مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/انتظار و وظایف منتظران/برکات انتظار (1)
برکات انتظار (1)
برکات انتظار (1)

نویسنده : اصغر طاهرزاده
تعداد بازدید کننده : 323

بحث خود را در رابطه با برکات انتظار با این روایت شروع می‌کنم که رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ، اِنتظارُ الْفَرَجِ» (1) برترین عبادت، انتظار فرج است. معلوم است که فرج باید مسأله بسیار مهمی باشد که چنین نتایجی برایش هست و حکایت از آن دارد که در حقیقت « انتظار فرج » یک فرهنگ است و نه یک عمل خاص. بر همین اساس بنا داریم بر روی موضوع انتظار تأمّل کنیم تا روشن شود انتظارِ فرج، چه سبک و سیاقی دارد که بالاترین عبادات محسوب می‌شود.

 

قلّه‌ی بلوغ جهان

ابتدا باید روشن شود در «انتظار فرج» به کجا باید نظر کرد؛ چون در شرایطی شما منتظر هستید، که چیزی را در افق خود بشناسید، و به آن افق به امید ظهور آن چیز نظر ‌کنید. از آن جایی‌که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله خاتم پیامبران هستند با ایشان تاریخِ زمین به قله‌ی انتهاییِ بلوغ خود می‌رسد و دُور عالَم که با حضرت آدم‌ علیه السلام شروع شد. با به صحنه‌آمدن آخرین پیامبر صلی الله علیه و آله ، بستر ظهور نهایی‌ترین کمالات می‌گردد، پس باید ظهور نهایی را بسیار مهم ارزیابی کنیم. آن‌قدر ظهورِ جنبه‌ها‌ی نهایی کمالِ عالم حتمی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله از یک طرف می‌فرمایند: نزدیکی من به قیامت در حد نزدیکی دو انگشت است. (2) و از طرف دیگر می‌فرمایند: «وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فِیهِ وَلَدِیَ الْمَهْدِی‏» (3) سوگند به آن‌که مرا به حق مبعوث کرده اگر نماند از دنیا مگر یک روز، هر آینه آن روز را خداوند آن‌قدر طولانی می‌کند تا فرزندم مهدى ظهور کند. در چنین شرایطی تمام آنچه لازم بود با ظهور آخرین دین ظاهر شود پیش می‌آید و لذا با ظهور ایشان همه‌ی حقایقِ غیبی که امکان ظهور دارند، به صحنه‌ی ظهور می‌آیند.

نه‌تنها رسول خدا صلی الله علیه و آله عصاره‌ی همه‌ی پیامبرانند که مهدی علیه السلام نیز باطن شریعت همه‌ی انبیاء می‌باشد. حضرت عیسی علیه السلام مأموریتی دارند غیر از آنچه حضرت موسی‌ علیه السلام مأمور آن هستند ولی خاتم‌الرسل‌ صلی الله علیه و آله در مقام ظهور جامعیت اسماء الهی به صحنه آمدند تا عصاره‌ی کار همه‌ی انبیاء علیهم السلام را به میدان بیاورند و بر همین اساس خداوند با تمام اسمائش در قرآن ظاهر شده، قرآنی که بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده و با آن متحد گشته است. با توجه به این‌که اسماء الهی تماماً در آخرین دین ظاهر شده و با توجه به این که امیرالمؤمنین‌ علیه السلام می‌فرمایند: «ما مِنْ عِلْمٍ اِلاّ وَ اَنَا اَفْتَحُهُ وَ ما مِنْ سِرٍّ اِلاّ والْقائمُ یَخْتِمُهُ» (4) هیچ علمی نیست مگر این که من آن را گشودم و هیچ سرّی نیست مگر آن که قائم آن را به انتها رساند. پس همه‌ی اسرار دین توسط حضرت قائم علیه السلام ظاهر می‌شود. دُور این جهان، با ظهور مقدس امام زمان‌ علیه السلام به انتها و کمال خود می‌رسد. این اولین نکته‌ای است که بحمدالله همه‌ی عزیزان به آن اعتقاد دارند.

