مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد انتظار/انتظار و وظایف منتظران/آسیب شناسی فرهنگ انتظار و سنت های عاشورایی (1)
آسیب شناسی فرهنگ انتظار و سنت های عاشورایی (1)
آسیب شناسی فرهنگ انتظار و سنت های عاشورایی (1)

نویسنده : دکتر سید ابوالحسن مخزن موسوی
تعداد بازدید کننده : 166

مقدمه

از آنجا که زندگی بشر در طی تاریخ هیچ گاه از اعتقاد به ماوراء ماده و طبیعت جدا نبوده و بشر همواره با اعتقادهای خویش زندگی می کرده است، به دیگر تعبیر شیوه زندگی بشر یا مبتنی بر دین فطری یا تعالیم نظام مند آسمانی بوده که به دست پیامبران به بشر ابلاغ گردیده است؛ لذا از آنجا که محتوای عقاید و تعالیم و برنامه های دینی همواره با ظلم و تجاوز و غارتگری در تعارض بوده، بلکه یکی از مأموریت های مهم انبیاء الهی از بین بردن ظلم و تجاوز و غارتگری است، زورمداران و اقتدارگرایان و دنیا طلبان همواره با این برنامه های دینی سر ناسازگاری و ستیز داشته اند و همه تلاش خویش را برای آن مصروف داشته اند؛ چنان که خداوند در قرآن کریم به این حقیقت تصریح می کند و می فرماید: «و ما أرسلنا فی قریة من نذیر الا قال مترفوها إنا بما ارسلتم به کافرون» (سبأ 34) همچنین از آنجا که عقاید و تعالیم دینی ریشه در فطرت انسان ها دارد، و انسان ها نمی توانند از این عقاید خویش جدا شوند، شیوه مبارزه با دین تغییر کرد. به این معنا که به جای مبارزه و مجادله بی فایده با اصل دین همه اهتمام خویش را به این مصروف داشته اند تا روح و محتوای دین را از جامعه بگیرند و قشر و پوسته و ظاهر دین را باقی بگذارند و برای از بین بردن محتوا و حقیقت دین نیز همواره به روش های زیر عمل نموده اند:

1- بستن پیرایه هائی به دین

2- رواج قشری گرائی دینی

3- تحریف محتوای تعالیم دینی

این دو فرهنگ عاشورا و انتظار دو مقوله دینی است که متأسفانه از تحریف و پیرایه مصون نمانده است؛ لذا با توجه به اینکه حقیقت انتظار و عاشورا به عنوان موتور محرکه برای قوام و بقا و گسترش حقیقت دین است، کنار زدن غبارها و پیرایه ها و تحریف ها از چهره آن دو، اجتناب ناپذیر است؛ لذا نگارنده برآن است تا در این مقاله ضمن بررسی این آسیب ها راه کارهای لازم را نیز برای آسیب زدائی از هر دو فرهنگ ارائه کند.

 

عناصر اصلی تشکیل دهنده فرهنگ عاشورا

این عناصر عبارت اند از:

1- محبت و عشق نسبت به امام حسین علیه السلام، دوست داشتن دوستان او و دشمن داشتن دشمنان او.

2- امر به معروف و نهی ازمنکر که از مصادیق آن:

الف- عدالت طلبی و ظلم ستیزی.

ب- عزت طلبی.

ج- اصلاح طلبی و ایجاد جامعه آرمانی می باشد که از لوازم آن شایسته سالاری است.

د- شهادت طلبی به عنوان آخرین مرتبه امر به معروف و نهی از منکر.

 

عناصر تشکیل دهنده فرهنگ انتظار

1- محبت و عشق نسبت به امام عصر علیه السلام

2- انتظار ظهور منجی و مصلح.

3- شایسته سالاری.

4- عدالت طلبی و ظلم ستیزی.

5- اصلاح طلبی و ایجاد جامعه آرمانی.

همان طور که ملاحظه می شود، عناصر تشکل دهنده هر دو فرهنگ، آرمانی و مایه تحرک و پویایی جامعه می باشد، و هدف غائی هردو فرهنگ ایجاد جامعه آرمانی براساس وعده الهی است که فرمود:

«و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین (قصص 5) ما اراده کرده ایم که بر مستضعفان منت بگذاریم و آنان را پیشوایان جامعه و وارثان زمین قرار دهیم».

و نیز فرمود:

«ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحین (انبیاء 105) ما این وعده (تخلف ناپذیر) را پس از ذکر در کتاب زبور منعکس کرده ایم که بندگان صالح من وارثان زمین خواهند گشت».

