مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/ دیدگاه‌های امام و رهبری/مطالبات امام و رهبری/نامه رهبری جای خالی دیپلماسی عمومی را پر کرد
نامه رهبری جای خالی دیپلماسی عمومی را پر کرد
نامه رهبری جای خالی دیپلماسی عمومی را پر کرد
رو به سوی جایگاه یک قدرت بین‌المللی
نویسنده : حمیدرضا منتظری
تنظیم و ویرایش : سایت راه برتر
تعداد بازدید کننده : 302

مقام معظم رهبری در اولین روز ماه جاری با نامه ای پرمحتوا و هدفمند، جوانان اروپا و آمریکای شمالی را مورد خطاب قرار دادند که بازتاب های گسترده ای در جوامع غربی داشته است. این نامه در عین حالی که انتشار و نوع آن در دنیا کم سابقه به نظر می رسد، به عنوان یک راهبرد استراتژیک نیز تلقی می گردد. در این نوشتار قصد داریم که از زاویه ای فراتر از هدف اعلامی نامه یعنی خنثی نمودن پروژه های اسلام هراسانه که توسط اتاق های فکر و دولتمردان غربی طراحی و اجرایی شده و اسلام را به عنوان خطری برای تمدن غربی معرفی و تبلیغ می کنند، به تحلیل برخی اهداف که در نامه مبتکرانه معظم له مستتر است، بپردازیم. از اینرو ابتدا بطور مختصر به دلایل و چرایی نگارش نامه هوشمندانه رهبر معظم انقلاب در این مقطع زمانی و همچنین چرایی انتخاب جوانان اروپا و آمریکای شمالی به عنوان مخاطبان این پیام، اشاره کرده و حرکت خلاقانه ایشان در کاربست مولفه های قدرت نرم و دیپلماسی عمومی و همچنین آغاز گام نهادن جمهوری اسلامی ایران در مسیر تغییر جایگاه از قدرتی منطقه ای به قدرتی جهانی در هندسه نوین قدرتی که در حال شکل گیری است، به عنوان برخی از اهداف غیر اعلامی این نامه را تشریح خواهیم نمود.

 

چرایی نگارش نامه در این مقطع زمانی

نگارش این نامه توسط معظم له در این مقطع زمانی حکایت از درایت ایشان دارد. چرا که در این برهه زمانی به اذعان بسیاری از اندیشمندان، نظم ناعادلانه ایجاد شده بوسیله نظام سلطه که قرار بود جهان را مطیع لیبرال دموکراسی غربی قرار دهد، در حال رنگ باختن است و هندسه قدرت جهان در حال تغییر می باشد.

امروزه به دلیل آنکه جامعه آرمانی نظام لیبرال دموکراسی، بر پایه جهان بینی مادی شکل گرفته است پاسخی برای فطرت حقیقت جوی اذهان بیدار در جوامع غربی ندارد و همین امر سبب بحران هویت و به پوچی رسیدن نسلی است که در عصر ارتباطات و همه گیری رسانه های نوین، بیش از پیش حقیقت و عدالت را جستجو کرده و از انحطاط حاکم در جوامع غربی به تنگ آمده و بیشتر از هر زمان دیگری نیاز به اخلاق و انصاف را در خود احساس می کند.

از سوی دیگر تحولات حادث شده در مناطق مختلف جهان، نیز بسیاری از ملل جهان را به سمتی سوق داده است که از فضای پر زرق و برق، ولی پوشالی نظام لیبرال دموکراسی به ستوه آمده و از شعارهای پرطمطراق و فریبکارانه نظام سلطه که بذر ناامنی و خشونت افسار گسیخته، فقر و عقب ماندگی را در این مناطق برای حفظ منافع خود و استثمار سایر ملل می پراکند، دلزده و خسته شده است. این موارد همگی حاکی از آن است که پارادیم لیبرال دموکراسی و نظم ناعادلانه شکل گرفته بر اساس آن در سراشیبی سقوط قرار گرفته و جهان در مرحله گذر از یک پیچ تاریخی بزرگ می باشد و زمینه برای تغییر و جایگزینی پارادایمی که بتواند به این کاستی ها پاسخ دهد، بیشتر از هر زمان دیگری مهیا شده است.