 

زیبایی‌های انتظار فرج

زیباترین اعتقاد، اعتقاد به این نکته‌ی مهم است که بدانیم مقصد و مقصود همه‌ی انبیاء و اولیاء، ظهور وجود مقدس امام زمان‌ علیه السلام است. در این رابطه حضرت صادق علیه السلام می‌فرمایند: «أَمَا تُحِبُّونَ أَنْ یُظْهِرَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ الْحَقَّ وَ الْعَدْلَ فِی الْبِلَادِ وَ یُحْسِنَ حَالَ عَامَّةِ الْعِبَادِ وَ یَجْمَعَ اللَّهُ الْکَلِمَةَ وَ یُؤَلِّفَ بَیْنَ قُلُوبٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ لَا یُعْصَى اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فِی أَرْضِهِ وَ یُقَامَ حُدُودُ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ وَ یَرُدَّ اللَّهُ الْحَقَّ إِلَى أَهْلِهِ فَیَظْهَرُوهُ حَتَّى لَا یُسْتَخْفَى بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ أَمَا وَ اللَّهِ یَا عَمَّارُ لَا یَمُوتُ مِنْکُمْ مَیِّتٌ عَلَى الْحَالِ الَّتِی أَنْتُمْ عَلَیْهَا إِلَّا کَانَ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ کَثِیرٍ مِمَّنْ شَهِدَ بَدْراً وَ أُحُداً» (5) آیا شما دوست ندارید که حق ظاهر شود و عدالت در شهرها برقرار گردد و حالِ همه‌ی بندگان خدا نیکو شود و کلمه‌ی الهی جمع گردد و میان دل‌هاى پریشان الفت پدید آید و خدا در سراسر زمین معصیت نشود و حدود الهى بر خلقش اقامه و حق به صاحبش برگردد تا هیچ حقى از ترس هیچ خلقى زیر پرده نماند؟ به خدا ای عمّار! کسى از شما بر این حالِ انتظاری‌که دارید نمیرد جز آن‌که در نزد خداى عزوجل از بسیاری از حاضرین بدر و احد افضل باشد. ملاحظه کنید انتظار آگاهانه به ظهور مهدی علیه السلام شخصیت معنوی انسان را تا کجا متعالی می کند که از بسیاری از حاضران بدر و احد افضل می شود.

باز حضرت صادق علیه السلام در رابطه با نظر به حضرت مهدی علیه السلام می‌فرمایند: «لَوْ اَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ اَیّام حَیاتی» (6) اگر او را درک کنم همه‌ی عمر در خدمتش خواهم بود. زیبایی انتظار به‌قدری است که امام حسین علیه السلام نقل می‌فرمایند: مردی نزد پدرم آمد و از اوصاف مهدی علیه السلام پرسید. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی صفات او را ذکر کردند با حالتی سرشار از عشق و شیدایی «أوْمَأ بِیدِهِ إلی صَدْرِهِ شوقاً إلی رُؤْیتِهِ» (7) به سینه‌ی خود اشاره کردند و فرمودند مشتاق دیدار او هستم. آن‌قدر جایگاه حضرت مهدی علیه السلام ارزشمند است که حضرت موسی علیه السلام از خدا تقاضا می‌کنند: «پروردگارا مرا قائم آل محمد قرار بده و خداوند فرمود: او از نسل احمد است» (8) این‌ها نشان می‌دهد افق همه‌ی انبیاء و اولیاء شرایطی است که وجود مقدس امام زمان‌ علیه السلام در آن ظهور می‌کنند؛ چون اگر کسی بخواهد با تمام رحمت‌های ممکنی که خداوند در صحنه‌ی حیات بشریت ظاهر می‌کند ملاقات نماید، باید تقاضای حضور در زمان حضرت صاحب علیه السلام را داشته باشد و همواره تمنّای چنین شرایطی در او شعله‌ور بماند و انتظار فرج به معنی کامل آن از این قرار است. انسانِ منتظر، نظر به قطبی دارد که تمام اسماء الهی در آن شرایط از باطن به ظاهر می‌آید و سرّی‌ترین حقایق عالم آشکار می‌شود به طوری که در هیچ شرایطی تا آن اندازه زمینه‌ی نمایش حق فراهم نبوده است. (9)

