خمینی رضوان‌الله‌علیه و رهنمودهای او نزدیک شویم، پرده‌ی بین خود و امام عصر علیه السلام را نازک کرده‌ایم و جامعه از پرتو انوار حضرت صاحب‌الأمر علیه السلام در جای‌جای زندگیِ فردی و اجتماعی‌ بهره‌مند می‌شود و زمینه‌ی ظهور فراهم‌تر می‌گردد و هر اندازه از امام خمینی ‌رضوان‌الله‌علیه و راهی که جلوی ما گشودند دور شویم، پرده‌ی بین خود و حضرت صاحب‌الأمر علیه السلام را غلیظ‌تر می‌کنیم. ملاحظه فرمودید در هشت‌سال دفاع مقدس چگونه نور ظهور حضرت امام زمان‌ علیه السلام به نحوی خاص در صحنه بود ولی همین‌که به اسم سازندگی و اصلاحات به ظلمات فرهنگ غرب نزدیک شدیم غیبت ایشان شدیدتر شد. چون آن حضرت به عنوان حقیقتی بزرگ دارای غیبت و ظهور تشکیکی هستند و تجلیات نوری حضرت نسبت به جامعه و افراد شدت و ضعف برمی‌دارد تا آن وقت که ظهور تامّ حضرت برسد. نور ظهور امام زمان علیه السلام مثل نور خداوند است، خداوند جلوه‌ای می‌کند، اگر قلب آماده باشد جلوه‌ای دیگر می‌نماید، باز اگر قلب آماده‌تر بشود جلوه‌ی بیشتری می‌کند، تا آن‌جا که إن‌شاءالله قلب انسان با خدای محمد صلی الله علیه و آله روبه‌رو ‌شود که محل ظهور نهایی انوار خداوند است. درست است که به اندازه‌ای که انسان به حقیقت پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک شود به خدای پیامبر نزدیک می‌شود اما آن نزدیکی و قرب یک نهایت دارد که آن قربِ محمدی‌ صلی الله علیه و آله به خدا است. ظهور و فرج حضرت صاحب الامر علیه السلام نیز نهایتی دارد که وقوعش در آخرالزمان است، اما نوع ارتباط‌ها و شرایط اجتماع، ظهور را شدت و ضعف می‌بخشد. در همین رابطه عرض شد که از امام باقر علیه السلام داریم: «مَنْ ماتَ وَ هُوَ عارِفٌ بِاِمامِه، لا یَضُرُّهُ تَقَدَّمَ هذَاالْاَمْرُ اَوْ تَأَخَّرَ» (36) اگر کسی بمیرد و عارف به امامش باشد، پیش افتادن و یا عقب افتادن ظهور به او ضرری نمی‌رساند. طبق این حدیث، ظهور، حالت عقب و جلو رفتن پیدا می‌کند و ظهور و خفای حضرت کم و زیاد می‌شود.

 

برکات رجوع به حضرت مهدی علیه السلام

امام خمینی‌ رضوان‌الله‌علیه روشن می‌کنند که برای نازک‌کردن پرده‌ی غیبت باید جانانه به صحنه آمد چون اولاً: انقلابی به صحنه آمده که سبک و سیاقش رجوع به حضرت ولی عصر علیه السلام است. ثانیاً: باید به فکر حکومت جهانی باشیم و در این راه بدانیم که:

«شکستن فرهنگ شرق و غرب، بی‌شهادت میسّر نیست».