 

دلایل انتخاب جوانان به عنوان مخاطب

تردیدی نیست که اذهان و فطرت حقیقت جو و رهایی از بحران هویت مولود نظام سلطه، در بین اقشار مختلف جوامع غربی، بیشتر از همه دغدغه قشر جوان آن جوامع می باشد. جوانانی که برای رسیدن به واقعیت ها و دسترسی به علم واقعی همت می گمارند و روح تلاش و روحیه مقابله با ظلم و ستم و همچنین ایستادن در برابر زورگویی، از مولفه های رفتاری آنان است و نسبت به سایر اقشار جامعه نیرو و انرژی بالاتری برای تحقیق و تفحص در شبهات و رهایی خود از تار و پودهای تصنعی ایجاد شده نظام لیبرال دموکراسی دارند. همچنین جوانی سن مطالبه گری است و ذات انسان نیز چندان آلوده نشده است که امکان تغییر نداشته باشد. از سوی دیگر جوانان هر کشور نیروهای صادق تری هستند و محافظه کاری کمتری دارند و به دنبال حق و حقیقت می گردند و از ظرفیت بیشتری برای ایفای نقشی تاریخ ساز برخوردارند.

در این نامه دولتمردان و سیاستمداران غربی مخاطب قرار نمی گیرند چرا که شرط بقا، ماهیت وجودی و ادامه حکمرانی آنها از بطن مفروضات همان لیبرال دموکراسی برآمده است و لذا ماندگاری قالب های موجود و ساخته شده کنونی، بدیهی ترین و اصلی ترین خواسته این دولتمردان می باشد که تنها بوسیله این چارچوب های ساختگی است که بستر دستیابی آنان به رئوس قدرت فراهم شده است.

مقام معظم رهبری با اشراف به این موضوعات و اینکه هر گونه تغییر و تحول در کشورها از سوی مردم صورت می گیرد و موتور محرک مردم و آینده سازان جوامع، نیز قشر جوان هستند، به نگارش نامه خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی پرداخته اند. جوانانی که در صورت رهایی از مرزها و فضاهای تصنعی ایجاد شده توسط گفتمان لیبرال دموکراسی و امپراتوری رسانه ای نظام سلطه، می توانند در بیدار سازی و آگاهی بخشی عمومی جامعه خود، نقش چشمگیری داشته باشند.

در حالی که ملل جهان روز به روز از نظم ناعادلانه موجود به تنگ آمده و ادامه وضع موجود بیش از پیش هزینه هایی را به نظام سلطه وارد می کند، هندسه نوین قدرتی در جهان در حال شکل گیری است که نوید شکل گیری نظمی نوین را می دهد و جمهوری اسلامی ایران نیز برای تبدیل شدن به قدرتی جهانی در نظم جدید نیازمند الزاماتی اساسی است که مهمترین آن جنبه نرم افزاری قدرت می باشد.

 

بکارگیری دیپلماسی عمومی و مولفه های قدرت نرم

پایان جنگ سرد و گسترش فناوری اطلاعات، موجب شکل‌گیری مولفه‌های نوینی در عرصه روابط بین‌المللی شد. یکی از این مولفه‌ها، تغییر در مناسبات میان کشور‌ها به‌خصوص در حوزه‌های ارتباطی بود. بر این اساس، طی سال‌های گذشته، شکل نوینی از قدرت به‌وجود آمده که تحت عنوان قدرت نرم شناخته می‌شود. در این بین یکی از ارکان اصلی قدرت نرم، دیپلماسی عمومی است که در سیاست خارجی کشور‌ها از جایگاه و اهمیت والایی برخوردار است. کتاب فرهنگ اصطلاحات روابط بین المللی که به وسیله وزارت امور خارجه آمریکا منتشر شده است دیپلماسی عمومی را برنامه‌های مورد حمایت دولت تعریف کرده است که با هدف اطلاع رسانی یا تاثیر گذاری بر افکار عمومی در کشورهای دیگر انجام و شامل انتشارات، تصاویر متحرک، مبادلات فرهنگی، رادیو وتلویزیون می‌‌شود. هدف اصلی دیپلماسی عمومی، استقرار و استمرار روابط طولانی‌مدت فرهنگ، ارزش‌ها و سیاست‌های یک نظام سیاسی با سایر جوامع است. [1]

دیپلماسی عمومی از طریق افکارسازی می کوشد تا قدرت رقابت کشوری را در صحنه بین المللی افزایش دهد، زیرا این افکار عمومی است که جهان قدرت را می سازد و آن را هدایت و رهبری می کند. بنابراین تاثیرگذاری بر افکار عمومی ملت ها به معنای قدرت بیشتر و نفوذ بی هزینه تر می باشد.