باید بر این نکته تأمل کرد که راز برکاتی که انتظار فرج در بر دارد در کجاست و چرا این‌همه برکت در چنین فرهنگی نهفته است؟ اصلی‌ترین حالتِ روحی که در فرهنگ انتظارِ فرج برای جامعه پدید می‌آید، فرهنگ گذار از وضع موجود و نظر به وضع مطلوب و زندگی با وضع مطلوب است.
انسان منتظر در فرهنگ انتظاری که شیعه ترسیم کرده، شخصیتی است که نسبت به آن‌چه بر جهان می گذرد از آن جهت که حجاب حقیقت است، راضی نیست و شرایطی را می‌شناسد که محل و مجلای حقیقت است.
انسان منتظر نظرش به شرایطی است که در آن شرایط، بسیاری از ابعاد سرّی و غیبیِ وجود انسان و عالمِ وجود، ظاهر می‌شوند و حقایقی در آن شرایط ظهور می‌کند که در حال حاضر هنوز ظاهر نشده و به همین جهت بسیاری از ابعاد حقیقت، تنها و بی‌جواب مانده و ائمه‌ی معصومین علیهم السلام با نظر به آن شرایط، بر برکات انتظار تأکید فراوانی نموده‌اند و زمان غیبت حجت الهی را شرایط پروراندن روحیه‌ی انتظار به‌حساب آورده و بر پایدارماندن بر عهد انتظار از طریق تبعیت از فقها تأکید دارند، از جمله حضرت امام حسن عسکری علیه السلام می‌فرمایند: «فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِکَ لَا یَکُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ لَا جَمِیعَهُم‏» (10) و اما هرکس از فقیهان که نفس خود را پاس دارد و دین خود را حفظ کند و به مخالفت با هواهاى نفس خویش برخیزد و فرمان خداى را اطاعت کند، بر مردم است که از او تقلید کنند و چنین خصوصیاتی را بعضى از فقیهان شیعه دارا هستند و نه همه‌ی آنان‏. از این طریق دوره‌ی غیبت امام معصوم دوره‌ی آمادگی جهت به ‌ظهورآمدن سرّی‌ترین حقیقت عالم وجود می گردد. (11)

 

اولین حجابِ حقیقت

در صدر اسلام افکاری به صحنه آمد که حقیقت اسلام را که رجوع به انسان معصوم بود به حجاب برد. با رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله چهره‌ی حقیقی اسلام به حاشیه رفت و دیگر در سطح روابط اجتماعی از آن اسلام خبری نبود، اسلامی که مسلمانان به کمک آن در امور معرفتی و اخلاقی قدم به قدم بالا بیایند و آماده شوند جهت نیل به عالی‌ترین معارف قدسی و فضائل اخلاقی. این اولین نکته‌ای است که باید مدّ نظر عزیزان باشد. چنان‌که مقام معظم رهبری حفظه‌الله می‌فرمایند:
«مسئله‌ی غدیر، صرفاً یک مسئله ‏اى که ما جمع شیعه به آن اعتقاد داریم و یک عده از مسلمان ‏ها هم به آن اعتقاد ندارند، این نیست. در نگاه تاریخى به اسلام و در تحلیل تاریخىِ حوادث صدر اسلام، موضوع غدیر - یعنى نصب جانشین- یک ضرورتى بود که اگر آن‏چنان که تدبیر شده بود - تدبیر رحمانى و الهى، و تدبیر نبوى- عمل مى‏ شد، بدون تردید مسیر تاریخ بشر عوض مى ‏شد و امروز ما در جایگاه بسیار جلوترى از تاریخ طولانى بشریت قرار داشتیم». (12)

آری موانعی پیش آمد که نگذاشت اسلام حقیقت خود را بنمایاند. البته اگر جامعه‌ی اسلامی با مدیریت ائمه علیهم السلام اداره می شد معنایش این نبود که بشر، دوران انتظارى نمی داشت و خود در طول این دوازده نسل، به نهایت مطلوب خود می رسید، بلکه بنا به فرمایش مقام معظم رهبری حفظه‌الله: «بشر نیاز به یک دوران انتظار داشت تا بتواند آن جامعه‌ی آرمانی را تحقق بخشد».

وقتی اهل‌البیت علیهم السلام از مدیریت جامعه حذف شدند، اسلامی به صحنه آمد که نمی‌توانست ابعاد الهی انسان‌ها را قانع‌کند. امویان و عباسیان جهت رفع نقصِ پیش‌آمده از یک طرف کتاب‌های زیادی را از یونان ترجمه و وارد جامعه کردند و از طرف دیگر اسرائیلیات را برای تفسیر دین وارد دین نمودند تا به کمک اندیشه‌ی یهودی، قرآن را تفسیر کنند. مسلمانان عملاً از اوّلی‌ترین نتایجی که می‌توانستند از اسلام بگیرند مثل عدالت و آزادی محروم شدند. در حالی‌که بنا به تعبیر مقام معظم رهبری حفظه‌الله:‌