و این است معنی انتظاری که تقدیر شیعه را تا اوج کمال رقم می‌زند. چون روشن می‌کند فرهنگی هست که حجاب نور مهدی علیه السلام شده و باید با آن مقابله کرد و شاخصه‌ی آن ضد قدسی‌بودن آن است، چه در جلوه‌ی مارکسیسم به سرکردگی شوروی سابق، چه در جلوه‌ی لیبرالیسم به سرکردگی آمریکا. عمده شناخت جایگاه تاریخی و معرفتی آن فرهنگ است که در هر چهره‌ای که ظاهر شود نور حقیقت را در حجاب می‌برد. نمونه‌ی جزئی آن را در بعضی از دولت‌های بعد از انقلاب مشاهده نمودید که چگونه با تقویت روحیه‌ی غرب‌زدگی، نور انقلاب اسلامی را که پرتوی از نور مهدی علیه السلام بود در حجاب بردند. همین قاعده را رشد دهید تا روشن شود چگونه فرهنگ غربی، نور مهدی علیه السلام را در حجاب نگه داشته و ذهن مردم جهان را با انواع برنامه‌های شیطانی در کنترل خود قرار داده است تا هرگز به حاکمیت امام معصوم فکر نکنند؛ اگر هم می‌خواهند معنویت را در زندگی خود وارد کنند باید حاکمیت آمریکا را در دهکده‌ی جهانی بپذیرند، چیزی که نهضت آزادی دنبال می‌کند و آمریکا سخت از آن‌ها پشتیبانی می‌نماید. رجوع به حضرت مهدی علیه السلام تماماً چنین حجاب‌هایی را پس می‌زند و تاریخ را در حدّ حاکمیت امام معصوم جلو می‌برد. بسیار مشکل است آدم متوجه شود روح این مسلمانِ نماز خوان، همان روح فرهنگ غربی است و مانع ظهور نور مهدی علیه السلام، مگر این که جایگاه حضرت مهدی علیه السلام را درست بشناسیم و خود را در انتظار او نگه‌ داریم و با حاکمیت لیبرال دموکراسی غربی همه‌چیز را تمام‌شده ندانیم وگرنه پایان تاریخ را همین چیزی می دانند که آن‌ها به آن رسیده‌اند. در چنین شرایطی می‌توان ‌فهمید هرکس اسلامی را تبلیغ کرد که سر سازش با غرب دارد، نه در فرهنگ انتظار جای می‌گیرد و نه نسبتی با انقلاب اسلامی دارد که حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه شاخصه‌ی آن انقلاب را مقابله با فرهنگ غربی تعیین فرمودند؛ زیرا فرهنگ مُدارا با کفر، به کفر رسمیت می‌بخشد و این کار یک نوع کنار آمدن با شیطان است چون در این روش باید از «حق» صرف نظر کنیم تا مشکل ما با غرب حل شود. آری باید برای تجلی نور مهدی علیه السلام حجاب‌های ظلمات جهان امروز را کنار زد و این با نفی غرب و نظر به حاکمیت حضرت مهدی علیه السلام تحقق می یابد، آیا معنی انتظار جز این است؟

با تقویت فرهنگ انتظار نه‌تنها انقلاب اسلامی از غرب‌زدگیِ داخلی آزاد می‌شود بلکه روحیه‌ی عبور از غرب در سراسر جهان طنین می‌اندازد، به شرطی که راه امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» که همان معنی واقعی انتظار است گشوده بماند، در آن صورت است که ملت ما از جنگ نرمی که دشمن ایجاد کرده به‌خوبی می‌گذرد و دشمن را به صورتی فوق العاده‌ی مأیوس می کند. می‌خواهم عرض کنم اگر می‌خواهید دختران و پسران و همسرانتان برایتان بمانند و دشمن، آن‌ها را از شما نگیرد، باید با رویکردِ عبور از غرب به خط امام«رضوان‌الله‌علیه» و اهداف انقلاب اسلامی نظر نمایید تا شما نیز شامل این روایت باشید که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ، اِنتظارُ الْفَرَجِ» (37) برترین عبادت، انتظار فرج است و بدانیم انتظار فرج در حال حاضر به همان معنی است که امام خمینی رضوان‌الله‌علیه در تبیین آن فرمودند:

«شکستن فرهنگ شرق و غرب، بی‌شهادت میسر نیست».