امروزه رسانه به عنوان یکی از منابع مهم قدرت نرم به شمار می آید و قدرتها در پی این هستندکه بهره گیری خود را از رسانه ها افزایش دهند. قدرت نرم بیشتر ناظر بر ابعاد فرهنگی، روانی و اطلاعاتی است. در این نوع قدرت، به جای تصرف و تسلط سرزمین‌ها و یا دولت‌‌ها، تصرف ذهن ‌ها و قلب‌ ها مد نظر قرار می گیرد.

با بیان این نکات باید گفت که نظام سلطه برای دستیابی به نظم ناعادلانه مدنظر خود از رسانه به عنوان مهم ترین ابزار قدرت آفرین در دنیای کنونی نهایت بهره را برده و با ایجاد هژمونی رسانه ای، تلاش نموده به اشکال گوناگون و با نگاهی از از بالا به پایین، فرهنگ و ارزش های دیگر جوامع بالاخص ملت هایی که در پرتو گفتمان متعالی اسلام ساختارها، مولفه ها و منافع آن را به چالش کشیده اند را به ورطه نابودی و استحاله بکشاند. از اینرو ضمن بهره گیری از رسانه های سنتی، به شکل بی سابقه ای به ایجاد و استفاده از رسانه های نوین و فضای مجازی برای رسیدن به این اهداف مبادرت نموده است.

با توجه به اینکه نظام سلطه در خصوص رسانه های سنتی از توان بالایی برای سانسور مطالب مغایر با خواسته ها و اهداف خود برخورداراست، مقام معظم رهبری با شناخت دقیق نسبت به قابلیت‌ها و ظرفیت‌های نسل جدید فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات و همچنین ابعاد نرم افزاری قدرت، در حرکتی هوشمندانه تهدید نظام سلطه را به فرصت تبدیل نمودند و با استفاده از ابزار خود آنها و از همان راهی که به نظر می رسید نقطه قوت غرب برای هدایت افکار و اذهان ملل دیگر به سمت اهداف مطلوب خود باشد، وارد شده و همانند همیشه در بسط گفتمان فراگیر انقلاب اسلامی در این زمینه نیز پیشقدم شدند و با درایت و کمترین هزینه، زمینه های اضمحلال انگاره های ساختگی نظام سلطه که سالها برای تثبیت آن تلاش شده است، را بیش از پیش فراهم ساختند.

رهبر معظم انقلاب با ابتکار عمل و بهره گیری از قدرت و نفوذ فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و با متنی شیوا و ساده، یکبار دیگر به بسیاری از منتقدین داخلی و خارجی و همچنین دوستداران نظام و انقلاب نشان دادند که قدرت نظام سلطه برساخته ای پوشالی بیش نیست و انقلاب اسلامی ایران در سالهای پایانی دهه چهارم از عمر خود به آنچنان بالندگی رسیده است که می تواند رشته های پوسیده نظم ناعادلانه جهانی را از طریق مولفه های نرم افزاری قدرت خود به آسانی به چالش بکشد. همچنین این امر می تواند به عنوان الگو و چراغ راهی برای بهره گیری هدفمند و فعالانه تر سایر نهادها و سازمانهای متولی از این ظرفیت، در سایر زمینه هایی که جمهوری اسلامی ایران بدان نیازمند است، مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال برهم زدن فضای منفی علیه موضوع هسته ای و مقوله ایران هراسی در غرب، می تواند مدنظر مسئولین قرار گیرد.  

کاربست دیپلماسی عمومی و توجه به بعد نرم افزاری قدرت در قرن کنونی توسط عالیترین مقام جمهوری اسلامی ایران نشان از آن دارد که ارتباط بدون واسطه با ملتها می تواند بسترهای مناسب برای آشنایی جوانان غربی با اصول گفتمان انقلاب اسلامی فراهم ساخته و آنان ر ابه این فهم برساند که لازمه آشنایی با یک تفکر و فرهنگ، بهره گیری از  منبع و مصدر اصلی آن است. از این طریق است که می توان امید داشت حصارهایی که توسط رسانه ها به دور جوامع و ملل غربی خلق شده است و برای تداوم حاکمیت و قدرت نظام سلطه بر جهان، حقیقت را بصورت مخدوش شده و نادرست به آنان ارائه می دهند، از بین رفته و با تبیین و تشریح صحیح واقعیت ها، بحران درونی بی اعتمادی به این نظم ساختگی و دروغین در جوامع غربی را ایجاد نمود.