اما هردو فرهنگ از آسیب در امان نمانده اند؛ از جمله این آسیب ها است:

1- قشری گری / 2- تحریف / 3- پیرایه بستن

با توجه به اینکه پرداختن به آسیب های هردو فرهنگ، مستلزم پرداختن به عناصر تشکیل دهنده آن دو فرهنگ می باشد و از حوصله یک مقاله خارج است، لذا نگارنده در این مقاله تنها به عنصر محبت و جلوه های آن در هر دو فرهنگ می پردازد.

 

جلوه های محبت نسبت به امام حسین علیه السلام در فرهنگ عاشورا

محبت و عشق به امام حسین علیه السلام بیشتر در اشکال زیر جلوه می کند:

 

1- عزاداری

که در قالب های زیر ایجاد می شود:

الف- نوحه خوانی / ب- سینه زنی / ج- سخنرانی و روضه خوانی / د- گریه

حقیقت امر این است که اقامه عزا در این اشکال اگر درست انجام شود، باعث زنده نگه داشتن فرهنگ عاشورا می شود و زنده و پویا بودن فرهنگ عاشورا ضامن دوام و بقای دین می شود.

 

2- ابراز محبت زبانی

که به طرق زیر عملی می شود:

الف- زیارت از راه و نزدیک.

ب- ابراز تأسف از عدم حضور در کربلا و یاری آن حضرت و عدم نیل به درجه شهادت در رکاب آن حضرت، آن طور که در زیارت معروف به وارث خوانده می شود: «فیالیتنی کنت معکم فأفوز معکم.» (قمی، مفاتیح الجنان).

ج- ابراز تولی و تبری در قالب عباراتی نظیر آنچه در زیارت عاشورا به این صورت آمده است: «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم.» (همان مأخذ)

 

3- گریه و توسل

جلوه های محبت نسبت به امام عصر علیه السلام در فرهنگ انتظار

محبت در فرهنگ انتظار به صورت های زیر جلوه می کند:

1- انتظار همراه دعا برای تعجیل در ظهور.

2- خواندن زیارت نامه

3- آرزوی یاری آن حضرت و اجرای اوامر او و به شهادت رسیدن در رکابش، آن طور که در دعای عهد خوانده می شود:

«اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و الممتثلین لاوامره و المحامین عنه و السابقین الی ارادته و المستشهدین بین یدیه... (همان مأخذ) بار الها! مرا از انصار و یاران و مدافعان او و شتاب کنندگان در تأمین خواسته های او و سربر فرمان اوامر او و از هواداران او و پیشی گیرندگان در مسیر خواست او و از شهیدان در رکاب او قرار ده.»

 

آسیب شناسی فرهنگ عاشورا

آسیب های فرهنگ عاشورا را می توان ای چنین برشمرد:

1- جهل نسبت به شأن امام علیه السلام.

2- سطحی نگری در محبت نسبت به امام.

3- رواج قشری گرائی دینی در عزاداری، و پیرایه بستن به آن و هدف قرار گرفتن وسیله که همان عزاداری است، که بخش اعظم آن ناشی از جهل می باشد، و از مصادیق آن:

الف- پر رنگ گشتن قشر و پوسته عزاداری و کم رنگ شدن مغز و محتوای آن.

ب- عرضه نوحه ها و روضه های بی محتوا یا کم محتوا و سست و ضعیف و از این طریق اهانت روا داشتن به شأن و جایگاه امام.

ج- رواج ثواب گرائی از طریق:

- برداشت انحرافی از حدیث: «من بکی او ابکی او تباکا وجب له الجنه : هرکس بگرید یا بگریاند یا خود را به هیئت گریه کن درآورد، بهشت بر او واجب می شود.» و دریافت مجوز ورود به بهشت بدون به پایبندی تعالیم شرع!

- ترجیح دادن پذیرائی شکمی بر پذیرائی فکری و تغذیه جسمی بر تغذیه روحی و معنوی.

- به کارگیری علامت های سنگین و گران قیمت و انجام حرکات نمایشی که این به عنوان یکی از پیرایه های عزاداری است.

- آسیب رساندن به خود در هنگام عزاداری و تن ندادن به انجام فرائض دینی یا سهل انگاری در انجام آن ها.

4- تعطیل شدن فریضه عظیم امر به معروف و نهی از منکر، که هدف نهضت عاشوراست.

5- حاکم نشدن فرهنگ شایسته سالاری، که از اجزای فرهنگ عاشورا و انتظار می باشد.