در راستای ماندن در اردوگاه منتظران و منور شدن به برکت فرج، حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه می‌فرمایند:

«من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می‌خواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و دست از مبارزه علیه فساد و فحشاءِ سرمایه‌داریِ غرب و پوچی و تجاوزِ کمونیزم نکشند، که ما هنوز در قدم‌های اول مبارزه‌ی جهانیِ خود علیه غرب و شرقیم.» (38)

چقدر در حال حاضر فهم این نکته آسان شده است که چگونه مسئولان غرب‌زده از خط امام بیرون بوده‌اند. آن روز امام خمینی رضوان‌الله‌علیه فرمودند مسئولان دست از مبارزه با سرمایه‌داری غرب برندارند که ما در اول مبارزه‌ی جهانی خود علیه غرب و شرق هستیم در حالی که بعضی این نکته‌ی مهم را رعایت نکردند و نه تنها از انقلاب بیرون افتادند بلکه از فرهنگ انتظار نیز خارج شدند و درون و بیرون خود را گرفتار ظلمات غرب نمودند تا آن‌جا که در جریان فتنه‌ی سال 1388 به انقلاب اسلامی پشت کردند و دشمنان اسلام را به هیجان آوردند. (39)

 

خدای مهدی علیه السلام و خدای لیبرال دموکراسی

ممکن است بحث در مورد فرهنگ انتظار ظاهراً یک بحث سیاسی، اجتماعی قلمداد شود ولی به جهت ریشه‌ی الهی اش به لطف الهی طوری جلو می‌رود که با خدایی روبه‌رو می‌شوید که در صدر اسلام ظهور کرد و اباذرها و مقدادها را ساخت و إن‌شاءالله خدای مهدی علیه السلام در جان شما به همان شکل ظهور خواهد کرد، با چشم‌دوختن به او ظهورش رخ می‌نمایاند. البته اگر از فرهنگ انتظار در آمدید و وضع موجود جهان را پذیرفتید آنچه برایتان می‌ماند خدای لیبرال دموکراسی است، یعنی خدای نهضت آزادی، خدایی بدون نور هدایت و ربوبیت. خدای پیغمبران، خدایی است که همه‌ی ابعاد زندگی انسان‌ها را مدیریت می‌کند و کمال انسان را قرب به خداوند می‌داند ولی خدای لیبرال دموکراسی جهان را خلق کرده و امور را به دست عقلِ خودبنیاد بشر داده تا جهان را به روش لیبرالیسم مدیریت کند و مسلّم چنین خدایی، خدای مهدی علیه السلام نیست. خدای مهدی شور و عشق و نور و حماسه و عدالت است و نه خدای خالق و بس. خدای پیامبران، هادی و رب عالمیان است و به انسان درس پاک‌بازی و ایثار می‌دهد در آن حدّی که مرگ در راه خدا را جهت حاکمیت دین به هیچ می‌گیرد و می‌گوید:

«مگر بیش از این است که ما ظاهراً از جهان‌خواران شکست می‌خوریم و نابود می‌شویم؟» (40)

آری خدای خمینی رضوان‌الله‌علیه همان خدای مهدی علیه السلام است.

عنایت داشته باشید این سخنان را حضرت روح‌الله رضوان‌الله‌علیه در روزهای اول انقلاب نگفتند تا بگوئیم برای تثبیت انقلاب لازم است چنین روحیه‌ای در میان باشد، این سخنان را دو ماه قبل از رحلتشان در حالی نوشته‌اند که انقلاب کاملاً تثبیت شده بود، پس معلوم است نظر را به جایگاهی بالاتر از تثبیت انقلاب انداخته‌اند و راه و رسم رسیدن به مقصد نهایی را گوشزد می‌نمایند و می‌فرماید:

«مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجّر معرفی می‌کنند؟»

به جهت غفلت از این نکته‌ی حماسی بود که مقام معظم رهبری حفظه‌الله فرمودند:

«بعضی از مدیریت‌ها در بخشی از برهه‌های این سی سال زاویه‌هایی با مبانی انقلاب داشتند». (41)

 

