مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/سبک زندگی با رویکرد خانواده/مهارت‌های ارتباط در خانواده/آیا زن و شوهر جنس مخالف یکدیگرند؟
آیا زن و شوهر جنس مخالف یکدیگرند؟
آیا زن و شوهر جنس مخالف یکدیگرند؟

نویسنده: دکتر لیلا خواصی
تعداد بازدید کننده : 457

استفاده از واژه ی « جنس مخالف» از جمله مواردی است که شناخت و ترسیم حریم زناشویی را با مشکل مواجه می کند و نه تنها ممکن است به روابط زن و شوهر صدمه بزند، بلکه در سطح جامعه نیز موجب ایجاد یک بازخورد منفی بین زن و مرد می شود. متأسفانه این اصطلاح نادرست در ایران کاربرد زیادی دارد و تقریباً همه ی مردم با هر سطح از سواد، فرهنگ و نگرشی حداقل در کلام از این عبارت استفاده می کنند و به غیرهم جنس خود، جنس مخالف می گویند.
این مفهوم ( جنس مخالف)، بالقوه تداعی کننده ی یک تضاد و ناهمگونی بین دو جنس زن و مرد است که هیچ گونه تساوی، همسانی و همگونی ای میان آن ها برقرار نیست و اگر غیرممکن نباشد، لااقل یافتن تشابه بین شان بسیار سخت و دور از ذهن خواهد بود. در نتیجه در چنین تضادی تعریف هر زوجی از ارزش ها و باورهایش و... از ریشه با یک دیگر متفاوت است و تضادهای زیادی بین آن ها وجود دارد.
گاهی حتی برخی از زنان و مردان نگاه سرسختانه تری به این مسئله دارند و یک دیگر را با عنوان نژاد زن و نژاد مرد خطاب می کنند. این دسته از افراد بر این باورند که حتی با غیرهم جنسی که ریشه در یک خاک، سرزمین و فرهنگ دارند، متفاوت و غیرهم سان هستند و میان باورها، ارزش ها و حتی نیازهای شان هیچ گونه شباهتی وجود ندارد. مثلاً در میان صحبت های شان می گویند: « طایفه ی شما زن ها یا مردها!» یا حداقل هر دو طرف از واژه ی « شما زن ها» یا « شما مردها» استفاده می کنند. این همان نگرش ها و باور نادرستی است که باعث می شود هر یک از افراد جامعه، همواره خودی و غیرخودی بودن را در ذهن شان بپرورانند و میان افراد دسته بندی و خطکشی قایل شوند. در حالی که هر یک از ما پیش از آن که زن باشیم یا مرد، یک انسان هستیم و ارزش و ماهیت یکسانی داریم. هیچ یک از ما به دلیل تفاوت های ذاتی و آن جهانی نیست که زن یا مرد خلق شده ایم.
شاید اساس خلقت آدمی بر مبنای تفاوت میان زن و مرد باشد اما هرگز بر پایه ی تضاد میان آن ها نیست، بلکه هر یک از ما در خانواده های مان، زن یا مرد تربیت می شویم و متأسفانه چون خانواده ها کم تر به این فکر می کنند که فرزندشان قبل از آن که دختر باشد یا پسر، انسان است، بحث جنسیت و تفاوت های آن را خیلی اصیل و پررنگ می بینند.
این نگاه غیرانسانی و ارزشی به جنسیت ها حتی زبان و گویش ما را تحت تأثیر خود درآورده و کاربرد مفاهیم را با مشکل مواجه کرده است. مثلاً در فرهنگ ایرانی صفت « جوانمردی» به کسی داده می شود که خصایص مثبت انسانی در او بارز و به همین دلیل از محبوبیت و ارزش بالایی نزد عامه ی مردم برخوردار است. اما آیا می توان به زنی که به همین صفات آراسته است واژه ی جوانمرد را اطلاق کرد؟!
برعکس این نیز صادق است، به طوری که اگر مردی ارزش های انسانی و اخلاقی را زیر پا بگذارد و آن ها را نادیده بگیرد، می گویند: «فلانی از زن هم کمتر است!» این عبارت جز تحقیر و کوچک شمردن زنان چه معنایی دارد؟ و آیا جز آن که می خواهد مخالفت این دو جنس را حتی در ذات و ماهیت آشکار کند، کارکرد دیگری هم دارد؟
چنین نگرش هایی سبب می شود حتی زن و شوهر در بیان محبت شان به یک دیگر با مشکل مواجه شوند و گمان کنند در صورت ابراز علاقه به یک دیگر احساس کنند به دشمن خود امتیاز داده اند و در این مبارزه تاریخی - به قول معروف - کم آورده اند! و فکر می کنند ابراز علاقه کردن طرف مقابل را « پررو» می کند؛ در حالی که همسر ما جنس مکمل یا فقط غیرهم جنس ما است و تضاد عمیق و جدی ای بین ما وجود ندارد.
با درک این واقعیت به راحتی می توانیم در کنار هم و برای هم زندگی کنیم، زیرا خواست و اراده ی خداوند نیز بر این است که زن و مرد مکمل یک دیگر و مایه ی آرامش هم باشند.

منبع: معنای حریم همسران در ازدواج های موفق، لیلا خواصی، تهران، نشر قطره، چاپ اول (1389)، به نقل از راسخون