مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/انتظار و وظایف منتظران/فرهنگ انتظار و آثار غفلت از آن (2)
فرهنگ انتظار و آثار غفلت از آن (2)
فرهنگ انتظار و آثار غفلت از آن (2)

نویسنده : اصغر طاهرزاده
تعداد بازدید کننده : 169

رقیق‌شدن پرده‌ی غیب

با توجه قلبی به امام علیه السلام با این رویکرد که مقصد و مقصود جنبه‌ی روحانی وجود خودمان است، می‌توانیم رابطه‌ی خود را با عالم غیب رقیق کنیم همین‌طور که عدم توجه به امام و نشناختن مقام حضرت موجب می‌شود تا حجاب‌های بین ما و عالم غیب غلیظ و شدید ‌شود. زیرا همان‌طور که می‌دانید مقام امام زمان‌ علیه السلام یک حقیقت متعالی است که در جمال منوّر یک شخص ظاهر شده، شخصی که در مقام نوری خود واسطه‌ی فیضِ بین ما و خداوند است و به این معنی از جبرائیل و عزرائیل نیز بالاتر می‌باشد و باید با همان دید که به ملائکه‌ی مقرب می‌نگریم به حضرت نظر نماییم و فراموش نکنیم که حقایق در مقام ظهورِ خود مانند نور، شدت و ضعف دارند و در همین رابطه فرج حضرت صاحب الأمر علیه السلام شدید و ضعیف می‌شود. در زمان دفاع مقدس، ظهور نور امام زمان علیه السلام از دوران سازندگی شدیدتر بود، البته هر حقیقتی از جهتی تشکیک بردار و دارای شدت و ضعف است و از جهت دیگر دارای یک مقام مطلق می‌باشد، مثل «وجود» که در عین شدت و ضعف‌داشتن در مراتب، دارای مقام «مطلق» است و در مقام مطلق منشأ همه‌ی وجودات می‌باشد. فرج امام زمان‌ علیه السلام هم در عین شدت و ضعف در ظهور دارای یک فرج مطلق است و آن وقتی است که می‌گوییم دور عالم، از دور ظلمانی به دور نورانی تبدیل می‌شود و تمام مناسبات عالم معکوس می‌گردد.
ابتدا باید این نکته روشن شود که هر چه به حقیقت حضرت صاحب الامر علیه السلام یعنی به مقام واسطه‌ی فیض بودن حضرت بیشتر توجه شود فرج با شدت بیشتری تجلی می‌کند و در این راستا می‌توان برکات انتظار را مورد بحث قرار داد.

بر اساس تجربه‌هایی که در طول تاریخ داشته‌ایم می‌توان به این نتیجه رسید که هر چه از فرهنگ انتظار فاصله بگیریم از رحمت واسعه‌ی الهی که از طریق واسطه‌ی فیض خداوند به ما می‌رسد فاصله گرفته‌ایم و عملاً راه‌های فرج الهی را بر روی خود بسته‌ایم و در نتیجه با امثال بنی‌امیه و رضاخان روبه‌رو شده‌ایم زیرا فرج فقط برای این نیست که امام زمان‌ علیه السلام بیایند بلکه موجب می‌شود تا نظرها متوجه امام خمینی رضوان‌الله‌علیه و امثال ایشان شود. به عبارت دیگر عاملی است تا دریچه‌ی لطف خدا بر بندگانش گشوده گردد، همچنان‌که غفلت از انتظارِ فرج عامل بستن راه‌هایی است که فرج الهی در آن‌ها است. کافی است در تاریخ بررسی کنیم که چرا ملت‌ها در مرحله‌ای از تاریخ خود گرفتار حاکمانی چون رضاخان و یا بنی‌امیه شده‌اند. وقتی ما تصور کردیم با امثال رضاخان درهای اروپایی‌شدن به سوی ملت گشوده می‌شود و ملت ایران مثل اروپا پیشرفت می‌کند، درهای فرج را به سوی خود بستیم. با این که رسول خدا صلی الله علیه و آله از روز اول به ما فرمودند: «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ، اِنتظارُ الْفَرَجِ» (1) بالاترین عبادت انتظار فرج است. رسول خدا صلی الله علیه و آله از طریق شریعت الهی مسلمانان را در مسیری قرار دادند که همواره برکات الهی به آن‌ها می رسید، منتهی در ادامه باید با پایداری بر شریعت الهی منتظر فرج های گوناگون می‌شدند و نه‌تنها روحیه‌ی انتظار فرج الهی را در خود حفظ می‌کردند بلکه به فرج نهایی که با ظهور مهدی امت علیه السلام محقق می‌شود، نظر می‌دوختند ولی فرج خود را در معاویه و بنی‌امیه دنبال کردند در نتیجه گرفتار یزید شدند و فجایعی بر سر آن‌ها آمد که لشکریان یزید در مدینه به بار آوردند و تجاوز به ناموس مردم مدینه را بر خود مباح دانستند.