انتظاری حماسی

فکر کردیم اگر در مقابل غرب کوتاه بیاییم آن‌ها از ادعاهایشان نسبت به انقلاب اسلامی دست برمی‌دارند در حالی که درست آن موقعی که دولت‌مردان می‌خواستند به بهانه‌ی عدم تشنج با جهان، به غرب روی خوش نشان دهند آن‌ها گفتند ایران محور شرارت است و حضرت امام‌ رضوان‌الله‌علیه این مطلب را خوب فهمیده بودند که اگر یک قدم از مواضع حقِّ خود کوتاه بیاییم آن‌ها چند قدم در مواضع ناحق خود جلو می‌آیند و به تعبیر حضرت ایشان:

«تا شما را از هویت اسلامی‌تان - به خیال خودشان- بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست». (42)

می‌فرمایند:

«مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلامِ ناب محمدی‌ صلی الله علیه و آله در سراسر جهان بر چوبه‌های دار می‌روند؟»

در چنین فضایی است که می‌توان به غرب پشت کرد و پرده‌های ظلمانی آن را شکافت تا رابطه‌ی ما با امام زمانمان علیه السلام زلال شود و همراه حضرت روح الله رضوان‌الله‌علیه بگوئیم «بگذار دنیای پست مادیّت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه‌ی اسلامی خود عمل می‌کنیم». حضرت روح الله رضوان‌الله‌علیه به ما پیام می‌دهند که امروز خدا ما را مسئول کرده‌است که راه ظهور حضرت را بگشائیم همان‌طور که به عهده‌ی امام زمان علیه السلام گذاشته تا در اولین فرصت که زمینه آماده شد ظهور نمایند. دقیقاً امروز خدا بر ما منت گذاشته و نهضت جهانی‌اش را با امام خمینی عزیز رضوان‌الله‌علیه شروع کرده تا جهت گیری ما جهت‌گیری منتظران باشد و در این راستا به تعبیر ایشان:

«امروز خداوند ما را مسئول کرده است، نباید غفلت نمود. امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال و حرکت انقلاب را برپا داشت». (43)

این است معنی انتظار نسبت به انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام زیرا باید از خود بپرسیم حضرت تشریف می‌آورند تا انقلاب کنند یا تشریف می‌آورند که جاده‌ و پل احداث نمایند تا ما زودتر به خانه‌هامان برسیم و چلومرغ‌مان را بخوریم؟ در راستای روحیه‌ی انقلابی حضرت مهدی علیه السلام و یاران ایشان، حضرت صادق علیه السلام می‌فرمایند: «مَنْ مَاتَ مُنْتَظِراً لِهَذَا الْأَمْرِ کَانَ کَمَنْ کَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ لَا بَلْ کَانَ کَالضَّارِبِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بِالسَّیْف‏»؛ (44) هرکس با انتظار ظهور امام زمان علیه السلام بمیرد مانند کسی خواهد بود که در خیمه‌ی قائم با او باشد، نه، بلکه مثل کسى است که در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله شمشیر زده باشد. این‌ها همه نشان می‌دهد که ظهور امام زمان‌ علیه السلام یعنی ظهور انقلابی بزرگ و فرهنگ انتظار نمی‌تواند از آن حالت حماسی جدا باشد و لذا نباید در حدّ رفاه اجتماعی موضوع را تنزل داد.