«اگر آن دست به دست شدن امانتِ نبوى و گسترش کمّى و کیفىِ متناسب و درست، انجام مى‏ گرفت، امروز بشر این نیازها را گذرانده بود. نیازهاى فراوان دیگرى ممکن بود براى بشر پیش بیاید که امروز ما آن نیازها را حتى نمى‏ شناسیم. آن نیازها ممکن بود باشد؛ اما دیگر این‏قدر ابتدایى نبود. امروز ما و جامعه‏ ى بشرى، همچنان در دوران نیازهاى ابتدایىِ بشرى قرار داریم. در دنیا گرسنگى هست، تبعیض هست - کم هم نیست؛ بلکه گسترده است، به یک جا هم تعلق ندارد؛ بلکه همه جا هست - زورگویى هست، ولایت نابحق انسان‏ ها بر انسان‏ ها هست؛ همان چیزهایى که چهار هزار سال پیش، دو هزار سال پیش به شکل‏ هاى دیگرى وجود داشته است. امروز هم بشر گرفتار همین چیزهاست و فقط رنگ‏ ها عوض شده است.» (13)

وقتی نور اهل‌البیت علیهم السلام در حجاب رود چیزهایی جایگزین اسلام می‌شود که حقیقتاً اسلام نیست. و این اولین حجاب بزرگی بود که اسلام حقیقی را پوشاند. در حالی که اگر چشم‌ها از غدیر برداشته نشده بود، «غدیر» شروع آن روندى بود که مى‏توانست بشر را از این مرحله خارج کند و به مرحله ‏ى دیگرى وارد کند.

«آن‌وقت نیازهاى لطیف‏ تر و برتر و خواهش ‏ها و عشق‏ هاىِ به مراتب بالاترى، چالش اصلى بشر را تشکیل می ‏داد... این پایه‏ ها را پیغمبر اسلام بنیان‌گذارى کرد و براى حفاظت از آن، مسأله‏ ى وصایت و نیابت را قرار داد؛ اما تخلّف شد. اگر تخلّف نمى‏ شد، چیز دیگرى پیش مى‏ آمد». (14)

 

حجاب آخرالزمانی

آنچه موجب ‌شده تا عزیزان در موضوع «مهدویت و انتظار» با دقت فراوان بحث را دنبال کنند، پیچیدگی حجابی است که در آخرالزمان به صحنه می‌آید، حجابی که به ظاهر نجات‌بخش است ولی در باطن ظلمت است. در همین رابطه فرموده‌اند دجّال بسیار جذّاب به صحنه می‌آید نه مثل چنگیزخان مغول، بلکه راه حل‌هایی نشان می‌دهد و برنامه‌هایی می ریزد که اکثراً معتقد می‌شوند آن برنامه‌ها آن‌ها را از مشکلات زندگی‌شان نجات می‌دهد، به طوری که همه‌ی مجذوبین دجّال مسخ می‌شوند و از حقیقت انسانی خارج می‌گردند، بدون این‌که بفهمند حیوان شده‌اند. این‌که فرموده‌اند دجّال یک چشم دارد حاکی از یک بُعدی‌بودن شخصیت او است که نمی‌تواند به ساحات قدسی عالم و آدم نظر کند. (15) او مجذوبینِ خود را گرفتار ظاهر زندگی می‌کند، در حدّی که به همان ظاهر قانع می‌شوند و از فطرت انسانی که به ساحاتی دیگر گرایش دارد فاصله می‌گیرند. با دقت به این مسائل است که روشن می‌شود ظلمات آخرالزمانی، سیاه‌ترین و ظلمانی‌ترین حجاب‌ها است. چون شرایط طوری است که اکثراً متوجه ریشه‌های بحران نیستند و به همین جهت فرموده‌اند یاران حضرت مهدی علیه السلام قلیل می‌باشند و اکثر افراد، دجّال‌زده‌اند و نمی‌فهمند که از ارتباط با حقیقت محرومند و از دجّال دفاع می‌کنند که چرا می‌گویید او حجاب حقیقت‌ است؟ اگر کسی ظلمات آخرالزمانی را نشناسد و در زهد و عبادت و مقام اتصال به حق حضور نیابد، رجوع او رجوعِ به دجّال است و یک‌چشم‌داشتن. چنین کسی اصلاً نمی‌فهمد فرهنگ انتظار یعنی چه، هر چند به ادعا بگوید منتظر حضرت است.