ابراز تولی و تبری به صورت زبانی یا قلبی و زبانی و اکتفا نمودن به ذکر جملاتی نظیر«انی سلم لمن سالمک و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم» (قمی، مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا) نوعی توقف در سطح است و ورود به عمق مستلزم صورت عملی دادن به آن است که مقدمه آن دشمن شناسی است!

 

آسیب شناسی فرهنگ انتظار

فرهنگ انتظار نیز از غبار جهل و متعاقب آن از  انواع آسیب ها در امان نمانده که در ذیل برخی از آن ها ذکر می شود:

1- عدم شناخت درست از شأن و منزلت امام علیه السلام.

2- سطحی نگری در محبت نسبت به امام.

3- رواج قشر گرائی دینی و توقف در حد قشر و سطح زیارت نامه و دعا و آرزوی ظهور بدون اهتمام برای احراز قابلیت.

4- تبدیل شدن انتظار پویا وتحرک آفرین به انتظار منفی و رکود آفرین.

 

راه کارهای لازم برای آسیب زدائی از هر دو فرهنگ

1- زدودن غبار جهل پیرامونِ:

الف- نوع شناخت از شؤون امامت.

ب- نوع تلقی از محبت نسبت به امام علیه السلام.

ج- نوع تلقی از یاری رساندن به امام.

د- سنت های عزاداری.

ه- مفهوم انتظار.

 

2- فراگیر ساختن امر به معروف و نهی از منکر

در ذیل هرکدام از این موارد مورد بحث و بررسی قرار می گیرد:

بررسی عنصر محبت نسبت به امام علیه السلام

محبت امری است قلبی که با تبعیت از اراده و خواست و تعالیم محبوب صورت عملی به خود می گیرد، چنان که خداوند متعال به پیامبرش می فرماید: «قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله» (آل عمران 30)

از این آیه استفاده می شود که:

1- شرط محب صادق بودن تبعیت از تعالیم الهی که به دست پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه می شود.

2- اگر محبت صادقانه باشد، محب خداوند، محبوب او می شود.

3- محب بودن با نافرمانی از محبوب منافات دارد و غیر صادقانه بودن ادعا را به اثبات می رساند. چنان که ابن المبارک می گوید:

تعصی الاله و انت تظهر حبه ... هذا لعمری فی الفعال بدیع

لو کان حبک صادقاً لاطعته ... ان المحب لمن یحب مطیع (محجة البیضاء، ج 8، 69)

خدا را نافرمانی می کنی و سپس ادعای دوستی او را می کنی؟ ... به جانم سوگند؛ این کار نادرستی است!

اگر خدا را صادقانه دوست می داشتی، او را اطاعت می کردی ... زیرا که اصل این است که محب باید مطیع محبوب باشد.

برهمین اساس است که خداوند محبت اهل بیت پیامبرش را بر امت واجب فرموده است و آن را اجر رسالت او قرار داده است؛ آنجا که می فرماید:

«قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی و من یقترف حسنة نزد له فیها حسناً ان الله غفور شکور» (42 /23)

چنان که زمخشری در تفسیر این آیه می نویسد: همین که این آیه نازل شد، سؤال شد:

یا رسول الله من قرابتک هولاء الذین وجبت علینا مودتهم؟ قال: علی و فاطمه و ابناهما... (1407، الکشاف، ج4 : 219) ای رسول خدا این نزدیکان تو که محبت آن ها بر ما واجب گردیده چه کسانی هستند؟ فرمود: علی و فاطمه و دو فرزندش...

همچنین شواهد التنزیل از ابن عباس روایت کرده است که گفت همین که این آیه نازل شد، پرسیدند:

«یا رسول الله من هؤلاء الذین امرنا الله بمودتهم؟ قال علی و فاطمه و ولدهما» و در روایت دیگر می خوانیم: «قال: علی و فاطمه و ابناهما». (الحسکانی الحنفی، 1411،ج2 : 130) ای رسول خدا، این ها کیانند که خداوند محبت به آن ها را به ما فرمان داده؟ فرمود: علی و فاطمه و دو فرزندشان . و در روایت دیگر علی و فاطمه و دو پسرشان.»

آیه و روایات فوق دلالت دارند بر این که محبت اهل بیت بر همه مسلمان ها واجب است.