 

آفات غفلت از انتظار فرج

با توجه به مطالبی که عرض شد می‌توان گفت: هر اندازه که مسلمانان در مسیر شریعت محمدی صلی الله علیه و آله به حق بنگرند و منتظر فرج باشند به همان اندازه زمینه‌ی ظهور و فرج نهایی را فراهم کرده و در این مسیر به نحوه‌ای از فرج - هرچند ضعیف- دست می‌یابند و هر اندازه حجابِ حاکمیت‌های غیر الهی را عقب بزنند، ظهور نهایی امام علیه السلام را برای خود راحت‌تر ساخته‌اند. باید فرج و نجات را فقط در ظهور امام زمان علیه السلام جستجو کرد و خود را منتظر چنین ظهوری نمود تا در هر حال مسیر سعادت خود را مسدود نکرده باشیم. به تعبیر بسیار مهم حضرت صادق علیه السلام در زمان غیبت «مَنْ ماتَ مُنْتَظِراً لِهذَاالْاَمْرِ کانَ کَمَنْ کانَ مَعَ الْقائمِ فی فُسْطاطِهِ لابَلْ کانَ کَالضّارِبِ بَیْنَ یَدَیْ رسولِ‌اللهِ بِالسَّیْفِ» (2) هرکس بمیرد در حالی‌که منتظر ظهور حضرت صاحب‌الأمر باشد، مثل کسی است که در خیمه‌ی آن حضرت با قائم به‌سر برد، بلکه مثل کسی است که در کنار رسول‌خدا صلی الله علیه و آله با دشمنان آن حضرت مبارزه کند.

امید به فرج به آن معنی که حضرت صادق صلی الله علیه و آله از آن خبر دادند در زیر سایه‌ی ظهور انتظار امام زمان‌ علیه السلام، فرجی خواهد شد تا مؤمنین در ظلمات آخرالزمانی فرو نروند و به امثال رضاخان امید نبندند. وقتی توجه به فرج زیر سایه ظهور امام زمان علیه السلام نباشد، بشر گرفتار امیدهای پوچ و در نتیجه ناامیدی‌های جانکاه می‌گردد زیرا جایگاه امیدواریِ حقیقی خود را گم کرده است، به وام گرفتن از بانک جهانی امیدوار می‌شود و با به نتیجه نرسیدن برنامه‌هایِ بانک جهانی مأیوس می‌گردد. مشکل روشنفکران ما آن است که به چیزهایی غیر از فرجی که باید از طرف خدا باشد دل بسته‌اند و همین موجب می‌شود فریب فریبکاران بزرگ را تشخیص ندهند و عموماً در دام آن‌ها قرار ‌گیرند و در نتیجه یک جامعه و یک نسل از دست برود. انتظار فرج موجب می‌شود تا انسان‌ها وعده‌های فرهنگ غربی را فریب بزرگ ببینند.