اولین طلیعه‌ی برکت انتظار فرج وقتی شروع می‌شود که انسانِ منتظر بتواند بفهمد چه نوع ظلمتی جلوی ظهور نورانی امام را گرفته و موجب شده امام همچنان در غیبت باقی بمانند. انسان ها باید در گره‌زدن جانِ خود به خدا نقشی فعّال داشته باشند و این کار با توجه به امامی معصوم که واسطه‌ی بین انسان‌ها و خداوند است انجام می‌گیرد (16) و در این حالت است که انتظار با تمام شور و حرارت شروع می‌شود و انسان‌ها از جهان مادی و ماشینی‌شده فاصله می‌گیرند زیرا :

«ساکنان جهان ماشینی، با همه چیز مثل ماشین رفتار می‌کنند، آنان طبیعت را سرد و بی‌عاطفه می‌یابند و خودشان هم مثل آن می‌شوند.» (17)

در اوایل انقلاب اسلامی، نور حضرت صاحب الامر علیه السلام تا اندازه‌ای ظاهر شد و در نتیجه آن ظهور نسبی، شور و شوق آسمانی شدن همراه با آرمان‌های بلند انسانی، اکثر افراد جامعه را فرا گرفت ولی ما دوباره معصیت کار شدیم و نور امام در غیبت بیشتر رفت، باز بحمدالله به شعارها و اهداف انقلاب اسلامی روی آوردیم به امید آن‌که شرایط ظهور تامّ حضرت فراهم شود. زیرا مهدی علیه السلام در مقام امامت خود یک حقیقت ‌است و چون اکثر مردم ایران ظلمات حاکمیت شاه را فهمیدند و به امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» به عنوان نایب امام زمان علیه السلام روی آوردند، نور حضرت صاحب الامر علیه السلام به میان آمد. حال اگر مردم به نحوی نظر خود را به اندیشه‌ای غیر از اندیشه‌ی امام خمینی رضوان‌الله‌علیه بیندازند، نور حضرت صاحب الامر علیه السلام ضعیف می‌شود؛ زیرا غیبت و ظهور و فرج و خفای امام علیه السلام شدت و ضعف برمی‌دارد مگر آن‌که فرج کلی فرا رسد. در همین رابطه حضرت صادق علیهم السلامبه زُراره می‌فرمایند: «اَعْرِفْ إِمَامَکَ فَإِنَّکَ إِذَا عَرَفْتَهُ لَمْ یَضُرَّکَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّر» (18) امام خود را بشناس که اگر او را شناختى، زیانى به تو نخواهد رسید خواه این کار زود بشود یا دیر. این روایت با طرح موضوع تقدم و تأخرِ فرج، ما را متوجه شدت و ضعف در نور ظهور می‌کند ولی چون بحث ما فعلاً در مورد روایاتی است که انتظار فرج را بالاترین عبادت می‌داند و یا می‌فرمایند: «اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَج» انتظار فرج به خودی خود فرج است، به موضوع شدت و ضعف فرج نمی‌پردازیم.

 

مقالات مرتبط :

برکات انتظار (2)

برکات انتظار (3)

برکات انتظار (4)

 

پی‌نوشت‌ها:
1- کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج 1، ص 287.
2- امالی شیخ مفید، ص 188.
3- کمال الدین و تمام النعمة، ج‏1، ص 280.
4- تحف‌العقول، ص 271.
5- کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص 646 تا 647.
6- غیبت نُعمانی، ص 245.
7- همان، ص 212، ح 1.
8- اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج 3، ص 541.
9- در رابطه با ظهور سری ترین حقایق در آخرالزمان به کتاب «آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی» از همین مولف رجوع فرمایید.
10- بحار الأنوار ، ج‏2، ص 88.
11- مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» می‌فرمایند: «اگر آن‌طوری که پیغمبر معین کرده بود، امیرالمؤمنین، بعد امام حسن، بعد امام حسین، بعد ائمه‌ی دیگر، یکی پس از دیگری می‌آمدند، باز به گمان بیشتر، بشر نیاز به یک دوران انتظار داشت تا بتواند آن جامعه‌ی آرمانی را تحقق بخشد» ( عید غدیر، سال 84). ملاحظه می‌کنید که ایشان زمان غیبت را دورانی می‌دانند که باید بشریت به یک آمادگی خاص برسد.
12- فرمایشات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق  علیه السلام- غدیر 1384.
13- همان.
14- همان.
15- رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: «أَنَّهُ خَارِجٌ فِیکُمُ الْأَعْوَرُ الدَّجَّالُ وَ أَنَّ مَعَهُ جِبِالًا مِنْ خُبْز» مردى است یک چشم و کوهى از غذا در همه جا با وى است. (بحار الأنوار، ج‏51، ص 99)
16- امام صادق علیه السلام می فرمایند:« نَحنُ فیما بَینَکُم وَ بَینَ الله حِجاب»(بحار الأنوار، ج‏2، ص 95)
17- پروفسور ویلیام چیتیک، علم جهان و علم جان، ص 106.
18- غیبت نعمانی، ص329.

منبع: سایت حرف آخر