در حال حاضر جز راه امام خمینی رضوان‌الله‌علیه برای منتظرماندن در اردوگاه منتظران مهدی علیه السلام راهی در میان نیست. و تا راه امام خمینی رضوان‌الله‌علیه درست فهمیده نشود و در آن پرورش نیابیم هیچ ورودی در فرهنگ انتظار نداشته‌ایم. راه حضرت امام رضوان‌الله‌علیه تنها راهی است که ما را با نتایج فوق‌العاده‌ای روبه‌رو می‌کند و در نهایت به نتایجی می‌رسد که همه‌ی پیغمبرها می‌خواستند با ظهور حضرت صاحب الأمر‌ علیه السلام بدان دست یابند. آن مقصد نهایی در حدّ محدودی در انقلاب اسلامی ظهور کرد و ملت ایران توانستند به کمک آن، راه صد ساله را یک شبه طی کنند. بر همین اساس است که تأکید می‌کنم اگر فرهنگ انتظار را درست بشناسید و خود را وارد چنین فرهنگی کنید به‌خوبی احساس می‌کنید از همه‌ی جهات تغییر عمده نموده‌اید، اعم از روحیه‌ی حماسی که در شما پیدا می‌شود و یا اندیشه‌ی عمیقی که در معارف اسلامی برای شما گشوده می‌گردد. زیرا با فرهنگ انتظار می‌توان از حجاب ظلمانی آخرالزمانی عبور کرد و با زندگی دیگری آشنا شد، یعنی زندگی در کنار حضرت مهدی علیه السلام و در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله، که روایت آن عرض شد. اگر وارد چنین انتظاری نشویم ظلمات آخرالزمانی با ظاهر دینی‌اش ما را می‌فریبد. چنانچه پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: «بر امت من زمانی پیش می‌آید که از قرآن جز نقش آن، و از اسلام جز نام آن باقی نمی‌ماند، مسلمان نامیده می‌شوند، در حالی که بیش از همه‌ی مردمان از آن دورند، مساجدشان آباد است، ولی از هدایت خالی است». (45) علت این که امت پیامبر صلی الله علیه و آله به چنین ظلمتی می‌افتند آن است که به همان زندگی عادی که خارج از حاکمیت امام معصوم است راضی‌اند و با روحیه‌ی انتظارِ حماسی زندگی نمی‌کنند بلکه قرآن را برای تأیید وضع موجودشان می‌خوانند و مساجد‌شان را هماهنگ سلیقه‌ی ظلمات آخرالزمان مدیریت می‌کنند.

 

مقالات مرتبط :

برکات انتظار (1)

برکات انتظار (2)

برکات انتظار (4)

 

پی‌نوشت‌ها:
35- صحیفه‌ی امام، ج 21، ص 328.
36- بحارالأنوار، ج 5، ص 17.
37- کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ج 1، ص 287.
38- صحیفه‌ی امام، ج 21، ص 328.
39- مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» می‌فرمایند: «دیدید بعضى‌ها نتوانستند واقعیاتِ جلوى چشم را ببینند، نتوانستند تشخیص بدهند. در فتنه‌ى طراحى‌شده‌ى پیچیده‌ى سال 88 حقایقى جلوى چشم مردم بود؛ نگذاشتند یک عده‌اى این حقایق را ببینند، بفهمند؛ ندیدند، نفهمیدند. وقتى در یک کشور فتنه‌گرانى پیدا می شوند که براى جاه‌طلبى خودشان، براى دست یافتن به قدرت، براى رسیدن به اهدافى که به صورت آرزو در وجود خودشان متراکم و انباشته کردند، حاضر می شوند به مصلحت یک کشور، به حقانیت یک راه پشت کنند و لگد بزنند؛ کارى می‌کنند که سردمداران غربى و دشمنان درجه‌ى یک ملت ایران به هیجان مى‌آیند و سر شوق مى‌آیند و از آنها حمایت می کنند، این یک حقیقت روشن است؛ این چیزى نیست که وقتى نور هست، انسان آن را نبیند؛ اما بعضى ندیدند، بعضى نمى‌بینند، بعضى درک نمی کنند؛ بعضى به خاطر ظلمت دل، حتّى درک هم می کنند، اما حاضر نیستند به این فهم ترتیب اثر بدهند». ( عیدغدیر، 89)
40- همان.
41- 12/ 5 / 1388.
42- صحیفه‌ی امام، ج 21، ص 328.
43- صحیفه‌ی امام، ج 21، ص 325.
44- کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص 338.
45- ثواب الأعمال، شیخ صدوق، ص 253.

منبع: سایت حرف آخر