صرف نظر از اینکه براساس مطالب گذشته، مدعی محبت لاجرم باید از محبوب تبعیت کند؛ والا در ادعا صادق نیست، در تمام اوامر و نواهی الهی منافع فراوانی وجود دارد که به بنده برمی گردد، پس در وجوب محبت نسبت به اهل بیت نیز منافعی وجود دارد که به محب برمی گردد.

 

آثار و منافع محبت اهل بیت

حاکم حسکانی از ابوسعید الخدری روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

«والله لایحب اهل بیتی عبد الا اعطاه الله عزوجل نوراً حتی یرد علیّ الحوض، و لا یبغض اهل بیتی الا احتجب الله عنه یوم القیامه (شواهد التنزیل، 1411،ج2 : 310) به خدا سوگند! هیچ بنده ای اهل بیت مرا دوست نمی دارد مگر آن که خدای عزیز و جلیل نوری به او عطا فرماید که با استفاده از آن در بهشت در کنار حوض کوثر بر من وارد می شود و هیچ کس نسبت به اهل بیت من بغض نمی ورزد مگر آنکه خداوند در روز قیامت از او روی گردان شود.»

او همچنین از امام محمد بن علی علیهماالسلام روایت می کند که فرمود:

«اما انه من احبنا فی الله نفعه بحبنا... انما حبنا اهل البیت شیء یکتبه الله فی قلب العبد، فمن کتبه الله فی قلبه لم یستطع احد (ان) یمحوه، اما سمعت الله یقول: اولئک کتب فی قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه (58/ 22) الی آخر الایة، فحبنا اهل البیت (من اصل) الایمان (همان مأخذ: 330) آگاه باشید ! هرکس در راه خدا ما را دوست بدارد، منفعت محبت به او می رسد،... حقیقت این است که دوستی ما اهلبیت چیزی است که خداوند در قلب بنده حک کرده است، بنابراین هرکس که خداوند محبت ما را در دل او حک کرده باشد، هیچ کس را یارای محو ساختن آن نیست. آیا نشنیده ای که خدای سبحان فرمود: این ها کسانی هستند که خداوند ایمان را در دلشان قرارداده و از ناحیه خود به وسیله روحی آن ها را یاری می دهد، پس دوستی ما اهل بیت از ریشه ایمان است.»

همان طور که قبلاً ذکر شد محبت اهل بیت مقدمه و بستر برای تبعیت از آن ها است که در این خصوص ابن عربی در تفسیر آیه «و من یقترف حسنة نزد له فیها حسناً» می نویسد: «... و من یقترف حسنة بمحبة آل الرسول نزد له فیها حسناً بمتابعه لهم فی طریقتهم، لان تلک المحبه لا تکون الا لصفاء الاستعداد، و بقاء الفطرة و ذلک یوجب التوفیق و حسن المتابعة، و قبول الهدایة (تفسیر القرآن الکریم، 1368،ج2: 433) هرکس کار نیکی را از روی دوستی با خاندان رسول صلی الله علیه و آله انجام دهد به خاطر پیروی از آن ها، بر نیکی او می افزائیم زیرا که کسی به بهشت وارد نمی شود مگر بخاطر صفای درون باقی بودن بر فطرت،زیرا که آن موجب کسب توفیق و خوب متابعت کردن و هدایت پذیری می شود...»

چنانکه در زیارت جامعه کبیره، ورود به بهشت مستلزم تبعیت از اهل بیت ذکر شده است:

«من اتبعکم فالجنة مأواه و من خالفکم فالنار مثواه» (قمی، مفاتیح الجنان)

شایان ذکر است که محبت پیامبر و اهل بیت او محبت به خداست: چنانکه در زیارت جامعه کبیره می خوانیم:

«من والاکم فقد والی الله و من عاداکم فقد عاد الله و من احبکم فقد احب الله ...» (قمی، مفاتیح الجنان)

از مجموع آنچه در بازشناسی عنصر محبت به عنوان یکی از اجزای فرهنگ عاشورا و فرهنگ انتظار ذکر شد، این نتیجه حاصل می شود که محبت اهل بیت در دل داشتن توفیق و بستر مناسبی است برای تبعیت از اهل بیت، بنابراین هرچه محبت شدیدتر، اطاعت باید جدی تر باشد و عدم عبور از سطح به عمق و از مقدمه به متن و از محبت به حسن متابعت آسیب بزرگی است که باید از بین برود.

ادامه دارد...

لینک مقاله مرتبط : قسمت بعدی این مقاله

 

منبع: مجموعه مقالات دومین کنگره سراسری عاشورا پژوهی؛ عاشورا، انقلاب، انتظار، جلد 3.