عالمانی که بر مشرب پیامبر و ائمه‌ی معصومین‌ علیهم السلام در فرهنگ انتظار به‌سر می‌برند، اگر یک چشم بر زمین دارند، با چشم دیگر به آسمان و فرج الهی نظر می‌دوزند و به نور وَحی الهی، هر چیزی که در زمین، بوی خدا نمی‌دهد را نفی می‌کنند و با آن نوع فرهنگ در زمین تأثیر می‌گذارند و حجاب‌های فریب را می‌شکافند. امام خمینی‌ رضوان‌الله‌علیه با روح انتظار فرج در عالمِ جدید تصرف کرد، بی‌آن‌که مرعوب فرهنگ غربی شود و فرهنگ مدرنیته بتواند در او تصرف کند و نظر او را از شرایطی که با ظهور امام عصر علیه السلام پدید می‌آید به خود جلب کند، برعکسِ بعضی از مذهبی‌‌های غرب‌زده که ظلمات آخرالزمانی را نادیده می‌گیرند و پاسداران ظلماتی هستند که منجر به ادامه‌ی غیبت امام زمان علیه السلام است.

 

روحیه‌ی مهدوی و تصرف در ناسوت

امام زمان‌ علیه السلام حامل حقیقی‌ترین حقایق عالم معنا هستند و بر آن اساس در زمین تصرف می‌کنند و منشأ تحولی فوق العاده می‌گردند، چیزی که تا اندازه‌ای در حرکات حضرت امام خمینی‌ رضوان‌الله‌علیه مشاهده کردید که چگونه بنیاد حرکت خود در جهان را بر مبنای حقایق عالم ملکوت تنظیم کردند. اگر نمی‌توانیم تصور درستی از مبنای حرکت امام زمان علیه السلام داشته باشیم لااقل چگونگی تصرف امام خمینی رضوان‌الله‌علیه در جهان را درست بنگریم تا با مبنای حرکت حضرت صاحب الامر علیه السلام آشنا شویم، زیرا همان طور که ملاحظه کردید حضرت روح الله رضوان‌الله علیه فرمودند:

«انقلاب ما شروع انقلاب جهانی حضرت است و ما از اصول خودمان که مقابله با مستکبران جهان و دفاع از مستضعفان است، یک لحظه‌ فرو نمی‌نشینیم».

این کلمات عزم تصرف در عالم را به‌خوبی نشان می‌دهد و بر این اساس می‌گوییم تصرّف در عالم ناسوت از یک طرف و ارتباط با عالم ملکوت از طرف دیگر، روحیه‌ی مهدوی است که در آن نه ارتباط با عالم ملکوت ترک می‌شود و نه ارتباط با عالَم ناسوت. از این طریق با تجلی روحیه‌ی مهدوی زمینه‌ی ظهور نور کلی مهدی علیه السلام فراهم می‌شود، نوری که به کمک آن سراسر عالم به نور پیامبر‌ صلی الله علیه و آله، تسخیر می‌شود و معنی فرهنگ انتظار جز این نیست.

اگر لحظه‌ای از جنگ با جهان کفر غافل شدیم، تمام برکات انتظار از زندگی ما بیرون می‌رود و اگر برکات ارتباط با نور حضرت مهدی علیه السلام از جامعه‌ی شیعه بیرون رفت دیگر دستمان برای ادامه‌ی حیات خالیِ خالی خواهد شد و لا محاله به دنیای استکبار پناهنده می‌شویم، چیزی که در اعمال و رفتار بسیاری از سیاسیون ملاحظه کردید که ابتدا ارتباط خود با عالم ملکوت را به جهت غفلت از انتظار فرج ترک کردند و سپس قبله‌ی خود را «لس‌آنجلس» قرار دادند.

منتظر واقعی به کمک نور مهدی‌ علیه السلام و بدون ترک ملکوت، به تصرف در عالم ناسوت می‌پردازد و به هدم کلیِ فرهنگ ظلمانیِ آخرالزمان می‌اندیشد همان چیزی که حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه در توصیه‌ی خود متذکر شدند که:

«باید یک لحظه از ایجاد حکومت جهانی اسلام منصرف نشویم».