 

گام برداشتن در راستای ارتقا جایگاه قدرت کشور به سطح جهانی

شکی نیست که تمامی کشورها مایل هستند که به جایگاه قدرت جهانی دست یابند لیکن قصد و اراده جهت رسیدن به این جایگاه نیازمند آن است که با رویکردی اقناعی به ترویج ارزش ها و اهداف خود در اذهان و قلوب جوامع هدف اهتمام ورزند و سیاستی جهانشمول پیشه کنند که در شرایط پیچیده کنونی این امر تنها بوسیله برنامه ریزی مناسب کوتاه مدت و بلند مدت در استفاده از ابزارهای قدرت نرم، محقق می شود.

همانگونه که در سطور فوق ذکر شد امروزه قدرت نرم کشورها در کنار سایر ابعاد قدرت، می تواند در تعیین جایگاه کشورها در نظم نوین پیش رو که هر روز بر پیشرفت های تکنولوژیک و ارتباطی آن افزوده می شود، نقشی اساسی داشته باشد. جمهوری اسلامی ایران که امروز علیرغم همه موانع و سنگ اندازی های نظام سلطه و متحدین منطقه ای آن، به قدرت مسلط منطقه غرب آسیا تبدیل شده است در راستای بسط تمدن اسلامی و پی ریزی نظم عادلانه و اخلاق محور مدنظر خود و دستیابی به جایگاه قدرت جهانی، ناگزیر است که به تولید محتوا متناسب با اهداف گفتمان انقلاب اسلامی و انتقال آن به جوامع هدف در سطح جهان اقدام نماید امری که مقام معظم رهبری گام اولیه آن را با زمان سنجی ظریف خود و با ارسال نامه به جوانان جوامع غرب بنا نهادند.

پیروزی انقلاب اسلامی نویدبخش یک نظام اجتماعی عدالت محور و خدامحور در جهان مدرن بود و جمهوری اسلامی ایران توانست طی 36 سال گذشته با پایه های ادعایی تمدن غرب و نظم ناعادلانه برآمده از آن مقابله کند. نظام سلطه با انگاره سازی و دگر سازی از اسلام و ایران فضایی را علیه ملت مسلمان ایران در جهان ایجاد کرده است تا از این طریق بتواند سیاست های استعماری خود را در منطقه استراتژیک غرب آسیا به پیش برد. اما در مقابل جمهوری اسلامی ایران توانست با تلفیق موفق دین و سیاست، خود را به عنوان بازیگری تاثیر گذار در این منطقه مطرح کرده و قدرت تمدن ساز خود را به رخ کشورهایی بکشد که با برخورداری از حمایت های گسترده غرب و آمریکا، حتی نتوانسته اند نسبت به ادامه حکومت های ارتجاعی خود اطمینان حاصل نمایند. این در حالی است که ایران اسلامی با اتکا به توانمندی های داخلی خود و مقبولیت گفتمان سیاست خارجی اش نزد ملل دیگر توانسته خود را به عنوان قدرت برتر منطقه به نظام سلطه و متحدین منطقه ای آن تحمیل کند، قدرتی که بدون حضور و اراده آن هیچ یک از مسائل و مشکلات منطقه منتج به نتیجه نمی شود.

در حالی که ملل جهان روز به روز از نظم ناعادلانه موجود به تنگ آمده و ادامه وضع موجود بیش از پیش هزینه هایی را به نظام سلطه وارد می کند، هندسه نوین قدرتی در جهان در حال شکل گیری است که نوید شکل گیری نظمی نوین را می دهد و جمهوری اسلامی ایران نیز برای تبدیل شدن به قدرتی جهانی در نظم جدید نیازمند الزاماتی اساسی است که مهمترین آن جنبه نرم افزاری قدرت می باشد.

 

فرجام سخن

حرکتی را که رهبر معظم انقلاب با شناخت و درک شرایط کنونی آغاز نموده اند از آن جهت حائز اهمیت است که از طریق شکستن فضای روانی و مصنوعی حاکم در غرب، زمین بازی را به نفع ما تغییر می دهد و در افق آن، نگاه به ایفای نقش به عنوان قدرتی جهانی نهفته است. لذا ضروری است که مسئولین و سایر نهادها و سازمان های دست اندرکار با برنامه ریزی و نیاز سنجی مناسب این راه را ادامه داده تا بتوان در آینده ای نزدیک به این مهم دست یافت.

 

پی‌نوشت:

[1] U. S. Department of State, Dictionary of International Relations Terms,1987, p.85.

منبع: برهان