این پیشنهاد، کمک می‌کند تا در فرهنگ انتظار بمانیم و رشد کنیم و بفهمیم باقی‌ماندن بر عهد امام خمینی‌ رضوان‌الله‌علیه با فاصله‌گرفتن از ظلمت آخرالزمان ممکن است و رسیدن به معرفت به مقام امام، باقی‌ماندن بر عهدی است که به برکات نهایی زندگی با امام زمان‌ علیه السلام می‌انجامد. (3)

برای درک آثار دوری از عهد امام خمینی رضوان‌الله‌علیه به آنهایی نظر کنید که از آن عهد سرباز زدند و تحت عنوان این‌که حرف‌های حضرت امام مربوط به سال 1360 بود و حالا تحت عنوان تنش‌زدایی باید به جهان کفر لبخند بزنیم، به ملت پشت کردند و با عمل خود دشمنان اسلام را هیجان‌زده کردند، ملاحظه کنید چگونه همه‌چیزشان را از دست داده‌اند، حتی خانواده و فرزندانشان هرکدام در یکی از کشورهای دنیای غرب پرسه می‌زنند.

 

راه فتوح آخرالزمان

کسی‌که با ظلمات آخرالزمان سرِ جنگ ندارد، هرگز زمینه‌ای برای فتوح آخرالزمان فراهم نمی‌کند. او عملاً همراه دشمن به جنگ اسلام و مسلمین آمده و این آن خطری است که بعضی اندیشمندان دینی ممکن است به آن دامن بزنند و با فرو نشاندن روح ستیز با ظلمت آخرالزمانی از دین غیر سیاسی سخن بگویند و عامل دوری از فرج حضرت حجّت‌ علیه السلام گردند. آنچه موجب شروع ظهور فرج می‌گردد تعهد عملی در اثبات دیانت است و تعهد عملی بدون تعهد سیاسی بروز پیدا نمی‌کند. چون باید بتوانیم حقانیت دین اسلام را اثبات کنیم و اثبات حق حتماً با نفی باطل همراه است.

روشنفکران سیاسی‌ با طرح « پلورالیسم دینی » خواستند چنین القاء کنند که همه‌ی ادیانِ موجود حق‌اند، تا جایی برای فرهنگ انتظار - که در صدد عبور از فرهنگ مدرنیته است- باقی نماند. اگر از آن‌هایی که پلورالیسم دینی را مطرح می‌کنند بپرسید شما به کدام‌یک از ادیانِ موجود معتقدید در حالی‌که هیچ‌کدام از ادیان، دینِ غیر خود را حق نمی‌دانند، جوابی برای گفتن ندارند مگر این که بگویند ما برای ادیان تکلیف تعیین می کنیم و نه ادیان برای ما. این‌ها عملاً در تلاش‌اند تا خودشان جای خدا و پیغمبر بنشینند و به مردم القاء کنند به چیزی بالاتر از لیبرال دموکراسیِ موجود دل نبندید. پس در پشت تئوری پلورالیسمِ دینی جریان مقابله با فرهنگ انتظار و نفی روحیه‌ی انقلابی نهفته است و تن‌دادن به وضع موجود جهان. این در حالی است که اگر انسان‌ها نگران حضور ظلمات موجود در جهان نباشند، نه‌تنها فرجی نصیب‌شان نمی‌شود، بلکه ظلمات موجود همه‌ی زندگی را از آن‌ها می‌رباید.

 

قسمت قبلی این مقاله :

فرهنگ انتظار و آثار غفلت از آن (1)

 

پی‌نوشت‌ها:
1- کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ج 1، ص 287.
2- بحارالأنوار، ج 52 ، ص 146.
3- برای معرفت هرچه بیشتر به مقام امام به کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت علیهم السلام» از همین مؤلف رجوع فرمایید.

منبع: سایت حرف آخر